صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۳ جوزا ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

روند صلح؛ عربستان سعودی و دیپلماسی حکومت افغانستان

-

 روند صلح؛  عربستان سعودی و دیپلماسی  حکومت افغانستان

بدون تردید عربستان سعودی و پاکستان دو بازیگر مهم در منطقه اند و سیاست های دو کشور بر اساس نیازهای متقابل در محورهای متعددی گره خورده است که یکی از آن محورها افغانستان است.
عربستان از دیرزمان درگیر تحولات خاورمیانه بوده و به دلیل منابع سرشار نفتی و در اختیارداشتن اماکن مقدسه مقام برادر بزرگ تر را در بین کشورهای عربی و اسلامی به خود اختصاص داده و نقش مهمی درمنطقه ایفا می کند.
اقتصاد عربستان متکی به نفت است و کشورهای غربی به ویژه آمریکا خریدار نفت عربستان اند، نیاز متقابلی که سیاست خارجی عربستان را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد و به همین دلیل این کشور علی رغم لاینحل ماندن مسئله فلسطین و ادامه اشغال آن و اعمال خشونت های مرگ بار علیه فلسطینیان توسط اسرائیل، متحد استراتژیک آمریکا، و با سیاست های خاورمیانه ای آن کشور همراه است. چنانچه در پی اشغال کویت توسط صدام حسین در سال 1991 این عربستان بود که به عنوان محوری قدرتمند در حوزه خلیج فارس، پلی برای نیروهای نظامی غربی ها قرار گرفت و در آزادی کویت و به انزوا رفتن عراق در کنار آنها ایستاد.
ایران عامل دیگری است که سیاست خاورمیانه ای عربستان و آمریکا را به هم بافت می دهد. ایران پس از فراغت از جنگ هشت ساله با عراق، تدریجا تبدیل به قدرت منطقه ای شد و حوزه نفوذش را از شمال آفریقا تا افغانستان و آسیای میانه گسترش داد. حضور ایرانی قدرتمند که سیاست های آمریکا را در خاورمیانه به چالش بطلبد نه برای آمریکا تحمل پذیر است و نه عربستان آن را برمی تابد. لبنان و سوریه دو کشوری در جهان عرب اند که از بدو روی کار آمدن جمهوری اسلامی به ایران میدان داده اند تا خلاف انتظارات آمریکا و شیخ نشین های خلیج نقش آفرینی کند؛ حزب الله در لبنان یگانه گروه شبه نظامی است که مجری منویات ایران و عامل تهدید امنیت ملی اسرائیل محسوب می شود. در جنگ 31 روزه ی 2006 که به کشته شدن بیش از صد نظامی و غیرنظامی اسرائیلی انجامید، عمق خاک اسرائیل در تیررس موشک های حزب الله قرار گرفت که از سوی ایران در اختیار آن گروه قرار می گرفت.
رویدادهای بهار عربی، تنش های حاکم بر مناسبات ایران و عربستان و آمریکا را عمق بیشتری بخشید که در قالب حامیان و مخالفان بشار اسد خود را نشان داد. ناگفته پیداست که ایران و حزب الله اگر نبودند بشار اسد به سرنوشتی شبیه صدام و قذافی دچار می شد.
افغانستان محور دیگری است که در سیاست منطقه ای عربستان جایگاه شایان توجه دارد؛ در دوران جهاد کمک های مالی این کشور به احزاب هفت گانه پیشاور اخصا حکمت یار سهم بالایی را در تقویت مجاهدین از آن خود می کند. پس از 2001 نیز عربستان در فرایندهای سیاسی افغانستان در کانون توجهات بوده و از تحولات پساطالبانی برکنار نماند.
