صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۷ حوت ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

خودکشی ازدیدگاه روانشناسی

-

خودکشی ازدیدگاه روانشناسی

خودکشی پدیده ای است که سالیان دراز از روابط سنتی تا روابط پیچیده شهری امروزی گریبان بشر را گرفته و در فراز و نشیب تحولات اجتماعی قلب و روح خانواده ها و اجتماع را آزرده ساخته است.
همه ما در طول زندگی احساس تنهایی، افسردگی، بی کسی و نا امیدی را تجربه می کنیم. مرگ یکی از عزیزان، شکست در برقراری ارتباط از جمله مواردی هستند که اعتماد به نفس ما را تحت تأثیر قرار داده و احساس بی ارزشی را در ما به وجود می آورند. از آنجایی که ساختار هیجانی و تربیتی هر شخص منحصر به فرد می باشد، در شرایط مختلف پاسخ های متفاوتی می دهد. در تشخیص اینکه آیا فردی واقعاً قصد خودکشی دارد یا خیر، باید موقعیت بحرانی وی به دقت بررسی گردد. پدیده ی پیچیده خودکشی در طول قرن ها مورد توجه فیلسوفان، عالمان دینی، جامعه شناسان، روان شناسان، روان پزشکان و هنرمندان بوده است. هر کدام از این افراد تلاش می کردند این پدیده را از دیدگاه خاص خود توصیف و تبیین کنند. ولی واقعیت آن است که خودکشی پدیده ای چندوجهی است، که عوامل متعدد روان شناختی، جامعه شناختی و فرهنگی در بروز آن نقش دارند. از این رو تلاش برای تبیین این پدیده از یک دیدگاه و نادیده گرفتن دیدگاه های دیگر نادرست است و کمکی به پیشگیری از آن نخواهد کرد.
در زندگی شهرنشینی کنونی افزایش جمعیت و عدم تجانس افراد با هم و احساس غربت و تنهایی ناشی از آن، کم شدن تعداد افراد خانواده ها و کاهش محبت خانوادگی و رها شدن فرد به سرنوشت خود، چشم هم چشمی ها و پیدا شدن آرزوهای دور و دراز زندگی مادی، خواستن ها و نتوانستن ها، فرار از خانواده و پناه بردن به اجتماع بی اعتنا، سرگشتگی در میان ارزش های متضاد زندگی شهری مدرن، محرومیت و شکست در عشق توأم با فقر مادی و ده ها عامل دیگر آنچنان ناراحتی هایی ایجاد می کند که فرد تنها راه نجات خود را در نابودی خویش می یابد و در نهایت دست به خودکشی می زند.
دورکیم از محققین معروف در زمینه خودکشی، خودکشی را اینگونه تعریف می کند:
" تمام مرگ هایی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم از عمل مثبت یا منفی خود قربانی منتج می گردند وقربانی از نتایج مرگ بار عمل خویش آگاه باشد، تحت عنوان خودکشی در می آیند."
خودکشی(Suicide ) از دو لغت دارای ریشه لاتین یعنیSuiبه معنی "خود" وCaedereبه معنی کشتن مشتق شده است. اولین بار این اصطلاح توسط " دفونتن فرانسوی " بکار رفت.
بر اساس تعریف مورد توافق جهانی خودکشی عبارت است از: اقدامی که شخص با دانش کامل در مورد نتایج مرگبار آن به عمل می آورد و به زندگی خود خاتمه می دهد.
بنابراین اصطلاح خودکشی تنها زمانی مورد استفاده قرار می گیرد، که اولاً شخص آگاهانه اقدام کرده باشد و ثانیاً منجر به از دست رفتن فرد گردد. اما در صورتی که فردی اقدام به خودکشی نموده اما نتیجه مرگباری نداشته است به آن " اقدام به خودکشی " و یا " شبه خودکشی " می گویند.
در شبه خودکشی یا اقدام به خودکشی انگیزه ی اصلی معمولاً مرگ نیست بلکه فرد برای انتقام جویی، قدرت نمایی، اعمال فشار(اهرم فشار) و یا جلب توجه به این کار می پردازد. ولی ممکن است منجر به مرگ هم گردد. آمار خودکشی و شبه خودکشی معمولاً بیش از موارد اعلام شده است و شبه خودکشی معمولاً 10 برابر خودکشی است. ولی در هر صورت باید به شبه خودکشی هم مانند خودکشی توجه نمود و در درجه اول انگیزه اقدام را جویا شد.
