صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۴ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

بازنگاهی بر روند آتش بس موقت و تأثیر آن بر فرایند صلح - قسمت پایانی

-

بازنگاهی بر روند آتش بس موقت و تأثیر آن بر فرایند صلح - قسمت پایانی

تلاش‌ها برای مذاکره با طالبان و حل‌منازعات به صورت مسالمت‌آمیز از دورۀ ریاست جمهوری اول حامد کرزی آغاز شد ولی هیچگاه به موفقیت نرسید. حکومت وحدت ملی نیز به ریاست دکتر اشرف غنی از بدو تشکیل، تلاش‌های زیادی را برای آغاز پروسه‌ی صلح با طالبان انجام داد. رئیس جمهور غنی در اولین اقدام بعد از تشکیل حکومت، به پاکستان رفت تا صفحه جدیدی از روابط با پاکستان را باز کند تا به صورت جدی در پروسه‌ی صلح افغانستان نقش ایفا کند. رئیس جمهور غنی در این سفر مهلت ۹۰ روزه‌ای را تعیین کرد تا در جریان این مدت مقامات پاکستانی به تعهدات‌شان در قبال آغاز پروسه‌ی صلح افغانستان عمل کند. بعد از این سفر، رئیس جمهور غنی با چند اقدام تاکتیکی، از جمله رد مؤقت محموله‌ی نظامی هند، خواست تا حسن نیت خود را به حکومت پاکستان نشان دهد. برعلاوه، با این کار، رئیس جمهور غنی قصد داشت تا با حکومت نظامی و ملکی پاکستان اتمام حجت کرده و به جامعه‌ی جهانی ثابت کند که حکومت افغانستان تعهد سیاسی کافی برای تعامل با پاکستان دارد. پس از آن دولت افغانستان تلاش دیپلماتیک را با عنوان«نشست‌های چهارجانبه‌ی صلح افغانستان» روی دست گرفت. در این بین، دولت افغانستان تلاش‌های دیپلماتیک خود را برای اعمال فشار بیشتر بر پاکستان افزایش دادکه تا اندازه‌ی زیادی بر استراتژی آسیای جنوبی اداره‌ی ترامپ تأثیر گذاشته و پاکستان را در انزوای بین‌المللی قرار داد.
پروسه استانبول نیز با گرفتاری های اخیر ترکیه، روسیه و مسایل منطقه، بی نتیجه ختم شد.  پروسه کابل که سال گذشته با همکاری کشور‌های درگیر در کابل دایر شد چکیده تمام تلاش ها و تجربه های پروسه صلح در افغانستان بود که بازهم نتیجه ی ملموسی در قبال نداشت. از دیگر جانب مذاکرات طالبان و پروسه نمایندگی قطر نیز در پروسه صلح کمک چندانی نکرد و آمریکا هم از تعقیب روند صلح اظهار خستگی کرد. لذا افغانستان مجبور شد که به تنهایی برای دست یابی به صلح دایمی هر روز هزینه گزاف بپردازد. چه آنکه صلح دایمی، استوانه اساسی توسعه را در افغانستان شکل می دهد. حکومت وحدت ملی در طول این مدت تنها یک تجربه‌ی عملی صلح با یکی از طرف‌های درگیر جنگ در افغانستان را در کارنامه‌ی خود رقم زد. حکومت افغانستان توانست تا یک پروسه‌ی مذاکره‌ی صلح با حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار را به سرانجام برساند. به همین روش حکومت افغانستان ناگزیر شکیبایی پیشه کرد تا برخی از شاخه های طالبان را نیز کم کم وارد پروسه صلح کند به همین خاطر از تمام گزینه های موجود استفاده کرد.
برای آخرین تلاش، ریاست جمهوری افغانستان چند ماه قبل هیجان انگیز ترین طرح صلح را بعنوان مذاکرات بدون قید و شرط با طالبان اعلام کرد. بر مبنای این طرح، طالبان به عنوان یک گروه سیاسی به رسمیت شناخته می شد و  زندانیان این گروه آزاد و رهبران طالبان از فهرست سیاه سازمان ملل خارج می گردید. اما طالبان هرچند که در برابر این طرح مقاومت کرد و آن را نپذیرفت ولی این طرح برای آنان کاملا بی تأثیر هم نبود. آخرین تلاشی حکومت افغانستان اما تأثیری به سزایی را از خود به جا گذاشت. پس از گرد همآیی علمای دینی در اندونیزی، در هفته های گذشته بیش از دو هزار عالم دینی از سراسر افغانستان در کابل گرد هم آمدند و بر علیه جنگ و خون ریزی در افغانستان فتوای دسته جمعی صادر کرد. در این فتوا از طالبان به صورت جدی در خواست شد که به در خواست صلح دولت افغانستان پاسخ مثبت بدهند. در تبعیت از این فتوا دولت افغانستان آتش بس یک طرفه اعلان کرد و سرانجام طالبان به آن پاسخ مثبت داد. 
البته باید خاطر نشان کرد که تلاش های آمریکا و پاکستان مخصوصا تحت فشار قرار گرفتن پاکستان از جانب آمریکا برای اعمال فشار بر طالبان را در این مورد نمی توان بی تأثیر تلقی کرد. علاوه برآن، چنانچه در بخش اول این نوشته خاطر نشان شد، طالبان  نیز بنا به دلایل یاد شده به دنبال نهایت استفاده از این طرح آتش بس بود.
