صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۳ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

جامعه در حال عبور از سیاست رهبر محور

-

 جامعه در حال عبور از سیاست رهبر محور

حضور پررنگ اقشار مختلف مردم در کار و زار انتخاباتی اخیر را اگر به صورت دقیق و عمیق‌تر نگاه کنیم، بیانگر نکات بسیار مهم و ارزشمند اجتماعی و سیاسی است. این شور و شوق به صحنه آمدن، رقابت کردن و به رقابت پرداختن حاصل یک تحول بسیار برجسته و قابل توجه در ذهن و ضمیر اجتماع می‌باشد. نامزدان انتخابات پارلمانی امسال چنان متنوع و از گروه‌های مختلف جامعه بود که هر گروه و طبقه‌ی اجتماعی نماینده‌ی خودش را می‌توانست در آن جمع پیدا کند.
انتخابات های گذشته را همه به یاد داریم. افرادی که در کار و زار انتخابات گذشته پارلمانی شرکت می‌کردند؛ به صورت کلی از اقشار مختلف اجتماعی نبودند. به این معنا که بیشتر افرادی بودند که به نمایندگی از احزاب گوناگون به صحنه می‌آمدند، توسط رهبران احزاب حمایت می‌شدند. به صورت مستقل هم کاندیدان به صحنه رقابت‌های انتخاباتی می‌پرداختند که قدرت اقتصادی بسیار قوی داشتند. در انتخابات گذشته افراد سطح متوسط گروه‌های اجتماعی، فعالان مدنی، طیف‌های فکری و فرهنگی، استادان دانشگاه و افراد نخبه اجتماعی بسیار اندک در رقابت‌های انتخاباتی شرکت نمودند. آنچه در انتخابات گذشته بسیار پررنگ و مرکز توجه مردم بودند، به صورت کلی از طریق احزاب و رهبران سیاسی برگزیده‌شده بود. گروه‌های فکری یا نخبگان دانشگاهی در انتخابات گذشته، حضور نداشتند و غیبت شان محسوس و ملموس بود. درنتیجه می‌توان گفت که جای این نسل نخبه و دانشگاهی در انتخابات گذشته خالی بود.
انتخابات امسال، طوری دیگری رقم خورد. در این انتخابات برخلاف انتخابات گذشته، ما شاهد حضور  بسیار گسترده و پررنگ نخبگان دانشگاهی، فعالان مدنی و اجتماعی، افراد متوسط اجتماعی، فعالان زن، افراد از اقلیت‌های قومی و همه‌ی گروه‌های مختلف شهروندان بودیم. مسئله قابل‌توجه دقیقاً همین‌جا است؛ همین سهیم شدن و نقش فعال گرفتن افراد مختلف اجتماعی در انتخابات. درگذشته نقش احزاب بسیار پررنگ بود؛ اما نقش گروه‌های مستقل و مختلف اجتماعی بسیار کم‌رنگ. در انتخابات امسال به همان میزان که نقش احزاب سیاسی و رهبران سیاسی پررنگ بود، به همان میزان نقش گروه‌های مستقل اجتماعی، نخبگان دانشگاهی و اقلیت‌های قومی به چشم می‌خورد. به باور من این هم‌طراز شدن و رویارویی گروه‌های مختلف و مستقل اجتماعی با نمایندگان احزاب و رهبران سیاسی، روزنه‌ی امید و پیام‌آور بیداری جامعه است.
این رویارویی، حامل یک پیام بسیار ارزشمند است و آن پیام این است که اجتماع روند رو به تکامل خود را پیموده و حالا عصری فرارسیده که مردم آگاه و بیدار شده است و پس‌ازاین می‌خواهند آزاد، مستقل باشند و خودشان سرنوشت شان را به دست شان بگیرند. دیگر نیازی نیست که رهبران سیاسی و شبکه‌های مافیایی اقتصادی برای مردم تصمیم بگیرند، برای مردم نماینده انتخاب کنند و برای مردم سرنوشت تعیین کنند. در انتخابات گذشته شاید کمتر کسی جرئت می‌کرد که بدون اینکه پشتش به سیاست و رهبران سیاسی گرم باشد به میدان کار و زار انتخاباتی بیاید؛ اما در این انتخابات این جرئت و شهامت ایجادشده که افراد به صورت بسیار گسترده، از همه اقشار اجتماعی به میدان کاروزار انتخابی آمده‌اند. این مسئله ربط مستقیم و اساسی با میزان شعور، آگاهی و بیداری مردم دارد. معنای مسئله این است که مردم نسبت به سرنوشت شان حساس شده‌اند. پس‌ازاین می‌خواهند  که خودشان به‌صورت مستقل و فردی برای شان تصمیم بگیرند نه کس یا کسانی دیگر.
