صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۴ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

نگاهی به حقوق همسایگی از نظر اسلام و مزاحمت بلندگوها

-

نگاهی به حقوق همسایگی از نظر اسلام و مزاحمت بلندگوها

مقدمه
آنچه در اینجا با شما در میان می‌گذارم، حق همسایه یا همسایه‌داری یا آئین همسایه‌داری است؛ آن چیزی که برای مسلمانان افغانستان شاید بسزا باشد؛ چون‌که بالاترین درصد باشندگان این سرزمین و شهر کابل از مسلمان‌هاست. نخست، خداوند در قرآن آئین همسایه‌داری را بالاترین ارزش و ارج دانسته است؛ آن‌گونه که فرموده است: «وَ الْجارِ ذِی الْقُرْبی وَ الْجارِ الْجُنُبِ.» (قرآن سورۀ نسا آیۀ 36) یعنی و به همسایه نزدیک و همسایه دور احسان کن؛ اما همسایه‌ها شامل چه کسانی می‌شوند؟ حدیثی از امام جعفر صادق است که می‌گوید: شخصی می‌گوید از امام صادق علیه‌السلام پرسیدم: فدایت شوم، حد همسایگی تا کجاست؟ فرمود: «اَرْبَعین دارا مِن کُلِّ جانب.» یعنی چهل خانه از هر طرف. امام علی امام نخست شیعیان و جانشین چهارم حضرت پیامبر در پسین‌ترین وصیت‌نامه خود گفته است: «اللّه َ اللّه َ فی جیرانِکُمْ فَإِنَّهُمْ وَصِیَّةُ نَبِیِّکُمْ، مازالَ یُوصی بِهْمِ حَتّی ظَنَنّا اَنَّهُ سَیُورِّثُهُمْ.» یعنی از خدا بترسید! از خدا بترسید! درباره همسایگان که همواره مورد سفارش پیامبرتان بوده‌اند. (آن حضرت) به‌قدری درباره آنان سفارش می‌کرد که گمان می‌بردیم برای ایشان میراثی قرار خواهد داد.
اگر به‌راستی به پیام رسول خدا (ص) که می‌فرماید: «حُرْمَةُ الْجارِ عَلَی الْإنسانِ کَحُرْمَةِ أُمِّهِ.» یعنی احترام همسایه، مانند احترام مادر، بر انسان لازم است؛ خوب نگاه کنیم، برخی از رفتار، منش، کردار ما در افغانستان به‌ویژه در شهر کابل نه با دستور خداوند که در قرآن آمده است برابری می‌کند نه با دستور پیامبر اسلام؛ بلکه جبهه رویاروی احکام اسلامی است.
یکی از موارد حق همسایگی یا آئین همسایه‌داری تأمین آرامش برای همسایه‌هاست؛ این سخن بدین معنی است که کسی به هر شیوه‌ای نباید آرامش زندگی همسایه‌ها را بر هم بزند و اذیت و آزار همسایه‌ها را فراهم سازد؛ مانند اینکه برخی آزار و اذیت همسایه‌ها را به هر شیوه‌ای از بین می‌برند. از هر شیوه آزار و اذیت که برای همسایه‌ها بگذریم، آنچه می‌خواهم با شما در این نوشته در میان بگذارم، گپ و سخن بلندگوهای مسجدهای شهر است که در ماه‌های چون محرم‌الحرام و ماه رمضان المبارک آزار و اذیت همسایه‌های مسجدها را فراهم می‌کنند.
به سخن دیگر در تمام ماه محرم‌الحرام و در تمام ماه رمضان المبارک که بلندگوهای مسجدها که در هر گام یک مسجد است، از سوی برگزار کنندگان مراسمی چون سوگواری روزها و شب‌های محرم به مناسبت سالگرد شهادت شهدای کربلا و اجرای دعاهای اسلامی مانند تراویح و دیگر دعاها دردسر، آزار و اذیت برای همسایه‌های مسجداست؛ این در حالی است که ممکن است در همسایگی مسجدی یکی مریض داشته باشد یا یکی درس و آزمون داشته باشد یا از جهاد کار (الکاد لعیاله کالمجاهد فی سبیل الله) در خانه آمده است نیاز به استراحت و خواب دارد یا کهن‌سالی در همسایگی مسجداست که نیاز به فضای آرام دارد یا کودکان همسایه‌های مسجد شهر نیاز به خواب دارد؛ ولی صدای بلندگوهای مسجد ساعت‌ها با بلندی بسیار، شهر را به لرزه می‌آورد.
اکنون بیاییم به‌راستی و درستی همین آزار و اذیت بلندگوهای مسجد را با دستور دین اسلام سنجش کنیم، آنچه برآیند و نتیجه به دست می‌آید چیست؟ آیا کار متصدیان مسجدها یا برگزار کنندگان مراسم سوگواری مذهبی در زمانه‌ای مانند محرم‌الحرام یا برگزار کنندگان مراسم مذهبی نیایش و دعا در ماه رمضان المبارک همچنین ملاهای این مسجدها دستور قرآن شریف و دستور پیامبر خدای خود را خوانده‌اند یا خرسوار از کنار این دستورها تیر شده‌اند؟
