صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۴ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

سیاست زدگی و فراموش کردن مسایل مهم زندگـی

-

سیاست زدگی  و فراموش کردن مسایل مهم  زندگـی a

فیس‌بوک را که بازمی کنیم، متوجه می‌شویم که بیشترین گپ و گفت ها از سیاست و رویدادهای سیاسی است. رویدادهای سیاسی و موضوعات مربوط به سیاست، بیشترین کاربرد را در دنیای شبکه‌های اجتماعی دارد. در این روزها هم سیاست بیش از همه‌چیز فضای این شبکه‌های اجتماعی را اشغال نموده است. همین حالا مسایل کلان سیاسی بیشتر دامن زده می‌شود. دانشجویان و طیف دانشگاهی بیشترین درگیری و دغدغه‌ی شان سیاست است. در کوچه و بازار زیادتر حرف‌وحدیث‌های سیاسی به گوش می‌رسد. در موتر هم نفرین و آفرین‌ها هم به سیاستمداران و دنیای سیاست است. در یک نگاه کلی متوجه می‌شویم که دانشجو، استاد، معلم، دانش‌آموز، عامی،عالم، موتروان، گل‌کار، نجار، هنرمند، نویسنده، رسانه‌های دیداری، شنیداری و چاپی همه و همه بیشترین مواجهه‌ی شان سیاست است. در این روزها سیاست مثل نان وارد زندگی ما شده است.
در وضعیت به  سر می‌بریم که بازار سیاست داغ‌تر از همه ابعاد دیگر زندگی است. بااین‌همه درگیری با سیاست و سیاست‌بازی در جامعه، ابعاد دیگر زندگی که به‌اندازه‌ی سیاست مهم است، کم‌کم از ذهن و ضمیر ما به حاشیه رفته است و در گیرودار بازار گرم سیاست به فراموشی سپرده‌شده است. مسایلی مهم و حیاتی که زندگی ما سخت به آن وابسته است و در صورت بی‌توجهی به آن مسایل، کل زندگی ما به خطر می‌افتد. به طور مثال محیط‌زیست، آب، اجتماع، اخلاق اجتماعی، آموزش‌وپرورش به همان اندازه حیاتی و مهم‌اند که امروز سیاست مهم پنداشته می‌شود. بحث و گفتگو پیرامون این مسایل مهم و حیاتی در میان طیف‌های مختلف از شهروندان بسیار اندک است. ما به اندازه‌ی که تحلیل‌های سیاسی در مسایل بین‌الملل  می‌کنیم و از پوتین و دونالدترامپ و تریزامی حرف می‌زنیم، در سطح داخلی از رییس جمهور، رهبران سیاسی و غیره سخن می‌رانیم و با آن درگیریم از مسایل مهم زندگی خود ما حرف نمی‌زنیم و با آن مواجهه نداریم.
محیط‌زیست ما چنان ویران‌شده است که زندگی ما را به‌شدت درخطر انداخته است. به اساس مطالعات زیست‌محیطی، کابل شهری برای زندگی نیست. روزانه چندین نفر در اثر آلودگی هوا و وضعیت ناگوار محیط زیستی جان می‌دهد. چندی پیش در یک گزارشی خوانده بودم که هرروز  8 نفر به خاطر آلودگی هوا می‌میرد. هوای دودآلود، تیره‌وتار و نفس‌گیر دور بر ما را که همه می‌بینیم. باران زلالی که از آسمان می‌آید هم در شهر کابل تمیز و شفاف به زمین نمی‌رسد. هوا چنان آلوده است که دانه‌های زلال و کریستالی باران هم در زمین ما کدر و آغشته با دود و غبار به زمین می‌نشیند. هنگام باران اگر بالباس سفید زیر باران قدم زده باشید، از باران که روی لباس‌های شما نشسته است، متوجه می‌شوید که چقدر در آسمان کابل این باران شفاف آلوده می‌شود. در بلندی‌ها و تپه‌های شهر کابل هم اگر رفته باشید، ازآنجاکه به شهر می‌بیند، شهر غبارآلود، تاریک و دودی به نظر می‌رسد. غبار عظیمی که تمام شهر را می‌پوشاند. هوای که روزانه می تنفس می‌کنیم، تقریباً شبیه دود است. آیا این مسئله به‌اندازه‌ی سیاست ذهن ما را درگیر کرده است؟
آب هم سرنوشت دردآورتر از محیط‌زیست دارد. خطری که از ناحیه آب آلوده و ناپاک بر ما و زندگی ما وارد است، کمتر از خطر آلودگی هوا نیست. تعدادی زیادی از مردم که در کابل زندگی می‌کند، دسترسی به آب صحی ندارد. گذشته از اینکه آب آشامیدنی صحی نیست، بلکه دسترسی به آن روزبه‌روز سخت و سخت‌تر شده می‌رود. خشک شدن متواتر چاه‌های آب و کم شدن آب‌های ذخیره‌ی زیرزمینی هشدار بزرگی برای آینده‌ی ماست. آیا خشک شدن آب‌ها و بی‌آبی به اندازه سیاست برای ما مسئله هست؟
