صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۴ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

رسانه‌گری بحران در افغانستان

-

 رسانه‌گری بحران در افغانستان

رسانه‌گری بحران، تاکنون در حوزه‌ی خبرنگاری و رسانه‌ای افغانستان اصطلاح ناآشنا است. رسانه‌گری بحران بیان‌گر فعالیت‌های رسانه‌ای افراد و شبکه‌ها در نشر اطلاعات و جزئیات رویدادهای خبرساز از اوضاع امنیتی و اجتماعی جامعه‌ی درگیر بحران است. در افغانستان، اما رسانه‌گری بحران خود گاهی چنان رویدادها را بزرگ می‌کند که زمینه‌ساز بحران می‌شود. فعالیت‌های رسانه‌ای در افغانستان هم از آدرس فرد و هم از آدرس بنگاه‌های خبری در وضعیت بحرانی چنان بر نشر اطلاعات متفاوت و متناقض صورت می‌گیرد که اعتبار منابع اطلاعاتی رسانه‌ها و اعتماد بر داده‌های رسانه‌ای بیش از حد تقلیل می‌یابد. این امر ناشی از عدم آموزش کاربری رسانه‌ در سطح توده‌ها و کاربران رسانه‌های اجتماعی و برخورد واکنشی-گرایشی رسانه‌های همگانی با خبر و رویداد خبری است.
اینکه رسانه‌گری بحران گاهی نخواسته باعث تشدید بحران می‌شود؛ یک امر مسلم است که بدان پرداخته خواهد شد. در ابتدا آن‌چه که باعث می‌شود با ذکر رسانه‌گری بحران در افغانستان، این اصطلاح با معنای «بحران» بیش‌تر درهم آمیزد تا رسانه‌گری، این است که در افغانستان «رسانه‌گری بحران» یک فعالیت رسانه‌ای مدیریت نشده است.
وقوع رویدادهای هولناک و حادثه‌های مرگ‌بار؛ مثل سقوط یک ولایت یا قدرت‌گیری گروه‌های تروریستی، زنگ خطری برای مردم افغانستان و سرآغاز بحران‌های امنیتی-اجتماعی شمرده می‌شود. بدون شک که دراین هنگامه‌ها رسانه‌های همگانی و رسانه‌های اجتماعی بزرگ‌ترین و بهترین گذرگاه اطلاعات رویدادها و قوی‌ترین ابزار فشار بر نهادهای مسئول است. اما در چندین رخداد اخیر در کشور که تمام فعالان رسانه‌ای در بنگاه‌های خبری و کاربران رسانه‌های اجتماعی بر آن‌ها متمرکز شده بودند؛ چنین بر‌می‌آید که رسانه‌گری در چنین وضعیت‌های بحرانی در سطح یک ولایت یا یک شهر، بسیاری‌ از رسانه‌گران آواره‌ی فضای رسانه‌ای‌ هستند.
افرادی که یک رویداد خبرساز برای شان از اهمیت‌‌های خبری برخوردار باشد یا وضعیت مورد نظر بر زندگی شان تآثیرگذاری داشته باشد از روی تجسس اطلاعاتی و نگرانی، این آواره‌گی در فضای رسانه‌ای را می‌پذیرد. افرادی که به‌دنبال اطلاعات تازه در رسانه‌ها آواره می‌شود، زمان و منابع شان را صرف می‌کند. آنان خواسته و نخواسته در رسانه‌گری بحران دخیل می‌شوند. این افراد برای کسب و شریک نمودن اطلاعات، نظر و تحلیل شان در این روند فعالیت رسانه‌ای دخیل می‌شوند؛ اما از برایند تشریک اطلاعات موجود دراین فضا بی‌خبر یا بی‌توجه اند.
این یک امر مسلم است که بدون مدیریت سالم هیچ روندی شفاف و عاری از داده‌ها نیست. رسانه‌گری بحران هم اگر یک فرهنگ جاافتاده و روند مدیریت شده نباشد با کذب و شایعه و اطلاعات بی‌پایه همراه می‌شود. صبر و شکیبایی تا هویدا شدن واقعیت‌های رویدادها، زاویه‌های کور قضایا و نشر جزییات دقیق حوادث امنیتی بهترین راه مبارزه با پایگاه‌های بحران‌آفرین و روش درست مدیریت رسانه‌گری بحران است. اما کاربران رسانه‌های اجتماعی و مخاطبان رسانه‌های همگانی بااین گرایش همگام نخواهد شد مگر آنکه کنترول رسانه‌ها در دست بنگاهی باشد که قدرت گردانندگی افکار عامه را دارد. فعالیت رسانه‌ها در چنین وضعیتی که رسانه‌گران بیش‌تر بربنیاد احساسات تصمیم‌ می‌گیرد تا منطق و نشر اطلاعات بیش‌تر مبتنی بر منابع شایعه‌ساز است تا واقعیت‌های عینی، نیاز به مدیریت لحظه‌ای و فرهنگ‌سازی دایمی دارد. مدیریت لحظه‌ای آن مربوط به حکومت، نهادهای مسئول و ابررسانه‌هایی است که به منابع بیش‌تر دست‌رسی دارند و مسئولانه کار می‌کنند. دراین هنگام معلومات و جزئیات حقیقی و اطلاعات بی‌پایه از رویدادها در فضای رسانه‌ای زیاد منتشر می‌شود. اما گزینش اطلاعات درست و پذیرش آن‌ها به عنوان واقعیت عینی و بازتاب حقیقی رویدادها نیاز به شم و شناخت کاربران و مخاطبان رسانه‌ها و اعتبار منابع دارد.
