صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۳ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

آسیب های معارف در افغانستان

-

 آسیب های معارف در  افغانستان

اهمیّت و تأثیرگذاری آموزش و پروش در یک جامعه تا بدانجاست که جامعه شناسان معتقدند، بنیاد هرگونه تحوّل و تغییرات مهم و ماندگار را باید در جامعه‌پذیری افراد جستجو کرده و باید در مکاتب و حتی آمادگی‌ها، پی‌ریزی و تهداب گذاری گردد. نقش نهاد آموزش و معارف در کنار نهاد خانواده، در جامعه‌پذیری و اجتماعی کردن، افراد تعیین کننده و بی‌بدیل است. خوشبختانه در طول ۱۷ سال گذشته، یکی از بخش‌های که در افغانستان، رشد چشم‌گیر و قابل ملاحظه‌ای داشته‌ معارف و در مجموع بخش آموزش است که در سطح معارف، تحصیلات نیمه‌عالی و تحصلات عالی، گسترش روز افزون و امیدوار‌کننده‌ای داشته است و هنور هم دارد. ایجاد مکاتب خصوصی، پدیده جدید و مبارکی بوده است. هر جا که معارف و مکاتب دولتی کوتاهی کرده و دستش به آنجا نرسیده، پا پیش گذاشته و تاحدی، آن نقصیه و مشکل را جبران کرده است.
رشد و گسترش معارف در مجموع و مکاتب خصوصی به طور خاص، تنها جنبه مثبت این قضیه است اما این موضوع، جنبه‌ای دیگری نیز دارد و آن وضعیت وخیم و بیماری نگران کننده و زیانبار نظام معارف در کشور است. از دید جامعه‌شناختی، هر جامعه برای تداوم و بقای خود نیازمند برآوردن نیازهای بنیادی و حیاتی (تداوم نسلی، تأمین معیشت، تنظیم روابط، آموزش نیرو کار و معنا دهی به زندگی) خود می‌باشد که از طریق نهادهای پنج‌گانه خانواده، آموزش، سیاست، اقتصاد و حکومت تأمین می‌گردد. به عبارت دیگر، نظام اجتماعی کل و جامعه، متشکل از چندین خرده نظام است که برای سالم بودن و کارایی لازم، نیاز است که خرده‌ نظام‌های جامعه نیز هر کدام کارکرد و کارایی های مورد انتظار خود را داشته باشد. کارا نبودن و یا از دست‌دادن کارایی یک خرده نظام، باعث اخلال در خرده نظام‌های دیگر شده و در نهایت کل جامعه را به عنوان یک سیستم نیز متأثر و متضرر می‌سازد.
جامعه‌شناسان کارکردهای ذیل را برای نهاد آموزش برشمرده اند:
1. تعلیم و تربیه نیروی کار ماهر و متخصص مورد نیاز جامعه
2. نهادینه کردن فرهنگ و انتقال ارزش‌ها، هنجار و احترام به قواعد و قوانین جامعه
3. ایجاد یک جامعه یکپارچه و تقویت ارزش‌های ملّی و هویت مشترک
واضح است که آموزش در افغانستان در هر سه عرصه، ناکام و ناکارا بوده است. معارف در افغانستان نه وفاق و یکدلی در جامعه ایجاد کرده است و نه توانسته که در جامعه پذیری و انتقال ارزش‌های فرهنگی جامعه به نسل بعدی توفیق چندانی داشته باشند. از همه بدتر، متاسفانه معارف و مکاتب دولتی در امر تربیت و آموزش نیروی کار مورد جامعه نیز ناکام و ناکارآمد بوده است. براساس تحقیقات انجام شده، عدم درک و دریافت محتوای یک قصه کوتاه در صنف ششم مکاتب دولتی، پدیده فراگیر است و حتی بعضی از معلمین این صنف‌ها نیز شامل موضوع باشند!
بازار پر رونق مکاتب خصوصی در افغانستان و به خصوص شهرهای بزرگ کشور، نشان از بیماری و عدم کارایی مکاتب دولتی دارد. طبق آمارهای سال قبل، بیشتر از ۸۰۰ مکتب خصوصی در کشور، مشغول فعالیت می‌باشد. با توجه براینکه در افغانستان بیشتر از ۵۰٪ مردم زیر خط فقرند و اوضاع بدی اقتصادی هر روز بد و بدتر می‌گردد، گسترش روز افزون مکاتب خصوصی، شاهدی بر این مدعاست. اکثر مردم ناچارند به منظور دسترسی به آموزش بهتر، عطای تحصیل مکاتب رایگان دولتی را به لقایش ببخشد و با همه فقر و نداری، هزینه‌های تحصیل در مکاتب خصوصی را پرداخت نمایند. جالب‌تر آنکه خیلی از مکاتب خصوصی به شدت تازه‌کار، دچار کمبود امکانات است و اکثراً دارای معلمین بی‌تجربه و نوفارغ می‌باشد اما مشکلات مکاتب دولتی چنان عیان و فراگیر شده است که اکثر مردم مکاتب خصوصی را بر مکتب‌های دولتی ترجیح می‌دهند.
سرنوشت آینده کشور چه بخواهیم یا نخواهیم در مکاتب و معارف رقم می‌خورد. نظام معارف افغانستان به شدت علیل و بیمار است. به نظر می‌رسد که هنوز وخامت وضعیت معارف و پیمامدهای ویران‌کننده معارف در افغانستان حتی برای مقامات عالی حکومت به درستی درک و شناخته نشده است و از همین جهت، کسی در صدد حل این قضیه نیز نمی‌باشد. توقع این است که بیشتر از این، سرمایه‌های مادی و انسانی مملکت به هدر نرود تا خیلی دیر نشده کاری باید کرد! پیشنهاد می‌شود، هرچه زودتر شورای عالی معارف و تحصیلات، متشکل از افراد متخصص و دلسوز ایجاد گردد تا بیش از این به بیراهه نرویم. به قول معروف، جلو ضرر را از هرکجا بگیرد، فایده است.

دیدگاه شما