صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۲۷ سرطان ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

تقابل دموکراسی با رادیکالیسم

-

تقابل دموکراسی با رادیکالیسم

اسلامیت و جمهوریت نظام سیاسی افغانستان  از مفاهیم بنیادین  و جزء قاعده ی  آمره ی  تغییر نا پذیز حقوق  و از ارکان   اساسی نظام سیاسی  این کشور محسوب  می گردد.  اسلامیت نظام سیاسی  این کشور، ریشه در باورهای فکری  و اعتقادی  ملت افغا نستان دارد  از این جهت است که ماده  سوم قانون اساسی کشور  بر تقدم  ارزشهای مذکور  بر سایر  قوانین تأکید می نماید،  اسلامیت نظام سیاسی کنونی افغانستان از نوع  اسلامیت  منعطف و معتدل  است  که ظرفیت سازگاری  با پدیده های جدید و مقتضیات زمانه را دارد، بنابر این؛  نظام سیاسی  این کشور با  مفاهیم مانند  دموکراسی، اقتصاد بازار محور، مفاهیم جهانی شدن، ارزشهای  حقوق بشری، حضور و نقش زنان، آزادی بیان و رسانه ها و سیاست خارجی باز  و روابط بین الملل  مبتنی بر همکاری متقابل  هیچ نوع  تعارض  و تقابل  بنیادین  ندارد. اما نظام سیاسی  فعلی افغانستان  با تفکر و قرائت های  بنیاد گرایانه،  مطلق اندیشانه  و رادیکالیسم افراطی که امروزه یکی از چالشهای نظام بین الملل و افغانستان را شکل می دهد  تقابل  اساسی  و بنیادین  دارد از همین جهت است که افغانستان  به عنوان قربانی اصلی این طرز تفکر،  هزینه ی  سنگین بیش از دو دهه  مبارزه و جنگ  را در برابر  این پدیده ی شوم  می پردازد. با کمال تأسف؛  مبارزه بین الملل در برابر   تفکر رادیکالیسم  افر اطی  و یا تروریزم بین المللی، بنیادین و  استراتژیک نیست صرفاُ جنبه ی شعاری دارد،  قدرت های تأثیر گذار در روابط  و سیاست بین الملل،  به پدیده ی تروریزم و رادیکالیسم اسلامی نگاه استراتژیک ندارند  و به  این پدیده ی شوم  به عنوان  فرصت و چالش  نگاه می نمایند و نگاه دو وجهی دارند، برخی از قدرت های جهانی  گاهی از رادیکالیسم  اسلامی به حیث ابزار سیاسی  در جهت  سیاست خارجی پنهان شان  برای فشار آوردن  یا رقابت با  رقیبان سیاسی  شان استفاده  می نمایند، بر این اساس  است که گاهی رادیکالیسم  اسلامی  در پوشش گروه های تروریستی به حیث  یک پروژه و یک  فرصت سیاسی  برای  قدرت های مذکور محسوب می شوند  و آنها اراده نابودی و بر چیدن  ریشه های گروه های  تروریستی  را ندارند. فقط  با سیاست،  بازی موش و گربه  به نحوی  به تدوام حیات سیاسی  آنها کمک می نمایند، هر زمانیکه گروه های تروریستی در برابر منافع قدرت های بزرگ جهانی  چالش زا شوند با آنها بر خورد  جدی می کنند اما زمانیکه  احساس  خطر  رادیکالیسم  افراطی در قبال منافع ملی قدرت های مذکور وجود نداشته باشد یا کمتر باشد به این  پدیده  به عنوان یک فرصت می اندیشند ، بنابر این؛ تازمانیکه نگرش  دو وجهی(فرصت و چالش) بودن  نسبت به  رادیکالیسم  یا تروریزم بین المللی  برخی قدرت های جهانی و منطقه ای تغیر نکند و  به نگرش یک وجهی( چالش بودن رادیکالیسم اسلامی)  تبدیل نشود، پدیده ی مذکور به عنوان  یک معضل بین المللی به حیات سیاسی  و فرهنگی خودش ادامه خواهد داد.  نظام سیاسی در حال گذار  افغانستان نظر به مبانی سیاسی و حقوقی که دارد به هیچ وجه با رادیکالیسم افراطی ساز گاری ندارد، جمهوریت این نظام مبتنی بر اراده و رضایت مندی مردم است،  ذهنیت و افکار عمومی  مردم افغا نستان تحت هیچ نوع شرایط،  پذیرش نظام  رادیکالسیم  امارتی، استبدادی و تمامیت  خواه را  ندارد،  به نظر می رسد مردم  افغانستان  از عصر استبداد  و تمامیت خواهی عبور کرده اند و به گذشته ی استبدادی بر نمی گردند، شاید منافع سیاسی  فعلی برخی از کشورهای خارجی  متحد افغانستان در  موجودیت  یک دولت رادیکال در این کشور تأمین شود  و ضمانت های داده شود که منافع آنها مورد تهدید قرار نگیرد اما  آن طرف سکه منافع مردم افغانستان است که در سایه یک نظام سیاسی رادیکالیسم  افراطی و وابسته به پاکستان یا هر کشور خارجی دیگر هر گز تأمین نمی گردد. رسمیت بخشیدن و بها دادن به گروه های رادیکالیسم افراطی در افغانستان یک اشتباه استراتژیک دیگری است که ایالات متحده آمریکا در سیاست خارجی  کشور شان در قبال مسائل افغانستان مرتکب می شود. امید است که سیاستمداران آمریکا  در این  آزمون  دشوار سیاسی در پروسه صلح افغانستان  بین ارزشهای انسانی و حقوق شهروندی مبتنی بر دموکراسی  و  دیدگاه رادیکالیسم اسلامی، انتخاب  درست  و منطقی داشته باشند.

دیدگاه شما