صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۲۹ جوزا ۱۳۹۷

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

چرا طالبان در جنگ افغانستان پیروز نمی شوند؟ خیلی ضعیف برای پیروزی، خیلی قوی برای تهدید

-

چرا طالبان در جنگ افغانستان پیروز نمی شوند؟ خیلی ضعیف برای پیروزی، خیلی قوی برای تهدید

ما اغلب  با واقعیت هایی که سناتور جان مکین در اگست 2017 اشاره کرده روبرو هستیم" ما در افغانستان در حال باخت هستیم و زمان سرنوشت ساز است اگر ما قصد تغییر جزر و مد را داریم". تنها مکین نبود که استدلال می کرد که طالبان مانور قدرت می دهند. عبد الجبار قهار، یک جنرال بازنشسته افغان که تا2016 نماینده نظامی حکومت در ولایت هلمند بود تابستان گذشته به  نیورک تایمز گفته بود:" طالبان قوی تر می شوند، حکومت در معرض تهدید است و هر روز خاک بیشتر را به طالبان واگذار می میکند". نشرات رسانه ها نیز چنین چیزی را اعلام می کرد:" طالبان خیلی شبیه به پیروز جنگ به نظر می رسند" معنی اش این است که امریکا نمی تواند پیروز جنگ باشد.
اگرچه طالبان توان شگفت انگیز بقا و اجرای حملات بزرگ در شهرهای مثل کابل را اثبات کرده است اما امروز ضعیف تر از آن  است که اغلب شناخته می شود. ایدئولوژی بسیار افراطی طالبان که برای بسیاری از افغانها قابل قبول نیست، ساختار رهبری که بسیار گره خورده با گروه قومی پشتون است، تکیه بیش از حد به تاکتیک وحشانه ای که ده ها هزار شهروند بی دفاع ملکی افغان را کشته و به مقیاس بیشتر از  آن را آواره کرده است،  آغوشتگی وسیع در فساد و وابستگی به یک متحد بدنام خارجی به نام پاکستان، عوامل فلج کننده طالبان است. بسیاری از رهبران ارشد طالبان، هنوز امیدوارند که روزی حکومت افغانستان را شکست خواهند داد و با تصرف مجدد کابل، امارت اسلامی افراطی را در کشور مستقر خواهند کرد. اما با توجه به نقطه ضعفهای که گفته شد و تصمیم ایالات متحده امریکا مبنی بر حفظ سربازانش در افغانستان، پیروزی طالبان غیر محتمل است.
در حقیقت، نقطه ضعف های طالبان و همینطور حکومت فعلی افغانستان نشان میدهد که یک وضعیت ناپایدار برای آینده قابل پیش بینی است. احمتالا قلمرو دست به دست خواهد شد، ولی برای تغییر موازنه  به نفع هردو طرف کافی نخواهد بود.  برای طالبان  از آنجایی که قادر به شکست دولت افغانستان و حامیان بین المللی آن در میدان نبرد نیست، بهترین گزینه در شرایط فعلی آن است که راه گفتگو برای  توافق را در پیش بگیرند.  دولت افغانستان و واشنگتن نیز به همین ترتیب از توافق باید حمایت کنند زیرا آنها نیز قادر نخواهند بود که یک پیروزی کاملا نظامی را تضمین کنند.
طالبان جدید
طالبان امروز یک سازمان متفاوت از آن جریانی است که در دهه 1990 بر افغانستان حکمرانی می کرد. طالبان  فعلا به وسیله هیبت الله آخوند زاده رهبری می شود، وی  یک قاضی پیشین و رئیس شورای علمای طالبان، بلند رتبه ترین نهاد مذهبی طالبان، می باشد. آخوند زاده و دیگر رهبران طالبان تلاش کردند که قلب و مغز افغانها را از طریق تمویل برخی پروژه های انکشافی و تعهد برای اصلاح سیستیم آموزشی، تسخیر کنند. رهبران فعلی طالبان هم چنان بیشتر از طالبان دهه 1990 از تکنولوژی بهره می برند؛ آنها با افتخار ویب سایت، محتوی تویتر و مجلات براق خود را تبلیغ می کنند، هرچند که شهروندان عادی استفاده کننده از عین تکنولوژی را سرکوب می کنند.
طالبان به صورت انعطاف پذیری در مناطق روستایی مستقر گردیده و برای اجرای حملات برجسته و مکرر در کابل و دیگر شهرها برنامه ریزی کرده است. رهبران طالبان ساختار سازمانی را به وجود آورده اند که بر اساس آن راهنمایی استراتژیک  و نظارت در عالی ترین سطح بر مقامات نظامی و سیاسی حین اجرای عملیات و اتخاذ تأکتیک در میدان نبرد، انجام می شود. طالبان با وجود که در فاصله بسیار کوتاه [ کمتر از دو سال]دو تن از رهبرانش را از دست دادند- که ضربه سنگین برای هر سازمان می تواند باشد-  انسجام سازمانی  خود را مدیریت کرده است.
