صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

یکشنبه ۲۸ اسد ۱۳۹۷

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

مشکلات و چالش‌های فراروی رسانه‌های چاپی

-

 مشکلات و چالش‌های فراروی رسانه‌های چاپی

از گذشتهی دور به اینطرف، مردم افغانستان روزبهروز شاهد حضور پررنگ رسانههای دیداری، شنیداری و چاپی در کشور بودند و هستند. در سالهای اخیر، بهویژه در همین روزها، رسانهها بهطور چشمگیری زیاد شده است. حضور شبکههای اجتماعی به صورت چشمگیری سیلی از خوانندگان، بینندگان و شنوندگان رسانهها را به جهان شبکههای اجتماعی مجازی کشاندهاند؛ باوجودآن هم رشد کمی رسانههای چاپی، دیداری و شنیداری بیشتر از پیش است. این رشد کمی همچنان ادامه دارد.
امروز(13 ثور) روز جهانی آزادی مطبوعات است. به همین دلیل در اینجا نگاهی میاندازیم به مسئلهی آزادی مطبوعات در افغانستان. البته قابلیادآوری است که در این نوشته به تمام مطبوعات پرداخته نمیشود، بلکه در اینجا رسانههای چاپی(روزنامه، هفتهنامه و ماهنامه ) بیشتر مورد نظر است. پرسش یا مسئله این است که آیا مطبوعات به ویژه رسانههای چاپی در افغانستان آزاد اند؟ آیا رسانههای چاپی رسالت رسانهی شان را انجام میدهند و یا اینکه ابزاری در دست ثروت و سیاستاند؟ چرا رسانههای چاپی رسالت روشنگری و فرهنگسازی کمتر دارند؟
بهتر است سخن را از یک موقعیت عینی و واقعی موجود شروع کنیم. در این روزها تا چشمباز کنیم به انبوهی از رسانههای چاپی روبرو میشویم. دهها روزنامه، هفتهنامه، ماهنامه و...در کابل و ولایتهای دیگری افغانستان فعالیت دارند. نشریههای با طرح و شکلهای مختلف که در  شناسنامههای این نشریهها با لیست بلندبالای از نویسندگان و دیگر دستاندرکاران برمیخوریم. آدمهای از طبقههای مختلف اجتماعی، به ویژه دانشجویان و تحصیلکردگان. با دیدن این نیروی انسانی است که انتظار میرود تا نشریهها به معنای واقعی رکن چهارم قدرت باشند و نقش اطلاعرسانی و روشنگری فعال داشته باشند.
با توجه به این واقعیت موجود حالا دقیق شویم به کم و کیف رسانههای چاپی. به لحاظ کمی رشد رسانههای چاپی بسیار چشمگیر است. نهادها، جریانها، گروههای دانشجویی، سازمانها، انجمنها و افراد مختلفی از اقشار مختلف جامعه دست به ایجاد نشریههای چاپی زدهاند. از لحاظ کمی، نشریههای چاپی امروز، چند برابر نشریههای چاپی گذشته است. از طرف دیگر طرح، شکل، دیزاین، کیفیت کاغذ و مسایل از این قبیل رسانههای چاپی هم به سمت بهتر شدن پیش میرود. بدون شک ظاهر یک رسانهی چاپی امروز نسبت به ظاهر رسانههای چاپی گذشته، از هر نگاه بهتر است.
اما مسئله اساسی محتوا و کیفیت رسانههای چاپی است. سوگمندانه باید گفت به لحاظ محتوایی یا کیفی رسانههای چاپی در کشور ما به رشد و بالندگی که باید میرسید، نرسیدهاند. اگر در مقایسه با رسانهها و مطبوعات کشورهای دیگر به رسانههای چاپی و مطبوعات افغانستان نگاه کنیم، قابلمقایسه نیست؛ چون چنان فاصلهی زیادی وجود دارد بین رسانههای چاپی کشور ما و رسانههای چاپی کشورهای دیگر که اصلاً نمیشود در مقام مقایسه قرارداد. به لحاظ کیفی و محتوایی رسانههای چاپی ما، از مسیر که باید میرفت، نرفتهاند. به همین دلیل، نوع ایستایی و عقبماندگی را در رسانههای چاپی مشاهده میکنیم. برای اینکه مسئله بیشتر روشن شود، به صورت مفصلتر به این موضوع میپردازیم.
