صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۲۹ سنبله ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

امتناع صلح باطالبان در غیبت حکومت ومردم

-

امتناع صلح باطالبان در غیبت حکومت ومردم

درآمد
صلح یکی مهم ترین مفاهیم ارزشمندجوامع بشری درطول تاریخ تفکر انسانی است  ازیک سو، ازسوی دیگر یکی از نیازهای دیرینه انسان ها در اعصار مختلف زندگی جوامع بوده است. به عبارت دیگر، صلح نبود جنگ و منازعه درمیان اقوام و ملل مختلف جهان بوده است. مفهوم صلح یکی ازمفاهیم بنیادین و اساسی فلسفی درحوزه های فلسفه اخلاق، فلسفه سیاست و فلسفه حقوق کارکردهای عملی در زندگی اجتماعی وسیاسی در جوامع انسانی و اخلاقی به دور از منازعه داشته است و امروزه اندیشه صلح خواهی و صلح طلبی بیش از گذشته ذهن متفکران و سیاست مداران را به خود مشغول کرده است. روند صلح به مفهوم واقعی کلمه در حیات جمعی و فردی و حیات سیاسی _اجتماعی به عنوان یک ارزش انسانی و اخلاقی وارد زیست مسالمت آمیز درکنارهم را به یکی ازگفتمان جدی ملی و بین المللی درحوزه امنیت و ثبات منطقه و جهان تبدیل کرده است. صلح و مشارکت صلح آمیز همه شهروندان، سیاست مداران، جامعه مدنی و فعالان حقوق بشر و حقوق زنان؛ بامشارکت سازنده و فعال خویش درعرصه گفتمان صلح نقش اساسی و بنیادین در امنیت و ثبات جامعه داشته است. مفهوم صلح رابطه تنگاتنگ و منطقی بامفهوم عدالت دارد، زیرا موضوع آن را عدالت تشکیل میدهد مبانی نظری وعملی مفهوم عدالت و صلح در فلسفه های مضاف مانند فلسفه اخلاق، فلسفه حقوق و فلسفه سیاست مورد بحث و بررسیقرار میگیرد. نقش و مشارکت مستقیم و حضور حکومت، شهروندان و فعالان مدنی در روند و پروسه صلح دموکراتیک لازم، ضروری و ازاهمیت بالای برخورداراست. گرچه مفهوم صلح دموکراتیک میراث متفکر و فیلسوف بزرگ آلمانی ایمانوئل کانت می باشد، اما باگذشت زمان این مفهوم صلح وارد حیات سیاسی و اجتماعی جوامع انسانی و اخلاقی شده است. از این منظر نقش و حضورهمه شهروندان در روند صلح و مشارکت آگاهانه و مسولانه نهادهای مدنی و زنان که درغیبت کامل به سرمی برد و بخش عظیم ازجامعه را تشکیل می دهد امکان گفتگوی صلح با طالبان را غیر ممکن می سازد. صلح، امنیت، عدالت، عقلانیت، دموکراسی و حفظ حقوق شهروندی همه شهروندان یک جامعه درپرتو صلح و امنیت بین الملل پایدار قابل تحقق می باشد و دردنیای معاصر گفتمان اصلی حکومت ها، فعالان جامعه مدنی، روشنفکران، آزادی خواهان، صلح طلبان و عدالت خواهان را تشکیل می دهند. درآستانه گفتگوی صلح با طالبان؛ زلمی خلیلزاد نماینده خاص آمریکا، رهبران سیاسی طالبان، احزاب و مخالفان سیاسی حکومت، حضور گسترده و فعال همسایگان افغانستان، غیبت و عدم حضور حکومت و مردم در مذاکرات صلح باطالبان در هاله ای از ابهام قرار گرفته است، یعنی حضور پنج ضلعی و مشارکت گفتمان مذاکرات صلح با گروه طالبان و غیبت حکومت ومردم افغانستان نشان واضح و پیام آشکار از امتناع گفتگوی صلح با گروه طالبان را دارد. بنا براین، صلح باگروه طالبان که ابتدایی