صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۴ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

دیوار بلند بی اعتمادی بین کابل - اسلام آباد

-

دیوار بلند بی اعتمادی بین  کابل - اسلام آباد

در پاکستان سیاست به ناچار باید از دهلیزهای نیمه تاریک قدرت نظامی عبور کند، هر سیاست‌مداری که بر این امر واقف نباشد و یا به نحوی بخواهد ازین امر چشم‌پوشی کند، آینده سیاسی خوبی منتظرش نخواهد بود. در این میان تصمیم‌گیری و اتخاذ موضع در قبال افغانستان سبب پدید آمدن کیش و قوس‌های زیادی هم در حلقات و محافل تصمیم‌گیری سیاسی در داخل پاکستان بوده است. در یک و نیم دهه اخیر در روابط افغانستان و پاکستان شاهد دست‌آوردهای ملموس و جلب اعتماد دو طرف نبوده‌ایم. عدم توافق نظر بین نظامیان و رهبران ملکی، عدم اتخاذ موضع ثابت پاکستان در قبال کابل از عوامل عمده روابط پرتنش بین دوکشور بوده است. حامد کرزی در دوران حکومتش حداقل 21بار به پاکستان رفت و پیام های مختلف و گزینه‌های گوناگون را برای دست‌یابی به صلح پیش‌کش پاکستان کرده، بخت خویش آزمود اما، نتیجه همان یک چیز(حمایت ارتش پاکستان از گروه‌های تندرو مخالف کابل) بود. رییس جمهور غنی بعد از رسیدن به قدرت سیاست خارجی کشور را در پنج محور ترسیم کرد که کشورهای همسایه‌ها در محور اول سیاست حکومت قرار داشت. او سخت تلاش کرد که پاکستان را متقاعد بسازد تا دست از حمایت گروه‌های تروریستی بردارد، ولی این تلاش‌ها بی ثمر مانده و تغییری در سیاست‌ پاکستان نسبت به افغانستان رونما نشده است. عمران‌خان نخست وزیر جدید پاکستان با شعار تغییر سیاست این کشور در مورد افغانستان شروع به کار کرده و خوش‌بینی‌های نیز به وجود آمد، که رویه پاکستان نسبت به قضیه افغانستان تغییر خواهد کرد. سیاست خارجی آن کشور که عمده‌ترین مسئله آن افغانستان و روابط و مناسبات سیاسی با کابل است دچار تحول خواهد شد. سفر دیروز شاه محمود قریشی وزیر خارجه پاکستان به کابل و دیدار با رهبران حکومت وحدت ملی این گمانه زنی را تقویت کرده است. چنانچه در صحبت‌های قریشی با سران حکومت وحدت ملی و وعده همکاری میان دوکشور؛ بهبود روابط دو جانبه، حمایت از پروسه صلح به مالکیت و رهبری افغان‌ها، تقویت و گسترش همکاری‌های اقتصادی و تجاری و مهم‌ترین و مناقشه برانگیزترین مسئله در روابط دو کشور یعنی بحث مبارزه مشترک با تروریسم و دهشت افگنی و بنیادگرایی که پاکستان مآمن امن و خانه اصلی این گروه‌ها پنداشته می‌شود، نیز توافق شده است. اما دیوار بی اعتمادی بین اسلام ‎آباد – کابل خیلی بلند است، تا این دیوار فرو نریزد گرهی از کار گشوده نخواهد شد؛ لذا اسلام‌آباد می بایست در عمل حسن نیت خویش را نشان دهد.
درمورد سفر وزیر خارجه پاکستان به کابل و دیدار با مقامات عالی رتبه حکومت وحدت ملی چند نکته قابل یاد آوری است که به طور گذرا به آن‌ها اشاره می‌نمایم:
