صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۳ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

آزادی بیان به‌مثابه ضمانت اجرایی دموکراسی

-

آزادی بیان به‌مثابه ضمانت اجرایی دموکراسی

روز یکشنبه معاون رئیس‌جمهوری آزادی بیان را یکی از دستاوردهای مهم نظام سیاسی جدید در افغانستان خواند. مذاکراتی که میان طالبان شورشی و ایالات‌متحده در جریان است روی مسائل مهمی متمرکز است که برای ایالات‌متحده و طالبان حیاتی پنداشته می‌شوند. مذاکرات متعددی که در چند ماه اخیر روی مسأله صلح افغانستان صورت گرفته است گاهی در غیاب حکومت افغانستان برگزارشده است که این موضوع نگرانی را میان روشنفکران و کنشگران سیاسی برانگیخته است که در نبود حکومت و نمایندگان واقعی مردم افغانستان، چه کسی از دستاوردهای مهم نظام سیاسی جدید محافظت خواهد کرد. یکی از موارد مهمی که با شریک شدن طالبان در قدرت سیاسی در معرض نادیده انگاری قرار خواهد گرفت آزادی بیان است. این مقوله نه‌تنها برای حکومت بلکه برای اکثریت اعضای جامعه افغانی حیاتی دانسته می‌شود. پرسش اساسی اینجا است که آزادی بیان چگونه می‌تواند به‌مثابه ضمانت اجرای دموکراسی و نظام سیاسی مردم‌سالار تلقی شود؟
وجود دموکراسی در یک جامعه دموکراتیک مستلزم وجود برخی مؤلفه‌های اساسی مانند آزادی بیان، کرامت انسانی و حاکمیت بشری است که در نبود آن‌ها سلامت دموکراسی به خطر می‌افتد. انتخابات اصلی‌ترین مکانیسم برای گردش قدرت در جوامع مردم‌سالار پنداشته می‌شود. سیاست‌مداران در جوامع دموکراتیک برای این‌که توسط مردم در صندوق رأی محاکمه و مواخذه نشوند تلاش می‌نمایند که به وعده‌های خود عمل نمایند و تا حد امکان از نقض قانون خود داری نمایند. افکار عمومی به‌مثابه محکمه سیاسی دولت‌مردان در جامعه شکل نمی‌گیرد مگر در صورت وجود آزادی بیان. مطبوعات مهم‌ترین ابزار اطلاع‌رسانی برای مردم دانسته می‌شوند. از طریق رسانه‌های جمعی اعم از چاپی و تصویری مردم از جزئیات کاری دولت‌مردان اطلاع می‌یابند و این رسانه‌ها و آزادی بیان است که افکار عمومی را در جامعه شکل می‌دهد و این امر خود به‌صورت عنصر بازدارنده برای سیاست‌مداران ایفای نقش می‌نمایند. برای این که اشخاص حکومتی و نمایندگان مردم در پارلمان از گزند محاکمه افکار عمومی نجات یابند تلاش می‌نمایند ‌که قوانین را به‌صورت درست آن تطبیق نمایند یا اینکه حداقل در نزد افکار عمومی خود را طرفدار منافع مردم و مطیع قانون جلوه دهند. در نبود آزادی بیان مردم از خلاف ورزی‌های سیاست‌مداران و کارمندان دون‌پایه حکومتی اطلاع نخواهند یافت و در این صورت خاطیان به سوء رفتار خود ادامه خواهند داد؛ زیرا هیچ ترسی مبنی بر این‌که مورد محکمه و بازپرسی قرار بگیرند، وجود ندارد. نگرانی کنشگران سیاسی و روشنفکران جامعه افغانی این است که مبادا آمریکا با طالبان به قیمت از بین رفتن هر ارزشی که در این دو دهه به دست آمده‌اند توافق صلح را امضاء نماید. در نگاه واقع‌گرایانه در محیط بین‌الملل هیچ ارزش دائمی و ثابت وجود ندارد از همین رو دولت‌ها می‌توانند برای تأمین منافع خود از آزادی بیان و دموکراسی به‌راحتی عدول نماید؛ اما در نگاه لیبرال مانند سایر نظریه‌های هنجاری روابط بین‌الملل برخی ارزش‌های در جامعه وجود دارد که نمی‌توان آن‌ها را مورد معامله قرارداد. دموکراسی، حقوق بشر و آزادی  باارزش‌ترین مؤلفه‌های جهانی هستند. در جهان‌بینی لیبرال نمی‌توان هیچ قیمتی بر آن نهاد. در رویکرد واقع‌گرایی ازآنجایی‌که دولت‌ها به دنبال حداکثر سازی منافع خود هستند، ارزش‌هایی را به‌مثابه خط سرخ بر سر راه خود نمی‌بینند