صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۲۰ قوس ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

شهر دوستدار اطفال و نوجوانان

-

شهر دوستدار اطفال و نوجوانان

روز جهانی کودک روزی است که برای یادبود و افتخار کودکان جهان شناخته شدهاست. کشورها و سازمانهای بینالمللی مختلف، روزهای متفاوتی را به عنوان روز کودک اعلام کردهاند و آن را جشن میگیرند. در کشورما 11 جوزا روز جهانی کودک است.
سازمان ملل متحد، ۲۰ نوامبر (۲۹ عقرب) را روز جهانی کودک اعلام کردهاست. مجمع عمومی سازمان ملل در چنین روزی در سال ۱۹۵۹ اعلامیه حقوق کودک و در سال ۱۹۸۹ نیز کنوانسیون حقوق کودک را تصویب کرد.
افغانستان از جوان ترین کشورهای دنیاست. حداقل هشت میلیون سیصد هزار نوجوان در افغانستان زندگی می کنند. در عین حال به گفته یونیسف؛ افغانستان بدترین جای در روی زمین برای کودکان است. این کشور بالاترین رقم مرگ و میر اطفال در جهان را دارد و از هر پنج نوزاد یکی از آنها پیش از رسیدن به پنج سالگی به سبب گرسنگی، بهداشت اولیه و بیماریهای قابل علاج جان خود را از دست می دهد. در افغانستان حقوق اولیه زندگی برای کودکان فراهم نیست.
در مقدمه کنوانسیون حقوق کودک آمدهاست: «کودک باید در فضایی سرشار از خوشبختی، محبت و تفاهم بزرگ شود». زیرا کودکان آسیب پذیرترین قشر جامعه هستند. در عین حال آینده و سرنوشت کشورها مستقیما با وضعیت رشد و تربیه اطفال ارتباط دارد.

نظریه شهر دوستدار اطفال
شهرهای موفق در دنیا همواره سرشارند از حضور انسانها؛ مرد و زن، پیر و جوان، بزرگسال یا طفل. تسهیلات و امکانات شهر برای زندگی شهری همه شهروندان در نظر گرفته می شود.
نظریه شهردوستدار اطفال از سال هاي 1980 بیشتر مورد توجه شهرسازان اروپایی بود. و تدریجی به سایر شهرهای دنیا راه یافت.
شهر دوستدار اطفال به این معنی است که دولتمردان چگونه این شهرها را بر اساس علایق اطفال اداره می کنند. و نیز به شهرهایی گفته می شود که در آن حقوق اساسی اطفال مثل سلامت، حمل و نقل، حمایت، آموزش و فرهنگ رعایت می شود. براین اساس اطفال به عنوان شهروندانی تعریف شده اند که حقوقی دارند و حق دارند نظراتشان را ابراز کنند. یک شهر خوب تنها شهری برای اطفال نیست، بلکه شهری است که به وسیله اطفال ساخته می شود. (ریجیو، 2002).
اگر چه ایده شهر دوستدار طفل شاید برای افغانستان بلند پروازانه به نظر برسد ولی بسیاری از شهرهای در حال توسعه هم  ثابت کرده اند با حکومت داری خوب شهری می توان به آرمان های شهردوستدار اطفال رسید. لویی خان در تعریف از شهر می گوید: « شهر مکانی است که کودک در اینجا و آنجا پرسه میزند و چیزهایی در آن می بیند که خود در زندگی آینده انجام شان می دهد و در پیش می گیرد.».
با رشد ناگهانی جمعیت در کشورهای در حال توسعه، امروزه نظریه شهر دوستدار اطفال( cfc )  از سوی طراحان شهری و برنامه ریزان در اغلب کشورهای دنیا به کار می رود. 
در اجلاس ریو1992 و دستور کار 21 ، اطفال و نوجوانان به عنوان گروه های اصلی شناخته شده تا در روند توسعه پایدار سهم گیرند.
درخواست برای ایجاد شهرهای دوستدار اطفال ریشه در شناخت این موضوع دارد که شهرها خانه هایی در جهت افزایش حمایت از حقوق اساسی کودکان هستند. با این وجود بسیاری از شهرهایی که ایده آل اطفال نیستند. دولت هایی دارند که اقدامات اندکی در این زمینه بر می دارند. (یونیسف، 2002).
چه چیزی یک شهر را به محل خوبی برای اطفال و نوجوانان تبدیل می کند؟
چگونه تعیین می کنیم که یک شهر از توسعه انسانی حمایت می کند؟ و چه عاملی یک شهر را به مکان خوبی برای رشد یافتن تبدیل می کند؟
در ذیل فهرستی از شاخص های یک مکان خوب بر مبنای ارزیابی جوانان از جوامع محلی خود، از سوی پروژه ی جهانی "رشد یافتن شهرها" ارائه شده است.
همبستگی اجتماعی: اطفال و نوجوانان احساس خوش آیندی در سراسر جامعه دارد و با سایر گروه های سنی در مکان های عمومی و نیمه عمومی به تعامل می پردازند. آنان احساس تعلق و ارزشمند بودن می کنند.
تنوع مکان های پرجاذبه برای فعالیت: مکان های گوناگونی برای اطفال و نوجوانان وجود دارد که از آن جمله می توان به مکان هایی اشاره کرد که در آن ها نوجوانان می توانند دوستان خود را ملاقات کنند، با یکدیگر صحبت کنند و یا به بازی های غیر رسمی بپردازند. ورزش کنند، در کارهای اجتماعی شرکت کنند، خرید کنند، تنها باشند و یا از نظارت بزرگسالان کمی دور باشند و شاهد فعالیت ها در خیابان یا محل های عمومی مشابه باشند.
امنیت و آزادی تحرک: به طور کلی حتی در نواحی که در آن ها جرم رخ می دهد یک حس امنیت در میان اطفال و نوجوانان وجود دارد؛ زیرا آنان با محدوده محلی و ساکنان بزرگسال آن که به طور مرتب با آنان در ارتباطند آشنا می باشند. به دلیل این حس امنیت، جوانان قادر به جابه جایی برای ملاقات دوستان و یافتن کارهای جالب برای انجام دادن می باشند.
مکان های ملاقات افراد هم سن و سال: در جامعه باید مکان های دنجی در اختیار اطفال و نوجوانان قرار گیرد تا آنان بتوانند در آنها به ورزش و فعالیت های اجتماعی بپردازند . از جمله این مکان ها می توان به یک گوشه دنج خیابان، مکانی در پارک یا میدان محلی، یک کافی شاپ یا فروشگاه، یک زمین بازی ، یک مرکز اجتماع یا قطعه زمین خالی اشاره کرد.
هویت اجتماعی منسجم: نوجوانان از تاریخ جامعه خود آگاه بوده و نسبت به دستاوردهای آن احساس غرور می کنند. آنان شرکت کنندگان فعالی در فستیوال ها و برنامه های فرهنگی جامعه خود می باشند.
محدوده های سبز: فضای سبز به اشکال گوناگون از زمین های مسطح برای مسابقات ورزشی دوره ای گرفته تا پارک های فرورفته در سایه درختان و محدوده های بکر و امن پوشیده با گیاهان باید در دسترس نوجوانان قرار گیرد.

