صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

یکشنبه ۲ ثور ۱۳۹۷

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

جامعه و خطر درونی شدن خیانت

-

 جامعه و خطر درونی شدن خیانت

رومن رولان، نویسندهی برجستهی فرانسوی در جایی مینویسد که :«آنچه از همه دردناکتر است، فقر و بیماری نیست؛ بلکه بیرحمی مردم نسبت به یکدیگر است.»به نظر میرسد، مصداق سخن رومن رولان امروز در جامعهی ما قابلمشاهده است. ما در جامعهی زندگی میکنیم که مسئولیت اجتماعی، تعهد انسانی و وجدانی، اخلاق و کرامت انسانی بهشدت به طرف افول و نابودی پیش میرود. جامعهی که رفتارهای افراد تا گفتارها شان بینهایت فاصله دارد. ارزشهای اجتماعی که در آرامش، آسایش، رفاه، امنیت و سلامت جسمی و روانی مردم نقش ارزنده و تعیینکننده دارد، رو به نابودی است. تعهد اجتماعی و حقوق اجتماعی تقریباً از جامعه در حال برچیده شدن میباشد. شور و شتاب سرسامآور به دنبال خواستهها و نیازهای شخصی، تجملگرایی و تجملپرستی، پول زدگی و ثروتاندوزی، قدرت محوری، اساس زندگی امروز جامعهی ما را شکل میدهد. در چنین حالت است که همان «بیرحمی» فراگیری که رومن رولان از آن یاد میکند، در سرزمین و اجتماع ما گسترشیافته و بدون هیچ مانعی روزبهروز تشدید مییابد.
به باور من این حرص و ولع ثروتاندوزی و ساختن زندگی شخصی باعث زدوده شدن ارزشهای اجتماعی، مسئولیت اجتماعی و تعهد اجتماعی شده است. این افسون زدگی سرمایه اندوزی تا آنجا پیش رفته است که خیانت کمکم درونی، گسترده و عام گردیده. حساسیتهای ما در مقابل خیانت از بین رفته است. دیگر با کج روی، نابسامانی، بیعدالتی، تعدی و تجاوز، دروغ، فریب و نیرنگ، توطئه، دورویی، غیبت، خیانت، دزدی، بیحرمتی و...خو گرفتهایم. با دیدن موارد یادشده یا متأثر نمیشویم، یا اگر متأثر شویم هم زودگذر و سطحی است. این بیاحساسی و کنار آمدن با نابسامانیهای اجتماعی در حال گسترش و افزایش است.
میکانیزم درونی ما طوری است که با هر پدیدهی که برای اولین بار روبهرو میشویم، در مقابل آن حساس هستیم و واکنش نشان میدهیم؛ اما به محض که آن پدیده چندین بار تکرار شود به همان میزان حساسیت و واکنش ما هم کم و کمتر شده میرود، تا آنجا که در نهایت برای ما عادی و بیتأثیر است. به طور مثال وقتی ما برای اولین بار از یک امر مقدس که به آن سخت باورمندیم، عبور کنیم، از درون ناآرام میشویم، احساس ناراحتی و ناآرامی میکنیم. خود ما را مقصر احساس میکنیم. به شدت عذاب وجدان میکشیم؛ اما اگر از همین امر مقدس به کرات عبور کنیم، دیگر احساس ترس، عذاب وجدان، تقصیر و گناه نداریم. مسئله خیانت نیز در وضعیت موجود برای اجتماع ما چنین شده است. خیانت و خیانت کردن حساسیتزدایی شده است. به همین دلیل روزبهروز گسترش مییابد و به همان میزان چالشهای اجتماعی ما زیادتر شده میرود.
برای اینکه این ادعای درونی شدن خیانت را روشنتر توضیح بدهم، به صورت مشخص در اینجا رفتار طیف مختلف از شهروندان را یادآوری میکنم که هرروز با آن روبهرو هستیم و نشانگر خیانت گسترده و درونی شده است.
در گام نخست، اکثر قریب به اتفاق ما، در استفاده از مال دولت برای خواستهها و نیازهای شخصی ما تا آنجا که در توان ما باشد، دریغ نمیکنیم. از موتر دولت گرفته تا کمپیوتر، وسایل و امکانات خورد و ریز چون پرینتر، کاغذ، برق، آب و الیآخر. شاید به ندرت بتوانیم افرادی را دریابیم که در استفاده از مال دولت برای منافع شخصی، احساس عذاب وجدان نماید. یا اینکه مال دولت را، مال مردم افغانستان بداند و از استفادهی شخصی آن پرهیز کند. این نوع افراد متعهد و استوار بسیار به ندرت پیدا میشود. این دسته از کارمندان، کارمندان بااخلاق، متعهد و باوجدان است که انسانیت، وجدان، خدا و اخلاق انسانی را به منافع شخصی و خواستههای شخصی نمیفروشد.
دستهی بیباک و دست و دلباز که با بلندترین حد ممکن از امکانات دولت برای منافع شخصی و زندگی شخصیشان استفاده میکنند، مشکل شان این است که وجدان را فراموش میکنند به اینکه، مال دولت، متعلق به همه مردم افغانستان است و به کار بردن آن برای منافع شخصی با هیچ منطقی جواز ندارد. آنان دقت نمیکنند به اینکه غریب، بیچاره، بیوه، دهقان، چوپان، معیوب، زن، مرد همه و همه در دولت سهیم است، مال دولت یعنی مال همهی اقشار مختلف اجتماعی.
