صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۳ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

طالبان از میزبانی تروریسم بین‌المللی (القاعده) تا حافظ منافع منطقه‌ای

-

طالبان از میزبانی تروریسم بین‌المللی (القاعده) تا حافظ منافع منطقه‌ای

تمامی گروه‌های اجتماعی اعم از مذهبی، سیاسی، فرهنگی و حتی تروریستی با توجه به گذر زمان و شرایط اجتماعی متحول می‌شوند. طالبان در دهه نود پس ‌ازاین که گروه‌های جهادی در افغانستان به جنگ داخلی و تلاش برای تصرف قدرت مرکزی در کابل روی آوردند، در جنوب افغانستان (قندهار) تشکیل گردید. در ابتدا خاستگاه این گروه قومی- مذهبی و با اهداف محدود بود. زمانی که این گروه موردتوجه افسران اسلام‌گرا در سازمان استخباراتی پاکستان (ISI) قرار گرفتند، مقدار قابل‌توجهی حمایت مالی و اطلاعاتی دریافت نمودند که در راستای گسترش قلمرو آن‌ها به‌سوی کابل و تحکیم قدرت در شهر قندهار به کار رفت. طالبان در آن هنگام وقتی بر بخش های عمده افغانستان تسلط یافتند، به هیچ ارزش و هنجاری داخلی و بین‌المللی پابندی نداشتند و منطق خشونت صرف را به کار گرفتند. طالبان از سال 1996 الی 2001 انواع خشونت و بی‌رحمی را در قبال طبقات مختلف جامعه ازجمله زنان، اقلیت‌های قومی، مذهبی و در کل در قبال تمامی مخالفان خود به کاربردند. در آن هنگامه طالبان قطع دست، اعدام و انواع خشونت را به‌عنوان ابزار تأمین امنیت و برقراری شریعت اسلامی می‌پنداشتند. طالبان ازآنجایی‌که کمتر با اصول سیاست مدرن و اخلاق انسانی آشنایی داشتند در راستای زیر پا نهادن ارزش‌های بشری و بین‌المللی درنگ به خرج نمی‌دادند. طالبان در آن دوران علی‌رغم مخالفت جامعه بین‌المللی دست به نابخردانه‌ترین کار زدند و بت‌های بامیان که نه‌تنها میراث پرارزش افغانستان محسوب می‌شد بلکه یکی از خارق‌العاده‌ترین سازه‌های بشر محسوب می‌شد، را تخریب نمودند. طالبان به خاطر این‌که در آن هنگام به حمایت مالی اعراب حوزه خلیج‌فارس نیازمند بودند، به اسامه بن‌لادن و سازمان تروریستی وی (القاعده) پناه دادند و حتی بعد از حادثه یازدهم سپتامبر حاضر نشدند که اسامه را به ایالات‌متحده تحویل دهند. میزبانی از تروریست بین‌المللی که خطر جدی برای امنیت بین‌الملل پنداشته می‌شود، در حقیقت نقض صریح قوانین بین‌الملل پنداشته می‌شود اما در آن زمان طالبان به این مسائل اهمیت قائل نبودند زیرا ازیک‌طرف کمتر با این هنجارها آشنا بودند و از طرف دیگر اعتمادبه‌نفس بیش حد آن‌ها باعث شده بود آن‌ها کمتر به قوانین بین‌المللی اعتنا نمایند. طالبان در آن برهه زمانی محدود هزاران جنابت بشری را به نام خود ثبت نمودند که نمونه‌های آن عبارت‌اند از قتل‌عام مردم مزار شریف و یکاولنگ بامیان، میزبانی از سازمان تروریستی القاعده، تخریب مجسمه‌های بودا در بامیان، نابودی تاکستانهای شمالی و به قتل رساندن دیپلمات‌های ایرانی در مزار شریف.
در این اواخر بحث مذاکرات صلح طالبان و آمریکا/ جدی شده است. در چهارمین دور مذاکرات صلح که در دوحه  برگزار گردید نماینده طالبان بیان داشته است که این گروه با آمریکا بر سر این مسأله با آمریکا مذاکره دارد که نباید از افغانستان علیه هیچ کشور خارجی استفاده صورت بگیرد. پرسش اساسی این است که چه عامل یا عواملی باعث شده است که طالبان چنین چرخش 180 درجه‌ای را در پیش بگیرند؟
