صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

یکشنبه ۳۰ ثور ۱۳۹۷

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

نقش رسانه‌ها در ایجاد اعتماد سیاسی

-

نقش رسانه‌ها در ایجاد اعتماد سیاسی

یکی از مزیت­های مهم سیاسی هر دولتی برای داشتن مشروعیت سیاسی در نزد اتباع خود، برخورداری از سطح بالای اعتماد سیاسی می­باشد. اعتماد سیاسی امری ذهنی و برآیند نگرش شهروندان یک جامعه سیاسی نسبت به ماهیت و رفتار نظام سیاسی جامعه و پیش­بینی آینده سیاسی نظام است. اعتماد سياسي بر مبناي چگونگي مطابقت رفتار دولت با انتظار هنجاري مردم تعريف مي‌شود و با ميزان حمايت مردم از نهاد‌هاي سياسي مرتبط است. دولت با پاسخگویی به انتظارات هنجاري مردم مي‌تواند اعتماد بيشتري كسب كند. این اعتماد در نظام دموكراتيك اهميت بيشتري دارد زيرا هر قانون در اين نظام بايد بر مبناي رأي مردم تصويب شود و براي يك فرمانروايي خوب سه جنبه اساسي بهبود درآمد اقتصادي شهروندان، ايجاد اعتماد و كارآمدي را بايد در نظر داشت.
از آنجایی که امروزه در عصر تکنالوژی و اطلاعات قرار داریم، بدون شک بخش قابل توجهی از احساس اعتماد سیاسی در فضای رسانه­ها شکل خواهد گرفت و یا دستخوش تغییر خواهد شد. در افغانستان نیز رسانه­های مختلفی با خط مشی­های متفاوت و گرایش­های فکری مختلف حضور دارند که دنبال کنندگان خاص خود را دارند و پیام خاص خود را به شهروندان کشور القا می­کنند. با مشخص شدن زمان انتخابات پارلمانی و شورای ولسوالی­ها و آغاز روند ثبت نام رأی دهندگان می­توان این سوال را مطرح کرد که در دنیای چند رسانه­ای کنونی که شهروندان کشور در معرض رسانه­های متعددی هستند، اعتماد سیاسی چگونه به دست می­آید؟ به عبارت دیگر چگونه می­توان اعتماد تقلیل یافته مردم نسبت به دولت و انتخابات را با کمک رسانه­ها به مردم برگرداند و نقش رسانه­ها در این عرصه چیست؟
بریتز به عنوان یکی از نظریه پردازان این عرصه، اعتماد سیاسی را به سه بخش اعتماد به نظام سیاسی، نهادهای سیاسی و کنش گران سیاسی تقسیم می­کند. در این تقسیم بندی اعتماد سیاسی میزان نگرش مثبت و حمایت کننده مردم نسبت به نظام سیاسی، نهادهای سیاسی و کنش گران سیاسی در جامعه است. در نتیجه اعتماد سیاسی امری ذهنی و از جنس باور و نگرش است. باوری که اتباع جامعه سیاسی نسبت به دولت خود دارند. اگر مردم احساس کنند سیاست­های خروجی نهادهای سیاسی و یا حتی روندهای منتهی به سیاست گذاری­ها و اعمال سیاست­ها مطابق میل و خواست و انتظار آنها پیش نمی­رود، اعتماد خود را به دولت از دست میدهند. در حوزه کارآمدی نیز ممکن است از نظر آمار و ارقام، یک دولت برخوردار از کارآمدی در عملکرد و نتایج حاصله باشد اما مردم تحت مدیریت آن دولت چنین تلقی از کارآمدی دولت نداشته باشند و در نتیجه دولت فوق دچار کسری اعتماد سیاسی شهروندان خود باشد.
اهمیت اعتماد سیاسی
اعتماد سیاسی نسبت به یک دولت، کارکردهای فراوان و مهمی دارد به طوری که با تقویت و یا تضعیف اعتماد سیاسی در جامعه، دولت با تبعات محسوس و قابل توجه آن روبرو خواهد شد. به عنوان مثال دولت افغانستان که نیازمند تداوم حمایت دولت­های غربی است و ادامه حمایت آنها نیز در گرو اعتماد سیاسی مردم به دولت می­باشد، باید با بسترسازی برای حضور گسترده مردم در انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری، اعتماد سیاسی مردم را به نمایش بگذارد. از طرفی وجود اعتماد سیاسی موجب اجرای بیشتر و بهتر قوانین و مقررات مصوب دولت خواهد شد و هزینه اقتصادی و اجتماعی اجرای مصوبات در کشور پایین خواهد بود. قطعا دولتی که برخوردار از اعتماد سیاسی گسترده  نباشد و یا حتی محروم از اعتماد سیاسی اتباع خود باشد، در اجرای برنامه­ها و سیاست­های معطوف به جامعه با هزینه­ها و موانع اساسی و حتی شکست برنامه­هایش مواجه می­شود. اینگونه دولت­ها مواجه با بحران نفوذ شده و در صورت عدم اهتمام به ترمیم پایه­های اعتماد شهروندان مبتلا به بحران بزرگتر یعنی بحران مشروعیت می­شوند و در سراشیبی سقوط قرار می­گیرند. از این رو دولت­هایی که نسبت به ثبات و کارآمدی خود حساسیت دارند بایستی همیشه نسبت به حفظ و افزایش اعتماد سیاسی شهروندان خود نیز حساسیت دوچندان داشته باشند.
نقش رسانه­ها
جوامع مدرن امروزی را بیش از هر چیز دیگری باید جوامع رسانه محور یا جوامع رسانه مرجع نام گذاری کرد. چون امروزه این رسانه­ها هستند که موضوع تفکر و گفتگوی روزمره مردم و نخبگان جامعه را تعیین می­کنند و یا از لحاظ ذهنی توده مردم را جهت میدهند. یعنی به زبان ساده­تر رسانه­ها مرجع بینش، نگرش و رفتار توده مردم شده­اند. توده مردم بیش از هر مرجع فرهنگی دیگر، الگوهای فکری و رفتاری خود را از رسانه­ها اخذ می­کنند. با توجه به اهمیت رسانه­ها در جامعه، ذکر دو نکته لازم و ضروری است. اول: تعداد رسانه­ها در کشور در طی سال­های اخیر متکثر و چندگانه شده­اند و دوم: رسانه­های موجود که هر روز در حال ازدیاد می­باشند متنوع و گوناگون شده­اند. متکثر از آن جهت، دولت­هایی که به طور سنتی کنترل انحصاری رسانه را در اختیار داشتند اکنون با توجه به پیشرفت فناوری ارتباطات و آزادی رسانه­ها، دیگر نمی­توانند انحصار رسانه­ای خود را اعمال نمایند. متنوع از آن نظر که در کنار ازدیاد شبکه­های تلویزیونی، شبکه­های اجتماعی مجازی نیز به عنوان رسانه­های غیر رسمی در جامعه حضور نسبتا فعالی دارند و حاکمیت سنتی رسانه­های چاپی و صوتی و تصویری سابق از بین رفته است.
این تحول عظیم باعث شده است گاه خبرهایی که رسانه­های جمعی مانند تلویزیون به آن توجه نشان نمی­دهند، ظرف چند ساعت به شیوه­های غیر رسانه­ای و یا غیر رسمی همچون فیس بوک در سراسر شبکه­های اجتماعی توزیع شود. از آنجایی که اکثریت مردم در چنین فضاهای غیر رسمی نیز حضور دارند لذا در این فضا جلب اعتماد مخاطب به سختی صورت خواهد گرفت و اعتماد به دست آمده نیز پایداری طولانی نخواهد داشت و باید دائما تقویت و بازتولید شود.
پس به طور کلی می­توان به این نکته مهم اشاره کرد که در جوامع امروزی، بار عمده تربیت سیاسی شهروندان و انتقال ارزش­های نظام سیاسی به مردم را رسانه­ها بر عهده دارند و از سوی دیگر رسانه­ها می­توانند با تقویت وحدت و انسجام ملی نقش محوری در ایجاد امنیت نرم در جامعه داشته باشند.

