صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۳ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

ضرورت‌حمایت از کلیت پروسه انتخابات

-

ضرورت‌حمایت از کلیت پروسه انتخابات

باتوجه به نوپا بودن نظام سیاسی مردم سالار در افغانستان و این که دموکراسی و دموکراتیک شدن، یک تجربة جدید برای مردم افغانستان به‌شمار می‌رود، لازم است با جلوه‌های دموکراسی و تطبیق آن با مدارا و انعطاف‌پذیری بیشتر برخورد شود. انتخابات پارلمانی دورة هفدهم از زمان ختم قانونی دورة شانزدهم ولسی‌جرگه تا زمان برگزاری آن در 28 و 29 میزان 1397 با امّا و اگرهای زیادی سیاسی، امنیتی، تخنیکی، مدیریتی و تدارکاتی مواجهه بوده است. اکنون بعد از برگزاری انتخابات نیز این مسأله با پس‌لرزه‌ها، اما و اگرهای بی‌شمار دیگر روبرو شده است. این انتخابات به لحاظ قانونی باید سه سال قبل، برگزار می‌گردید؛ چون انتخابات دورة شانزدهم پارلمانی در تاریخ 27 سنبله 1389 خورشیدی با شرکت بیش از چهار میلیون رأی دهنده برگزار شد.
خوب است به دلایلی این تأخیرِ غیر قانونی طولانی در مورد یک پروسة کلان ملی، سرنوشت‌ساز و بلکه یک رکن مستقل دولت؛ یعنی قوه مقننه که از بایدهای سیاسی و حقوقی کشور افغانستان به حساب می‌رود، توجه کنیم. این پرسش که چرا انتخابات پارلمانی در زمان مقرر قانونی خود برگزار نمی‌شود یا برگزار نشد؟ از جمله سئوال‌های بود که در طول بیش از سه سال از سوی اشخاص حقیقی و حقوقی، نهادها، احزاب و جامعه مدنی مطرح بود. اگر کمی برگردیم به شرایط دو سه سال قبل، در میابیم که گویا یک بی‌باوری مطلق نسبت به برگزاری انتخابات پارلمانی حاکم بوده و مردم تقریبا امید خود را در این زمینه از دست داده بود و حتی دولت را ناتوان در انجام آن می‌دانستند.  به‌عنوان مثال، وقتی رییس جمهور محمداشرف‌غنی در افتتاح سال سوم کاری پارلمان دورة شانزدهم اشتراک کرد و باز هم وعده‌ی برگزاری انتخابات پارلمانی را «در وقت معین» آن داد. گفته شد که این جمله تحت فشار افکار عامه ابراز شده است و همه می‌پرسند که وجه گشایش این پارلمان چیست؟ چرا حکومت وعده‌ی برگزاری انتخابات را می‌دهد اما نه پول آن را دارد و نه آمادگی‌های تخنیکی و تدارکاتی‌اش را؟ چرا آقای غنی عادت گفتن حرف‌های کلان را که اجرای آن از توانایی دولت بیرون است، ترک نمی‌گوید؟ (به نقل از: روزنامة8صبح‌ ،شنبه ۱۹ حوت ۱۳۹۶)
اگر به نکتة فوق دقت کنیم و با تحلیل درست و واقع‌بینانه قضایای سیاسی و اجتماعی را در مدت سه سال گذشته، مخصوصا مسألة انتخابات پارلمانی را دنبال کنیم، متوجه می‌شوییم که نه تنها شهروندان عادی، بلکه بسیاری از رجال سیاسی، احزاب و نهادهای اجتماعی، نیز نسبت به برگزاری انتخابات بی‌باور بودند و می‌گفتند که برگزاری انتخابات با چنین وضعیت ممکن نیست. حتی در خیلی از وقت‌ها کمیسیون مستقل انتخابات، نیز اعتراف کرده بود که آمادگی برگزاری انتخابات را ندارد. خلاصه موضوعِ به‌‌نام انتخابات ولسی‌جرگه بدلیل شرایط خاصِّ سیاسی، تقرییا به فراموشی سپرده شد و پارلمان قانون‌ساز، خود برخلاف قانون، بیش از سه سال ادامة حیات‌سیاسی داد که نه مفید به حال نظام‌سیاسی کشور بود و نه مثمر به حال موکلان خود. به‌طور مسلم‌ اگر وضعیت یادشده همچنان ادامة پیدا می‌کرد و انتخابات‌ِپارلمانی برگزار نمی‌شد، باید فاتحة دموکراسی، ارزش‌های حقوق بشری و سازوکارهای تطبیق آن در این سرزمین را می‌‌خواندیم و به ناچار دوباره به عقب؛ یعنی دوره سیاه  بر می‌گشتیم که چنین کار دیگر نه عقلانی بود و نه شایسته و زیبندة مردم عزتمند افغانستان.