یک) اگر وزیر خارجه پاکستان با صلاحیت کامل و با عزم دست‌یابی به نتیجه قناعت بخش برای بهبود روابط دو کشور به کابل آمده باشد، باید ابتدا با ارتش و (isi ) توافق کرده باشد تا با اختیارات بیشتر وارد مذاکره با دولت افغانستان شود، دراین صورت می‌توان به دست آوردهای این سفر امیدوار بود. دو) امروز افغانستان در موقعیت برتر قرار دارد و جامعه جهانی را متقاعد ساخته است که  مشکل اصلی بحران افغانستان حمایت پاکستان از گروه‌های تروریستی است و این مسآله پاکستان را در موقعیت سخت و دشوار قرار داده است. تعلیق کمک‌های نظامی ایالات متحده به پاکستان، خرابتر شدن وضع اقتصادی این کشور و کاهش ارزش پول این کشور، افزایش ناامنی‌ها در داخل پاکستان، فشارهای را متوجه این کشور می‌کند. اما بهبودی روابط اسلام آباد و کابل در شرایط فعلی بستگی به استراتژی دولت جدید این کشور نسبت به قضایایی افغانستان دارد . دست‌یابی به صلح در افغانستان با چالش‌های زیادی مواجه است اما تلاش‌های نیز در جریان است که پروسه صلح به سرانجام برسدت و پاکستان نمی‌خواهد در مورد پروسه صلح در افغانستان در حاشیه بماند و احیانا صلح در غیاب آنان به سرانجام برسد؛ احتمالآ دولت پاکستان به رهبری عمران‌خان متوجه این مسئله هست. البته اگر کشورهای اسلامی مسیر حرکت فعلی و همراهی‌شان با خواست دولت افغانستان را تغییر ندهد اوضاع بر وفق مراد حکومت افغانستان است و در آینده‌ی نه‌چندان دور شاهد تغییرات عمده‌ی خواهم بود. اما مشکلاتی در اسلام آباد نیز وجود دارد که نباید از نظر دور داشت:
اول: تاریخ 70 ساله پاکستان و حکومت آن مدیریت سیاسی، سیاست مداران برخاسته از ایالت خیبرپشتونخوا را هرگز تجربه نکرده است. اهالی این مناطق به تمام پست‌های کلیدی این کشور، حتی ریاست ستاد ارتش دست یافته، الی مقام نخست وزیری که عالی‌ترین مقام اجرایی درین کشور است. حضور عمران‌خان در مقام نخست وزیری به همان اندازه که برای پشتون‌های پاکستان و اهالی مناطق قبایلی و آیالت خیبرپشتونخواه خوشحال کننده و امید‌بخش است؛ برای سایر سیاست مداران پاکستان خصوصن جنرالان قدرتمند ارتش و سندی‌های که قدرت را عرفآ میراث خودشان می‌دانند کسالت آور خواهد بود. شاید آقای عمران خان قلبآ خواهان بهبود روابط با کابل باشد، اما، معاذیر و ملاحظات فراروی شان فراوان‌اند. با در نظرداشت مشکلات و سختی‌های فراوان حکومت عمران‌خان فعلآ در محک آزمون سختی است. باید توجه داشت که قناعت دادن مقامات سیاسی – امنیتی خصوصا جنرالان ارتش پاکستان که حرف اول و آخر را می‌زنند، دشواری‌ها را ایجاد می‌کند.
دوم:  سایه حضور ارتش مقتدر پاکستان در عرصه سیاست این کشور دایم سنگین و وزین و تعین کننده بوده است. هرگاه کسانی تلاش کنند تا تعیین کنندگی ارتش را در عرصه سیاست پاکستان به صورت علنی یا ضمنی نادیده بگیرد، یا کتمان کند؛ سرنوشت خوبی نخواهد داشت. چنانچه بیظیر بوتو و نوازشریف شاهد مثال تجربه شده این ادعاست. ارتش پاکستان زمان که این خبر را دریافت کرد که بینظیر بوتو در در دبی با  عده ای از کشورهای دور و نزدیک تصمیماتی را برای آینده سیاسی خودش و کشورش دارد، چهار ماه طول نکشید که از قدرت سیاسی  برای همیشه حذف شد. در تازه ترین مورد سرنوشت نوازشریف در زندان رقم خورد و بحث‌های احتمالی هم در مورد امکان محکوم شدن به اعدامش مطرح است. خیلی از مقامات این کشور در فسادهای کلان سیاسی دست دارند. حتی سران سیاسی این کشور در باندهای مافیایی و قاچان و حتی پول‌شویی دست دارند، مقامات رده میانی پاکستان در دبی خانه‌های لوکس دارد که پولش از راه‌های نا مشروع بدست اورده است، چه رسد به مقامات عالی رتبه. عدالت در پاکستان توام با قدرت رقم می‌خورد.