برای یافتن پاسخ به این پرسش نیاز است که اهداف احتمالی آمریکا را که در افغانستان درصدد تحقق آن است، موردبررسی قرار دهیم. آمریکا بعد از جنگ دوم جهانی در بسیاری از کشورهای جهان پایگاه نظامی ایجاد نمود که مهم‌ترین هدف آن جلوگیری از تهاجم احتمالی شوروی و مبارزه با گسترش کمونیسم خوانده‌شده بود؛ اما بعد از فروپاشی شوروی و اعلان نظم نوین جهانی، پایگاه‌های آمریکایی که در گوشه و کنار جهان وجود داشت/ دارد اهداف متفاوتی را دنبال می‌کند. در شرق آسیا هدف عمده این پایگاه‌ها محافظت از متحدان منطقه‌ای مانند کوریای جنوبی و جاپان، تأمین امنیت راه تجارت بین‌الملل و جلوگیری از گسترش نفوذ چین خوانده‌شده است. در خاورمیانه پایگاه‌های آمریکایی برای تأمین امنیت انرژی و یاری‌رساندن به متحدان منطقه‌ای آمریکا در مبارزه با تروریسم و جلوگیری از گسترش نفوذ ایران خوانده‌شده است؛ اما در افغانستان بعد از یازدهم سپتامبر و تهاجم آمریکا به این کشور، آمریکایی‌ها در بسیاری از شهرهای افغانستان برای خود پایگاه نظامی احداث نمودند. بعد از سال 2014 و امضا شدن توافق‌نامه امنیتی میان واشنگتن و کابل، پایگاه‌های نظامی آمریکا در افغانستان تقلیل یافت که این پایگاه‌ها در شهرهای عمده افغانستان متمرکزشده است. آمریکا در سیاست اعلامی خود گفته است که هدف از ایجاد این پایگاه‌ها، حمایت از نیروی های افغان در برابر تروریسم و تهدیدات خارجی که متوجه افغانستان می باشد، است.
به لحاظ منطق واقع‌گرایی می‌توان گفت آمریکا می‌تواند از این پایگاه‌ها در راستای حمایت از متحدان منطقه‌ای خود و جلوگیری از نفوذ کشورهای مخالف همچون ایران، روسیه و چین استفاده نماید. بارها دیده‌شده است که کشورهای یادشده مخالفت خود را باوجود پایگاه‌های دائمی آمریکا در افغانستان بیان داشته است. آمریکا برای تداوم بخشیدن نفوذ جهانی خود نیازمند حضور اقتصادی و نظامی قوی در تمامی بخش‌های جهان است. چین نزدیک‌ترین رقیب آمریکا در عرصه جهانی به لحاظ اقتصادی و نظامی پنداشته می‌شود. پایگاه‌های آمریکا در افغانستان می‌تواند در درازمدت برای چین خطرساز باشد زیرا وجود این پایگاه‌ها در افغانستان و کوریای جنوبی و جاپان به این معنا بوده می‌تواند که چین در محاصره نظامی ایالات‌متحده قرار دارد؛ اما مخالفت طالبان باوجود پایگاه‌های نظامی امریکا در افغانستان و اصرار این گروه مبنی بر این‌که از خاک افغانستان نباید بر ضد هیچ کشوری استفاده شود نشانگر دو موضوع بوده می‌تواند؛ اولاً این‌که جهان‌بینی این گروه در عرصه بین‌المللی دچار تحول شده است. دوما گروه طالبان خواست حامیان منطقه‌ای خود را که همانا برچیده شدن پایگاه های نظامی آمریکا از افغانستان است، بیان می‌دارند. طالبان در عرصه بین‌المللی مناسبات قدرت را به‌وضوح می‌بینند که قطب‌های مختلف در عرصه جهانی تأثیرگذار هستند و کدام کشورها می‌توانند در افغانستان نقش اساسی داشته باشند و حمایت این کشورها از طالبان می‌تواند چه دستاوردهایی داشته باشد؛ اما طالبان در عرصه داخلی و نحوه برخورد با مخالفان داخلی خود هیچ‌گونه تغییری را نپذیرفته‌اند. برای طالبان در جهت برقراری نظم (شریعت) کاربرد خشونت عریان تنها راه ممکن به نظر می‌رسد. برای نمونه می‌توان از بمب‌گذاری جاده‌ها، قتل‌عام کودکان در مکاتب و نهاد های آموزشی و محاکمه صحرایی زنان یاد نمود که توسط طالبان به اجرا گذاشته می‌شود.
در پاسخ به پرسش مطرح‌شده می‌توان این‌گونه بیان داشت که طالبان در عرصه داخلی هنوز هم به کاربرد قدرت عریان باور دارند زیرا در این سال‌ها کمتر مورد عتاب کافی قرارگرفته‌اند و برای پیروزی استفاده هرچه بیشتر خشونت را مؤثر می‌دانند. در عرصه بین‌المللی تحول دیدگاهشان به خاطر استفاده ابزاری از حمایت‌های بین‌المللی و منطقه‌ای است و الی به هیچ ارزش بین‌الملل مانند حقوق بشر، احترام به حاکمیت سایر کشورها، رعایت قوانین و حقوق بین‌الملل پابند نیستند زیرا وقتی یک گروه به ارزش‌های درونی یک جامعه، تساهل و دیگرپذیری باور نداشته باشند چگونه می‌توانند به حقوق و ارزش‌های بین‌المللی احترام بگذارند و ادعا نمایند که این گروه نمی‌خواهند از خاک افغانستان علیه کشور دیگر استفاده صورت بگیرد.

دیدگاه شما