صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

یکشنبه ۲۷ عقرب ۱۳۹۷

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

چیستی موضع گیری، چارچوب های نظری و اخلاقی آن - قسمت پایانی

-

چیستی موضع گیری، چارچوب های نظری و اخلاقی آن - قسمت پایانی

دومین عنصر سازندۀ موضع گیری، مربوط به عاطفه است. عاطفه و احساس نسبت به یک پدیده اجتماعی یا فرد، نهاد، جمعیت و کتله خاص، قومیت و نژاد و یا مذهب خاص، بر روی قالب های معرفت شناختی که نسبت به آن مورد خاص داریم شکل می گرد. احساساتی مانند نفرت، افتخار، همدلی، عصبانیت، آرامش و .. باید در چارچوب معرفت های سازمان یافته و شکل یافته قبل از آن نسبت به موضوع مورد قضات مورد ارزیابی قرار داد. و از آنجاییکه شناخت پدیده های اجتماعی همیشه همراه درصدهای خطا و اشتباه در درک آن است، لذا احساسات ناشی از آن را نیز نباید به طور حتم قطعی و صادق دانست. احساسات را می توان به دو بخش احساسات صادق و احساسات کاذب تقسیم بندی کرد. احاسات صادق زمانی معنا می یابد که در واقعیت (حاق واقع) پدیده مورد نظر هم همانگونه که ما شناخت از آن حاصل کرده ایم، باشد. مثلاً ما نسبت به قاتل بی رحمی که به زنان و کودکان رحم نمی کند، احساس نفرت داریم و زمانی که شخصی را مصداق واقعی چنین اتفاقی دانستیم و او هم واقعا قاتل این افراد بود، احساس تنفر و انزجار نسبت به وی بسته به میزان بزرگی جرم و جنایتی که انجام داده، معنادار و عاقلانه خواهد بود. اما اگر فرد مورد نظر ما، واقعا قاتل زنان و کودکان بیگناه نبود، و ما به اشتباه او را قاتل می دانستیم، قاعدتاً احساس نفرت و انزجار ما هم صادق نیست، بلکه احساساتی کاذب هستند که موجب خواهند شد تا موضعی که ما در برابر این فرد و عملکردی که به وی نسبت داده ایم، نیز موضعی غیر عاقلانه و ناموجه باشد. فهم این نکته که ما در شناخت پدیده های اجتماعی همیشه در معرض خطاهای شناختی هستیم، مگر اینکه شواهد قوی و غیر قابل انکاری در دست باشد، خود کمک می کند تا  در خصوص مدیریت احساسات بتوانیم موفق تر عمل کنیم.
سومین مؤلفه موضعگیری به عمل و حوزه فعل برمیگردد. یعنی موضع گیری از شناخت و درک موقعیت خاص، فرد و نهاد و یا پدیده خاص اجتماعی مانند آغاز میشود و به تبع این شناخت، احساسی نسبت به موضوع مورد نظر موضع گیری، ایجاد میشود و سپس مرحله فاز نهایی که عمل و فعل بر اساس آن شناخت و احساس باشد، فرا میرسد. به عنوان مثال در بهبوهه فرایند انتخابات سیاسی مانند انتخابات پارلمانی، ریاست جمهوری و یا شورای ولایتی، نسبت به کاندیدی خاص، با توجه به شناختی که ما از وی حاصل کرده ایم، و این شناخت هم تابع زمان و مکان خاصی بوده  مثلاً ما وی را در یک موقعیت خاصی دیده ایم که بخشی از ویژه گی های شخصیتی وی در آن موقعیت عیان میشود، مثلا خودمانی بودن و شوخ طبعی وی در یک جمع قومی و فامیلی  اما سایر ویژگی های شخصیتی وی را نه دیده ایم و نه موقعیتش پیش آمده تا آنها را ملاحظه کنیم، بنابراین بر اساس همان شناخت تک بعدی، احساس خاصی هم نسبت به وی پیدا خواهیم کرد، یا از شخصیت وی خوشمان می آید و یا اینکه نه، بلکه از نوع سخنان و گپ زدن های وی در محفل مذکور، برداشت کرده ایم که وی آدمی سطحی ایست و توانایی و لیاقت وکیل شدن یا رئیس جمهور شدن را ندارد. بر این اساس در مرحله عمل بسته به شناخت و احساس قبلی، یا از وی حمایت میکنیم و یا در مقابل وی موضع گیری خواهیم کرد.  