صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۲۰ قوس ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

کارآفرینان کاشف و خالق فرصت های اقتصادی

-

کارآفرینان کاشف و خالق فرصت های اقتصادی

بیشتر صاحب نظران در حوزه کارآفرینی، واژه فرصت را به معنی شرایطی مناسب و مساعد برای ایجاد ارزش و سودآوری به کار برده اند و فرصت شناسی را رکن اساسی کارآفرینی و هسته مرکزی آن نامیده اند.
مطابق نظر کرزنر مشخصه بارز کارآفرینان این است که آنها قادراند فرصت هایی را برای سود کارآفرینانه درک کنند. به عقیده شومپیتر کارآفرین شخصی است که ترکیب جدیدی خلق میکند و آن را در بازار دنبال میکند؛ بدیهی است که خلق ترکیب جدید میتواند به عنوان خلق یک فرصت کارآفرینانه تلقی شود. کارآفرینان از نظر وی فرصتها را کشف نمیکنند بلکه آنها را از طریق کسب مزیت از تغییر و نوآوری در اقتصاد خلق میکنند.
فرصت اقتصادی را می توان مجموعهای مساعد و مطلوب از شرایطی که نیازی را برای یک محصول، خدمت یا کسب و کار جدید ایفا میکند دانست. هوارد استیونسون نظریه پرداز برجسته کارآفرینی در دانشگاه بازرگانی هاروارد، پس از معرفی ابعاد مختلف مدیریت کارآفرینی نقطه ثقل آن را پیگیری فرصتها بدون توجه به منابعی که در حال حاضر تحت اختیار و کنترل هستند میداند. از نظر او کارآفرینان نه تنها فرصت هایی را میبینند که از از خاطر مدیران معمولی سازمان ها رفته اند بلکه اجازه نمیدهند منابع اولیه شان حق انتخاب شان را محدود نماید. کارآفرینان منابع دیگران را برای تحقق اهداف کارآفرینی خود بسیج میکنند.
پترسون معتقد است کارآفرینی یک فرایند است و به تنهایی نمیتواند در شخص متجلی شود؛ بلکه تجلی آن باید با فرصتها و تقاضاها نیز همراه باشد. وی در ادامه می افزاید نیاز یا مجموعه نیازهای انسانی، اقتصادی، اجتماعی، تکنولوژیکی بالقوه یا جاری، ارضا نشده که در درون یا پیرامون افراد و سازمانها قرار دارند و دارای مزیت و ظرفیت خلق ارزش برای افراد یا بنگاهها است، فرصت نامیده میشود.

درک درست از فرصت؛ رمز موفقیت کسب و کارها
بسیاری از کسب و کارهای کارآفرینانه شکست میخورند نه به این دلیل که کارآفرینانی که آنها را راه اندازی کرده اند سخت کار نمیکردند؛ بلکه بیشتر به این علت است که فرصت درست و واقعی جهت راه اندازی آن کسب و کار وجود نداشته است. «ایده» یک گام یا قدمی است که به یک فرصت منتهی میشود؛ همانطوری که تیمونز یادآور شده است ساختن یک تله موش بهتر به این معنی نخواهد بود که مردم تله جدید را حتما خواهند خرید. فاکتورهای دیگری باید وجود داشته باشد برای حمایت ایده محصول جدید و برای این که آن ایده تبدیل به یک فرصت شود در واقع کار زیادی باید انجام شود.

