صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۴ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

رشد شتابان مصرف‌گرایی در افغانستان

-

 رشد شتابان مصرف‌گرایی در افغانستان

مصرف گرایی به عنوان یک پدیدۀ اقتصادی – اجتماعی، یکی از مشخصات و تبعات دنیای مدرن و مولود انقلاب صنعتی می‌باشد. مصرف گرایی یا مصرف‌زدگی از نظر صاحب نظران به سبک زندگی گفته می‌شود که به جای توجه به نیازهای افراد، بیشتر به میل و خواسته افراد مبتنی می‌باشد. به عبارت دیگر، مصرف‌گرایی، مصرفی است که به جای نیاز واقعی، نیازهای کاذب فرد یا افراد را که اکثراً به تقلید از دیگران، تبلیغات، شرایط مادی یا تغییرات ساختاری جامعه ایجاد شده، برطرف می‌سازد. بنابراین می‌توان مصرف‌گرایی را همان اسراف و زیاده روی در مصرف دانست که تعبیر آشنا و مانوس‌تر می‌باشد.
از نظر اقتصادی، مصرف‌گرایی مشوق یک نظام اجتماعی، اقتصادی است که مصرف هرچه بیشتر کالاهای مصرفی، اعم از بادوام و بی‌دوام، با کیفیت و بی کیفیت را مورد تأکید قرار می‌دهد. جامعه‌ای که این فرهنگ بر آن حاکم گردد، همان جامعه مصرفی خواهد شد؛ که در آن بنا به نظر بودریار، «مصرف مبتنی بر خواست، مطرح می‌شود؛ یعنی مصرف با میل و سلیقه افراد در جامعه آمیخته می‌شود.»
با توجه به تعاریف فوق از مصرف گرایی، هرچند این پدیده به صورت عموم، یک پدیدۀ منفی و یکی از آفت‌های اجتماعی و فردی تلقی می‌شود؛ اما رواج و شیوع آن در جوامع فقیر و جنگ‌زده مثل افغانستان که بیشتر از ۵۰٪ مردم زیر خط فقر (درآمد کمتر از ۲۵۰۰ افغانی در ماه دارند) زندگی می‌کنند،  قباحت و زشتی چند برابر دارد.
متأسفانه مصرف‌گرایی در افغانستان تا حدی زیادی عمومیت پیدا کرده و می‌شود گفت که در تمام لایه‌های مختلف اجتماعی رسوخ‌کرده است.
سؤال مهم این است که چرا مردم گرایش به مصرف‌گرایی دارد؟ چرا مصرف‌گرایی برای عده‌ای نوعی افتخار محسوب می‌شود؟ به دیگر سخن، عوامل گسترش مصرف‌گرایی در یک جامعه چیست؟ عوامل گسترش مصرف گرایی در افغانستان چه می‌باشد؟
مصرف‌گرایی مانند تمام پدیده اجتماعی دیگر، می‌تواند عوامل مختلف داشته باشد که پرداختن به همه آن‌ها در این جا ممکن نمی‌باشد. در این نوشته فقط به عوامل اجتماعی مصرف گرایی می‌پردازیم و این پدیده را از منظر جامعه‌شناسی به بررسی می‌گیریم.
سرچشمه مصرف‌گرایی
در مقابل روان‌شناسان که منشاء رفتار انسان را اکثراً فردی و ذهنی می‌دانند، تورستاین وبلین (Thorstein Veblen ) مانند دیگر جامعه‌شناسان، معتقد است که سر منشاء اصلی مصرف گرایی، اجتماعی بوده و این پدیده بیش از آن‌که پدیده فردی و شخصی باشد پدیده اجتماعی و زائده رفتار جمعی افراد می‌باشد. به نظر او، افراد برای دستیابی به احترام و حرمت نفس بیشتر تلاش می‌کنند و حرمت نفس چیزی جز بازتاب احترام دیگران به فرد نمی‌باشد. از طرف دیگر، احترام اجتماعی وابسته به میزان دستیابی فرد به منابع کمیاب اجتماعی مانند ثروت و قدرت می‌باشد. بنابراین، او معتقد است که سرچشمه اصلی مصرف گرایی، تلاش افراد جهت کسب احترام اجتماعی است و احترام اجتماعی نیز منوط به کسب پول و ثروت و نمایش آن است.