با کمی تأمل در مکانیزم موضع گیری، درخواهیم یافت که تا چه اندازه احتمال خطا در مؤلفه های سامان دهنده هرموضعگیری ای وجود دارد. بر این اساس، اخلاق موضع گیری و عقلانیت موضع گیری حکم میکند که هیچگاه قطعی و صد درصدی راجع به پدیده های اجتماعی مورد نظر حکم صادر نکنیم و در موضعگیری راجع به افراد، نسبیتی معرفت شناختی را درنظر بگیریم. اما ما متأسفانه دچار خطاهایی مانند ذهن خوانی (Mind Reading ) می شویم که بدون شواهد کافی ذهنیت طرف مقابل را حدس میزنیم و بر اساس آن موضع میگیریم، برچسب میزنیم. منفی بینی و منفی بافی نیز ناشی از همین خطاهای معرفتی است که سرزنش گری و تاسف گرایی (Regret Orientation ) را به دنبال دارد.
در نهایت اخلاق موضع گیری به ما می آموزد که از برچسب زدن (labeling )فوری و بدون تأمل نسبت به افراد، مخصوصاً کسانی که در رأس قوا و نهادهای سیاسی هستند، برحذر باشیم زیرا ما به بخشی از ملاحظات ظاهری رفتار و عملکردهای آنان آگاهی داریم؛ ولی قصه سیاست و مدیریت سیاسی پیچیده تر از این حرفهاست که ما تصور میکنیم و لایه های زیرین و محرمانه و امنیتی ای وجود دارد که ما از آنها آگاهی نداریم و بسیاری از تصمیم های گرفته شده و موضعگیری های خاص این افراد با توجه به همین لایههای زیرین مدیریت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی کشور است. با شناخت اندکی که ما از این کنش ها و واکنش های سیاسی داریم، امکان قضاوت صددرصدی را باید به کناری نهاد و البته این به معنای پاسخ طلب نکردن از مسئولین مربوطه نیست.
اما در این ایام حساس می خواهم توصیه ای کنم و آنهم این است که بیایید قضاوت کردن و موضع گرفتن در خصوص مسائل عمومی مانند جامعه، سیاست، دین، مذهب، فرهنگ و.. را حق خود بدانیم اما ظرافت این قضیه را نیز درک کنیم که موضع گیری ما باید نسبت به «موقعیت خاص» جهت پیدا کند و نه به «شخصیت» یک فرد خاص. ما میتوانیم و آن هم با درصدی از خطا بگوییم که از فلان موضع جناب آقای رئیس جمهور و یا وکیل پارلمان خاص خوشم نیامد و یا به نظرم موضعی ناصحیح و یا غیر عادلانه است، اما خود شخص و شخصیت وی را به صفاتی که متأسفانه به فجیع ترین شکل آن این روزها عمومیت یافته، متصف نکینم. صفاتی مانند وطن فروشی، بی عرضه گی، بی وجدانی و غیره. بیایید درک کنیم که ما فقط با برخی از زوایای پیدای یک موقعیت خاص آشنایی داریم و بخش زیادی از زوایای آن از ما پنهان و پوشیده است. شوپنهاور، فیلسوف اخلاق گرای آلمانی میگفت که همه درد و رنجهای ما از معاشرت و ارتباط با دیگران است و انزوا جستن بسی بهتر از معاشرت با دیگران است. اما به نظرم ما برخلاف نظر شوپنهاور نمیتوانیم در انزوا بمانیم ولی حداقل می توانیم با رعایت و درک اخلاق قضاوت کردن و اخلاق موضع گیری، از درد و رنجی که به دیگران وارد میکنیم، بکاهیم.

دیدگاه شما