صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۳ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

روا داری مذهبی در افغانستان

-

 روا داری مذهبی در افغانستان

افغانستان ازجمله کشورهای چند قومی و چند مذهبی است که در آن رواداری مذهبی نسبت به سایر کشورهای اسلامی بیشتر قابل دید است. بعد از سقوط رژیم طالبان با وضع قانون اساسی جدید در افغانستان، مذهب جعفری در قانون اساسی رسمیت یافت. این قانون اساسی افغانستان را می‌توان لیبرال‌ترین قانون اساسی در طول تاریخ افغانستان دانست. هرچند که این قانون اساسی دین اسلام را به حیث دین رسمی کشور اعلام می‌دارد و تأکید می‌کند که هیچ قانون نمی‌تواند در افغانستان برخلاف آموزه‌های اسلام وضع گردد اما آموزه لیبرالیسم در آن به‌وضوح دیده می‌شود (برابری شهروندان، حاکمیت مردم، احترام به حقوق بشر و تساوی زنان و مردان). این قانون اساسی به‌صورت رسمی اعلام می‌دارد که تمامی شهروندان از حقوق مساوی برخوردارند. بر مبنای این قانون اساسی تمامی گروه‌های مذهبی در افغانستان می‌توانند در روشنایی این قانون، اعمال و مناسک مذهبی خود را به‌جا آورند. برگزاری مراسم عاشورا و تجلیل از قیام امام حسین یکی از آموزه‌ها و نمادهای شیعیان محسوب می‌شود. ازآنجایی‌که صوفی گری در میان مسلمانان افغانستان ریشه عمیق دارد بنابراین برگزاری مراسم دهه عاشورا ویژه شیعیان محسوب نمی‌شود بلکه اکثر مردم افغانستان از دهه عاشورا به نحوی از انحاء یادبود به عمل می آورند. اکثر مردم افغانستان به این باورند که امام حسین بر ضد حکومت جبار آن زمان قیام نمود و در این راه زندگی خود را وقف نمود و آنچه را که برای جامعه اسلامی مناسب می‌دانست انجام داد. در افغانستان یادواره این قیام امام حسین همه‌ساله برگزار می‌گردد. در سال‌های اخیر گروه تروریستی داعش که بعد از شکست در سوریه و عراق رو به‌سوی افغانستان نهاده است، بارها برگزاری چنین مراسمی را هدف قرار داده است که صدها قربانی بر جاگذاشته است. داعش هرچند ریشه در آموزه‌های اسلام دارد اما نمی‌توان آن را نماینده تمام عیار تفکر اهل سنت دانست زیرا در بسیاری از موارد این گروه تروریستی سنی‌ها را هدف قرار داده است که نمونه‌های زیاد آن در ننگرهار، عراق و سوریه قابل‌یادآوری است. رواداری مذهبی در افغانستان یکی از نمونه مهم کثرت گرایی مذهبی در جهان به شمار می رود. اما در سالهای اخیر این روا داری با اشکالاتی روبرو شده است و پرسش هایی را در باب میزان آزادی های افراد در برگزاری مراسم مذهبی و دینی به میان آورده است. در خود لیبرالیسم این پرسش حل نا شده باقی‌مانده است که محدوده آزادی افراد تا کجاست؟ حال این پرسش در مورد برگزاری مراسم مذهبی عاشورا نیز می‌تواند صدق نماید که افراد برگزارکننده تا چه حدی آزادی دارند؟ آیا این‌ها می‌توانند به آرامش سایر شهروندان آسیب بزنند؟ آیا می‌توانند جاده‌ها را مسدود نمایند؟ آیا برگزارکنندگان حق‌دارند آلودگی صوتی ایجاد نمایند؟ آیا این‌ها مجازند که روند اقتصادی شهرهای مانند کابل را مختل سازند؟
