صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۴ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

امنیت پایدار؛ گمشده مردم افغانستان

-

 امنیت پایدار؛  گمشده مردم افغانستان

اگر به جای اسلحه با معلم به جنگ دنیا می‌رفتیم، همه دشمنان نابود می‌شدند
مردم افغانستان هرروزه شاهد اخباری از انتحار و کشته شدن مردم از رسانه‌ها هستند و چه بسا خود شاهد عینی این گونه حوادت ناگوار باشند. حوادثی که آسایش و آرامش را از مردم ما سلب نموده است. گویا جای امنیت و نا امنی با هم عوض شده است، بطورکه نا امنی اصل، و امنیت، فرع جامعه ما گردیده؛ چندین نسل از مردم در این سرزمین با نا امنی خوگرفته اند و دیدن روی آسایش و امنیت برای آن‌ها همچون رؤیایی دست نیافتنی به نظر می‌رسد درحالیکه امروزه امنیت به‌ عنوان مهم ترین و زیربنایی ترین اصل در تدوین استراتژی توسعه هرکشور محسوب می‌شود و هرگونه ناامنی، زیان‌های جبران ناپذیری به جامعه وارد می‌کند. یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های مردم افغانستان مساله امنیت می‌باشد؛ این مردم سالیان دراز است که از فقدان امنیت، خسارت و زیانهای جبران ناپذیری متحمل شده است. در طول تاریخ عده¬ی از متفکران و دانشمندان دراین صدد بودند که طرح و برنامه ای را وضع کنند وشیوه ای معرفی نمایند که براساس آن بتوانند معضل نا امنی را حل کنند تا جامعه انسانی ازاین مصیبت بزرگ نجات پیدا کند.
تآمین امنیت از دیدگاه سیاستمداران، در یک جامعه دو راه دارد؛ اول اینکه خود انسان‌ها با اراده و اختیار کارهایی که موجب اختلال در امنیت جامعه می¬گردد انجام ندهند. دوم استفاده از زور و قدرت در مقابل کسانی که می خواهند امنیت جامعه را بر هم زنند.
امنیت، عبارت است از اطمینان خاطری کسان هستند که در یک جامعه زندگی می¬کنند و نسبت به حفظ جان، حیثیت وحقوق مادی و معنوی خود بیم و هراسی نداشته باشند یعنی در جامعه صلح و صفا، جَوِ امن و آرامش مطلق حاکم باشد تا در سایه آن جان و مال و ناموس وآبرو و حقوق و آزادی های مشروع انسان از تعرض و تجاوز دیگران مصون و محفوظ باشد.
به عبارت دیگر امنیت آن حالتی است که هر فرد از جانب دیگران آسوده خاطر باشد که آنها به جان مال و ناموس او تجاوز نخواهند کرد و هیچ آسیب و ضرری به او وارد نخواهندکرد.
ضرورت امنیت وقتی به خوبی شناخته می شود که ما بدانیم وجود و تحقق آن چه منافعی در بر دارد و عدم آن چه مضرات و آثار ویرانگری را در پی دارد.
منافع امنیت
1-انسان در صورت از حیات و زندگی لذت می برد که از هر جهت امنیت داشته باشد؛ اما اگر امنیت نداشته باشد همواره در ترس و هراس و وحشت به سر می‌برد. طبیعی است که چنین افرادی همواره از نظر روحی ناراحت و پریشان می‌باشند؛ حتی کسانی که از رفاه و آسایش کامل برخوردارند و کوچک ترین مشکلی از نظر مالی و اقتصادی ندارند در ترس و هراس به سر می برند.
2-پیشرفت اقتصادی، فرهنگی، صنعتی و سیاسی یک کشور منوط به تحقق و استقرار امنیت و ثبات می‌باشد.
چناچه در چند سال اخیر با فقدان امنیت شاهد فرار سرمایه گذار از کشور بودیم.و نبود امنیت موجب عدم سرمایه گذاری خارجی و داخلی درکشور گردیده است.
3-حیات و زندگی انسان ها نیز متوقف بر امنیت است.
درقرآن شهری که برخوردار از نعمت و امنیت باشد به عنوان الگو و نمونه و سرزمین ایده آل معرفی شده
است.« خدا شهري را مثل زده است که امن و امان بود و روزيش از هر سو فراوان مي‏رسيد»سوره نحل/112
دراین آیه سه ویژگی برای شهرِ نمونه ذکر شده: 1.امنیت 2.اطمینان 3.جلب روزی و مواد غذایی فراوان