سبب شناسی خودکشی
از لحاظ نظری، خودکشی معلول این نیاز یا آن نیاز نیست، بلکه مسئله مهم، ناکامی و عدم ارضای نیازها، نقص، ارضای دشوار نیازها، اهمیتی که شخص برای نیاز مربوطه قائل است و علل تنش های طاقت فرساست. اکثر خودکشی ها عملاً جزو یکی از پنج گروه نیاز روانی زیر هستند. این نیازها معرف انواع مختلف دردهای روانی می باشند:
1- برآورده نشدن نیاز به عشق، مقبول واقع شدن و تعلق و عضویت در گروه ها که با برآورده نشدن نیاز به کمک و پیوندجویی مرتبط است.
2- عدم کنترل، پیش بینی ناپذیری و بی نظمی که معلول ناکام ماندن نیاز به پیشرفت، خودمختاری، نظم وشناخت است.
3- خودانگاره نامطلوب و اجتناب از شرم، شکست، سرخوردگی و بدنامی که معلول ناکام ماندن نیاز به پیوندجویی و مراقبت و رسیدگی است.
4- قطع روابط مهم و حساس و به دنبال آن سوگ و احساس بی کسی که معلول ناکام ماندن نیاز به پیوندجویی و مراقبت و رسیدگی است.
5- عصبانیت، خشم و نفرت که معلول ناکام ماندن نیاز به برتری، پرخاشگری و مقابله به مثل است.
تنوع خودکشی ها بیش از این پنج مورد است و هر مورد را باید بر اساس جزئیات مورد بررسی قرار داد.
به طور کلی نظریه های سبب شناسی خودکشی به دو گروه عمده تقسیم می شوند:
نظریه هایی که روی فرد تأکید می کنند و نظریه هایی که جامعه را علت می دانند.
1-نظریه های روان شناختی
نظریه های روانشناختی بر نقش فرد در تصمیم به خودکشی تأکید دارند. اسکیرول اولین روانپزشکی بود که خودکشی را از دیدگاه روان شناختی مورد بررسی قرار داد. اما نخستین بینش روان شناختی مهم در مورد خودکشی به وسیله ی فرویدارائه شد.
فروید معتقد بود خودکشی(وتاحدی افسردگی) از خصومت ناهشیارانه نسبت به خود درمقایسه با بیرون یا وضعیت مسبب عصبانیت خبر میدهد . درحقیقت قربانیان خودکشی با این عمل، دیگران را که باعث عصبانیت یاآزردگی آنان شده است تنبیه می کند  به عبارتی خودکش اعتراضی است به وضعیت موجود اجتماعی وروانشناختی .
دیدگاه یادگیری: این دیدگاه علت خودکشی را ارزش تقویت کنندگی عواملی چون انتقام، پیوستن به عزیز از دست رفته یا آسایش مطلق می داند. همچنین دیدگاه یادگیری اجتماعی علت خودکشی را تقلید از الگو می داند که این الگو می تواند از آشنایان، دوستان و یا افراد مشهور باشد.
نظریه های شناختی: نظریه های خودکشی اظهار می دارند که خودکشی نوعی رفتار مسئله گشایی است. بر اساس این دیدگاه خودکشی ممکن است از ارزیابی شناختی شخص از موقعیت به عنوان ناامیدی و از مرگ به عنوان راهی برای خلاص شدن از مشکلات ناشی شود.
نظریه ادوین اشنایدمن: اشنیدمن خودکشی را اقدامی تلاشی برای ارتباط میان فردی می داند. به عقیده ی او، افرادی که دست به خودکشی می زنند، سعی دارند نیازهای روانی ناکام شده ی خود را به آگاهی افراد مهم در زندگی اشان برسانند.(هالجین،2005،112)
2-دیدگاه جامعه شناختی
این دیدگاه به عوامل فرهنگی و اجتماعی پرداخته و آنها را از عوامل مؤثر در خودکشی می داند. از دیدگاه جامعه شناختی خودکشی یک آسیب اجتماعی است و این ساختار و مناسبات اجتماعی است که باعث اقدام به خودکشی در بعضی افراد می شود. عوامل مهم در این دیدگاه عبارتند از:
الف) عوامل فرهنگی: فروپاشی نظام ارزشی سنتی، تحمیل ارزش های فرهنگی بیگانگان، تعارض ارزش های فرهنگی، فردگرایی و اختلال در نظام اجتماعی.
ب) عوامل اقتصادی: فقر، بیکاری، کم کاری، محرومیت، نا امنی شغلی، مشکلات مسکن، تورم و تغییر ساختار اقتصادی جامعه.
