صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۳ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

یعنی واقعا سر و ته یک کرباس است؟

-

 یعنی واقعا  سر و ته یک کرباس است؟

آنچه در مسکو از سوی شرکت کنندگان گفته شده است؛ سیلی به روی تک تک مردمی هستند که در اثر شرارت و جنایت‌پیشگی طالبان تمام هستی و دارایی‌هایشان را داده‌اند. این موضع‌گیری‌ها سیلی‌ای محکم که هیچ، لگد محکمی است بر صورت مردمی که چندین دهه با شعار جهاد شرکت کنندگان در نشست مسکو تمام داروندارشان را از دست دادند، در کوه و کمر سنگر ساختند و آوارۀ کشورهای گوناگون گشتند و زخم زبان شنیدند.
حالا به‌راستی سوراخ دعا کجاست؟ آیا سخنان شرکت کنندگان در نشست مسکو لیسیدن تف نیست؟ یا اعلان دروغ‌گویی‌هایشان مبنی بر جهاد مقدس نیست؟ با لیسیدن تف، ملت، سرگردان و سرچرخ می‌ماند که چه فریب بزرگ و ترسناکی را خورده‌اند؛ چون با آواز جهاد مجاهدین به راه افتادند و دشواری‌های بی‌شمار جنگ را تجربه کردند و خون‌های بی‌شمار ریخته شدند. تصور مقایسه طالبان مجاهد با مجاهدین دهه شصتی خیلی سخت و دشوار نیست. ریاضی یا فیزیک کوانتوم نیز نیست که هر کسی نتواند حل کند. بلکه مسألۀ ساده‌ای است به‌سادگی یک دهه سنگر داری در پشت سر مجاهدینی که اینک با تروریست‌ها و جنایتکاران جنگی چای می‌نوشند و پشت سر آنان به نماز می‌ایستند.
پرسش اساسی این است که جهاد دهه شصت دروغی بیش نبوده است یا جهاد مجاهدین دهه شصتی و مجاهدین تروریست و ناقض حقوق بشر سرو ته یک کرباس است؟ چرا شرکت کنندگان نشست مسکو دلیرانه و جسورانه اعلام نمی‌کنند که ما در دهه شصت غلطی کردیم و در برابر حکومت وقت ایستادیم و فریب برخی از کشورها را خوردیم، حالا پشیمانیم و دیگر در پی فریب مردم نخواهیم بود.
سخنانی که از سوی شرکت کنندگان در گیم مسکو گفته شده است، اگر با صد من عسل روی نان بمالیم، کسی به دهان نخواهد زد؛ زیرا رفتار، کردار و پندارها به‌خوبی نمایان گشت و پرده افتاد و همه چیز هویدا شد که ملت، تاریخ جهاد دهه شصت را که از آن با افتخار یاد می‌شد همه‌شان قروتی بیش نبوده است و ملت نیز چند قلوه سنگی بر سر راه چند مسافر سرگردان. خب، اگر مجاهد دهه شصتی و طالب سر و ته‌شان یک کرباس است، عجب کلاه فراخی بر ما ملت رفته است!
اینکه گفته شده که قانون اساسی تغییر یابد، عین همان سخن تروریستانی است که هزاران شهروند شهریار این سرزمین را کشته است و دل‌های هزاران انسان را داغ‌دار ساخته است و کشور را از پیشرفت و توسعه باز مانده است. همچنین سخنان دیگری که در این نشست گفته شده است، هریکشان فریب خوردن مردم و فریب‌کاری مجاهدین دهه شصتی را رونما می‌کند. افزون بر این فریب دادن و فریب خوردن، پشت صحنۀ تاجران جهاد را نیز برملا می‌کند؛ چون امروز می‌خواهند به‌سادگی تمام ارزش‌های دموکراتیکی که در حکومت پساطالبانی به دست آورده‌ایم از دست بدهیم؛ ارزش‌های چون قانون اساسی، اندیشه‌های دموکراتیک، مدنی سازی نهادهای مدنی، ارزش‌های حقوق شهروندی، حقوق بشر، پای بندی به ارزش‌های کرامت انسانی و تکریم حقوق زنان و آزادی‌های سیاسی و مدنی و آزادی رسانه و هر آنچه با طلب گری از دوستان بین‌المللی به دست آورده‌ایم به‌سادگی و آسانی از دست بدهیم. این، یادآور همان ضرب‌المثلی است: «قسم حضرت عباس را باور کنم یا دم خروس را».
اما روش هوشمندانه، درست و خردمندانه این است که تمام ارزش‌هایی که پس از حکومت طالبانی به دست آورده‌ایم، به هیچ قیمتی از دست نمی‌دهیم. افزون بر این، برنامه ملت این است که برای تقویت حکومت‌داری نیکوی حکومت کنونی اهداف و  برنامه‌های بسیاری داریم تا حکومت ما تقویت شود و دستگاه‌های امنیتی ما حمایت مردم را پشت سر داشته باشد تا دل دشمنان مردم ما از ترس اقتدار و قوت دولت و دستگاه‌های امنیتی و تدبیر و مدیریت رهبری نظام سیاسی به لرزه بیفتد.

دیدگاه شما