نگرانی که در مورد تطبیق آتش بس اعلام شده از سوی طالبان، برای مردم و حکومت افغانستان وجود داشت به چند دستگی در میان شاخه های متعدد طالبان بر می‌گشت. پس از مرگ ملا محمد عمر، رهبر پیشین طالبان در سال ۲۰۱۵ این گروه به چند شاخه تقسیم شده است. رعایت آتش بس از سوی جنگجویانی که تحت فرماندهی فرماندهانی از شاخه‌های گوناگونی طالبان می‌جنگند، جای شک و تردید زیادی را به وجود آورده بود. اما رعیات آتش‌بس در سه روز اعلام شده، یکدستگی طالبان را نشان داد.
هرچند که آتش‌بس موقت از جانب طالبان تمدید نشد، ولی دست کم حکومت بهانه‌ی خوبی برای مذاکره با طالبان بر سر آتش‌بس طولانی‌تر به دست آورد. ولی موضعگیری طالبان در فرجام آتش بس، ثابت ساخت که حکومت افغانستان ناگزیر است بر قدرت نیروهای نظامی و عملیاتی خود بیفزاید و بر رهبری نظامی و جنگجویان طالبان در افغانستان ثابت نماید که طالبان جز صلح و مذاکره دیگر چاره ی ندارد. تا طالبان در میدان های جنگ ناکامی خود را احساس نکند با رفتارهای مداراجویانه هرگز دست از دهشت افکنی برنخواهد داشت. حکومت باید برای طالبان این واقعیت را عملا ثابت سازد که در شرایط متفاوت با حکومت دکتر نجیب الله به سر می برد تا الگوهای ذهنی گروه طالبان و حامیان شان نسبت به شرایط موجود کاملا تغییر کند. علاوه بر این دولت افغانستان از لحاظ دیپلماتیک نیز تمام تلاش خودش را به کار ببندد تا از آتش بس موقت زمینه‌ی مساعد برای آتش بس طولانی تر مدت فراهم نماید. در کنار این بایسته ها، حکومت افغانستان، مانند اکنون از ابزار های دیپلماتیک نیز استفاده بهینه نماید. شواهد نشان می دهد که دولت افغانستان از تجارب گذشته این نتیجه را شاید کسب کرده باشد که طالبان مهره های هستند که در دست بازیگران قدرتمند دیگری چون پاکستان قرار دارند. از این رو در ماه های اخیر علاوه بر اعمال فشار برپاکستان از طریق همکاران بین المللی اش خودش نیز با پاکستان وارد تعامل و چانه زنی سیاسی شده است که سفر مقامات ارشد امنیتی افغانستان در ماه گذشته در پاکستان به همین نیت صورت گرفته است. میزان  موفقیت این چانه زنی بستگی به این دارد که دولت پاکستان واقعا تا چه اندازه بر طالبان نفوذ دارد و تا چه حد متقاعد خواهد شد تا بر طالبان اعمال نفوذ نماید. سیاست مداران و شهروندان افغانستان بر این عقیده هستند که استراتژی اصلی پاکستان ایجاد تنش در منطقه است و افغانستان را در این بازی تنش آلود بعنوان عقبه‌ استراتژیک خود مخصوصا در منازعات سیاسی و نظامی اش با کشور هند در نظر می گیرد. از این رو حکومت افغانستان جهت رسیدن به صلح پایدار باید بر فشارهای بین‌المللی بر پاکستان تأکید  نماید و سعی  کند تا پاکستان را  متقاعد نماید و یا به انزوا بکشاند؛ کاری که در سال اخیر کم و بیش بر پاکستان اتفاق افتاده است. از دیگر جانب اگر این تحلیل افغانستان در مورد استراتژی خصمانه پاکستان در قبال افغانستان درست باشد، بازهم پس از پیوستن طالبان در پروسه صلح، پاکستان به راحتی می‌تواند تحت بیرق گروه‌های تروریستی دیگر، تنش موجود در افغانستان را برای تأمین منافعش فعال نگه دارد. کما اینکه یکی از تحلیل های موجود در قبال موجودیت گروهی بنام داعش در افغانستان این است که این گروه موهوم مربوط به استخبارات پاکستان در افغانستان می باشد که آن بخش از عملیات تخریبی را که طالبان نمی خواهد آن را انجام بدهد، عملی سازد.
با این هم می توان این گونه نتیجه گیری کرد که برقراری اولین آتش‌بس موقت پس از ۲۰۰۱ میان حکومت افغانستان و طالبان روزنه‌ی کوچکی از امید را در مورد تغییر نسبی رویکرد طالبان و حکومت نظامی پاکستان ایجاد کرده است. ولی قابل تأکید است که برقراری صلح پایدار در افغانستان نخست منوط به تغییر رویکرد پاکستان در قبال افغانستان، و در مرحله دوم، اقدامات چندجانبه برای گسترش فرهنگ تسامح و خشونت‌گریزی در افغانستان می باشد.

دیدگاه شما