اما؛ حال که در یک چنین وضعیت و چنین سابقه، انتخابات پارلمانی برگزار می‌شود، سئوال اصلی این است که در قبال آن چه باید کرد و چه موقف باید داشت؟
باید توجه داشت که شرایط موجود، انتخابات‌های گذشته و این انتخابات به سادگی و با هزینة اندک بدست نیامده است. سال‌هاست که شهروندان افغانستان، صاحبان قلم و اندیشه، احزاب سیاسی، جامعه مدنی، اصحاب رسانه همه و همه در این راه مبارزه و تلاش شبانه روزی کردند و چه بسا در این راه قربانی‌های بی‌شمار انسانی داده‌اند و خسارات غیرقابل جبران مالی متحمل شدند. به عنوان مثال، برای انتخابات پارلمانی 1397، از زمان ثبت‌نام رأی‌دهی و نصب برچسب استیکر، در تذکره‌های کاغذی تا روز برگزاری آن در 28 میزان در گوشه گوشة این سرزمین، تعداد زیادی از کودکان معصوم، جوانان و نوجوان با احساس، مردان و زنان مسئولیت‌پذیر، قربانی جهل و تاریکی، تروریسم و افراطیت شدند و جان‌های عزیزشان را از دست دادند. اما در عین‌حال، دست از مبارزه و مقاومت برنداشتند و به‌خاطر به سرانجام رساندن این پروسة سرنوشت‌ساز، در روز موعود در پای صندوق‌های رأی حضور گسترده و مثال زدنی پیدا کردند.
هرچند کوتاهی‌ها، کم‌کاری‌ها و حتی غفلت‌های زیاد و غیر قابل قبول از سوی کمیسیون مستقل‌ِانتخابات در برگزاری انتخابات شفاف و درست، وجود داشته است که به هیچ وجه نه توجیه پذیر است و نه شایستة مردم شریف افغانستان! اما؛ از یاد نبریم که حمایت از اصل پروسة انتخابات و حراست از کلیت آن، وظیفه و مسئولیت همگانی، قانونی و شهروندی ماست. به‌همان میزان که در راه برگزاری آن از خود مایه گذاشتیم و از هیچ تلاشی کم نگذاشتیم؛ به همان پیمانه، الان باید از آن حمایت کنیم تا این قصه به یک فرجام نیک و قابل قبول منتهی شود.
آری! از یاد نبریم که اشخاص حقیقی و حقوقی زیادی در کمین تخریب و بدنام ساختن  این پروسة ملی هستند تا از گِل‌آلود کردن فضای سیاسی و اجتماعی ماهی خود را صید کنند. نیروها و مزدوران استخبارات منطقة و بین المللی زیادی وجود دارند که بدنبال ایجاد بد‌بینی و اختلاف میان دولت و ملت افغانستان هستند تا از نفاق و ایجاد فاصلة، حاکمیت‌ملی و نظام سیاسی ما را تضعیف کنند.
آری! از یاد نبریم که  ما می‌توانیم باهمدلی و همگرای خود نقشة شوم دشمنان افغانستان و دموکراسی را که در تلاش‌اند  ما را به عقب برگرداند، خنثی سازیم. ما می‌توانیم کمیسیون‌های مستقل انتخابات و شکایات را  در تفکیک آرای پاک از ناپاک کمک کنیم و نمایندگان شایستة نمایندگی را به خانة ملت بفرستیم. 
آری! از یاد نبریم که حرکت دموکراسی‌خواهی و مردم سالاری در افغانستان، متوقف ناشدنی است هرچند در این مسیر خطرها، چالش‌ و تهیدات فراوان وجود دارد. آری! باید بدانیم که تنها قدرت مردم است که به قدرت‌سیاسی مشروعیت‌ و مقبولیت‌ می‌بخشد و بدانیم که تنها در نظام دموکراتیک است که مردم صاحب این قدرت و جایگاه رفیع تصمیم‌گیری و مشروعیت بخش قدرت است.

دیدگاه شما