و تنها چیزی که معیار رفتار دولت‌ها قلمداد می‌شوند مسأله منافع ملی است. اگر به تاریخ سیاست خارجی آمریکا مخصوصاً بعد از جنگ دوم جهانی نگریسته شود به‌وضوح دیده می‌شود که رویکرد ایالات‌متحده در سیاست خارجی گاهی ارزش محور و گاهی منافع محور بوده است؛ اما تفکیک میان این دو رویکرد به‌وضوح قابل دید نیست. مثال‌های متعددی از رویکرد های آمریکا وجود دارد که در حمایت و یا معامله بر سر ارزش‌های مانند دموکراسی، حقوق بشر و آزادی بیان صورت گرفته است. در ختم جنگ سرد تصمیم‌گیرندگان کاخ سفید به‌وضوح می‌دانستند که در نبود حمایت خارجی دولت کمونیستی افغانستان از هم خواهد پاشید و این مسأله نیز واضح بود که خلأ قدرت در افغانستان منجر به تنش‌ها و جنگ داخلی در کشور می‌گردد. با آن‌هم ایالات‌متحده و متحدان غربی آن افغانستان را در دهه نود تنها گذاشت که پیامد آن جنگ داخلی خون‌بار بود که میلیون نفر آواره و صدها هزار نفر کشته شدند و کشور به ویرانه تبدیل شد. استقرار طالبان در افغانستان باوجوداینکه باعث نقض حقوق بشر و آسیب دیدن کرامت انسانی در جامعه افغانی گردید؛ اما ازآنجایی‌که به طالبان برای قدرت‌های جهانی مانند ایالات‌متحده خطر خاصی نداشتند، این کشورها اقدامات خاصی را در راستای حمایت از حقوق بشر و آزادی بیان انجام ندادند.
حادثه یازدهم سپتامبر که توسط القاعده با حمایت طالبان انجام شد ازیک‌طرف موجب خدشه‌دار شدن قدرت هژمونیک ایالات‌متحده گردید و از جانب دیگر این موضوع باعث مرگ هزاران نفر شد که خود نقض حقوق بشر توسط القاعده پنداشته می‌شود. آمریکا در راستای نابودی القاعده و سرنگونی رژیم طالبان استدلال‌هایی را مطرح نمود که هم به لحاظ واقع‌گرایی قابل تفسیر است و هم به لحاظ جهان‌بینی لیبرال. آمریکا برای این‌که امنیت ملی خود را بازتعریف نماید نیاز داشت که دشمنان خود را که همانا القاعده و طالبان بود مجازات نماید و از طرف دیگر این موضوع را برای سایر دولت‌ها این‌گونه تفهیم می‌نمود که نباید در ضدیت با آمریکا قرار بگیرند. از نگاه لیبرالی حمله آمریکا به افغانستان و سرنگونی طالبان قابل توجیه است؛ زیرا وجود چنین نظام سیاسی باعث نقض گسترده حقوق بشر، آزادی بیان و کرامت انسانی شده است و باید از بین برده شود. ایالات‌متحده برای قناعت دادن افکار عمومی نیاز داشت که ترویج ارزش‌های لیبرال را بهانه اصلی برای لشکرکشی خود بیان دارد. آمریکا پس از حادثه یازدهم سپتامبر، طالبان و القاعده را تروریسم خطاب نموده و میان آنها هیچ تفکیکی قائل نشد و خود را مأمور نابودی آن‌ها دانست اما امروزه آمریکا با طالبان مذاکره می‌نماید و این احتمال بسیار قوی است که دو طرف به توافق دست پیدا کنند که این مسأله از نگاه واقع‌گرایی قابل توجیه است درحالی‌که به لحاظ لیبرالی عقب‌نشینی از موضع بشردوستانه آمریکا تلقی می‌شود.
بنابراین نباید برای حفاظت از ارزش‌ها اساسی در کشور کاملا متکی به حمایت قدرت های بزرگ بود؛ بلکه سیاست‌های روی دست گرفته شود که بر اساس آن‌همه موافقان این ارزش‌ها (آزادی بیان، دموکراسی و حقوق بشر)، اختلافات جزئی و شکلی خود را کنار بگذارند و برای حمایت از این ارزش‌ها بسیج شوند. اگر سیاست‌مداران درون حکومتی و بیرون حکومتی به دموکراسی و حقوق بشر باورمند هستند از آزادی بیان که یکی از اصلی‌ترین رکن تداوم دموکراسی و اجرای حقوق بشر پنداشته می‌شود حمایت خواهند نمود. هرگاه آزادی بیان در کشور وجود نداشته باشد آنگاه دیکتاتوری که در این جغرافیا قدمت چند صدساله دارد به‌زودی جوانه خواهد زد و دیگر از دموکراسی نیم‌بند و حقوق بشر و آزادی‌های اساسی خبری نخواهد بود.

دیدگاه شما