نشر اطلاعات بی‌بنیاد و معامله‌های اطلاعاتی برای جهت‌دهی افکار عامه اغلب توسط گروه‌های متخاصم و باندهای همکار و گرایش‌دار شان صورت می‌گیرد، اما عواملی است که زمینه‌ساز جاافتادن این اطلاعات به‌حیث تصویر واقعی وضعیت‌ در رسانه‌ها می‌شود. کم‌کاری حکومت و نهادهای مسئول در نشر اطلاعات به موقع و واقعی از رویدادها را می‌توان نخستین عامل نشر و پذیرش اطلاعات بی‌بنیاد و گرایش‌دار حتا به نفع گروه‌های متخاصم دانست که رسانه‌گران در وضعیت بحرانی به تبادل آن مبادرت می‌ورزند. دیگر عاملی که زمینه‌ساز به وجود آمدن شک و شبهه در تفکیک اطلاعات منابع رسمی و شایعه‌ها می‌شود، نشر اطلاعات متناقض از آدرس حکومت است. در بسیاری موارد مهم و رویدادهای هولناک امنیتی در کشور، نهادهای دولتی گزارش‌های متفاوت و متناقضی را منتشر می‌کنند که این خود زمینه‌ساز قدرت‌ گرفتن اطلاعات بدون اساس است. هم‌چنان برخورد واکنشی رسانه‌ها و رسانه‌گران با خبر یکی دیگر از عوامل زمینه‌ساز جاافتادن اطلاعات بی‌بنیاد به‌حیث تصویر واقعی رویداد و بازتاب وضعیت می‌باشد که باعث جهت‌دهی افکار عامه می‌شود.
مشخص است که پیامد «رسانه‌گری بحران» بدون مدیریت اصول خبرنگاری و ضوابط اخلاقی، بحران‌آفرین و یا زمینه‌ساز بحران است. اما آن‌چه که می‌توان به‌عنوان آنی‌ترین پیامد این روند دانست چند موردی است که در پی می‌آید. الف) همکاری با شایعه‌پراگنان: وضعیت بحرانی اگر در بخشی از جغرافیای کشور رخ می‌دهد، رسانه‌گران بحران با نشر و پخش اطلاعات بی‌بنیاد با شایعه‌پراگنان همکار شده و فضای رسانه‌ای را با آشفته کردن افکار عامه بحرانی می‌کند؛ ب) همگام شدن مردم با رسانه‌گران هدف‌مند وکنترول افکار عامه توسط رسانه‌های گرایشی: رسانه‌گران هدف‌مند و رسانه‌های گرایشی در دگرگون کردن واقعیت‌ها و بازتاب تصویر وارونه از رویدادها و اوضاع امنیتی فعالانه عمل می‌کنند و تعدادی هم دراین مجرا به‌دنبال منافع شخصی و جریانی خودشان هستند، اما رسانه‌گران بحران به‌ ناحق باآنان همگام شده فضای اجتماعی و افکار عمومی را آشفته می‌کنند؛ ج) تقویت بحران: در رسانه‌گری بحران هرفرد یک رسانه می‌شود و هرفرد یک واکنش نسبت به وضعیت دارد. ممکن است مردم این واکنش را در زندگی واقعی و متن زندگی اجتماعی شان متبارز کنند که بدون شک با تآثیرپذیرفتن از اطلاعات واهی و واکنش‌های آنی و ناشی از احساسات بحران آفرین خواهد بود؛ د) ایجاد تفرقه و شکاف‌های اجتماعی: یکی از بحران‌زا ترین برایند رسانه‌گری بحران بدون مدیریت این است که شماری از افراد و جریان‌ها و فعالان استخباراتی متخاصم که قصد فروپاشی یک ملت را دارد از رسانه‌ها بیش‌ترین سود را می‌جویند. آنان تلاش خواهند کرد تا با وارونه نمودن واقعیت‌ها به این خواست شان دست یازند. این وضعیت در افغانستان بیش‌تر در رویدادهای امنیتی متبارز می‌شود، اوج نگرانی این است که ممکن جریان‌هایی از متن مردم با تحریک احساسات گروه‌های اجتماعی به آتش تفرقه و شکاف‌های اجتماعی دامن بزنند.
این مسئولیت دولت، نهادهای فرهنگی و باشگاه‌های خبرنگاری است تا به ترویج فرهنگ درست استفاده از رسانه و آموزش‌دهی تفکیک اطلاعات تلاش کنند. اما حکومت باید در وضعیت بحرانی برای مدیریت افکار عامه با استفاده از رسانه‌ها، اطلاعات درست و به‌موقع به دسترس مخاطبان قرار دهد. توحید اطلاعات در منابع امنیتی جهت رفع ابهام از جزئیات رویداد و جلوگیری از تناقض در اطلاعات یکی دیگر از راه‌هایی است که حکومت می‌تواند از بحرانی شدن فضای رسانه‌ای و کنترول احساسات رسانه‌گران جلوگیری کند. هم‌‌چنین، قانون‌مند سازی رسانه‌گری در کشور و مدیریت رسانه‌ها بدون سانسور یکی دیگر از راه‌هایی است که باید در منابع تصمیم‌گیری بدان‌ها پرداخته شود و در مورد قواعد و قوانین رسانه‌گری در کشور اسنادی هم‌چون قانون رسانه‌های همگانی برای رعایت اصول خبرنگاری و ضوابط اخلاقی در رسانه، ترتیب گردد و به مردم آموزش داده شود تا در وضعیت‌های بحرانی و آشفتگی فضاهای رسانه‌ای چگونه برخورد کنند.

دیدگاه شما