تا امنیت نباشد کسی اطمینان به ادامه زندگی پیدا نمی‌کند و تا امنیت نباشد کسی علاقمند به تولید و سر و سامان دادن به وضع اقتصادی نمی‌شود. پیشرفت اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و صنعتی یک کشور در گرو امنیت است. نا امنی اجتماعی در طول تاریخ یکی از معضلات بزرگ اجتماعی بشر بوده است، انسان همواره آرزوی روزی را داشته است که امنیت کامل و همه جانبه در جامعه اش حاکم و مستقر گردد.
  عوامل تآمین کننده امنیت:
گرچه عوامل زیادی درتآمین امنیت نقش دارد؛ اما مهمترین آن عوامل عبارت است از حکومت و قانون.
قانون و حکومت تآثیر مهمی درتآمین امنیت دارند، زیرا انسان موجودی است که تمایلات وخواسته‌های او حد و مرزی را نمی‌شناسد و به جهت داشتن حب ذات، هرچیزی که به نفع او باشد، رفاه و آسایش اورا تآمین کند خواهان تحصیل و انجام آن است. حتی¬این تصور برای انسان پدید می‌آید که خواست و تمایلات و منافع شخصی من هدف و دیگران همه وسیله است. لذا اگر برای انسان حد و مرزی برای میدان عمل و اراده او وجود نداشته باشد، اجتماع انسانی دچار هرج و مرج می‌شود.
بنابراین لازم است که تمایلات بی نهایت انسان توسط حد و مرزی یعنی قانون تعدیل شود تا هرچه که منافع شخصی او ایجاب کرد نتواند انجام دهد. قانون بدون حکومت جریان پیدا نمی‌کند برای اجرای قانون ضرورت حکومت احساس می‌شود تا توسط اجرای قانون حقوق افراد حفظ شود.
حکومت نیز باید مسئولیت‌های خود را به نحو مطلوب انجام دهد تا کشور دچارهرج و مرج نگردد بطورنمونه حفظ استقلال و تمامیت ارضی و امنیت مردم، تلاش در جهت رشد فرهنگی جامعه، حفظ اموال و ثروت عمومی و تامین نیازمندی‌های مردم از وظایف حکومت می‌باشد.
اما اساسی ترین و مهم‌ترین وظیفه یک حکومت اجرای قانون و حفظ نظم و امنیت و ثبات می‌باشد اجرای قانون نشانه حاکمیت، اقتدار و تسلط یک حکومت است اگر حکومتی از عهده انجام این مسئولیت سنگین نتواند برآید حاکمیت ندارد و حکومتی که حاکمیت نداشته باشد در واقع حکومت نیست.
عوامل ناامنی
از دیدگاه قانون هر آنچه که امنیت جامعه را به خطر بیاندازد جرم محسوب شده و مورد پیگرد قرارمی‌گیرد. تمامی جرایم به نحوی از انحا موجب ناامنی می‌شوند و علاوه بر اینکه امنیت افراد معینی را به خطر می اندازند، موجب اخلال امنیت عمومی و اجتماعی نیز می‌گردند.
جرایم ‌از نظر اینکه آثار و نتایج زیانبار آنها مستقیما و بالذات متوجه مصالح و منافع عموم افراد جامعه و یا افراد معین بشود بر دو دسته تقسیم می شود:
1.جرایم علیه امنیت و آسایش عمومی، آثار و نتایج زیانبار این نوع از جرایم مستقیما و بالذات متوجه مصالح عالیه مملکت و سازمانهای سیاسی، استقلال و حیات اقتصادی و اعتبارات مملکتی و نهایتا آرامش، امنیت و آسایش عمومی می‌باشد، اگر چه عواقب این قبیل جرایم بطور غیر مستقیم منافع خصوصی و شخصی فرد یا افراد معینی را نیز ممکن است به خطر اندازد ولی در واقع هدف مستقیم مرتکبین جرایم برهم زدن امنیت و آسایش عمومی، ملت و یا دولت و یا حکومت است.
2.جرایم علیه مصالح و منافع خصوصی و شخصی فرد یا افراد معینی؛ در این قبیل جرایم مانند قتل، سرقت و اتلاف مال غیر و...، تمامیت جسمانی و یا اموال افراد معینی در معرض ضرر و زیان قرار می گیرد و اضرار جامعه و مصالح عمومی در درجه دوم اهمیت قرار داشته و جنبه فرعی دارد.
از نظر سیاسی جرایم بر ضد امنیت عمومی مملکت ممکن است از طریق بیگانه صورت بگیرد و یا از طریق عناصر داخلی، اگر بوسیله بیگانه صورت گیرد در دو حالت انجام می پذیرد؛ یعنی یا با دخالت مستقیم بیگانگان و یا با دخالت غیر مستقیم آنها و دخالت غیر مستقیم بیگانه علاوه براینکه می¬تواند جنبه نظامی هم داشته باشد(مانند ارسال اسلحه برای گروه های فعال در یک کشور) ممکن است به طرق دیگری هم باشد به عنوان مثال با دادن کمک های مالی یا حمایت های سیاسی از یک یا چند گروه داخلی، برضد امنیت داخلی کشور دست بر اقدامات بزنند، به هر حال هدف دخالت بیگانگان بر ضد امنیت عمومی یک کشور چه با دخالت مستقیم و چه غیر مستقیم با اهداف لطمه زدن به استقلال و تمامیت ارضی کشور، ساقط کردن رژیم حاکم، و ایجاد اختلال در اوضاع و امنیت داخلی مملکت و یا به سخن کوتاه لطمه زدن به منافع و مصالح عمومی یک کشور صورت میگیرد.