طالبان تا کنون شکست های جدی را متحمل شده اند. آنها بعد از تسخیر موقت شهر شمالی قندوز در سپتامبر 2015، به محض تجمع نیروهای امریکایی و افغان برای باز پس گیری شهر، در ظرف چند روز قندوز را از دست داند. در 2016 طالبان تعدادی از مراکز ولایات را تحت فشار قرار داند، ولی در عین حال هیچ یک از آنها را نتوانستند تحت کنترل خود دربیاورند. در 2017 طالبان موفق نشدند که تهدید پایدار را متوجه هیچ یکی از مراکز ولایات کنند.
چرا طالبان ناکام هستند؟
عوامل ناکامی طالبان:
نخست، ایدئولوژی طالبان که هنوز  برای بسیاری از افغانها – از جمله افغانهای شهری- خیلی افراطی است. افغانهایی که به قرائت کمتر محافظه کار از اسلام پایبند هستند؛ اسلامی که بسیاری از تکنولوژی های مدرن، موزیک، مشارکت سیاسی و حقوق زنان را مجاز و محترم بشمارد. به عنوان مثال تقریبا همه افغانها از حق رأی زنان حمایت می کنند در حالی که در حکومت طالبان دختران از رفتن به مکتب محروم بودند، و فعلا 39 درصد از متعلمین مکاتب دولتی را دختران تشکیل می دهند. پارلمان افغانستان بیش از 69 کرسی از 249 کرسی را در ولسی جرگه به زنان اختصاص داده است و تعداد بانوان در مجلس سنا به 27 نفر از 102 نفر می رسد. بنابراین غیر منتظره نیست که یک نظر سنجی سراسری در سال 2015 نشان داد که 92 درصد از افغانها از حکومت کابل حمایت می کنند و تنها 4 درصد طالبان را می پسندد. این یافته  تقریبا نتیجه بیش از یک دهه نظر سنجی است. در همین نظر سنجی بسیاری از افغانها این ایده را که طالبان بسیار تعدیل شده اند، را رد کرده است.
دومین نقطه ضعف این است که طالبان تا حد زیادی یک جنبش پشتونی است، امری که حمایت از آن را در مناطق هزاره، تاجیک و ازبیک نشین، کاهش می دهد. با وجود اینکه در سطوح پائین طالبان کمی تنوع قومی دیده می شود، اما سطوح عالی آن در کنترل پشتونها است. معاونان هیبت الله، سراج الدین حقانی و محمد یعقوب هردو پشتون هستند. دیگر رهبران ارشد – مثل عبد القیوم ذاکر، احمد الله نانی، عبد اللطیف منصور، و نور محمد ثاقب- نیز پشتون هستند. روی همرفته تقریبا 80 درصد از 50 رهبر ارشد طالبان قندهاری اند. بر اساس نارضایتی های که اخیرا نسبت به طالبان پشتون در جوامع هزاره، تاجیک و ازبیک مطرح شده است، وابستگی بیش از حد طالبان به رهبران پشتون یکی از نقطه ضعف های اساسی آن به شمار می رود. 
سوم، طالبان برای اعمال کنترل خود علاقه به روش های وحشیانه دارند و این باعث تضعیف حمایت از آنها در افغانستان شده است.   جنگجویان طالبان، مثل هر گروه شورشی دیگر، شهروندان ملکی و کارمندان دولتی را با هر روشی از ترور و بمب گذاری های خیابانی گرفته تا کمین و دیگر اشکال حملات، هدف قرارداده اند. طالبان در نیمه نخست سال 2017 بیشتر از هر دوره زمانی شش ماهه دیگر- از وقتی که ملل متحد ثبت تلفات افراد ملکی را شروع کرده است – غیر نظامیان را کشته اند.  حملات انتحاری در یک دهه گذشته  بطور خاص بسیار ویرانگر بوده است و به مرگ هزارن افغان غیر نظامی و معلولیت هزارن نفر دیگر منجر شده است.
بر اساس نظر سنجی یک بنیاد آسیایی، تقریبا 93 درصد از افغانها گفته اند که  از مواجه با طالبان بخاطر عقاید افراطی و وحشیگری شان هراس دارند. علاوه بر این بر حسب نارضایتی عمومی وحشیگری طالبان منجر به بی خانمانی خانواده ها، نابودی دارایی های غیر دولتی، محدودیت آزادی تشکل ها و کاهش دسترسی به خدمات بشر دوستانه، آموزش و مراقبت های صحی شده است که همه اینها در کاهش جذابیت طالبان موثر بوده است.