ویژگی های منفی
در سوی دیگر این طیف، ویژگی های منفی نیز وجود دارد که عمدتا در جوامعی شناسایی شده اند که در آن ها جوانان نسبت به محیط محلی خود احساس بیگانگی می کنند. این شاخص های منفی شامل موارد زیر می باشند:
ننگ و محرومیت اجتماعی: اطفال و نوجوانان احساس ناخواسته بودن و رها شدن می کنند. آنان با سایر گروه های سنی اختلاط نمی کنند. در مکان های عمومی دیده نمی شوند. و به سبب سیاست رسمی و یا غیررسمی، مجاز به اجتماع با هم سن و سالان خود نمی باشند. رسانه های محلی اغلب گزارش خود را معطوف به اطفال و نوجوانان و اظهارات بزرگسالان در مورد بی اعتمادی و سوء ظن به آنان می کنند.
کسالت و بی حوصلگی: مکان هایی که در اختیار اطفال و نوجوانان قرار دارد اغلب بسیار کسالت آور و یا مملو از زباله می باشند و به نحوی که نوجوانان از رفتن به آن ها پرهیز می کنند.
ترس از آزار و اذیت و جنایت: افراد جوان به سبب ترس از آزار و اذیت و اعمال خشونت آمیز از رفتن به مکان های خاص امتناع می کنند؛ بنابراین باوجود آن که ممکن است مکان های پرجاذبه در نزدیکی جوانان وجود داشته باشند، اما این مکان ها در حقیقت پذیرای جوانان نیست.
تنش قومی یا نژادی: اطفال و نوجوانان ترس و ننگ از نژاد یا قوم خود را تجربه می کنند.
ترافیک سنگین: خیابان ها و سایر مکان های عمومی مملو از موتر های در حال حرکت و یا پارک شده می باشند. بنابراین فضای بسیار محدودی برای مردم باقی می مانند . سرعت بالا و حجم وسیع ترافیک حتی مکان هایی را که در مجاورت خیابان ها قرار دارند نامطبوع و نا امن کرده است و موانع جدی را برای تحرک کودکان در جامعه محلی به وجود می آورد.
زباله های جمع آوری نشده: فرد جوان به پارک ها و خیابان های مملو از زباله در محدوده های اطراف محل زندگی خود به عنوان مناظر زشت و نشانه های غفلت از سوی مسئولان می نگرند.
فقدان خدمات اولیه: فقدان خدمات اولیه مانند آب، سیستم کانال فاضلاب و جمع آوری زباله، زحمات بیشتری را به اطفال و نوجوانان به وجود می آورد. و همچنین موجب تحقیر و شرم انان از آلودگی محل زندگی می شود. این مسئله به علاوه شیوع بیماری ها را افزایش می دهد.
احساس عدم قدرت سیاسی: جوانان نسبت به ارزش ایده ها و عقاید خود شک دارند و اطمینان ندارند که بزرگسالان آنان را جدی می گیرند. این نارضایتی ها اغلب در سطح جامعه و در مسائلی همچون تردید درباره توانایی جامعه برای ایجاد تغییر مثبت و سوء ظن نسبت به سیاستمداران و سیستم منعکس می شود.

دیدگاه شما