پاکستان هم در مقیاس های محدودتر جایگاهی شبیه عربستان را به منصه ظهور میرساند. بنای این کشور از ابتدا بر خصومت و دشمنی با هندوستان نهاده شد و جابجایی های قومی در شبه قاره شکاف میان دو همسایه را عمیق تر ساخت که اکنون کشمیر نماد زخمی چرکین از دشمنی دیرسال آنها پیش چشم جهانیان است.
روابط پاکستان با افغانستان نیز دست کمی از مناسبات خصومت آمیز پاکستان با هند نداشته است. مداخلات آشکار سازمان اطلاعاتی ارتش چه در دوران جهاد و چه پس از آن افغانستان را دستخوش تحولاتی ژرف کرده و بر پیچیدگی و ابهام مسئله افزوده است. در خلال هجده سال همواره اتهامات متقابل میان دو کشور مبنی بر آموزش و تجهیز مخالفان مسلح در دو سوی خط دیورند رد و بدل شده است. امری که در مورد پاکستان از دید آگاهان سیاسی کمتر در آن تردید وجود دارد.
سفر ولی عهد قدرتمند عربستان به پاکستان در شرایطی صورت می پذیرد که روند صلح افغانستان ابعاد تازه ای کسب می کند. چهار دور مذاکره بین خلیل زاد و نمایندگان طالبان و آزادی ملا برادر مرد شماره دوی طالبان از زندان پاکستان، خوش بینی هایی را نسبت به دست یابی به توافق صلح به وجود آورد اما در حواشی گفت وگوها اقداماتی را شاهد بودیم که چشم انداز صلح را غبارآلودتر ساخت.
نشست پاره ای از چهره های سیاسی افغان با طالبان در مسسکو و صدور اعلامیه مشترک که خروج نظامیان خارجی از افغانستان را درخواست می کند، طالبان را تا حدی از انزوای سیاسی درآورد و به خبرسازترین گروه ظرف 17 سال گذشته تبدیل کرد.
با این که ملاقات با طالبان نیز در برنامه های غیر رسمی بن سلمان در اسلام آباد گنجانده شده بود، اما ظاهرا دیپلماسی فعال حکومت فرصت مانور سیاسی را از طالبان و نیز آنانی که می خواستند نشست مسکو را مطلع گفت وگوهای بین الافغانی معرفی کنند گرفت. درست پس ازآن که حکومت افغانستان شکوائیه ای در پیوند با سفر آن دسته از رهبران طالبان که نام شان در لیست سیاه جای داده شده، به سازمان ملل تسلیم کرد، سفر هیئت این گروه به پاکستان لغو اعلان شد.
بن سلمان از آنجا که بخاطر قتل فجیع خاشقچی و محاصره یمن از سوی مجامع بین المللی در معرض سئوال است، می کوشد از رهگذر مشارکت در پروسه های سیاسی منطقه وجهه آسیب دیده خود را ترمیم نماید و به همین دلیل هم پاکستان را برای سفری پرتجمل انتخاب کرده است. فرایند صلح افغانستان نیز موضوعی است که می تواند منافع سیاسی دو کشور را به هم گره بزند و اینک بستگی به حکومت افغانستان دارد که تا کجا و چه حد می تواند قدرت های منطقه از جمله عربستان را به فعالیت در راستای صلح عادلانه و از موضع عزت و مصلحت ملت افغانستان وادارد؛ صلحی که هم پاسخی به دغدغه های امنیتی پاکستان باشد و آن کشور را به ایفای نقش مثبت ترغیب نماید و هم پیشرفت ها و دستاوردهای یک و نیم دهه ی اخیر حفظ شود.  در این اواخر کنش گری حکومت افغانستان در روند صلح با رویکرد تأکید بر حفظ دستاوردهای ملی، وفاق ملی را به دنبال آورده و صداهای همنوا با طالبان را به کناری راند. و این خود، ظرفیت کلان ملی را در اختیار حکومت قرار می دهد تا از موضع قوی و با منطقی روشن و مؤسس بر اساس منافع ملی با تمامی جوانب ذیربط در قضیه صلح وارد گفتگو شود، که البته از قبل معلوم است که جاده صلح پر از دست انداز و موانع و مشکلات نفس سوزاست.

دیدگاه شما