صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۳ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

سرنوشت صلح در گرو همسویی کابل، واشنگتن و اسلام آباد

-

سرنوشت صلح در گرو همسویی کابل، واشنگتن و اسلام آباد

در نوشته های قبلی خود گفته بودم، تا زمانی‌که سائر کشورها به شمول طالبان در محوریت دولت افغانستان وارد مذاکرات صلح نشوند مورد قبول مردم افغانستان نیست؛ زیرا نظام فعلی مربوط شخص نمی‌شود؛ بلکه استقرار و حفظ آن به قیمت خون هزاران شهید اعم از نیروهای نظامی، ملکی و بزرگان مردم افغانستان سرمایه گذاری شده است که نمی توان به بهانه صلح و ثباتی که هیچ مشخصه و تعریف دقیق و واضح از آن برای مردم ارائه نشده است، نظام قربانی گردد؛ استقرار صلح و ثبات آرزوی هر فرد این کشور است و حتی کشورهای منطقه نیز مخالف ثبات ما نیست؛ زیرا آنان نیز دورنمای آرامش خویش را در آئینه‌ی ثبات افغانستان می‌بینند؛ حتی ابرقدرت‌های جهان و منطقه در بیم و هراس اند از این‌که مبادا این کشور به لانه امن تروریستان و بنیادگرایان تند رو مبدل گردد و ثبات آنان را درکشورهای خاورمیانه و حوزه خلیج و حتی در داخل کشور خودشان تهدید نماید، این نگرانی‌ها از سال‌های دور تا کنون  استراتژیست‌های منطقه و ابرقدرت‌ها را به خود مصروف نگهداشته است و آنان ضمن ارائه طرح‌ها و پلان‌های بقای خویش در منطقه به عوامل بازدارنده و شکست بنیادگرایان نیز می اندیشند.
تاریخ به ما ثابت کرده است وقتی که روس‌ها وارد افغانستان شدند دولت آمریکا بنا بر رقابت‌های جدال آمیز و نرم، بر سر تک قطبی شدن جهان که با اتحاد جماهیر شوروی داشت به طرق مختلف از طریق دولت پاکستان تسلیحات مدرن و پیشرفته را به مجاهدین کمک می‌کرد؛ تا باعث شود که روس‌ها با شکست مواجه گردند و انتقام شکست ویتنام را از روس‌ها بگیرند و اتحاد جماهیر شوروی نیز از هم پاشید و زمینه حضور آنان در بسیاری کشورهای منطقه و جهان بدون داشتن رقیبی همانند روس فراهم گردید، دولت آمریکا در آن زمان نه تنها که کمک‌های تسلیحاتی خویش را به طور غیر مستقیم به مجاهدین می سپرد؛ بلکه در ارائه نقشه‌های معلوماتی به مجاهدین از پایگاه‌های نظامی داخل افغانستان نیز فعالیت چشم‌گیر داشتند و نقشه‌های بسیار دقیق را به جنرال اختر رئیس اداره (آی اس آی) ارائه می‌دادند و آنان ضمن پذیرش مسئولیت اکمالاتی و آموزشی مجاهدین، با جنرالان خبره و کارکشته خویش وارد افغانستان می‌شدند و مدیریت جنگ را درکنترل می گرفتند که موفقیت‌های چشمگیر کسب می‌نمودند و از این طریق شوروی و اردوی افغانستان ضربات سختی متحمل می‌شدند.
کمک‌های ممتد آمریکایی‌ها باعث شد تا روس‌ها شکست را متحمل شده و مجبور به ترک افغانستان شوند؛ ولی یاد آوری این نکته ضروری است، هنگامی که روس‌ها افغانستان را ترک نمودند آمریکا در هراس از این که مبادا کنترل افغانستان و نظام کشور در دست بنیادگرایان بیافتد کمک به مجاهدین را قطع نمود. در فقدان همکاری آمریکا با مجاهدین، آنان در حمله بالای جلال آباد شکست مفتضحانه متحمل شدند و هزاران نفر تلفات دادند که تاریخ گواه این واقعیت است.
قطع کمک آمریکا از مجاهدین بعد از روس‌ها فقط انگیزه عدم قدرت گرفتن بنیادگرایان تند رو بود که بعد ها در تفاهم با روس‌ها استراتژی خویش را مبنی بر نگهداشتن گروه‌های میانه رو و ائتلاف آنان با دولت داکتر نجیب الله معطوف داشتند؛ بنا بر این می-توان به وضوح به این نتیجه رسید که رشد بنیادگرایی از نگرانی‌های عمده ابر قدرت‌ها و بسیاری از کشورهای همسایه است که همگی در این مورد متفق اند. اکنون که چشم انداز صلح هر روز نسبت به قبل نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود، سران نظام به شمول نیروهای بین المللی باید متوجه این نکته باشند که عدم تفاهم شان بر سر تحقق این پروسه، توپ را در میدان طالبان نیاندازند و مذاکرات باید به صورت معیاری با تشریک مساعی و محوریت دولت و مردم افغانستان ضمن شور و مشوره به یک تفاهم مسالمت آمیز برسند.