در گام دوم، بخشی بزرگی از افراد مسئول از دزدیدن و سرقت سرمایه و پول دولت اصلاً ابایی ندارند. ممکن است که این دزدی به اشکال و صورتهای گوناگون و مختلف صورت بگیرد، اما نهایتش هیچ توجیه منطقی و وجدانی ندارد، فقط و فقط دزدی و سرقت است. کسانی که این جنایت را مرتکب میشوند برای خودشان توجیههای بسیار مزخرف و بیدفاعی را میتراشند که خودشان هم در ته دل شان به آن توجیههای بیمنطق، بیدفاع و خلاف وجدان آگاهاند. وجود مکتبهای خیالی، معلمان خیالی، سربازان خیالی، چپاولهای بیحد و حصر که در چند سال گذشته در بخش تدارکات وزارتخانهها صورت گرفته، دزدی بیشرمانه نفت وزارت خانههای امنیتی، چپاول ملکیتهای دولتی و دهها نوع دزدی دیگر همه و همه دزدی مال و دارایی همهی ملت است که دزدان ماهر بیشرمانه چشمشان را به روی وجدان، اخلاق،خدا، دین و غیره بستهاند، بیخیال به دزدی میپردازند. این افراد بهصورت روشن و دقیق به خونآشامی پرداختهاند. در حقیقت خون مردم بیدفاع و غریب را میآشامند. این سرمایهها از هر منبع که میآید برای مردم میآیند و فقط استفادهی آن برای مردم توجیه دارد و بس. اگر کمکهای خارجی باشد هم وقتیکه به نام مردم آمد، متعلق به همهی ملت است، دزدیدن و سرقت آن با هیچ منطق و وجدانی جور درنمیآید. اگر سرمایه از مالیه مردم بهدستآمده باشد که عین حکم را دارد.
در گام سوم، در تطبیق و اجرای پروژهها، در خریداریها، در هزینهی کنفرانسها و سمینارها دزدیهای بسیار گستردهی پنهان وجود دارد. در این موارد همیشه گزارشی رسمی که به منابع مالی داده میشود، اصلاً مطابق به واقعیت نیست. گزارش مصارف خیلی زیادتر از آنچه که مصرف میشود، ارائه میگردد؛ تا اینکه گزارشگران هزینه را بیشتر از نیاز واقعی به دست بیاورند، پول اضافی را به جیب خودشان بزنند. آیا این پنهانکاری و گزارش خلاف واقع دزدی و سرقت از مال ملت نیست؟ چه نامی دیگری برای آن گذاشته میتوانیم؟ اگر دزدی نیست چرا واقعیت را نمینویسند؟ چرا دروغ میگویند و پنهانکاری میکنند
در گام چهارم، رفتار مردم در قبال همدیگر همچنان سرشار از ناراستی، دو رنگی، دروغ و فریب است. فروشندگان و دکانداران از گرانفروشی و جان زنی، تکسی ران از کرایه گرفتن ناعادلانه، مسئولان نهادهای آموزشی خصوصی از هدر رفتن وقت دانشجویان و دانش آموزان، پولیس از معامله، استادان از نمره دادنهای حق و ناحق، داکتران از تشخیص نادرست مریض و بازی کردن با زندگی مریض، دارو فروش از فروش داروهای بیکیفیت و تاریخ گذشته، بچهها از اذیت و آزار دادن دختران و زنان مردم؛ همه و همه اقشار مختلف اجتماع از ناراستی و کج رفتاری های شان، شرم، ترس و عذاب وجدان ندارند. به همین منوال خیانت و ناراستی در رگ، خون، پوست و گوشت اجتماع رخنه کرده است و همچنان گسترش می یابد. این همان بی رحمی فراگیر است که مردم در حق همدیگر روا می دارند.
آنچه گفته شد حکایت دردناک و واقعی از نوع برخورد ما با مال و دارای دولت است که متعلق به همهی مردم افغانستان میباشد. چالش عمدهی ما این است که خیانت جنبهی عمومی پیداکرده و درعینحال بسیار گسترده و درونی شده است. بانیان و مسئولان از خیانت کردن باکی ندارند. کسانی که چنین خیانت میکنند، اکثرشان دیندارند، نماز میخوانند، روزه میگیرند، خدا باوراند، مسلماناند، اهل مسجد و جماعت؛ اما چون خیانت درونی شده است، خیانت هم میکنند.
ما امروز بیشتر نیازمند احیای اخلاق، تعهد و وجدان هستیم. نیاز ما این است که از درون باور کنیم به اینکه مال دولت، میراث پدر ما نیست، هر نوع استفاده شخصی و خلاف قانون به معنای دزدی کردن مال مردم است که ازلحاظ شرعی قطعاً حرام، ازلحاظ انسانی بیوجدانی و خیانت، ازلحاظ اخلاقی بیاخلاقی، پستی و فرومایگی است. هنگام که این باور در درون تکتک از افراد این اجتماع شکل بگیرد، آنوقت است که جلو دزدیهای بیپایان گرفته میشود؛ چون افراد مسئول، یک نگهبان درونی پیدا میکنند.

دیدگاه شما