ترین و بدهی ترین قواعد بین المللی که پیش شرط اساسی گفتمان صلح را تشکیل می دهد قبول ندارد و رعایت نمی کند دال برهمین مطلب است؛ یعنی امتناع گفتگوهای صلح بین الافغانی می باشد. این که بر اثر فشار های بین المللی و منطقه ای و کشتارهای بی حد و حصر که جان هزاران انسان اعم از ملکی، نظامی و نیروهای امنیتی و دفاعی کشور را گرفته است، تن به گفتمان صلح داده است و نادیده گرفتن تمام ارزشهای انسانی و اخلاقی که درجامعه حاکم است، نه تنها پیام صلح را در پی ندارد؛ بلکه سرآغاز بحران دیگر درجامعه افغانستانی را به دنبال خواهد داشت.         
گفتاریکم: امتناع گفتگوی صلح باطالبان
یکی از مفاهیم اساسی که محور و پایه در همه گفتمان ها میان متفکران، اندیشمندان و سیاست مداران قرار می گیرد درک مشترک از وضعیت موجود است که مورد تحلیل و ارزیابی قرار میگیرد تا زمینه فهم و مسأله مشترک را به وجود آورد. فهم و مسأله مشترک یعنی بیان گر فهم و درک متقابل محورهای گفتمان را در مورد مسأله واحد در هردو طرف مقابل گفتگو به یک موضوع مورد توافق که قرار است منتج به استنتاج نتیجه واحد شود را تشکیل می دهد. گفتمان مشترک درمیان دو جریان زمانی به وجود می آید که حداقل پیش شرط های لازم در ذهن و ضمیر هردو طرف گفتگو به عنوان موضوع مورد بحث وجود داشته باشد؛ در حالیکه گفتمان صلح باطالبان عملاً به یک بن بست سیاسی و ایدئولوژیک تبدیل شده است، در چنین وضعیت می توان از امتناع گفتمان صلح باطالبان سخن گفت. در چنین فضایی که در یک طرف گفتگوی صلح باطالبان دکتر زلمی خلیلزاد نماینده خاص آمریکا و نشست های که در کشورهای مختلف انجام داده است، درطرف دیگراحزاب و جریان های سیاسی مخالف حکومت که به هردلایلی دست شان ازغارت و ثروت ملی کوتاه شده، درطرف دیگر همسایگان افغانستان قرار دارد همه این ها درصورتی امکان پذیر می شود و منجر به استنتاج صلح میشود که طرف اصلی گفتگوی صلح باطالبان حکومت و مردم افغانستان باشد و تصمیم گیرنده اصلی درهمه نشست ها را داشته باشد، در صورتی که چنین نیست. درنشست مسکو، احزاب و جریان های سیاسی مخالف حکومت شرکت کردند و به صورت مستقیم گفتمان صلح را از زبان نمایندگان سیاسی طالبان شنیدند و پیش شرط های گفتگوی صلح باطالبان را که مطرح کردند : 1- خروج کامل نیروهای خارجی 2- حکومت اسلامی به جای  جمهوریت3- حکومت فعلی مشروعیت ندارد و دست نشانده غرب است4- قانون اساسی باید کاملاً تغییر کند چون محصول تفکرکشورهای غربی است5- حقوق زنان را درچهارچوب ارزشهای اسلامی قبول داریم. این پیش شرط های صلح را از زبان کسانی شنیدند که تا دیروز به عنوان جنایت کاران جنگی و گروه های تروریستی ضدانسانی شناخته شده بودند و بیشترین قربانی و تلفات انسانی را درحق مردم افغانستان انجام داده است و بازهم اصرار بر حملات استشهادی  می کند و خون هزاران انسانی ریخته شده را حلال و حق مسلم خویش می داند. جای تأمل و درنگ دارد که احزاب و جریان های سیاسی مخالف حکومت چگونه می تواند توجیهی برای شرکت و نشست خویش ازطرف مردم افغانستان که قربانی اصلی حملات تروریستی ضد انسانی اند را دارند؟ باهمه این فراز و فرود های موجود است که گفتمان صلح را به بن بست می کشاند و گفتمان صلح پایدار بین الافغانی را به حد امتناع رسانده است.
