صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۳ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

نشست مسکو؛ راهی به سوی صلح یا بیراهه؟

-

 نشست مسکو؛  راهی به سوی صلح یا بیراهه؟

در ماه‌های اخیر سال روان، در سطح منطقه و فرامنطقه شاهد نشست‌هایی به نام صلح افغانستان به میزبانی و مدیریت کشورهای مختلف هستیم. باید در نظر داشت که این‌گونه تحرکات شتاب‌آلود، ناسنجیده و بدون در نظر گرفتن حساسیت‌ها و جوانب گوناگون آن، قبل از آنکه کمکی به پیشرفت پروسه صلح نماید؛ بر پیچیدگی آن خواهد افزود. چراکه ماهیت بحران افغانستان به قسمی است که اگر همه جوانب داخلی، منطقه و بین‌المللی آن در نظر گرفته نشود سبب بروز ابهام در نیات و اهداف برگزار کنندگان خواهد گردید. چنانکه شاهد بودیم در فردای مذاکرات شش روزه دوحه(پایتخت قطر) که خوش‌بینی‌هایی را -هم از سوی مذاکره کنندگان ایالات متده امریکا و هم از سوی نمایندگان طالبان- در پی داشت. ولی به خاطر عدم شفافیت در آجندای مذاکرات و... واکنش‌های را در میان مقام‌های افغانستان و شخص رئیس جمهور به وجود آورد.
اکنون شاهد برگزاری نشست مسکو به میزبانی روسیه هستیم. همان‌گونه که مردم افغانستان شاهد است، هیچ نمایندۀ از سوی حکومت افغانستان و شورای عالی صلح در آن حضور نداشت. در حالی که هر ناظر آگاه به مسایل و بحران افغانستان به خوبی می‌داند که زمانی صلح در افغانستان بر قرار خواهد شد که طرفین منازعه؛ یعنی گروه‌های مخالف و حکومت افغانستان به صورت مستقیم دور یک میز بنشینند و صادقانه با هدف رسیدن به صلح گفت‌وگو نمایند و مسایل مورد منازعه شان را به طور جدی بحث کنند. اما نوع، ماهیت و ترکیب شرکت کنندگان در نشست مسکو، این پرسش را در ذهن هر انسان افغانی خلق می‌کند که آیا منازعه در افغانستان بین تنظیم‌های سیاسی-نظامی است؟ یا بین حکومت و مخالفان آن؟
همه می‌دانند که یکی از مشکلاتی که تاکنون مانع پیشرفت پروسه صلح شده است عدم شکل‌گیری مذاکرات مستقیم بین حکومت افغانستان و گروه طالبان است؛ آن‌هم در شرایطی که دولت افغانستان به خاطر نشان دادن حسن نیت و صداقت در امر صلح، بارها گام‌هایی را برداشته و نمایندگانی را هم فرستاده است. اما گروه طالبان به خاطر اصرار بر موضع غیر منطقی شان حاضر به مذاکره مستقیم با حکومت افغانستان به عنوان طرف اصلی منازعه نشده است.
متأسفانه کشورهای تأثیرگذار و ذی‌دخل در قضایای افغانستان به جای وادار کردن گروه طالبان به تن دادن به مذاکرات مستقیم، با راه‌اندازی چنین مذاکراتی به مواضع غیر اصولی آن‌ها مشروعیت می‌بخشند و حتا سطح مطالبات آنان را نیز افزایش داده‌اند. به نحوی که اکنون مطالبات چون: انحلال اردو، پارلمان و ... به حیث شروط مذاکره و صلح مطرح می کنند. در اینجا یک مسأله واضح و روشن است که نادیده گرفتن حکومت افغانستان و در مقابل برجسته‌سازی مخالفان و احزاب سیاسی و... گره کور پروسه صلح را کورتر خواهد کرد. از این روی قدرت‌های منطقه و فرامنطقه باید بدانند که اگر صادقانه به دنبال دست‌یابی صلح در افغانستان هستند باید در روش و طرز نگرش شان به این موضوع تجدید نظر نمایند و متوجه باشند که از طرح اینگونه خواسته‌ها بوی صلح نمی‌آید. به فرض که خواسته طالبان برآورده شود و ساختارهای نظام موجود منحل گردد؛ اما یک نکته را در نظر داشته باشند و خوب روی آن تأمل نمایند که ریشه شعله‌ور شدن جنگ‌های تنظیمی دهه هفتاد در چه بود؟ در آن زمان، احزاب جهادی هم بر چنین باور بودند. همه شاهد بودیم که پس از فروپاشی و سقوط نظام کمونیستی و منحل شدن اردو و سایر ارگان‌های امنیتی چه وضعیتی به وجود آمد؟ یکی از دلایل اصلی جنگ‌های تنظیمی آن زمان، فروپاشی نظام موجود و به غارت رفتن امکانات توسط نیروهای مجاهدین بود. برهم زدن نظم موجود کاری ساده است؛ اما به وجود آوردن آن سال‌ها طول خواهد کشید. پس خوب است که عاقلانه به موضوع اندیشیده شود.

دیدگاه شما