صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۳ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

راه دشوار صلح در افغانستان

-

 راه دشوار صلح در  افغانستان

جنگ افغانستان طولانی‌ترین نبرد تاریخ ایالات‌متحده به شمار می‌رود که در آن هزینه هنگفت انسانی و مالی را متقبل شده است. نومحافظه کاران دوران بوش ازجمله دیک چینی و رامسفلد بر این بودند که گروه تروریستی القاعده و طالبان را می‌توان صرفاً با به‌کارگیری قدرت نظامی از صحنه افغانستان نابود نمود. این پنداره نومحافظه کاران را می‌توان ناشی از پیروزی سریع آن‌ها علیه عراق در 1991 و تک‌قطبی شدن جهان در آن دوران دانست که رویکرد واقع‌گرایانه (قدرت محور) را در سراسر جهان تقویت بخشیده بود. بعد از سال‌ها نبرد خونین در افغانستان، بسیاری از استراتژیست های آمریکایی بر این هستند که تنها واقع گرایی نمی‌تواند منازعه افغانستان را تحلیل نماید و از همین رو برای خاتمه بخشیدن به منازعه افغانستان رویکرد صرفاً نظامی تنها باعث طولانی‌تر شدن جنگ و هدر رفتن امکانات مالی است. تقویت یافتن ابعاد سازه انگارانه جنگ در افغانستان باعث شده است که حتی در میان متفکران نظامی و سیاسی جهان که چگونه در افغانستان صلح پایدار برقرار می‌گردد، اتفاق‌نظر شکل نگیرد. ناهماهنگی بین‌المللی را می‌توان در موضع‌گیری‌های متحدان افغانستان به‌وضوح دید. اتحادیه اروپا در مسأله صلح افغانستان مخصوصاً بعد از این که گفتگوهای صلح میان ایالات‌متحده و طالبان شدت گرفته است، سکوت پیشه نموده و صرفاً به‌کلی گویی و دفاع از ارزش‌های دموکراتیک به‌صورت لفظی پرداخته است. موقف ایالات‌متحده در قبال صلح با طالبان که در زمان بوش پسر این گروه تروریست قلمداد می‌شدند، متناقض است. مسأله ای که در این مورد مطرح می‌شود این است که موقف گیری متناقض ایالات‌متحده در قبال مصالحه با طالبان و حفظ ارزش‌های دموکراتیک چه تأثیری بر روند گفتگوهای صلح و برقراری امنیت در افغانستان برجا می گذارد؟
بعد از کش‌وقوس‌هایی که میان مشاور شورای امنیت ملی افغانستان با نماینده ویژه ایالات‌متحده در مورد صلح افغانستان به وقوع پیوست، تنش‌هایی را میان دو کشور به وجود آورد که گویا دولت آمریکا قصد دارد حکومت افغانستان را به حاشیه براند و زمینه‌های توافق میان آمریکا و طالبان تسهیل شود. سفر اخیر زلمی خلیلزاد به کابل نشان از بهبود روابط میان واشنگتن و کابل دارد. سفر نماینده ویژه ایالات‌متحده به کابل و دیدار وی با رهبران حکومت افغانستان می‌تواند زمینه‌های هماهنگی میان این دو کشور را در گفتگوهای صلح با طالبان فراهم نماید اما موضع‌گیری‌های زلمی خلیلزاد می‌تواند باعث واگرایی در موضوع صلح افغانستان و تشجیع طالبان در افغانستان توأم با فعالیت‌های تروریستی شود. اخیراً خلیلزاد اظهار داشته است که ملا برادر فرد شماره دو طالبان یک شخص وطن‌پرست است. شاید منظور خلیلزاد از این موضوع تشویق طالبان به گفتگوهای صلح باشد و یا هم‌کسب مشروعیت و وجهه بین‌المللی برای طالبان در نزد افکار عمومی باشد. در عین زمانی که خلیلزاد از رهبر شماره 2 طالبان تمجید می‌نماید، سخن از حفظ ارزش‌های دموکراتیکی که طی هجده سال گذشته به‌دست‌آمده است بیان می‌دارد. این رویکرد متناقض خلیلزاد می‌تواند در چند مسأله اساسی درروند گفتگوهای صلح و تداوم خشونت‌ورزی گروه تروریستی طالبان نقش داشته باشد:
الف- مشروعیت بخشی به فعالیت‌های تروریستی: طالبان در سال‌های گذشته اعم از دوران حکومتشان (1995-2001) و هم در دوران که به‌عنوان مخالفان مسلح دولت افغانستان شناخته شدند به فعالیت های دست یازیدند که در ذیل فعالیت‌های تروریستی شناخته می‌شوند. تخریب منابع و ارزش‌های ملی یکی از نمونه‌های است که این گروه بارها به آن مبادرت نموده است. تخریب باارزش‌ ترین نمادهای فرهنگی افغانستان و حتی کل بشریت (صلصال و شهمامه) یکی از زشت‌ترین کارهای این گروه تروریستی بود که در سال 2000 انجام شد. طالبان از فعالیت همچون ارعاب غیر نظامیان، منفجر نمودن زیرساخت‌های ملی مانند جاده‌ها، مکاتب، شفاخانه ها و سایر اماکن بی‌طرف و غیرنظامی استفاده نمودند که هدف اصلی‌شان تحت‌فشار قرار دادن حکومت و ارعاب غیرنظامیان در راستای اجابت خواست‌های تروریستی‌شان بود.
ب- تداوم بخشی به خشونت‌ها در افغانستان: اظهارات خلیلزاد مبنی بر تمجید رهبران طالبان بیانگر این موضوع است که آمریکا به‌صورت غیرقانونی و غیر مشروع به نبرد با طالبان و القاعده در افغانستان پرداخته است. همیشه از خواسته‌های اصلی طالبان این بوده است که خود را به‌عنوان قهرمانان میهن نزد افکار عمومی جا دهند و تلاش نمودند که در ذهن مردم افغانستان خود را این‌گونه جلوه دهند که گویا آن‌ها ملی‌گرایانی هستند که برای دفاع از تمامیت ارضی کشور می‌جنگند و آن‌ها پاسداران اصلی کشورند. طالبان چه به لحاظ نظری و چه به لحاظ عملکردی در نقطه مقابل مردم و دولت افغانستان قرار دارند. هرگاه به میهن‌پرستی طالبان و مشروعیت آن‌ها اقرار شود این مسأله به معنای غیر مشروع بودن اکثریت مردم افغانستان و حکومتی است که طی نزدیک به دو دهه در افغانستان بر سر قدرت بوده است.
ج-بی پناهی ارزش‌های دموکراتیک و حقوق بشر: هرچند گاهی خلیلزاد از حفظ ارزش‌ها و دستاوردهای هجده‌ساله افغانستان سخن رانده است اما اظهارات اخیر وی مبنی بر تعریف و تمجید از رهبران گروه تروریستی طالبان که در ضدیت مستقیم باارزش‌های انسان مدرن و حقوق بشر قرار دارد، به معنا انکار و طرد ارزش‌های دموکراتیک و حقوق بشر است. طالبان با توجه به ایدئولوژی که دارند حقوق بشر و دموکراسی را از بنیاد قبول ندارند و این به معنای تفکر قرون‌وسطایی آنهاست که هیچ معیاری دیگر را جز تئوری غلبه و زور که همانا به‌کارگیری خشونت عریان است نمی‌شناسند.
د- قربانی سازی اقشار آسیب‌پذیر: ایالات‌متحده در سیاست اعلامی خود از زمان بوش پسر تا دوران اوباما و کمتر در زمان ترامپ بیان داشته است که این کشور در تلاش برای برقراری امنیت، دموکراتیک سازی نظام سیاسی، حمایت از حقوق زنان و اقلیت‌ها و توسعه اقتصادی و اجتماعی در افغانستان است. بعد از سال‌ها نبرد میان نیروهای نظامی افغانستان و ایالات‌متحده ازیک‌طرف و نیروهای طالبان و حامیان تروریستی آن‌ها از سوی دیگر، افغانستان نه‌تنها به مرحله کمال مطلوب نرسیده است بلکه در برخی حوزه‌ها عقب‌گرد داشته است. زنان در این کشور هنوز از آسیب‌پذیرترین اقشار اجتماعی در این جغرافیا است، اقلیت‌های دینی و قومی هنوز به خاطر تبعیض و تعصبات قومی-نژادی حاکم بر جغرافیای افغانستان در رنج هستند و هنوز این امکان وجود دارد که بار دیگر کشور به پناهگاه امن تروریسم در منطقه و جهان تبدیل شود. مواد مخدر به‌عنوان یکی از خطرات بالقوه بی‌ثباتی منطقه در افغانستان بیداد می‌کند. هرگاه ایالات‌متحده بدون در نظر داشت این مسائل با طالبان به مصالحه دست بزند، افغانستان نه‌تنها دستاوردهای چند سال اخیر را از دست می‌دهد بلکه در شرایط بدتر از دهه 90 قرار خواهد گرفت که جنگ داخلی، ازسرگیری قتل‌عام ها و نابودی مطلق کشور را در پی خواهد داشت.

دیدگاه شما