صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۳ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

چشم انداز تحصیلات عالی در افغانستان

-

چشم انداز تحصیلات عالی در افغانستان

پس از سقوط طالبان آموزش در افغانستان وارد مرحله جدیدی شد. در کنار دانشگاه‌های دولتی، موسسات تحصیلات نیمه عالی و عالی خصوصی نیز به فعالیت آغاز کردند و سالانه هزاران تن جذب این نهادها گردیده و صدها تن نیز فارغ می‌شوند. شاید بتوان گفت یکی از پررونق ترین تجارت‌ها در چند سال اخیر در افغانستان ارائه خدمات تحصیلی است. اگر نگاه‌ما از معارف و تحصیلات عالی به مسائلی فراتر از منافع صرفا اقتصادی آن معطوف شود قضاوت نهایی راجع به مسیر تحصیلات عالی در افغانستان به دورنمای آینده آموزش وابسته است. در حال حاضر، به نظر می‌رسد محرک تحصیلات عالی دل نگرانی‌های اقتصادی و هماهنگ کردن دانشجویان با یک بازار کار در حال ظهور است. با در نظر داشت مشکلات جدی اقتصادی که کشور با آن‌ها دست و پنجه نرم می‌کند، مسآله فوق قابل فهم است. دولت افغانستان درک کرده است که انرژی، ایده‌ها، ابتکارات و مطالعه بازار بخش خصوصی به شکل وسیعی در راستای توسعه نیروهای انسانی جویای کار دست نخورده باقی مانده است. مساله ای که به عمق و پهنای فاصله بین مهارت‌ها و نرخ بالای بیکاری می‌افزاید. متعاقبا، دولت بر اهمیت جایگاه سرمایه انسانی در یک اقتصاد مدرن باز تاکید جدی دارد. سیاستگذاران همچنین به نقش آموزش در ارتقای ارزش‌های مدنی و ملازمات ویژه یک دموکراسی مدرن و شفاف، و توسعه انسجام ملی از نقطه نظر اجتماعی واقف اند. در کنار توسعه سرمایه انسانی، بانک جهانی و دیگر سازمان‌های تمویل گر، چون تحصیلات عالی می‌تواند در تقویت و شکل گیری نهادهای دموکراتیک، حقوق بشر، ثبات سیاسی، پایین آوردن هزینه‌های رفاه عمومی و مسائلی از این قبیل سهم بگیرد، به معرفی اموری پرداختند که از آن‌ها تحت عنوان "منافع عمده اجتماعی" یاد می‌شود.
متخصص ارشد آموزش  بخش توسعه انسانی بانک جهانی در مصاحبه ای بیان داشته است: "افغانستان از سیستم آموزش عالی بیش از حد متمرکز دولتی برخوردار است. اصلاحات جدی باید رخ دهد. به عنوان مثال، اعطای استقلال مالی و علمی بیشتر به دانشگاه‌ها، بالابردن کیفیت پژوهشی، مدرن سازی روش‌های تدریس و مسائلی از این قبیل. افغانستان تا هنوز هم در سطح جهان از کمترین تعداد ثبت نام قشر اناث در تحصیلات عالی برخوردار است. ما همچنین نیازمند افزایش جمعیت استادان و کدر علمی زن هستیم. پلان استراتژیک ملی تحصیلات عالی 2009-2014 با هدف رشد اقتصادی ارتقای تحصیلات عالی را هدف قرار داد. جنبه اصلی عملیات ما همین است. اما هدف نهایی آموزش، انسجام اجتماعی و جهانی آکنده از صلح می باشد. چشم انداز ما ارتقای رشد اقتصادی، افزایش مشارکت زنان و فراهم سازی بورسیه های تحصیلی برای آن عده از شاگردانی است که توانایی شرکت در دانشگاه ها را به لحاظ مالی ندارند."
به هر حال، مصاحبه‌ها و تجربیات موجود در کشور بیان می‌دارند که فاکتورهای اقتصادی دغدغه و عامل اصلی پیشبرنده توسعه تحصیلات عالی است. این امر به انتقادهایی نیز ختم شده است. سلطان برکت استدلال می‌کند که "شروع فعالیت‌های غرب با توجه به منافع حاصله از کنترل تجارت مواد مخدر در کنار دستیابی به نفت آسیای مرکزی و منابع گازی، به جای آن که بر چشم انداز جامع الحاق افغانستان به ملت‌های جامعه جهانی مبتنی باشد، تاکنون ظاهرا جز نوعی سودجویی شخصی و فرصت طلبی بیش نبوده است. این نگاه تا حدی قابل اعتبار است. جالب آن که عده ای که به توسعه اقتصادی کشور علاقمنداند باید بدانند از تمرکز بر ارزش‌های دموکراتیک و انسجام اجتماعی نفع بیشتری می برند؛ چون عدم ثبات سیاسی و اجتماعی بزرگترین تهدید فراروی آینده افغانستان به حساب می آید.