از طرف دیگر دسترسی مخاطبین به رسانه­های متفاوت رسمی و غیر رسمی باعث گردیده است که اعتماد سیاسی تبدیل به کالایی سیاسی-رسانه ای رقابتی شود به این معنی که رسانه­ها برای مدیریت این کالا به شدت با یکدیگر رقابت می­کنند و از هر روشی برای نفوذ بیشتر خود در بین توده مردم استفاده خواهند کرد. لذا رسانه­های رسمی کشور نیز باید پا به پای رسانه­های دیگر در جذب مخاطبین خود تلاش کنند تا مانع بی اعتمادی مخاطب به رسانه­های ملی و رسمی گردند. از جمله دلایلی که باعث بی­اعتمادی مخاطبین به رسانه­های رسمی ملی می­گردد می­توان به مواردی مانند نداشتن تخصص­گرایی  و بی­توجهی به نیازهای مخاطبان اشاره کرد. با توجه به اهمیت رسانه­ها در تولید و تقویت اعتماد سیاسی در هر واحد سیاسی به نظر می­رسد در فضای رقابت رسانه­های کوچک و بزرگ و رسمی و غیر رسمی، رسیدن به این هدف برای کشور ما مستلزم آن است تا رسانه ملی نسبت به قبل در بین رسانه­ها برجسته­تر گردد و تدابیر ویژه­ای برای بالا بردن سطح اعتماد سازی خود در قبال مخاطبان بومی به ویژه گروه­های جمعیتی متخصص و تحصیل کرده روی دست گیرد. از جانب دیگر، باید مسئولین عالی رتبه کشور در فضاهای اجتماعی نیز از روش­های جدیدتری برای جذب مخاطبان خود استفاده کنند تا توده مردم که دسترسی بیشتری به این فضا دارند را جذب نموده و با نشر اخبار و اطلاعات صحیح، اعتماد سیاسی را برای خود به وجود آورند.

دیدگاه شما