صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۳ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

بر قراری صلح با طالبان؛ اما با چه بهایی؟!

-

 بر قراری صلح با طالبان؛ اما با چه بهایی؟!

به نظر می‌رسد که روند جدید مذاکرات نمایندگان ایالات متحده امریکا با نمایندگان گروه طالبان شکل جدی‌تری به خود گرفته است. این مذاکرات که از اول دلو در دوحه قطر شروع شده تا به اکنون که ششمین روز خود را سپری می‌کند جریان دارد. از نظر اکثر ناظران سیاسی و تحلیل‌گران مسایل منطقه طولانی شدن این مذاکرات حکایت از آن دارد که نمایندگان ایالات متحده امریکا، تصمیم دارند تا مذاکرات پروسه صلح را در این دور گفتگوها به سرانجام مشخص برسانند. در همین راستا گزارش‌های تأیید ناشده از سوی منابع طرفین مذاکره کننده، از دستیابی آنان به یکسری تفاهمات مقدماتی حکایت دارد. این تفاهمات به نوبه خود می‌تواند؛ زمینه‌ساز مذاکرات مستقیم گروه طالبان و حکومت افغانستان گردد.
پر واضح است که تنها زمانی می‌توان به نتیجه بخش بودن این گفتگوها امیدوار شد که گروه طالبان حکومت افغانستان را به عنوان طرف اصلی خود در منازعه و بحران هفده ساله به رسمیت بشناسد. زیرا یکی از دلایل اصلی به درازا کشیده شدن پروسه صلح این است که گروه طالبان حکومت افغانستان را تا اکنون به رسمیت نمی‌شناسد. و کشور افغانستان را، کشور اشغال شده؛ و خود شان را گروه آزادی‌بخش و جهادیون در برابر اشغال‌گران می‌دانند. در طرف مقابل، حکومت افغانستان خود را به عنوان تنها نهاد مشروع، قانونی و برآمده از فرایند دموکراتیک و اراده تک تک شهروندان می‌دانند. می‌بینیم که این دو منطق بسیار از هم فاصله دارد. تا زمانی که هر دو طرف، از نظر منطق به یک مخرج مشترک نرسند؛ نمی‌توان امیدی به برقراری صلح داشت. چراکه صلح به عنوان یک برآیند؛ زمان فراچنگ خواهد آمد که هردو طرف به طور مستقیم منطق یکدیگر را بشنوند و در خواسته‌های خود تعدیل ایجاد نمایند. تا به نقطه توافق و تفاهم  و مخرج مشترک برسند. حال صرف نظر از اصل ضرورت برقراری صلح، سرنوشت چند موضوع در این پروسه در‌هالۀ ابهام قرار دارد:
1. پذیرش قانون اساسی و دست‌آورد‌های هفده ساله حکومت افغانستان در زمینه‌های مباحث حقوق بشر، دموکراسی، آزدی بیان و مطبوعات، حقوق زنان و... تا اکنون از طرف مورد قبول قرار نگرفته است.
2. جدا از فاکتور‌های نخست، پرسش اساسی و مهم این است: مسئولیت جبران این همه خسارات جانی و مالی که در مدت هفده سال به نیروهای امنیتی و ملکی وارد شده است و هر روز هم وارد می‌شود؛ با کدام مرجع خواهد بود؟ طبق اظهارات تازه رئیس جمهور، تنها در طی همین چهار سال حکومت وحدت ملی، چهل و پنج هزار نیروی امنیتی در حملات ‌تروریستی و نبردهای مستقیم با طالبان و دیگر گروه‌های ‌تروریستی به شهادت رسیده اند.
باید در نظر داشته باشیم، همان طور که بعضی مقامات حکومتی و به طور مشخص معاون دوم رئیس جمهور بارها اعلان کرده است؛ موضوع مذاکرات صلح یک مقوله است و اصل برقراری صلح، مقوله دیگر. بدین معنا، که پیش‌برد مذاکرات صلح با مخالفان، مسئولیت دولت افغانستان به حیث نهاد قانونی و نماینده مردم است. اما چگونگی و کیفیت برقراری صلح، و اینکه صلح با چه شرایطی ایجاد شود بستگی به نظر و دیدگاه مردم دارد. مردمی‌ که بیشترین آسیب و خسارت را از ناحیه گروه‌های ‌تروریستی در این چند سال متحمل شده اند. بنابراین در پروسه مذاکرات صلح، چه حکومت افغانستان و چه شرکای بین‌المللی و منطقۀ آن (که این روزها به شدت تحت تأثیر تب مذاکرات صلح قرار دارند) باید در نظر داشته باشند. صلحی از طرف مردم افغانستان مورد قبول و پذیرش است که آسیب‌ها و خسارات وارد شده از سوی گروه‌های ‌تروریستی و به طور مشخص گروه طالبان، به شکل رضایت‌بخش جبران شود. همچنین نظام موجود که حاصل اراده جمعی و برآمده از آرای شهروندان هست به شمول دست‌آوردهای هفده سال این نظام در حوزه‌های مختلف، نباید قربانی صلح شود.

دیدگاه شما