درسال 1980، افغان‌های مقیم در پاکستان از بزرگترین جمعیت مهاجرین در جهان نمایندگی می‌کردند. امروزه این مهاجرین به افغانستان بازگشته اند. حضور این آوارگان در مناطقی که گروه‌های متعدد و مختلف قومی در جوار هم زندگی می‌کنند، باعث تغییر دورنمای وضعیت افغانستان شده است. پدیده بازگشت و اسکان مهاجرین تنش‌های قومی، مشکلات پیچیده سیاسی بیشتر و نزاع بر سر منابع کمیاب را تشدید کرده است. افزون بر این، طی چند سال اخیر، افغانستان توانست فرایند انتقال دموکراتیک قدرت را تحت قانون اساسی جدید به انجام برساند. فرایند مزبور شکنندگی نظام سیاسی کشور را برجسته نمود. این مفکوره که افغانستان دموکراسی را پذیرفته و از آن استقبال کرده است پیچیده تر از آن است که به نظر می رسد. آناتول لیوین می نویسد "افغانستان تصویر رائج جوامع تشنه دموکراسی را در تقابل جدی با واقعیت ساختارهای سیاسی و سنت های محلی قرار می‌دهد". زیرا ساختارها و موقعیت‌های سلسله مراتبی موجود در افغانستان در ذات و طبیعت خود دموکراتیک نیستند. افزون بر این، کشور مدل دموکراسی غربی را کاملا در آغوش نگرفته است. سلطان برکت بیان داشت "در فضای کنونی، می‌توان گفت به جای دموکراتیزه کردن افغانستان، بیشترین تاکید بر دموکراسی افغانستان است! بار دیگر، جالب ترین نتیجه، ناکامی در رفع مسائل اجتماعی و سیاسی از مجرای آموزش است که نفس این امر در نهایت می‌تواند به تضعیف توسعه اقتصادی کشور منجر شود. کوری اسبورن بیان می دارد: اگر جوانان در صدد کمک به بازسازی افغانستان اند و نمی‌خواهند بار دیگر کشور را به سمت بی ثباتی پیش ببرند، محتاج به سیستم تحصیلی با کیفیت متوسطه و پسا متوسطه هستند که از رهگذر آن بتوانند در بازسازی و تآمین صلح سهم بگیرند. نمونه افغانستان به طرز گسترده ای اهمیت و تاثیر تحصیلات عالی را به تصویر می‌کشد. کشور با فاکتورهای متعددی که به فضای نااطمینانی این ملت جنگ زده دامن می‌زند بر سر یک دوراهی قرار دارد. مورد تحصیلات عالی در افغانستان تنها گزینه ای است که می‌تواند راه را به سمت صلح و پیشرفت هموار نماید. آینده پژوهی و ترسیم چشم انداز در عرصه تحصیلات عالی افغانستان باید به مقایسه افغانستان با کشورهای دیگر بپردازد، به خصوص آن عده از کشورهایی که با مسآله برابری جنسیتی در حوزه تحصیلات عالی درگیر بوده اند و برای رفع چالش‌های مربوطه دست به اقدامات موفقی زده اند. عرصه دیگری که باید مقایسه در آن در سطح کشوری صورت بگیرد، مطالعه کشورهایی است که توانسته اند از مجرای سیستم تحصیلات عالی شان به تقویت دموکراسی بپردازند. در حال حاضر متآسفانه فضای آزاد اندیشی و آشنایی با باورهای لیبرالیسم در سطوح آکادمیک افغانستان وجود ندارد. گفتمان‌های موجود در دانشگاه‌های دولتی عموما با جهت گیری های سیاسی حزبی و قومی همراه است. قشر آکادمیک فعلی به خاطر ضعف بنیان‌های فکری نتوانسته است زمینه گفتگوهای ایدئولوژیک را به وجود بیاورد. شاید یکی از عوامل بدبینی به آینده افغانستان حاکمیت گفتمان‌های حزبی سنتی و قومی بر فضای آکادمیک کشور است به گونه ای که موجودیت ارزش‌های دموکراتیک را به چالش می‌کشد و بستر سازی برای شکل گیری ایده برابری و ترویج آزادی‌های فردی را تهدید می‌کند.

دیدگاه شما