اگر به‌راستی و درستی صدای بلندگوها، شهر کابل را که در درازا و درازهای شب سکوت و آرامش شب را می‌شکنند با هر استدلالی و آموزه‌های هر سیستمی سنجش کنیم، برابر با اخلاق و آئین همسایه‌داری نیست. اگر دستور اسلام را کنار بگذاریم، از نظر حقوق شهروندی نیز کاری است که با اخلاق و حقوق شهروندی نمی‌سازد؛ چون در ارزش‌های انسانی امروزی ارج به حقوق شهروندی و از بین نبردن حق شهروندان دیگر یکی از اصول استوار و راستینی است که نباید از دید دور نگه‌داشته شود.
از دیدگاه آموزه‌های دینی اسلامی «ضرر و زیان رساندن و آزار دادن هر مؤمنی از گناهان كبیره محسوب می‌شود. این امر در حق همسایگان حرمت شدیدتری داشته و حتی سایر همسایگان از ادیان دیگر را نیز شامل می‌شود. پیامبر (ص) فرمود: كسی كه به خدا و روز قیامت ایمان دارد همسایه‌اش را نمی‌آزارد.»
اکنون بیاییم کلاه خود را داور قرار بدهیم. بیاییم کمی از دستور اسلام آگاه شویم. بدی کار در این است که دست اندرکاران اسلام کسانی هستند که از دستورهای اسلامی بی‌خبرند؛ ارزش‌های دموکراتیکی چون پاسداشت حقوق شهروندی برکنار. افزون بر این حدیثی که از امام صادق(ع) رسیده است: «المُسلمُ مَن سَلِمَ الناسُ مِن يَدِهِ و لِسانِهِ» یعنی «مسلمان کسی است که مسلمانان از دست و زبانش ایمن باشند.» در حالی که به‌راستی به برگزار کنندگان مراسم مذهبی مسجدی‌ها گفته شود که همسایه‌های مسجد از دست زبان شما در امان نیست؛ پس چطور گمان می‌کنید که ثواب می‌برید در حالی که با گناه خود را کباب می‌کنید؛ این، چیزی است که من نه از جیب خود کشیده‌ام نه از اعلامیۀ جهانی حقوق بشر و سایر اسناد دموکراتیک حقوق بشری در میان گذاشته‌ام، بلکه صد درصد از دستورهای اسلامی آورده‌ام.
شما دست اندرکاران مسجدها همچنین وزارت حج و اوقاف و متولیان مسجدهای شهر به‌راستی از خود پرسیده‌اید که کار، کنش و منش شما دربارۀ بلندگوهای مسجدها در درازا و درازنای شب با دستور اسلام برابر است یا خیر؟
بیاییم کمی شکیبا باشید از سخن من خشمگین نشوید. بیایید چند کار کنید:
1.             با پرسشنامه که نشان دهندۀ اجازۀ کتبی باشد از همسایه‌های خود بپرسید چنانچه اگر یک کس راضی به بلندگو نباشد، کردار شما گناه است، بایستی دست از کار و کردارتان بکشید؛ زیرا با دستور اسلام نمی‌سازد. همان اسلامی که شما یقه پاره می‌کنید؛ کردار و کنش و منشتان را به مثقال سنجش کرده است؛ جایی که در قرآن آمده است: «َمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ؛ وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ.» (قرآن، سورۀ الزلزلة، آیه‌های: 7 و 8) یعنی پس هر که هم‌وزن ذرّه‏اى نیکى کند [نتیجه‏] آن را خواهد دید و هر که هم‌وزن ذرّه‏اى بدى کند [نتیجه‏] آن را خواهد دید.
2.             بیایید تنها و تنها اذان را از بلندگوها پخش کنید؛ زیرا اذان ندایی است برای برپا داشتن نماز؛ ولی به‌ جز اذان بایستی سیم بلندگوها را از بالای مسجدهایتان بردارید تا هیچ صدایی به بیرون مسجدها بیرون نشود تا اذیت و آزار همسایه‌ای را فراهم کند.
3.             وزارت حج و اوقاف افغانستان که کارهای دینی و مذهبی را به دوش دارد و ملاامام ها و مسجدها در زیر مدیریتش است، آیا کارکنان این وزارت از دستورهای دین آگاهی دارد یا خیر؟ اگر به‌راستی با استدلال من استدلال شما چوبین است، پس به ملاامام‌ها و متولیان مساجد طرزالعمل بسازید تا آئین همسایه‌داری پاس داشته شود؛ آن‌گونه که کردارها و منش‌ها و کنش‌ها از دیدگاه اسلام به مثقال سنجش می‌شود.

دیدگاه شما