فرصتهای اقتصادی کشف میشوند یا خلق؟
ریشههای فکری نظریه کشف فرصت در آثار کرزنر و ریشههای فکری نظریه خلق فرصت در آثار شومپیتر نهفته است. نظریه کشف فرصت بر این فرض استوار است که محیط منبع فرصتها محسوب میشود و فرصتها به عنوان پدیدهها و موجودیتهای عینی وجود دارند و چشم انتظار شناسایی و بهره برداری توسط بنگاهها و افراد کارآفرین هستند. کارآفرین از منظر وی کسی است که یک فرصت سود آور را میبیند و به دنبال کشف منفعتی است که توسط او و یا دیگران تا کنون دیده نشده است و این فرصتهای سودآور محرک و مشوق او هستند. این افراد در عرصه اقتصادی از هوشیاری و ذکاوت خاصی در کشف فرصتها برخورداراند. البته فرصت زمانی کشف میشود که اقدامی صورت بگیرد. فعالیت کارآفرینانه به مجموعه اقداماتی اطلاق میشود که بعد از کشف فرصت دنبال میشود. عنصر اساسی کارآفرین تنها داشتن اطلاعات نیست بلکه هشیاری نسبت به اهمیت اطلاعات است. اصولا کارآفرینی هوشیاری نسبت به فرصتها است و فرصتها هنگامی رخ میدهند که اطلاعات آشکار میشود.
دیدگاه کرزنر با بعد اثبات گرایی و واقعیت گرایی خالص محققان آمریکای شمالی که میگویند فرصتها بدون وابستگی به محیط وجود دارند و در انتظار کشف میباشند مرتبط است.
اما بر اساس نظریه خلق فرصت به این دلیل که محیط ماهیت وضعی دارد، ذهن افراد منبع فرصتها محسوب میشود و فرصتها به صورت عینی و مستقل از کارآفرینان وجود ندارند؛ بلکه حاصل شیوههای کاوش ذهنی افراد در بستر تعاملات اجتماعی جهت ایجاد ثروت اقتصادی اند. در خلق فرصت کارآفرین پدیده را دست کاری میکند و با دستکاری پدیده و ارائه ترکیب جدیدی از پیکره و رفتار پدیده فرصتی را فراهم میآورد. در جمع بندی میان هر دو نظریه میتوان گفت کارآفرینی فرایندی است که از فرصتهای موجود در محیط، یا فرصت هایی که از طریق نوآوری ایجاد شده است به منظور ایجاد ارزش بهره برداری میکند.

شعار یک کارآفرین: یا راهی خواهم یافت؛ یا پلی خواهم ساخت!
از منظر دنیای نیازهای اجتماع، کشف فرصتها بر نیازهای موجود شناسایی شده و تقریبا کم و بیش ارضا شده و رویکرد خلق فرصت بر فعال سازی دنیای نیازهای بالقوه یا خلق نیازهای نوین با راهکارهای ارائه محصولات و خدمات رسانی جدید تاکید دارد. میتوان گفت خلق فرصت نسبت به کشف فرصت از اهمیت بالاتری برخوردار است؛ چون خلق فرصت منجر به پیدایش فضایی نوین و شناسایی فرصت منجر به بسط فضای موجود میگردد. توسعه اقتصادی به نظر شومپیتر فرایند اختلالات ناپیوسته است؛ یعنی هرگاه سودهای انحصاری کارآفرینان به دلیل حضور دیگر رقباء و سرمایه گذاران دنباله رو به صفر برسد، با ظهور مجدد دستهای دیگری از این طیف خلاق و نوآور، حوزه دیگری از فرصتها خلق و به بهره برداری میرسد و با تکرار روند این نوع تحولات است که جوامع به سطوحی بالاتر توسعه دست مییابند.

یافته های دیده بان جهانی کارآفرینی (GEM )
دیده بان جهانی کارآفرینی نیز کارآفرینان را به دو دسته کارآفرینی بر اساس فرصت و کارآفرینی بر اساس ضرورت تقسیم کرده است. «کارآفرینی بر اساس فرصت» به پدیدهای اطلاق میشود که در آن مالک کسب و کار فعالیت اقتصادی اش را به منظور بهره برداری از فرصتهای اقتصادی آغاز میکند در حالی که منظور از «کارآفرینی بر اساس ضرورت» بیشتر به پدیدهی خود اشتغالی اشاره دارد. بدین معنا که اگر هدف کارآفرین از سرمایه گذاری فعلیت بخشیدن به ایدههای نو و بهره برداری از ظرفیتهای بکر بازار باشد اقدامش به نفع کل اقتصاد تمام شده و باعث تسریع رشد و توسعه اقتصادی میگردد. اما اگر هدف وی از سرمایه گذاری تنها یافتن یک منبع درآمد برای خود و خانواده اش باشد که معمولا از روی اجبار و شیوع بیکاری در جامعه رخ میدهد در این صورت آثار مثبت کلان اقتصادی وی چندان روشن نیست. در نتیجه خانوادههای ثروتمند که از وضعیت مالی بهتری برخوردار اند در کارآفرینی بر اساس فرصت سهم بیشتری میتوانند داشته باشند .این حقیقت می تواند رتبه بالای کشورهای توسعه یافته را در شاخص کسب و کار بانک جهانی توضیح دهد.

دیدگاه شما