صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۶ ثور ۱۳۹۷

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

بی ثباتی منطقه‌ای در افغانستان، فرصت طلایی برای همکاری امریکا و چین

-

بی ثباتی منطقه‌ای در افغانستان، فرصت طلایی برای همکاری امریکا و چین

در ماه اگست، دونالد ترامپ رییس جمهور امریکا استراتژی جدید اش در قبال افغانستان را اعلام کرد. این استراتژی شامل فرستادن چهار هزار سرباز تازه نفس اضافی و افزایش سربازان ناتو در افغانستان بود، گرچه، استراتژی جدید نیز در راه مبارزه با تروریسم دشوار به نظر می رسد. چنانچه براساس این استراتژی، فعالیت نظامی افزایش یافته، افزایش صلاحیت های نیروهای امریکایی در افغانستان برای هدف قرار دادن تروریست ها و شبکه های مافیایی و همچنین راه اندازی حملایت هوایی نیز نیاز می باشد.
وضعیت امنیتی در افغانستان در حال بدتر شدن است. جنگ میان طالبان و نیروهای ایتلاف به رهبری امریکا از زمانی که راهبرد جدید این کشور در قبال افغانستان اعلام شده، حتی افزایش پیدا کرده است. پس از پالیسی جدید امریکا، چندین مرحله از حملات راه اندازی شد که به اثر این حملات، یکی از رهبران گروه شورشی اسلام گرای پاکستان بنام عمر خالد خراسانی کشته شد. در پاسخ به این حملات، در ماه اکتبر، بیش از 70 نفر کشته و بیش از 170 تن دیگر در ولایت های مختلف افغانستان بر اثر حملات گروه طالبان زخمی شدند. در ماه دسامبر، یازده پولیس دیگر افغان نیز به اثر حمله طالبان کشته شدند. در یک چنین شرایطی، چین و ایالات متحده امریکا نیاز به همکاری یکدیگر درافغانستان دارند که روی منافع مشترک هردو کشور استوار باشد؛ امریکا و چین، به افغانستان آرام و سکولار نیاز دارند.
چین از مدتها به این طرف نگران وضعیت در افغانستان است، زیرا این کشور با افغانستان روابط نزدیک اقتصادی دارد، این خود نیازمند یک افغانستان با ثبات می باشد. چنانچه، چین سومین شریک بزرگ اقتصادی افغانستان می باشد. نظر به اظهارات دفتر احصایه مرکزی افغانستان، تجارت دو جانبه میان چین و افغانستان بالغ بر یک میلیارد دالر در سال 2015 می رسیده است. چین و افغانستان یاداشت تفاهمی را امضا کردند که بر اساس ابتکار یک کمربند-یک جاده می باشد در سال 2016 چین تعهد کرد تا 100 میلیون دالر را روی یک کمر بند و یک جاده در افغانستان سرمایه گذاری کند.
زیر نظر ابتکار یک کمر بند- یک جاده، هر دو کشور همسایه قرار شد هردو کشور در شماری از پروژه ها با یکدیگر همکاری کنند که شامل نخستین محموله قطار از چین به ولایت های شمالی افغانستان و پرواز مستقیم میان ایالت ارومچی چین و افغانستان می باشد را در بر می گرفت. علاوه براین، افغانستان در قلب طرح ابتکار یک کمربند- یک جاده قرار دارد. این بدین معنی است که هرگونه جنگ و نا امنی در افغانستان تهدیدی برای سرمایه گذاری بزرگ چین در پاکستان و آسیای مرکزی به شمار می رود. به عنوان بخشی از برنامه ابتکاری یک کمربند-یک جاده، پکن نزدیک به 46 میلیارد دالر در دهلیز اقتصادی چین- پاکستان سرمایه گذاری کرده است. همچنان، چین 8.89 میلیارد دالر در سال 2013 میلادی به اساس طرح یک کمربند-یک جاده نیز سرمایه گذاری کرده است. با روی کار شدن طرح ابتکار یک کمربند-یک جاده، هیچ گاهی علاقه مند نیست خود را از مزایایی که از بعد اقتصادی برای این کشور در افغانستان متصور است را بی نصیب بگذارد.
در مورد ایالات متحده امریکا، با اینکه اداره رییس جمهور ترامپ تصمیم گرفته است سربازان بیشتری به افغانستان سرازیر کند، اما هدف نهایی واشنکتن خروج کامل از افغانستان خواهد بود. در طول 16 سال جنگ در افغانستان واشنگتن نزدیک به 841 میلیارد دالر در افغانستان مصرف کرده است، اما صلح هنوزهم در این کشور حاکم نشد. ترامپ در گذشته استدلال کرده است که مخالف خروج بوده است.
