صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

یکشنبه ۳ سرطان ۱۳۹۷

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

ازدواج اجباری یا مجردی اجباری

-

 ازدواج اجباری یا مجردی اجباری

پيامبر مكّرم اسلام ميفرمايد: زن بيوه به نكاح داده نميشود، تا اينكه خودش تصميم گرفته و فيصله نمايد و زن جوان به نكاح داده نميشود تا از او پرسيده نشود و اجازه يا رضايت وي خاموشي است.
جامعهای که دَم از ایمان و اسلام میزند چقدر به این حدیث و احادیثی از این دست توجه دارند و به آن عمل میکنند. خانوادهها برای ازدواج دخترانشان به کدام قوانین پابندند. چرا انتخاب دختران برای ازدواج در اکثر خانوادهها قابل پذیرش نیست؟ در بسیاری از موارد شاهد بودهایم که خانوادهها دلایل گوناگونی را برای قبولنکردن این گونه ازدواجها مطرح میکنند اما چیزی که در اکثرشان مشترک است مخالفت با چنین ازدواجهایی است. اینطور به نظر میرسد که خانوادهها تصورمیکنند؛ ازدواج دو جوان به انتخاب خودشان بهخصوص دختران باعث آبروریزی در خانواده میشود و به همین دلیل محکم و قطعی برای خودشان حاضر به قبول این مسأله نمیشوند و آن را یک ننگ میپندارند.
بسیاری از خانوادهها تصورشان براین است که انتخاب خود دختر به کمشدن ارزش دختر پیش خانواده پسر میانجامد و همچنین غرور خانواده دختر خواهد شکست. این نوع تفکر و دلایلی که بسیاری از مردم جامعه میدانند که غلط است اما دست برداشتن از آن میتواند به زنان آزادی عمل بیشتر زنان ختم شود و این در یک جامعۀ پدرسالار اصلاً مناسب به نظر نمیرسد.
از زماني كه بشر بر روي كرة زمين پا نهاد، زنان و مردان در كنار هم كانونهايي را تشكيل دادند كه خانواده نام گرفت. خانواده به عنوان اصليترين نهادي كه تربيت افراد جامعه را به عهده دارد هميشه مورد توجه بوده است. كوشش مصلحان جامعه به خصوص پيامبران همواره اين بوده است كه نظام خانواده يك نظام مستحكم و پايدار باشد. سعي آنان بر اين استوار بوده است كه خانواده را از گزند مشكلات دور نگهدارند و نگذارند كه اين كانون سعادت از بين برود. عقدِ ازدواج با ايجاب و قبول صريح كه فوريت و استمرار را افاده كند، بدون قيدِ وقت در مجلس واحد صورت ميگيرد. (ماده 66 قانون مدني)
براي اين كه بتوانيم مشكلات زندگي خانوادگي را ريشه كن كنيم بايد گامي محكم در راه دوام آن برداريم. راه دوام يك خانواده اين است كه آن خانواده بر اساس توافق و رضايت طرفين شكل بگيرد. از نظر گيدنز:« ازدواج پيوند جنسي از نظر اجتماعي به رسميت شناخته شده و پسنديدن بين دو فرد بزرگسال است.» زن و مرد هستند كه در ابتدا خانواده را تشكيل ميدهد. اگر تشكيل خانواده بنا به توافق زن و مرد نباشد، مشكلات زيادي را به بار ميآورد. در واقع اين نوع ازدواج كه با عدم رضايت هر دو طرف يا يكي از طرفين انجام ميشود؛ ازدواج اجباري گفته ميشود. ازدواج اجباري پيامدهاي ناگواري را هم براي افراد خانواده و هم براي جامعه به بار ميآورد.
اساس هر جامعه را خانوادهها تشكيل ميدهند. نهاد خانواده ميتواند جامعه را به سوي تعالي ببرد و يا نابود سازد. لازم است تا دربارة خانواده بحثهايي صورت بگيرد. خانوادهها هستند كه ميتوانند زمينة تعالي و رشد را براي افراد فراهم كند. خانوادهاي در اين امر موفق خواهد بود كه پايهاي محكم و متعادل داشته باشد. خانوادهاي كه دچار تزلزل است هيچگاه نميتواند اعضايش را به تعالي و موفقيت برساند.