در گام نخست، رسالت اساسی تمام رسانهها به شمول رسانههای چاپی، اطلاعرسانی و روشنگری است. به این معنا که مدیران و کارگردانان رسانهها مسئول اند که به مردم اطلاعرسانی دقیق و متوازن و بیطرفانه انجام دهند تا نتیجه این اطلاعرسانی روشنگری جامعه باشد. مردم به صورت مرتب در جریان رویدادهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، علمی و تکنولوژیکی قرار بگیرند تا اینکه جامعه یک جامعهی پویا و بالنده بار بیاید. اطلاعات فعال و دقیق منجر میشود به جامعهی فعال و شهروند فعال. همه ما می دانیم که در حقیقت کنترل، حرکت و مسیر دادن افکار عمومی بیشتر و بیشتر به دست رسانهها است که رسانههای چاپی بخشی از آن میباشند. با مشاهده و بررسی وضعیت رسانهها، بخصوص رسانههای چاپی متوجه می شویم که رسانه های چاپی متوجه می شویم که در رسالت و نقش شان ناکام ماندهاند. امروز ما نه تنها یک جامعهی پویا و مسوول نداریم که هیچ؛ بلکه با جامعهی تسلیم و احساساتی رو برو هستیم.
پس از روشنگری، رسالت فرهنگی رسانهها در گام دوم قرار دارد. رسانههای چاپی باید در جهت رشد فرهنگ و فرهنگسازی گامهای مؤثر و فعال بردارند. تولید، بازسازی، گسترش و رشد ارزشهای فرهنگی، داشتههای فرهنگی و فعالیتهای فرهنگی مسوولیت خیلی جدی رسانههای چاپی است که متأسفانه رسانههای چاپی بسیار به ندرت به این مسایل میپردازند. نقش رسانههای چاپی در فرهنگسازی باید در خط مقدم باشند که نیستند. این موضوع دردناک و نگرانکننده است.
رسانههای چاپی که از طرف یک فرد یا نهاد خاص فعال میشوند از اول سرنوشت شان معلوم است. یعنی رسانهی وابسته و در خدمت همان جریان؛ اما یک تعداد رسانههای چاپیاند که در آغاز انقلابی و آزاد وارد صحنه میشوند، پس از چند شماره نشر متوجه میشویم که سراپا تسلیم این و آن نهاد یا فرد شده است. این رسانهها، نقش دلقکهای رسانهی و فرهنگی را بازی میکنند. متأسفانه به تازگی مُد شده است که یک تعداد آدمهای به ظاهر روشناندیش، اهلقلم و تحصیلکرده برای اینکه به قدرت و ثروت دست یابند بسیار زود تغییر موضع می دهند و با هفتهنامه و ماهنامهی شان، هر روز از این دربار به آن دربار، از این جریان به آن جریان میپرند. روزنامه، هفتهنامه و ماهنامهی شان را به بلندگوی تبلیغاتی تبدیل میکنند. این آدمها بدترین خیانت را در حق رسانه و رسانه داری انجام میدهند. به جای روشنگری و فرهنگسازی، به مداحی و توصیف و تجلیل میپردازند. جبههگیری و برخوردشان  از منافع فردی شان تآثیر می پذیرند. این رسانههای چاپی نه تنها چوکات و اصول ثابت و اساسی ندارند؛ بلکه به سفارش کس یا کسانی که نان میدهند، محتوای رسانههای شان را میگردانند و عوض میکنند.
اعتراض من به رسانههای چاپی جریانها و نهادهای حزبی و خاص نیست؛ چون فلسفهی وجودی آن رسانهها، فعالیت در راستای هدفگذاری همان نهادها و افراد است؛ بلکه اعتراضم به افراد و رسانههاییاند که ادعای آزادیشان گوش عالم را کر میکنند؛ اما آبروی آزادگی، رسالت رسانهی ، روحیه و رسالت دانشگاهیشان را بهپای نان و چوکی میریزند. اینها را میشود دلقکهای رسانهی گفت. دلقکهای که یک روز چهار دستوپا خودش را به این میسپارد و مداحی میکند و روز دیگر در طرف مقابل همان فردی قرار میگیرد که دیروز مداحیاش را میکرد. اینجاست که رسانه از مقام روشنگری تنزل می کند به بلندگوی تبلیغاتی. این شدیدترین آسیبی است که دامن تعداد از رسانههای چاپی را گرفته است. امید که پسازاین روشنگری جای مداحی را بگیرد و افراد مسئول در رسانههای چاپی، اخلاق خبرنگاری که همانا صداقت، بیطرفی و توازن است در نظر بگیرند.
در فرجام میتوان گفت که رسانههای چاپی حق فعالیت آزادانه رادارند، سرکوب و موانع جدی در مسیرشان نیست؛ اما مدیر و کارگردان ندارند که این مسیر آزادی و روشنگری را دنبال کند، درنتیجه سقوط میکنند در دربار اینوآن نهاد یا فرد خاص. سرانجام به فرمان همان نهاد یا فرد فعالیت میکند و رسالت روشنگری و فرهنگسازی از یادش میرود. در این مرحله از مقام یک رسانه به مقام یک تریبون تبلیغاتی سقوط مینماید. بدبختانه بخشی زیادی از هفته نامه ها و ماهنامه های که شعار آزادی و استقلال را دارند و فعلا هم فعالیت میکنند، در همین گروه جا دارد. با دقت به مطالب و محتوای نشریه های شان به روشنی این مسئله را در می یابیم.

دیدگاه شما