ایالات متحده امریکا باید از تبدیل شدن افغانستان به محلی برای انتقال تروریسم و یا منبعی برای بی ثباتی منطقهای جلوگیری کند. امریکا باید از خروج زود هنگام این کشور از عراق درس بگیرد، چنانچه، حال به نظر می رسد، ترامپ زمانی نیروهایش را از افغانستان خارج خواهد کرد که این کشور به تنهایی قادر باشد وضعیت داخلی اش را خود کنترول کرده و به تنهایی قادر به ایستادگی در مقابل تروریستان باشد. امریکا تلاش دارد حالا توانایی های ارتش افغانستان را افزایش دهد، شمار زیادی از سربازان امریکایی اکنون به عنوان مشاور، با نیروهای افغان کار می کنند، تا به روند توانمند شدن این نیروها کمک کنند. این واضح است که امریکا بیش از این نمی خواهد منابع بیشتری را به سیاه چالی مثل افغانستان سرازیر کند و همچنین نمی خواهد به این زودیها از افغانستان خارج شود. بنابراین، در چنین شرایط تنها راه حلی که به نظر می رسد، تشویق به گفتگوهای صلح میان طالبان و دولت افغانستان و قبول طالبان به عنوان بخش از نیروهای سیاسی در افغانستان می باشد.
آنچه را نباید نادیده گرفت، هردو ایالات متحده امریکا و چین آرزو دارند افغانستان کشوری سکولار باقی بماند. افغانستان و پاکستان همراه با کشورهای آسیای مرکزی از مدت های طولانی به این سو، توسط تروریسم، جدایی طلبی و بنیاد گرایی دینی آسیب دیده اند که این موضوع توسط پکن به عنوان" سه شرارت" نامیده شده است. گروه طالبان با اجرا و تفسیر سخت از شریعت همواره شناخته شده اند. همچنان در گذشته طالبان ادعا کرده اند که با گروه تروریستی داعش یک جا نخواهند شد، گروه طالبان خود یک گروه بنیاد گرا می باشد. رهبران طالبان در ( افغانسان و پاکستان ) در مدارس دینی به کودکان دروس بنیاد گرایی می دهند. گروه های تروریستی مثل داعش نیز سبب گسترش تروریسم و تندروی دینی در این کشور شده اند.
هردو چین و امریکا، نمی توانند با گسترش بیناد گرایی به اهداف خود دست یابند. امریکا نیز نمیخواهد افغانستان را بهشت امنی برای تروریستها و حیاط خلوتی برای گروه های بنیاد گرا ببیند. از سوی دیگر، چین نیز همواره نگران محور" سه شرارت" بوده، بخصوص از زمانی که جدایی طلبان اویغور این کشور، روابط تنگی را با گروه طالبان و سایر گروه های تروریستی در منطقه بر قرار کرده اند. چین همیشه موضوع "سه شرارت" یا همان بنیادگرایی را در نشست های گروه همکاری های شانگهای مطرح کرده است. در بهار گذشته، شی جینگ پینگ، رییس جمهور چین در میان اعضای که در نشست همکاری های شانگهای اشتراک ورزیده بودند تاکید کرد که برضد گروه های ترویستی "سه محور شرارت" در افغانستان مبارزه خواهند کرد.
در واقع، هماهنگی میان امریکا و چین می تواند بر اساس دو فرضیه زیر حاصل شود: فرضیه نخست اینکه حضور درازمدت نظامی امریکا در افغانستان در مغایرت با منافع امنیت ملی چین قرار ندارد. بدین ترتیب، چین باید برای امریکا این زمینه را فراهم سازد که این کشور بتواند از افغانستان خارج شود. چنین کمک تنها از راه تلاش های دیپلوماتیک ممکن است.
فرضیه دوم، این است که در حال حاضر بین طالبان و چین رابطه ای وجود دارد بویژه بعد از آن که این کشور این گروه را به عنوان یک مخالف سیاسی و نه یک گروه تروریستی پنداشته است. چنانچه ادعاهای وجود دارد، شماری از رهبران گروه طالبان در سال 2016 میلادی، در ارتباط به گفتگو در باره وضعیت افغانستان به گونه مخفی از چین دیدار کرده اند. با در نظرداشت این فرضیه، احتمال می رود گروه طالبان میان جیگری چین در رابطه به گفتگو های صلح را قبول کنند. آنچه قابل توجه است این است که تنها گروه تحریک طالبان پاکستان در لیست گروه های تروریستی وزارت خارجه امریکا قرار داشته و از گروه طالبان به عنوان یک گروه شورشی نام برده شده است. این ویژگی امکان ارتباطات دیپلوماتیک و گفتگوهای صلح میان طالبان، ایالات متحده امریکا و دولت افغانستان را نیز ممکن می سازد.
در پایان می توان گفت، صلح تنها توسط امریکا نمی تواند بدست آید. برای مقابله با بی ثباتی منطقه ای در افغانستان، فرصت طلایی برای همکاری میان امریکا و چین فراهم شده است. رییس جمهور شی جینگ پینگ می تواند نقش خوب بازی کند در حالی رییس جمهور ترامپ نقش بد را بازی می کند.
منبع: دیپلومات

دیدگاه شما