آموزش‌وپرورش، اخلاق، اوضاع اجتماعی مسایل بس مهمی است که به سمت یک آینده‌ی بسیار خطرناک در حرکت است، برای این مسایل کمتر از سیاست دغدغه داریم و یا هیچ به فکرش نیستیم. این‌ها مؤلفه‌های بزرگی است که ستون‌های زندگی ما را شکل می‌دهد.
اگر به همین منوال پیش برویم، دغدغه‌ی بیشتر و همیشگی ما سیاست باشد، فردای ما بد و بدتر از امروز ما خواهد شد؛ به دلیل اینکه پدیده‌های مهم و اساسی چون آب‌وهوا، محیط‌زیست، آموزش‌وپرورش و ده‌ها مورد دیگر که آرامش و آسایش زندگی ما به آن پیوند تنگاتنگ دارد، کم‌کم از حافظه‌ی جمعی ما به حاشیه رانده‌شده، فراموش می‌شود. با فراموش کردن این پدیده‌ها، زندگی ما از همین زاویه‌ها به شدت آسیب می‌بیند.
این نوع مواجهه و برخورد افراطی و بیش‌ازحد به سیاست، یک طرز تفکر نادرست هم به میان آورده است. آن طرز فکر این است که تعدادی زیادی از آدم‌ها فکر می‌کنند که باسیاست و  چوکی می‌توانند به جامعه خدمت کنند. این طرز فکر صادق نیست، چون قدرت و چوکی فاجعه‌ی دیگری چون طمع و خودکامگی را نیز به بار می‌آورد. ما هرکدام ما در هر موقعیتی که هستیم می‌توانیم به افراد دوری و بری ما یاری رسانیم. نیاز نیست که رؤیای تغییر و تحول تمام کشور و یا شهر را در سر بپرورانیم و فکر کنیم که فقط از راه قدرت و سیاست می‌توانیم این کشور را به شکوفایی برسانیم و این اوضاع نا به سامان را به سامان برسانیم. اگر در آلوده کردن هوا سهم نگیریم، اگر در مصرف آب صرفه‌جویی کنیم، اگر تفاله‌های خانه‌ی ما را بر کوچه و سرک نیندازیم، اگر برای آموزش‌وپرورش بهتر خانواده‌ی ما تلاش کنیم، اگر برای بیدار کردن جامعه و مردم سهمی بگیریم، این‌ها همه خدمت به جامعه است. چون من، تو و ما باهم یکجا شده این جامعه را شکل داده‌ایم. خدمت به جامعه تنها از راه وزارت، ریاست، آمریت و چوکی نیست. خدمت به جامعه، دستگیری و همیاری کردن با افراد دوروبر ما است که رنج می‌کشد و درد دارد. کاستن از درد و رنج پنهان و آشکار مردم حتی با اندک‌ترین فعالیت خدمت است. شما اگر با یک پیام فیس‌بوکی‌تان چند تا آدم را وادار می‌کنید  که در صحن حویلی شان نهال می‌نشانند، یا از آلوده کردن هوا جلوگیری می‌کنند و یا در مصرف آب اسراف نمی‌کنند، این بزرگ‌ترین خدمت است.
در پایان می‌خواهم این را بگویم که اگر دانشجویان، دانشگاهیان، استادان، دانش آموزان، مجاهدان، متنفذان، مردم عامی، مربیان، کسبه کاران و طیف‌های دیگری اجتماعی به اندازه‌ی که برای سیاست و رهبران سیاسی مداحی کردند، نفرین و آفرین فرستادند، دست به یخن شدند و درگیر بودند؛ اگر به همان میزان با محیط‌زیست، آب، آموزش‌وپرورش و مسایل دیگری اجتماعی درگیر می‌شدند و به آن می‌پرداختند، بدون شک اوضاع زندگی ما بهتر از امروز می‌بود. جو و فضای زندگی روزمره‌ی ما چنان غرق در سیاست است که متوجه پدیده‌های دیگری زندگی نیستیم. بهتر است که از این جو سیاست زدگی کمی بیرون بیاییم و به مسایل دیگر نیز بپردازیم. به همان میزانی که جلسه، نشست، سمینار، برنامه و گردهم آمدن‌هایی که برای سیاست و مسایل سیاسی گرفته می‌شود، به همان میزان به ابعاد دیگری زندگی چون اجتماع، اخلاق، تربیت، محیط‌زیست، آب و غیره نیز پرداخته شود، تا اینکه یک‌بعدی، شکست‌خورده و ناتوان پیش نرویم. بخش‌های دیگری زندگی ما در حال فلج شدن است و ما هنوز که هنوز است دست‌به‌گریبان سیاست و سیاست‌بازی هستیم، نه اینکه سیاست ورزی داشته باشیم. زندگی تنها سیاست نیست، زندگی چیزهای دیگری هم هست که ما فراموشش کرده‌ایم. خوب است تا دیر نشده، چشم‌های ما را باز نموده به آن‌ها هم نگاهی بیندازیم و در بهتر نمودن وضعس زندگی ما سهم بگیریم.

دیدگاه شما