سوم: سرشت و ماهیت وجودی ارتش پاکستان در حدود دو-سه دهه اخیر با بنیادگرایی، تندروی اسلامی و گروه‌های تروریستی عجین شده. یک بخش آن به مسایل و راه‌های مبارزه با هند برمی‌گردد و بخشی دیگر به افغانستان اما، آنچه مهم است این است که بازی‌های سیاسی باید بر وفق مراد نظامیان باشد.
چهارم: ادعاهای وجود دارد که عمران‌خان و سران ارتش پاکستان رابطه نزدیک دارد. در شرایط حاد امنیتی و اختناق که در پاکستان برای سایر سیاست‌مداران اوقات تاریک پنداشته می شد؛ عمران خان و اعضای حزبش در سراسر پاکستان مانورهای اعتراضی برگزار کرد و هیچ خشونی در قبال‌شان اعمال نشد و حال که به قدرت رسیده و دارد برای ترسیم سیاست خارجی کشورش کار می‌کند، می‌توان همراهی ارتش با ایشان را به عنوان برگ برنده حساب کرد، اما شروط هماهنگی با ارتش ضروری است. اما با تمام این ملاحظات؛ پاکستان در سال‌های گذشته ساستی را تعقیب کرده که در قالب تعاریف همسایه خوب، حسن همجواری و زندگی مسالمت‌آمیز هرگز نمی‌گنجد. فقط می‌توان در یک معامله برد برد با این کشور به توافق رسید.
 در نتیجه می توان گفت:
الف: سیاست ارتش و سازمان استخباراتی پاکستان در قبال افغانستان به گونه‌ی غیر قابل سازش طراحی شده و هیچ کسی نخواهد توانست این طرح از قبل تهیه شده را وتو کند مگر جنرالان ارتش؛ بهبود روابط دو کشور وابسته به خواست جنرالان ارتش و آی اس آی است، نه در وزارت خارجه یا کاخ نخست وزیری.
ب: فشارهای سیاسی و بین‌المللی پاکستان را در موقعیت ضعیف و بی سابقه‌ی قرار داده. و به شدت منزوی ساخته است. قطع کمک‌های نظامی آمریکا، فشارهای آمریکا به صندوق بین ‎المللی پول مبنی بر عدم پرداخت قرضه به پاکستان، همچنان حملات انتحاری و انفجاری که گهگاهی دامن خود این کشور را می‌گیرد؛ ممکن جنرالان ارتش را قانع کند، تا عمران‌خان را در بهبود روابط با کابل به عنوان اولویت عاجل حکومتداری ایشان همراهی کنند، تا بتواند کمکهای آمریکا را جذب کرده و قرضه‌های صندوق بین‌المللی پول را حاصل کنند. خواست پاکستان که شاید به صراحت بیان نکند ولی در لفافه چنین خواهد بود:
اول: از جانب افغانستان تضمین داده شود که حضور و نقش هند در کابل تقلیل یافته و حضور اسلام‌آباد تقویت شود؛ اما باید دید سران حکومت افغانستان چه تدبیری برای این خواست خواهد داشت.
دوم؛ بحث خط دیورند که برای نظامیان پاکستانی تبدیل به «بحث امنیتی» شده باید حل شده فرض شود  در غیر آن صورت کابل وقت خوش را نخواهد دید.
با تمام این‌ها؛ اگر چین رفیق روزهای خوشی و ناخوشی پاکستان میانجی‌گری بین دو کشور را برعهده گرفته و در این راستا مداخله کرده جنرالان پاکستانی را قناعت دهد که در مسئله صلح افغانستان پیش قدم شود، گره روابط دوکشور گشوده خواهد شد. البته در صورت تحکیم صلح در افغانستان کشور چین نیز از مستفید شوند‌گان عمده این پروسه خواهد بود. در نهایت باید گفت عمران خان باید از هفت خان رستم بگذرد تا بتواند در سیاست کشورش نسبت به کابل تغییری را ایجاد کرده و روابطش را با کابل ترمیم کند، شاید سفر شاه محمود قریشی وزیر خارجه اش شروع هفت خان باشد

دیدگاه شما