جرئت خودمحوری و رهایی از بند احزاب سیاسی و سیستم آن‌ها، روزنه‌ی امیدی برای فردای بهتر خلق کرده است. این جهش‌های اجتماعی خودمحور، مستقل، آزاد را باید به فال نیک بگیریم. نه به این دلیل که نقش احزاب کم‌رنگ می‌شود و رهبران سیاسی آهسته‌آهسته از صحنه می‌رود؛ بلکه به این دلیل که شعور جمعی مردم بالا رفته است، خودباوری و خودمحوری در ذهن شان شکل گرفته است و کم‌کم جامعه‌ی ما به سمت‌وسوی دموکراتیک شدن پیش می‌رود. افراد مختلف از گروه‌های مختلف اجتماعی دیگر نیاز ندارند که برای فعالیت‌های جمعی، خودسامان دهی و خدمت گذاری به دروازه احزاب سیاسی بروند، اجازه‌نامه فعالیت از رهبران سیاسی دریافت کنند، حمایت سیاسی بگیرند و هزار مسئله‌ی ازاین‌دست. خوشبختانه باید گفت که سرچشمه و جرقه تحول، تغییر، شکوفایی، بالندگی و دگرگونی عظیم اجتماعی را که مسئله کاملاً فکری و ذهنی است ما در این روزها شاهد هستیم و این روند رو به گسترش و پیشرفت است. این تحول درونی و تقلای خودمحوری، خودباوری، استقلال، رهایی، برابری و جهش اجتماعی واقعاً پیام‌آور امید و گامی به‌سوی بهتر شدن است.
نبرد و کارزار انتخاباتی که یک‌طرفش رهبر زادگان و نمایندگان احزاب سیاسی‌ باشند و طرف دیگر آن افراد مستقل اجتماعی، نخبگان دانشگاهی، فعالان مدنی، فعالان حقوق زن و افراد دیگری از بخش‌های متوسط اجتماع هم جالب است و هم قابل‌توجه. این فضا و زمینه را می‌شود، فضای دموکراتیک نام نهاد. رقابت‌های بسیار سخت و درعین‌حال شدید، گروه‌های سیاسی، احزاب سیاسی و رهبر زادگان باهمدیگر و از طرف دیگر رقابت این‌ها با افراد مختلف اجتماعی دیگر که تازه به صحنه آمده‌اند و می‌خواهند تاریخ سیاسی رهبر محور و حزب محور را دگرگون سازد صحنه  و فضا یک جامعه‌ی به بلوغ رسیده را به نمایش می‌گذارد. این معادله واقعاً تماشایی و قابل توجه است. باید خوش‌بین بود به فضای به وجود آمده و زمینه‌ی اجتماعی که در حال شکل گرفتن است. در انتخابات پارلمانی امسال گروه‌های فرادست و فرودست اجتماعی، ثروتمند و بی ثروت، قدرتمند و بی‌قدرت، رهبر زاده، نخبه، فعال مدنی، استاد دانشگاه همه و همه در یک موقعیت قرارگرفتند.
از موقعیت به وجود آمده می‌توان یک درس مهم گرفت و آن اینکه، هیچ قدرت و قوتی مانع تحول، تکامل و پویش اجتماعی شده نمی‌تواند. روند رو به تکامل انسان که در طول تاریخ در تمام جوامع انسانی جریان داشته و جریان دارد، در جامعه‌ی ما هم از جریان نیفتاده است. شاید سرعت این جریان کمتر شده باشد و شاید تکامل اجتماعی که باید وشاید اتفاق می‌افتاد، اتفاق نیفتاده باشد؛ اما این گردش طبیعی خود سامان دهی بشر، در رگ، خون، گوشت و پوست ما همچنان ادامه دارد. زمان می‌چرخد، تاریخ خلق می‌شود، زندگی دگرگون می‌گردد و ما هم به سمت‌وسوی بهتری درحرکتیم. اگر از زمین و زمان سنگ ببارد هم نمی‌تواند جلو این پویندگی اجتماعی را بگیرد. مردم به سمت خودشکوفایی در حرکت است.
این دوره را می‌توان دوران گذار نامید. دوران عبور از مرحله‌به‌مرحله‌ی دیگر. دوران که افراد کم‌کم خودشان را باور کرده‌اند و از دست برتر روی سرشان خسته شده‌اند. گروه‌های متوسط اجتماعی به صحنه آمدند که می‌خواهند این طلسم رهبر محور را بشکنند و طرح نو دراندازند. اینان با حضورشان آرزوهای فروخورده، نادیده گرفته‌شده و خفته‌ی هزاران ساله‌ی طبقه ی فرودست و متوسط اجتماعی را با خودشان به میدان آورده‌اند. آرزوهای که سال‌های سال می‌خواست به صحنه بیاید، اما زمینه و زمانه‌اش فراهم نشده بود، حالا روزگار آن آرزوهای خفته و فروخورده است که از لایه‌های مختلف اجتماعی سر برکشیده‌اند و فرصت بلند شدن یافته‌اند. این اتفاق واقعاً میمون و مبارک است.
در فرجام مسئله‌ی قابل‌یادآوری این است که رسالت ما یاری‌کردن این جهش اجتماعی، کمک در گسترش و تسریع این روند است. ما باید به این دوره‌ی گذار یاری برسانیم تا بیشتر به ثمر بنشیند. وقتی‌که این دوره‌ی گذار به ثمر نشست نتیجه این می‌شود که همه اقشار مختلف اجتماعی، در تمام بخش‌ها حضور پیدا می‌کنند. قدرت و ثروت همگانی می‌شود و از دست افراد محدود بیرون می‌گردد. درنتیجه شهروندان به یک برابری نسبی دست پیدا می‌کنند، تفاوت طبقاتی، فرادستی و فرودستی اجتماعی کاهش می‌یابد. زمینه‌ی که شکل گرفته مژده‌ی رهایی و تغییر را به همراه دارد. پس از آزادی‌طلبان و عدالت باوران توقع می‌رود که این روند روبه‌پیشرفت اجتماعی را تقویت کنند.

دیدگاه شما