گفتاردوم: موانع صلح باطالبان
به صورت کلی و یک قاعده انسانی و اخلاقی؛ همه انسان ها به دنبال صلح، امنیت، ثبات، عدالت، زیست مسالمت آمیز، عدم خشونت، رعایت حقوق شهروندی، کرامت انسانی و ارزش های آزادی، دموکراسی و حقوق بشری را برای زیست بهتر و انسانی تر در جامعه انسانی و آرمانی درنهاد هرانسانی آزادیخواه و صلح طلب به ودیعه گذاشته است. این امکان ها زمان عملی و قابل تحقق است که پیش شرط ها، پیش زمینه ها و پیش فهم های آن قواعد وجود داشته باشد یاحداقل موانع کمتر برای گفتمان مشترک برای موضوع واحد مورد تفاهم و توافق نسبی صلح در اختیار هردو جانب گفتگو قابل حصول باشد؛ این حداقل وجهی مشترک است که می تواند به صورت جدی مطرح شود. درحالی که در گفتمان صلح پایدار که قرار است درافغانستان با مشارکت و حضور مستقیم حکومت؛ باگروه طالبان درجریان است نگرانیها، موانع جدی و اجتناب ناپذیری را در پیش روی صلح واقعی وجود دارد گذاشته است این موانع عبارتند از: 1- فقدان گفتمان مشترک صلح میان حکومت و گروه طالبان 2- تعدیل و تغییرکامل قانون اساسی درگفتمان صلح با قرائت طالبان 3- نظام اسلامیت به جای جمهوریت در گفتمان صلح طالبانیسم 4- رعایت حقوق زنان در قالب ارزشهای اسلامی از پیش شرط های اساسی طالبان درگفتگوی صلح -5 خروج کامل نیروهای خارجی ازافغانستان 6- فقدان مشروعیت حکومت و قانون اساسی افغانستان 7- نادیده گرفتن نزدیک به دو دهه دست آورد های نظام سیاسی، مبتنی بر ارزشهای انسانی، اخلاقی، حقوق بشری و دموکراسی درافغانستان 8- نادیده گرفتن آزادی بیان، مطبوعات، رسانه ها و شبکه های اجتماعی درسطح کشور 9- غیبت حکومت و نادیده گرفتن اراده مردم افغانستان که صاحب و مالک اصلی این سرزمین است درتمام نشست های صلح با گروه طالبان 10- حضور گسترده و فعال و دخالت آشکار همسایگان در پروسه صلح افغانستان که بیشتر طرف گروه طالبان را گرفته است تا طرف حکومت و مردم افغانستان که این نگرانیهای زیادی را در اذهان عموم مردم به وجود آورده است. بنابراین در چنین شرایط و فضای گفتمان پروسه صلح باگروه طالبان عملاً به بن بست رسیده است و امکان گفتگوی صلح بین الافغانی هم ازمالکیت حکومت افغانستان و هم از دست گروه طالبان خارج شده است و عملاً در اختیار و کنترل شرکای بین المللی و همسایگان افغانستان قراگرفته است. ازمنظرحکومت و مردم افغانستان صلح، ثبات و امنیت و عدالت یکی از اولویت های اصلی، اساسی، خواست و اراده همگانی همه شهروندان این سرزمین است، اما صلح با حفظ همه دست آوردهای نزدیک به دهه نظام سیاسی، حفظ قانون اساسی، ارزش های انسانی، اخلاقی، حقوق بشری، دموکراسی، آزادی بیان و حقوق زنان که در جامعه حاکم است را قربانی صلح گذرا و مقطع نباید کرد زیرا باتمام قواعد بازی های صلح  و عرف داخلی و بین المللی در تضاد آشکار به سرمی برد.

دیدگاه شما