ج) عوامل اجتماعی:افزایش جمعیت، مهاجرت، جنگ، تبعیض ( نژادی، جنسی، مذهبی)، خانواده های از هم گسیخته، بیسوادی، مشکلات مربوط به ازدواج، مشکلات مربوط به اوقات فراغت.
نظریه جامعه شناختی دورکهیم
اِمیل دورکهیم جامعه شناس مشهور فرانسوی در کوشش خود برای تبیین الگوهای خودکشی، آن را به سه دسته تقسیم کرد:
الف) خودکشی خودخواهانه ( Egoistic ) : خودکشی خودخواهانه، خودکشی ای است که در آن شخص رابطه ای قوی با هیچ گروه اجتماعی ندارد. در نتیجه هر قدر میزان همبستگی اجتماعی در میان افراد کمتر باشد، میزان خودکشی کمتر است. در بررسی های بعدی دورکهیم به این نتیجه رسید، در صورتی که میزان همبستگی اجتماعی بیشتر از حد باشد، باز هم میزان خودکشی افزایش می یابد که باعث شد نوع دیگر خودکشی، یعنی خودکشی دیگرخواهانه را مطرح کند.
ب) خودکشی دیگرخواهانه ( Altruistic ) : مشخص کننده گروهی است که استعداد خودکشی آنها از وابستگی شدید اجتماعی ناشی می شود و فرد وظیفه اخلاقی عمیقی را در خود احساس می کند و علاقه مند می شود تا خود را فدای دیگران کند. مانند خودکشی زنان بیوه در هند و خودکشی ژاپنی ها.
ج) خودکشی ناشی از بی هنجاری ( Anomic ) : این نوع خودکشی تحت شرایط خاص اجتماعی و به دلیل فشارها و بحران های اجتماعی و مسائل نظیر آن صورت می گیرد. در نتیجه کسانی مرتکب خودکشی می شوند که وابستگی آنها با جامعه دچار آشفتگی است.
3-نظریه ی روانپزشکی:
از این دیدگاه، خودکشی یک بیماری روانی است و ریشه آن را باید در سایر بیماری های روانی جستجو کرد. نتایج مطالعات حاکی از آن است که 95 درصد کسانی که خودکشی می کنند، از نوعی اختلال روانی قابل تشخیص رنج می برند. شایع ترین این اختلالات روانی، افسردگی، اختلال شخصیت مرزی، اختلالات سازگاری، اختلالات مرتبط با مصرف مواد و اسکیزوفرنی می باشد.
پیشگیری از خودکشی
پیشگیری از خودکشی در سه سطح انجام می گیرد. پیشگیری در سطح اولیه حالت ایده آلی دارد و هدف آن جلوگیری از ایجاد هرگونه فکر اقدام به خودکشی است. متأسفانه اقدامات چندانی برای پیشگیری در این سطح انجام نمی شود. روشهای پیشگیری ثانوی به هنگامی به کار گرفته می شوند که گرایش های خودکشی حالت آشکاری پیدا می کند. اما شخص هنوز دست به خودکشی نزده است. این دسته از روش ها مواردی مانند بستری شدن در بیمارستان، روان درمانی، دارو درمانی و دخالت در شرایط محیطی را شامل می شود. خانواده، دوستان و افراد نزدیک به شخصی که نشانه های اقدام به خودکشی را دارد، می توانند تأثیر بسیاری در کاهش تنش های وی و خطر خودکشی در او داشته باشند و فاصله اش را با مرگ افزایش یا کاهش دهند. پیشگیری ثالث زمانی صورت می گیرد که فرد اقدام به خودکشی کرده است و هدف از آن برطرف کردن خطر اقدام دوباره ی آن می باشد.

منابع
1- دورکهیم، امیل،1987، مترجم سالار زاده امیری، نادر، 1378، خودکشی، انتشارات دانشگاه علامه طباطبائی، تهران
2-اشنایدمن، ادوین اس، 1997، مترجم فیروزبخت، مهرداد، 1378، ذهن خودکشی گرا، نشر شناخت، تهران
3- فولادی، عزت ا...، 1384، استراتژی ها و برنامه های پیشگیری از خودکشی با تمرکز بر نوجوانان و جوانان، نشر طلوع دانش، تهران
4- محمد خانی، شهرام، 1381، پیشگیری از خودکشی جوانان و نوجوانان، انتشارات طلوع دانش، تهران
5-هالجین و همکاران، 2005، ترجمه سید محمدی، یحیی، 1387، آسیب شناسی روانی جلد دوم، انتشارات روان، تهران
6-  کاپلان و سادوک، 2003، ترجمه رفیعی و رضاعی، 1386، خلاصه روانپزشکی جلد سوم، انتشارات ارجمند، تهران

دیدگاه شما