محمد اشرف غنی رئیس جمهور کشور به عنوان نماینده قاطبه دولت و مردم افغانستان در همراهی با نمایند‌گان جامعه مدنی و نخبگان کشور باید دیدگاه شان در قبال صلح با دیده قدر نگریسته شود، آمریکا به عنوان شریک مبارزات ضد تروریزم نباید با ذوق زده‌گی در این پروسه تصمیم یک جانبه بگیرد، اختلافات جزیی مانع پیشروی مذاکرات صلح با محوریت افغان‌ها نگردد؛ زیرا فرد درون نهاد دولتی  به مثابه شخصی است که اراده یک جمع را نماینده‌گی می کند. اظهارات اخیر مبنی بر اینکه کلید صلح در کابل است یک ادعای بی اساس و فاقد ذره بینی است؛ افغانستان هیچگاه محور شرارت نبوده و نخواهد بود، زیرا تاریخ این مرز و بوم به همه ثابت ساخته است که مردم ما صلح دوست و طرفدار ثبات است، جنگ‌های گذشته و حال بر همه آشکار است که یک جنگ تحمیلی و به دور از خواست افغان‌هاست.
بنا براین شرکای بین المللی به رهبری آمریکا نباید تاریخ را فراموش کنند؛ توافق یکجانبه آمریکا با طالبان مبنی بر این که نباید نیروهای آمریکایی مورد تهاجم قرار بگیرد و بلافاصله توسط نماینده‌گان طالبان پذیرفته می‌شود؛ ولی آتش بس با نیروهای امنیتی افغانستان را نمی‌پذیرند بیانگر تراژیک تأسف آوری است که واضح می‌سازد طالبان از خود اختیاری ندارند و هر آنچه که در این قبال مطرح می‌شود از خواسته‌های جنرالان و مقامات پاکستانی است، کدام منطق می‌پذیرد که خون سربازان افغانستان مباح است؛ ولی از نیروهای خارجی سلامت شان تضمین می‌شود. عمیق شدن درز این شکاف‌ها تاوان سنگینی را در قبال پروسه صلح به همراه خواهد داشت، اگر به یاد داشته باشیم در اواخر حکومت آقای کرزی نیز اختلافات میان آمریکا و آقای کرزی به اوج رسیده بود؛ حتی تا مرحله‌ی رسید که آقای کرزی از امضاء پیمان امنیتی سر باز زد و سخنان داغ و آتشین علیه متحدین حکومت افغانستان به خصوص آمریکا ارائه می‌داد، در آن زمان نیز نگرانی‌های ناشی از این اختلافات به نفع کشورهای حامی طالبان به خصوص پاکستان رقم می‌خورد؛ اما نگران این مسئله و تاوان پرداز آن، کشور و مردم افغانستان بود؛ بنا بر این لابی‌های آشکار و پنهان پاکستان نباید آنقدر موفق شوند تا موازنه را به طور یکجانبه به نفع استراتژی‌های خویش سوق بدهند، آمریکا با درک این مسئله که در هر عصر و دوران چه در زمان حضور آنان و چه بعد از آن، افغانستان با ثبات و آرام می‌تواند به نفع آنان و کشورهای منطقه باشد؛ زیرا این کشور به عنوان ثقل امنیت و ثبات استراتژیک منطقوی تأثیر به سزایی در ثبات و امنیت منطقه و جهان دارد؛ هرگاه در این کشور آتش روشن شود دود و ذرات آن چشم همسایگان و کشورهای دیگر را نیز آزار خواهد داد.
عدم هماهنگی با دولت افغانستان در امر پیشبرد صلح نه تنها که موفقیت آمیز نیست؛ بلکه دامنه و زمینه‌های نارضایتی از نیروهای بین المللی را به طور چشمگیر افزایش خواهد داد، در حال حاضر تعداد و کمیت ناراضیان حضور آمریکا در کشور منحصر به بنیادگرایان و همفکران تحت حمایه پاکستان است؛ اما زمانی‌که پروسه صلح به صورت تحمیلی و به دور از محوریت افغان‌ها جریان داشته باشد، قطعا دامنه مخالفین آمریکا تا سطح توده‌های مردم و حتی کشورهای منطقه نیز وسعت خواهد یافت، عاقلانه‌ترین و عملی‌ترین راه پیشبرد مذاکرات صلح و خروج بدون دغدغه سربازان آمریکایی، نگرش همه جانبه و چند بعدی به پروسه صلح می‌باشد که طی آن، پاکستان باید قناعت داده شود که از دشمنی با مردم افغانستان دست بردارد و طالبان را مجبور به پیوستن به دولت افغانستان نماید.
تشکیل حکومت موقت و تعدیل اصول بنیادی قانون اساسی امر غیر ممکن و در تضاد با خواسته‌های مردم افغانستان است، اگر پاکستان و طالبان صادقانه منفعت خویش را در صلح می‌دانند، هیچگاه نباید از غیاب دولت افغانستان در این پروسه خوشحال باشند؛ زیرا تصمیم گیرنده نهایی آن، مردم افغانستان است و هر گونه اتخاذ تصمیم نهایی و عملی به خواست مردم اجرا می‌گردد، خارج از این امر هیچگونه مذاکره، چشم انداز صلح را به کرسی نخواهد نشاند و هر دو جناح و طرفین مذاکرات صلح توافقات شان بدون حضور دولت بر باد خواهد رفت.

دیدگاه شما