جرایم بر ضد امنیت داخلی ممکن است از ناحیه عناصر داخلی انجام شود که ممکن است بدون رابطه با بیگانه صورت گیرد که در این گونه جرایم هدف عناصر و عمال داخلی ممکن است سیاسی و مانند همان اهدافی باشد که به عنوان منافع و مصالح عمومی در فوق ذکر شد و یا اینکه به کمک و همراهی بیگانه باشد.
تجاوز و ترورسیم
درمیان جرایم دوجرم مهم وجود دارد که بیش از سایر جرایم امنیت عمومی را به خطر می اندازد:
1.تجاوز: در مفهوم تجاوز توسل به زور به منظور پایمال کردن حقوق دیگران و تعرض به حقوق آنان نهفته است که در حقوق دارای ابعاد وسیعی است که شامل حقوق خصوصی و عمومی، حق حیات حق مالی و حق آزادی و... می‌شود. بنابراین جرایم علیه اموال و مصالح عمومی جامعه و علیه امنیت داخلی و خارجی یک کشور نوعی تجاوز محسوب می‌شود. تجاوز از نظراسلام شایسته انسان نیست بلکه یک خصلت حیوانی است که از غرایز سرکش حیوانات درنده سرچشمه می گیرد. اسلام پیروان خودش را ازتعدی و تجاوزنهی کرده حتی درمقابله به مثل که یک حق طبیعی وفطری و انسانی است ازتعدی و تجاوز منع کرده است فقط به اندازه تجاوزدشمن اجازه مقابله به مثل داده است.
2.ترورسیم: در تعریف تروریسم توافقی جامع و جهانی وجود ندارد.
تروریزم که  از آن با عنوان وحشت‌افکنی، دهشت‌افکنی یا هراس‌افکنی نام برده شده‌است، به استفاده از خشونت یا تهدید به استفاده از خشونت برای دستیابی به اهداف سیاسی، مذهبی، یا ایدئولوژیک گفته می‌شود
هدف وانگیزه ترورسیم سیاسی، نامشروع و غیر قانونی می‌باشد برای نیل به این اهداف سیاسی از ایجاد رعب و وحشت، اخنتاق و سلب امنیت به عنوان وسیله استفاده می‌کند برای مثال با تکرار عملیات تروریستی چون کشتن مردم بی¬گناه، بمب گذاری در مجامع عمومی، از بین بردن امکانات رفاهی، دولتی، کشتن افراد مهم ورجال برجسته دولتی و...جو وحشت و ارعاب را در بین مردم پدید می‌آورد و ناامنی شدید را ایجاد می‌نماید انتحارهای که گروه های تروریستی در افغانستان انجام می‌دهد از مصادیق روشن چنین عملیات است تا درنتیجه حکومت منتخب و قانونی را درنظر مردم ناتوان جلوه دهد و در اذهان این سوال را خلق کند که این چه حکومتی است که نمی تواند امنیت رجال برجسته خود و مردمش را حفظ نماید و با این وسیله مردم را نسبت به حکومت بدبین سازد. ویژگی دیگر ترورسیم مخفی کاری و غافل گیری است لذا قربانیان تروریسم ازقبل نمی‌دانند که امروز مورد هدف عملیات ضد انسانی آنها واقع می‌شوند علت این نوع مخفی کاری عدم مشروعیت آن است زیرا تروریست‌ها می دانندکه با اعلام جنگ و تجاوز نمی‌توانند به اهدف سیاسی خود دست یابند.
مسئله امنیت و نظم عمومی از مهم‌ترین مسائلی است که یک حکومت با آن سروکار دارد ازین رو در اکثر نظام ها و قوانین کشورها برای کسانی که به منظور برهم زدن نظم و امنیت عمومی و ایجاد اغتشاش از وسایل جنگی استفاده کنند مجازات‌های سنگینی در نظر گرفته شده است.
خلاصه سخن این که دولت افغانستان مکلف است با تمام ابزارهایی که در اختیار دارد برای تآمین امنیت شهروندانش راهکارهای مناسب بیندیشد و با کسانی که مخل نظم و امنیت جامعه می گردند با قاطعیت برخورد کند و با  اعمال مجازات های سنگین هزینه را برای عاملین وکمک کنندگان آن سنگین کنند.

دیدگاه شما