صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۱ حمل ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

در مسکو با دوست نشستید یا با دشمن؟

-

در مسکو با دوست نشستید  یا با دشمن؟

ملت همواره نسبت به ابهام موجود در تعریف دوست و دشمن از جانب حکومت و جناحهای سیاسی نگران بوده است؛ این نگرانی تا جایی هم توجیه‌‌پذیر است. رئیسجمهور غنی بارها با اطمینان ابراز کرده است که اکنون حکومت وحدت ملی از طرفهای جنگ و صلح خود تعریف مشخص دارد و اعلام آتشبس و تمرکز بر مذاکرات صلح را نیز ابتکاری برای تحقق صلح و سرد شدن سنگرهای جنگ میخواند. رویکرد شماری از جریانهای سیاسی که داعیه رهبری و نمایندگی مردم را به عهده دارند، به گونهای است که هنوز مشخص نیست که فرق طالبان با داعش و دیگر گروههای تروریستی مستقر در پاکستان که در افغانستان فعالیت دارند، چیست؟ و برای این موضوع باید ابتدا برای ملت افغانستان معلومات لازم از جانب این افراد ارائه شود و وجه تفاوت آنها بهصورت واضح بیان گردد. چون همه این گروهها عین عملیات تروریستی؛ انفجار و انتحار را انجام میدهند و با ملت و دولت افغانستان میجنگند و از همه مهمتر وجه مشترک همه شان خواست شان مبنی بر نابودی نظام فعلی است.
حامد کرزی، رئیسجمهور پیشین نیز تعریف مشخصی از دوست و دشمن خود ارایه نکرد و در طی دو دوره ریاستجمهوری خود فرصتهای زیادی را از دست داد و در عوض آن فقر، فساد، تروریزم قدرتمند شده و دهها ولسوالی تحت تسلط طالبان را بهمیراث گذاشت. با وجود این همه بدبختی داخلی سیاستخارجی افغانستان را نیز چنان بیرویه نابود کرده بود که بهخاطر مشخص نبودن سیاست خارجی افغانستان و تغییرهای ناموجه و نابههنگام رویکرد حکومت افغانستان نسبت به همکاران بینالمللیاش، حتا دولتهای همپیمان افغانستان که از مجرای روابط دیپلماتیک با افغانستان همکاری مالی -نظامی داشتند و برای مبارزه با تروریزم در افغانستان بر تقویت نیروهای امنیتی میپرداختند، از تداوم همکاری ابا ورزیدند و باختم یک دوره ماموریت نظامی شان در امر مبارزه با تروریزم در افغانستان، نیروهای خط نبرد و تجهیزات جنگی شان را از افغانستان خارج کردند.
هرچند نمیتوان مشکلهای خلق شده توسط خارجیها در افغانستان را انکار کرد، اما سیاستهای اشتباه سران سیاسی که در نظام نوین همهکاره خودشان بودند در مورد تشخیص دوست و دشمن ملت و دولت افغانستان، همواره برای کشور دردسر بزرگی خلق کرده اند. از روزی که ادبیات رئیسجمهور پیشین(حامد کرزی) نسبت به گروههای تروریستی تغییر کرد و بهصورت نامشخص و نسنجیده؛ گاهی برادر خواند و گاهی ناراضی، دیگر تعریف مشخصی از طالبان و تشخیص هویت طالبان قابل بخشش ارایه نشد. پس از آن با ایجاد شورای عالی صلح تصمیم برآن شد تا طالبان از طریق صلح به دولت بپیوندد و مثل تمام شهروندان از امتیازهای مادی-معنوی این نظام و خدمات اجتماعی آن مستفید شود؛ اما این نکته از یاد برده شد که پسازاین با طالبان چگونه باید جنگید؟ همین تعریف مبهم از دوستی حکومت با طالبان و دشمنی طالبان با ملت افغانستان باعث شد که پسازآن نیروهای امنیتی در برابر طالبان حالت تدافعی بگیرد و طالبان با استفاده از این فرصت بر گسترش سرزمین تحت تسلط شان تمرکز کرد و تا آنجا به پیش رفت که هنگام تحویلدهی کلید ارگ به رئیسجمهور غنی، آقای کرزی حتا پایتخت کشور را نیز در تسلط کامل نداشت و مخالفان مسلح(گروههای تروریستی) در قلب کابل نیز رخنه کرده بودند و گاهوگداری تمام سازههای این شهر از شدت یک انتحار و پرپر شدن صدها انسان دیگر در خون، میلرزید. همین برچسبزنی بر گروهها باعث میشود تا مردم اعتماد خویش را نسبت به صداقت سردمداران حکومت بشکند و اعتبار شان نسبت به توانایی نیروهای امنیتی آسیب ببیند.
حالا که همه گروههای سیاسی شایق صلح با طالبان شدهاند و حتا بدون حضور و درنظرداشت موضع دولت  افغانستان میخواهند طرف مذاکره صلح با طالبان باشند، بازهم نگفته اند که دارند با دشمنی صلح میکنند که سه دهه ویرانی این وطن را به عهده دارد یا با دوستی که ممکن شماری از آنان شهروند کشور باشند.
اگر هدف تنها صلح با طالبان باشد و ممکن پس از تطبیق و موفقیت پروسه صلح، طالبان در دولت و ساختارهای نظام سهیم شوند، پس ارتباط آنان با شبکههای تروریستی پاکستانی و شبکههای قاچاق انسان چه خواهد شد؟ در ضمن پرسش دیگری که متوجه پیشگامان نشست مسکو است، ایناست که آنان باکدام شاخه‌‌ی طالبان باب گفتمان صلح گشودند؟ اگر هدف از صلح و آتشبس تنها به کابل آوردن ملا آخندزاده باشد که دردی از تن زخمی این وطن التیام نخواهد یافت؛ چون تاثیرگذاری صلح با یک شاخه از یک گروه تروریستی و بقای چندین شاخه از تحریک طالبان و حدود 20 گروه تروریستی دیگر که اکثریت شان در پاکستان مستقر هستند، آینده را مبهم و صلح را بینتیجه مینماید. باید موضع واحد سیاسی رهبران احزاب و حکومت در میان باشد تا از نقطه قدرت و عظمت بر طالبان بنگرند؛ چون گام نهادن در رد پای نماینده طالبان افتخار بزرگی نیست که اینروزها یدک کشیده میشود.
در آغاز آمدن گلبدین حکمتیار نیز خوشبینیهایی وجود داشت که او شاید بتواند بقیه گروههای تروریستی بهویژه طالبان را از طریق پروسه صلح از کوهها پایین بکشد، اما باگذشت زمان معلوم گردید که او هیچ تاثیری بر بهترشدن اوضاع امنیتی افغانستان ندارد و فقط نبود او در کابل بیش از یک واهمه‌‌ای برای صلح، نبوده است. اگر جناحهای سیاسی تعریف مشخص از دوست و دشمن حکومت و ملت و هویت اصیل گروهها، برای ملت افغانستان نداشته باشند چگونه میتوانند در مورد سرنوشت افغانستان تصمیم بگیرند. تنها پیشبرد روند گفتوگویی بهنام پروسه صلح و باجدهی برای گروههای تروریستی سرانجام خوبی نخواهد داشت؛ زیرا مردمی که در اثر درگیری و فعالیت این گروهها قربانی داده اند، هرگز حاضر نیستند که بدون برقراری محاکمهی عدالت و خلع سلاح این گروهها، وجود آنان را در درون نظام با امتیازهای ویژه بپذیرند.

دیدگاه شما