«مصرف چشم‌گیر و نمایش چشم‌گیر، وسایلی هستند که انسان‌ها با آن‌ها می‌کوشند تا در چشم همسایگانشان برتر جلوه کنند و در ضمن، برای خودشان نیز ارزش بیشتری قائل شوند.» در ادامه وی می‌افزاید «آن افرادی از اجتماع که از نظر میزان متعارف و پذیرفته شده لیاقت و یا مالکیت در جامعه کم می‌آورند و در چشم اعضای دیگر اجتماع احترامشان را از دست می‌دهند در احترام به خودشان نیز دچار کمبود می‌شوند؛ زیرا مبنای معمولی احترام به نفس همان احترامی است که همسایگان برای انسان قائل می‌شوند».
رقابت دوامدار و تمام ناشدنی
در یک جامعه‌ای مصرفی، انسان‌ها ارزششان را در مقایسه با ارزش دیگران می‌سنجند؛ هر کسی پیوسته در تکاپوی آن است که از همسایگانش پیشی گیرد و تب چشم و هم‌چشمی همگان را فرا می‌گیرند. جالب این است که این رقابت همیشگی و تمام ناشدنی است. «به محض آن که شخص به تنعم تازه‌ای دست می‌یابد و به معیار ثروت نوینی خو می‌گیرد، این معیار تازه نیز همچون معیارهای پیشین، دیگر نخواهد توانست او را به اندازه کافی ارضا کند. هدف این انباشتگی ثروت، در مقایسه با در مقایسه با قدرت پولی بقیه افراد اجتماع تعیین می‌شود. هر فردی متعارفی تا زمانی که در مقایسه با دیگران احساس کمبود کند، پیوسته در ناخشنودی شدید از نصیب کنونی‌اش به سر خواهند برد.»
نوکیسه‌های تازه به دوران رسیده
موضوع جالب‌تر این قصه این است که به اصطلاح «نوکیسه‌ها و تازه به دوران رسیده‌ها» برای این‌که بتوانند منزلت اجتماعی جدید خود را تثبیت کنند و برای دیگران به اثبات بر سانند، نیاز به مصرف و نمایش چشمگیرتری دارند!
در این نگرش، حتی میل زیباخواهی انسان به حاشیه می‌رود و آنچه اهمیت می‌یابد، قیمت کالاست که اعتبار و شخصیت به دنبال دارد نه زیبایی آن. در جامعه مصرف‌زده، کالایی ارزشمند تلقی می‌شود که قیمت بالاتری داشته باشد، حتی اگر از هیچ زیبایی خاصی برخوردار نباشد. «اگر به انبوه طرح‌ها و نقش‌های لباس‌های گران قیمت توجه کنید متوجه این خصلت عجیب خواهید شد.» و این از وجوه بارز مصرف‌گرایی و جامعه مصرف‌زده است.
عمومیت و همگانی شدن مصرف گرایی
مصرف گرایی در گذشته محدود به طبقه اشراف و سطح بالای جامعه بوده است؛ اما امروزه در تمام سطوح جامعه و طبقات اجتماعی شیوع و گسترش یافته است. همگانی شدن وسایل ارتباطی و گسترش تکنالوژی معلوماتی و شهری شدن، به خدمت مصرف‌گرایی آمده و آن را از پستوهای خانه‌های اشرافی، به معرض دید همگانی کشانده و در تمام طبقات جامعه سرایت داده است.
عوامل شتاب‌دهنده مصرف گرایی در افغانستان
تئوری تورستاین وبلن، به عنوان سرشناس‌ترین تئوری پرداز این عرصه جامعه شناسی، می‌تواند به خوبی مصرف گرایی در افغانستان را تبیین و تفسیر نماید؛ اما عوامل و زمینه‌های اجتماعی موجود در افغانستان باعث شده است که پدیده مصرف‌گرایی در افغانستان شتاب و شیوع بیشتری داشته باشد که ذیلاً به مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌شود.
تبلیغات
