صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۴ جوزا ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

نشست مسکو و چشم انـداز صلـح افغانستان

-

نشست مسکو و چشم انـداز صلـح افغانستان

در این اواخر که فشارهای ایالات متحده آمریکا برای حل قضیه افغانستان افزایش یافته و صلح بر سر زبانها افتاده است، گروه طالبان سعی می کند به قد و قامت یک گروه سیاسی تبارز کرده و دولت افغانستان را به چالش بکشد. نشست مسکو که البته روسها اعلام کردهاند که از جانب آنها ترتیب داده نشده و نباید با جریان یا نشستهای مسکو که قبلا برگزار می شد، یکی پنداشته شود، در راستای ابتکارات سیاسی گروه طالبان و احیانا حامیان خارجی شان برگزار گردید. در این حرکت سیاسی، طالبان به گروههای موسوم به مجاهدین فراخوان داد که حاضر است با این گروهها دربارۀ صلح افغانستان به رای زنی بپردازند و این گروهها -  اگرچه اغلب در قالب شخصیت های منفرد – سر از پا نشناخته و چنان با اشتیاق در این اجلاس شرکت کردند که گویا در روسیه که در دهۀ هشتاد با آن جنگیده بودند، برگزار نشده و طرف مذاکره هم طالبان نیست که هنوز بر طبل جنگ و انتحار می کوبند و هر روز از مردم افغانستان قربانی می گیرند.
شکی نیست که گروه طالبان این حرکت را به نیت تضعیف و به حاشیه راندن دولت افغانستان انجام داده است و این بار اول آنها نیست که برای تضعیف دولت به این سیاست متوسل میشوند. در کنفرانس پاریس هم دست دولت کرزی را از پشت بستند و به گروه های مجاهدین گفتند که ما با دولت کاری نداریم و با شما مذاکره میکنیم. به راستی چرا طالبان این رویکرد را در پیش گرفته اند و چرا عدهای به هرندای آنها پاسخ میدهند؟
تا جایی که به گروه طالبان باز می گردد این گروه در پی تضعیف هرگونه نظم حکومتی است، فرق ندارد که در رأس چنین نظمی آقای کرزی باشد که امروز پس از لغزیدن از مرکب قدرت دیروزش را فراموش کرده که چگونه حکومتش در کنفرانس پاریس با حرکت مشابه طالبان و گروههای مجاهدین تحقیر شد، یا داکتر محمد اشرف غنی رئیس جمهور کنونی. درست مانند دهۀ نود که گروههای مجاهدین با اصرار دولت و نظم آن وقت را از بین بردند تا به اهداف خود دست یابند، طالبان نیز همان الگو را دنبال میکنند. اگرچه در آن روز گروههای متشت مجاهدین به اهداف خود دست نیافتند و در سراسر کشور جنگ داخلی در گرفت و کابل در خون نشست؛ اما گویا طالبان اصرار بر تضعیف نظم موجود دارند و شاید تصور شان این باشد که در ایجاد هرج و انارشیسم بهره مورد نظر خود را به دست خواهند اورد.
به راستی اگر دولت افغانستان تضعیف شود بهره اصلی را چه کسانی خواهند برد؟ شکی نیست که قربانی بی نظمی و انارشیسم در درجه اول مردم افغانستان است. اما ایا گروههای موسوم به گروههای مجاهدین از آن نفع خواهند برد. باید توجه داشته باشیم که طالبان با گروه های مجاهدین اختلافات اساسی دارند و حتی در زمان جنگ های داخلی در مقابل یکدیگر جنگیدهاند. طالبان همچنان یک گروه ئولوژیک است که در پی طرح و بدیل حکومتی خاص خودشان بوده و هم در گذشته و هم طی تقریبا دو دهۀ اخیر نشان دادهاند که حاضر به انعطاف نشان دادن و تقسیم قدرت با کسی نیستند. این سناریو البته در تصور طالبان و برخی از گروههایی است که منافع خود را در تضعیف دولت و نظم حکومتی جست و جو می کنند. اما همینجا باید به چند نکته که دهه دوم قرن بیست و یکم را از دهه آخر قرن بیستم متفاوت می سازد، توجه نشان دهیم:
1. مردم افغانستان هنوز جنگ داخلی افسارگسیخته دهۀ نود را که در آن کابل پایتخت کشور به ویرانهای تبدیل شد، از یاد نبردهاند و خاطرۀ تلخ آنارشیسم و هرج مرج را هنوز در ذهن دارند؛
2. دولت افغانستان با تمام مشکلات از پایگاه مردمی بیشتری نسبت به دولت در دهه نود قرن بیستم بر خوردار است. این دولت یک دولت بر آمده از انتخابات است و مشروعیت خود را از یک نظام انتخاباتی دموکراتیک و مبتنی بر قانون اساسی به دست آورده است؛
3. گروه های مجاهدین در برابر یک اشغال مبارزه می کردند و تعدادی از مردم افغانستان که هنوز طعم تلخ جنگهای داخلی و نابسامانی ناشی از تسلط این گروه ها را نچشیده بودند، نسبت به آنان خوشبینی نسبی داشتند؛ در حالی که بیش از یک و نیم دهه انتحار و انفجار و ترور  و و حشت، خوشبینی مردم را از گروه طالبان کاملا سلب کرده است و بنا براین از تسلط این گروه به شدت هراسان هستند. از این گذشته می دانیم که گروه طالبان به چندین شاخه تقسیم شده و معلوم نیست که سرنوشت این شاخههای مختلف چه خواهد شد؟ ایا جناحهای افراطی طالبان به داعش نخواهند پیوست و آیا شبکه حقانی در چارچوب کلی طالبان باقی خواهد ماند؟
در پاسخ به این سوالات و سوالات مقدر بسیاری دیگر باید که گفت که این بار حد اقل برنده گروههای مجاهدین نیستند. شکی نیست که موضع دولت افغانستان پس از اجلاس مسکو تقویت خواهد شد و مردم با دولت همدلی بیشتری نشان خواهند داد. جامعۀ جهانی نمی تواند و نمی خواهد اجازه دهد که انارشیسم دهه نود تکرار شود. به این ترتیب، دولت با همه مشکلاتی که دارد به عنوان یک وزنه قوی دیر یا زود در معادلات افغانستان نقش ایفا خواهد کرد و طالبان هیچ راهی جز تن دادن به مذاکرۀ مستقیم با دولت افغانستان را ندارند.
دولتهای افغانستان البته، طی یک دهه گذشته دچار غفلت ها و کم کاریهای زیادی شده اند که نباید پس از این تکرار شود. اگر دولت می خواهد، تجربۀ شاه امان الله تکرار نشود، باید تغییرات و اصلاحات جدی در حکومت ایجاد کند و اکثریت مردم افغانستان را که از قانون اساسی، نظام دموکراتیک و مبتنی بر آرای مردم، مدنیت و ارزشهای حقوق بشری حمایت می کنند به کمک بخواهد و با تلاش برای تامین رضایت مردم، از این مرحلۀ دشوار عبور کند.

دیدگاه شما