ارنست گراوز از محققان علوم اجتماعي ميگويد: «هنگام تغيير و تبديل اجتماعي براي افرادي كه در خارج امنيت روحي ندارند، خانواده پيش از هر موقعي آخرين ملجأ ميباشد. فقط در ساية ازدواج و خانواده است كه زن و مرد ميتوانند در خود حسهمكاري، تعلق و به هم پيوستگي كه يگانه شرط رشد و تكامل شخصيت آنها ميباشد بهوجود آورند.» ازدواج اجباري به عنوان معضلي جهاني در حوزة خانواده تلقي ميشود كه ميتواند به امنيت جسمي، روحي، اجتماعي و فرهنگي زنان آسيبهاي جدي را وارد سازد. سالانه بيشتر از چهار ميليون زن در جهان خريدوفروش يا مجبور به ازدواج اجباري ميشود. بخشي از اين ازدواجها مربوط به سن پايين ازدواج است. در كشور افغانستان، ازدواجهاي پايينتر از سن قانوني در بسياري از مناطق رواج دارد كه نه تنها شامل دختران ميشود؛ بلكه پسران را نيز در بر ميگيرد. ازدواج در سن پايين در بسياري از موارد پيامدهاي ناهنجاري را با خود دارد از جمله نارضايتي از زندگي، ازدواج مجدد مردان، كشمكشهاي خانوادگي كه در اكثر موارد بيشترين آسيب را خانمها متحمل ميشوند. البته ازدواجهاي اجباري به اين يك فقره ختم نميشود. متأسفانه موارد متعدد و زيادي وجود دارد.
ازدواجهاي اجباري شامل ازدواجهايي ميشود كه خود فرد يا والدين و يا افراد صلاحيتدار ديگر به غير از والدين مانند پدركلان، كاكا، ماما، برادر و غيره بر شخص تحميل ميكند. بد دادن، بدل كردن، در قمار باختن، به جاي قرض دادن، با حيوان و مواشي معاوضه كردن از اشكال مختلف ازدواج اجباري ميباشد. همچنان ازدواج زود هنگام نيز از جمله انواع ازدواجهاي اجباري به شمار ميآيد. ازدواج زودهنگام به ازدواجي گفته ميشود كه سن ازدواج كننده كمتر از 18 سال باشد. گرچه اين نوع ازدواج پسران و دختران را در بر ميگيرد. اما شواهد نشان ميدهد كه بيشترين آسيب را از اين نوع ازدواج دختران ميبينند. به علاوة پيامدهايي چون متزلزل شدن خانواده، ناراحتيهاي جسمي و روحي، و... حمل گرفتن دختران در سن پايين است. مادران كم سن به دليل نداشتن تجربه و نابالغ بودن عقلي نميتوانند به خوبي از عهدة تربيت فرزندان خود برآيند. همچنان حمل گرفتن دختران در سن پايين براي مادر و كودك خطرات متعددي را در پي دارد. مادر شدن در سن پايين باعث نقص عضو و حتي مرگ مادر و كودك ميگردد. اينها آسيبهايي جزئي است كه فقط مادر و فرزند را در بر ميگيرد اما آسيبهاي بزرگتري از اين ازدواجها دامنگير اجتماع ميشود كه ممكن است تا نسلها ادامه پيدا كند.
والدين علاقه فراواني به سروسامان گرفتن فرزندان خويش دارد. اما گاهي اين علاقه و اصرار براي ازدواج از حد معمول ميگذرد و شكل اجبار به خود ميگيرد. در اين صورت والدين بدون اينكه متوجه شوند فرزندان خود را مجبور به ازدواج ميكنند كه اين هم ميتواند يكي از اشكال ناخواسته و پنهان ازدواج اجباري باشد. چيزي كه مهم است نوع ازدواج اجباري نيست بلكه پيامدهايي است كه اين نوع ازدواج در خانواده و جامعه از خود به جا ميگذارد.
همان طور که شاهد هستیم بسیاری از این ازدواجها ثمرۀ خوبی ندارد. در بسیاری از موارد اگر ازدواج اجباری صورت گرفته باشد مردان که آزادی عمل بیشتری در جامعه دارند خود را مجاز میدانند که به دلیل ازدواج اجباری دست به خیانت بزنند و یا به فکر تجدید فراش بیافتند اما این زنان است که صدمۀ بیشتری میبینند چه از طرف جامعه و چه از طرف خانواده. آنها نمیتوانند به آسانی به طلاق فکر کنند و مجبورند به دلیل داشتن فرزند و هزاران دلیل مشروع و غیرمشروع دیگر زندگی با مردی که گاهی ممکن است هیچ تعهدی را نسبت به او نپذیرد، زندگی کند و تحمل درد بزرگی باشد برای ادامۀ یک زندگی اجباری.

دیدگاه شما