هرچند پیام‌های تجاری امروزه از ضروت‌های عصر حاظر تلقی می‌شود اما رشد سرسام آور رسانه های همگانی در افغانستان از ماهواره، انترنت، شبکه‌های کبلی، تلویزیون‌ّها، رادیوهاگرفته تا روزنامه‌ها، بیلبوردها و مسیج‌ها، به طور شبانه روزی مردم را مورد بمبارد تبلیغاتی قرار می‌دهد. هیچگونه نظارت و کنترلی بر تبلیغات در افغانستان وجود نداشته و پیام‌های تجاری با است شگرد اصلی تبلیغات که القای ترس و وعدهای دورغین می‌باشد آرامش را از شهروندان سلب کرده و تشویق به مصرف بیشتر می‌کنند. تبلیغات این‌چنینی یکی از بسترهای رشد شتابان مصرف گرایی در افغانستان می‌باشد.
میزان بالای بی‌سوادی در کشور
افغانستان کشوری است که بر اساس آمارهای رسمی، ۶۶ درصد مردم آن را افراد بی‌سواد تشکیل می‌دهند و ۳۴ درصد مردم کشور باسواد اند که اکثر این افراد تنها توانایی خواندن و نوشتن را دارند. میزان بالای بی‌سوادی در افغانستان، یکی از زمینه‌های مسائل و مشکلات اجتماعی و به خصوص گسترش این پدیده می‌باشد.
جوان بودن جمعیت
به گفته وزارت اقتصاد «افغانستان از نظر ساختار سنی بسیار جوان است و دومین کشور جوان در جهان می‌باشد. حدود ۴۶٫۱ درصد جمعیت کشور زیر سن ۱۵ سال قرار دارد.» جوان بودن جمعیت با ویژگی‌های که مختص این رده سنی جمعیتی می‌باشد، یکی دیگر از عوامل شتاب مصرف گرایی است.
مهاجرت
سال‌های متمادی جنک و کشمکش در افغانستان باعث مهاجرت گسترده مردم در این کشور شده است به گونه‌ای که به گفته مقامات مربوطه «نیمی از افغان‌ها یا مهاجرند یا مهاجر بوده‌اند.» طبیعی است که مهاجرت از یک کشور فقیر و جنگ‌زده در کشورهایی که از نظر اقتصادی و میزان رفاه اجتماعی در سطح به مراتب بالاتری قرار دارد خود یکی از زمینه‌های اجتماعی رشد روز افزون مصرف‌گرایی است.
آنومی یا بی هنجاری
آنومی (Anomi ) به فقدان هنجار یا بی‌هنجاری یا قانونِ بی‌قانونی اطلاق می‌شود. به عبارت دیگر آنومی به معنای عدم تعهد و پایبندی شخص به جامعه است که به چندپاره شدن جامعه می‌انجامد. چند دهه در افغانستان گذشته از نابودی سرمایه‌مادی و اقتصادی افغانستان را از نظر هنجاری و همبستگی‌های اجتماعی نیز به شدت فقیر ساخته است. نبود هنجارهای پذیرفته شده اجتماعی و معیارهای عام و قابل قبول اکثریت مردمی، در رشد شتابان مصرف گرایی کمک کرده است.
از دید جامعه‌شناسی، مصرف‌گرایی یک پدیده اجتماعی و مولود جمعی است. فرهنگ مصرف‌گرایی و جامعه مصرف‌زده، همواره در تب تاب مصرف بیشتر می‌سوزد. تمام اقشار و طبقات جامعه برای کسب حرمت نفس که از طریق مصرف چشم‌گیر و نمایشی حاصل می‌شود در تلاش‌اند. مصرف‌گرایی بیش از آن‌که ناظر بر نیاز واقعی افراد باشد، برساخته تبلیغات و فشارهای اجتماعی و برخاسته از نیازهای کاذب و غیر ضروری جامعه و افراد می‌باشد.
مصرف‌گرایی هرچند پدیده و عام و جهانشمول می‌باشد اما به نظر می‌رسد که در افغانستان، رشد و شتاب بیشتری دارد که تبلیغات، بی‌سوادی، جوان بودن جمعیت، مهاجرت و بی‌هنجاری به عنوان بستر مناسب و عوامل شتاب دهنده این پدیده شناخته شود.

دیدگاه شما