چهار، اگرچه اغلب ناظران به فساد در حکومت افغانستان پرداخته اند، اما تعدادی کمی متوجه شده اند که طالبان نیز دخیل در فساد هستند، بخصوص در تجارت مواد مخدر. درآمد مواد مخدر نصف  کل منابع مالی طالبان را تشکیل میدهد و تنها منبع عایداتی بسیار مهم برای فرماندهان محلی طالبان است. فرماندهان محلی طالبان از طریق وضع مالیات بر تجارت مواد مخدر و اخذ مالیه از دهقانان، شبکه های خود را تمویل می کنند. طالبان یک زمان تریاک را در قالب شیره تریاک به بیرون از افغانستان صادر می کردند، اما فعلا این گروه به طور روز افزون در حال ساخت لابرتوارهایی در داخل افغانستان است که تریاک را به هروئین و مورفین تبدیل کند.
پنجمین نقطه ظعف طالبان این است که  به شدت متکی به حمایت کشورهای همسایه و مخصوصا پاکستان- که در بین اکثر افغانها بدنام است- می باشند. پاکستان و اداره استخبارات آن( آی. اس.آی) عالی ترین نهاد جاسوسی این کشور، کمک های مختلف را برای طالبان و گروههای متحد آن از قبیل شبکه حقانی فراهم کرده است که یکی از آنها پناهگاه برای رهبران و خانواده های طالبان می باشد. مقامات پاکستانی، هم چنین کمک های مالی، آموزشی، استخباراتی، مواد کشنده و غیر کشنده از قبیل امکانات ارتباطی را برای طالبان فراهم می کنند. بر اساس نظر سنجی موسسه گالوپ و (BBG )که در سال 2016 انجام شده است تنها 3.7 درصد افغانها امتیاز مطلوب را به پاکستان داده اند. در حالی که 5.8 درصد امتیاز کافی را به داعش داده اند و خیلی بیشتر  یعنی چیزی در حدود 62 درصد  افغانها دیدگاه مثبت در قبال هند داشته اند.  
گفتگوهای صلح
اگرچه پالیسی سازان و چهره های اکادمیک غربی، با نگرانی از نقطه ضعف های حکومت افغانستان، نسبت به پیروزی قریب الوقوع طالبان هشدار داده اند، اما چنین  امیدواری نسبت به آینده طالبان وجود ندارد. طالبان توانایی تداوم شورش گری برای آینده قابل پیش بینی را دارند، اما شانس شکست حکومت افغان –و حتی سلطه بر نواحی شهری- را ندارند.
با توجه به حمایت های محدود، رهبری طالبان باید گفتگوهای جدی صلح با حکومت افغانستان را آغاز کند، چیزی که قبلا آنها تمایل انجامش را نداشتند. شاید به این دلیل که فکر می کردند در میدان نبرد دست بالا را دارند. واداشتن طالبان به گفتگوهای جدی برای توافق- بخصوص مذاکره رو در رو با نمایندگان دولت افغانستان - نیازمند تلاش های پیگیر امریکا و شرکای منطقه ای، مخصوصا پاکستان است.
از آنجای که طالبان برخی مناطق روستایی را در کنترل خود دارند، رهبری گروه می تواند در مورد کسب امتیازاتی از دولت افغانستان  و متحدینش، گفتگو کند. این امتیازات می تواند شامل، نقش بیشتر اسلام- قانون اسلامی- در قانون اساسی افغانستان، گماشتن برخی مقامات طالبان در پست های حکومتی، مبارزه با فساد در حکومت، و حتی عقب نشینی نیروهای امریکای و دیگر متحدانش خارجی اش از افغانستان، شود. رهبری طالبان باید بداند که به تعویق انداختن مذاکرات، بعید است که منجر به موقعیت بهتر آنها در گقتگوها شود. اعلامیه اداره ترامپ مبنی بر اینکه زمانبندی اداره اوباما برای خروج از افغانستان را نادیده می گیرد، طالبان را  در برابر یک دشمن قوی قرار داده است.

تجربه کلمبیا
گروه فارک در کلمبیا سر انجام زمانی تن به گفتگوهای جدی داد که بیش از 200000 انسان به قتل رسید، میلونها نفر بی خانمان شدند و هزاران غیر نظامی به وسیله ماین های زمینی معلول گردیدند. چنان که رهبری فارک تیمولوین جیمینز معروف به " تیموچینکو" در 2012 اذعان داشت: "تداوم منازعه به مرگ و ویرانی بیشتر، غم و اشک بیشتر، فقر و بدبختی بیشتر برای عده ای و ثروت بیشتر برای عده ای دیگر منجر خواهد شد. تصور کنید جانهای را که می توانستند در این ده سال اخیر زنده بمانند. پس ما گفتگو را تعقیب می کنیم، به عنوان یک راه حل بدون خون ریزی، از طریق درک سیاسی." "تیموچینکو" هم چنین درک کرده بود که فارک پیروز نخواهد شد. این بهترین زمان برای رهبران طالبان است که به نتیجه مشابه برسند. مردم افغانستان که نزدیک به چهل سال از جنگ رنج برده اند، سزاوار پایان جنگ اند.
منبع: فارن افرز

دیدگاه شما