پاسخ به این پرسش‌ها دشوار به نظر می‌رسد زیرا مرز مشخص برای آزادی افراد نمی‌توان تعریف نمود. به همان میزانی که شیعیان حق‌دارند مراسم مذهبی خود را برگزار نمایند به همان میزان سایر شهروندان حق‌دارند آرامش داشته باشند و از آزادی‌های آن‌ها محافظت صورت بگیرد. در کشورهای لیبرال مانند اروپای غربی افراد حق‌دارند هر طوری که می‌خوانند اعتقاد و باور داشته باشند اما نمی‌توانند با این حق خود باعث صدمه زدن به آزادی سایر افراد گردند. بنابراین می‌توان گفت برگزاری مراسم دهه عاشورا نباید به آزادی و حقوق سایر افراد لطمه بزند. هرگاه این مناسک دینی با رقابت ایدئولوژیک و منطقه‌ای ایران و عربستان درگیر شده است، پیامدهای خطرناک‌تر در قبال داشته است. در برگزاری مراسم های مذهبی نباید حقوق و آزادی‌های دیگران را نادیده گرفت. افغانستان با توجه به شرایط ژئوپلیتیکی و اقتصادی آن از عوامل متعدد متأثر می‌گردد. نفوذ فرهنگی و ایدئولوژیکی کشورهای همسایه و منطقه بر مناسبات اجتماعی قومیت‌ها و مذاهب در افغانستان تأثیرگذار بوده‌اند. به هر میزانی که مراسم مذهبی در افغانستان با اسلام سیاسی و رقابت‌های منطقه‌ای گره بخورد به همان میزان ویرانگر خواهد بود. به همان میزانی که مدارس مذهبی پاکستانی برای آینده افغانستان خطرناک است؛ به همان میزان تبلیغ و ترویج خشونت‌های مذهبی تباه‌کننده است. در این روزها در کوچه‌های کابل می‌بینیم کودکانی را که باید در این سنین مصروف درس‌ومشق خود باشند؛ آن‌ها در رقابت‌های ایدئولوژیک و تبلیغات تندروی مذهبی مورداستفاده قرار می‌گیرند و هرگاه در این راستا اقدامات فرهنگی مناسب صورت نگیرد، دیری نخواهد پایید که افغانستان درگیر منازعات فرقه‌ای وحشتناک مانند الانبار و فلوجه عراق گردد.
دولت افغانستان نباید به گروه‌های تندرو مرتبط به کشورهای منطقه اجازه دهد که از مردم افغانستان مخصوصاً کودکان این کشور در راستای افزایش تنش‌های ایدئولوژیک و رقابت منطقه‌ای سوءاستفاده صورت بگیرد. در کشورهای چند قومی و چند مذهبی، تأکید بیشتر بر اسلام سیاسی و دامن زدن به رقابت‌های ایدئولوژیک تبعات ویرانگر در پی خواهد داشت.
افغانستان در شرایط اکنون نیازمند اینست که مدارای مذهبی بعنوان یک فرهنگ سالم و مدنی در این کشور گسترش پیداکند و کثرت گرایی بعنوان یک عنصر اساسی در جامعه چند قومی افغانستان بایستی تقویت گردد. البته قانون اساسی افغانستان نیز باروحیه ی نوشته شده است که از کثرت گرایی فرهنگی و قومی در افغانستان حمایت می کنند. قانونگذار در قانون اساسی افغانستان باتوجه به تلخ کامی های تاریخی افغانستان، حتما به این نکته واقف بوده است که بدون پذیرش فرهنگ های متکثر و اندیشه های متفاوت در جامعه کثیرالاقوام افغانستان، زیست جمعی به مخاطره خواهد افتاد آنگونه که تاریخ افغانستان گواه شرایط بسیار تلخ و تکان دهنده در این مورد بوده است.
حکومت افغانستان نیز در زمان پساطالبان عملا در مسیری گام نهاده است که هیچگاه در تشنجات مذهبی گرفتار نگردد و اندیشه های افراطی را در جامعه به صورت عملی از میدان اصلی به بیرون هدایت کند. خوشبختانه مردم افغانستان نیز از اندیشه های افراط گرایانه مذهبی خاطره بسیار بد دارند و عملا به سوی یک دیگر پذیری و مدارای اجتماعی گام بر می دارد که این امر برای آینده کشور یک نوید بسیار روشن و درخشان تلقی می گردد.

دیدگاه شما