صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۲ قوس ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

تنبيه كودكان و پيامدهاي ناشی از آن

-

تنبيه كودكان و پيامدهاي ناشی از آن

خانواده با وجود محيط كوچك مهمترين نقش را در پايهريزي شخصيت و چگونگي رشد اشخاص دارد. هيچ عامل اجتماعي نميتواند جايگزين اين نقش خانواده شود. بنابراين خانواده به عنوان يكي از بنياديترين محيطهاي تربيتي تأثير ژرفي بر اعضاي خود به خصوص كودكان دارد. رفاه و رشد مناسب در خانواده متضمن يك جامعۀ خوب است، پس با اين وصف خانواده بايد مورد حمايت قرار بگيرد تا بتواند نقش خود را به درستي اجرا كند. كودك بايد در خانواده، محيطي امن و آرامشبخش را تجربه كند تا بتواند به صورت هماهنگ رشد كامل جسمي و عاطفي داشته باشد. با وجود اينكه خانواده نقش بنياديني در شكلگيري شخصيت افراد به خصوص كودكان دارد؛ اما هميشه محيط دلخواه و مناسبي نيست و در واقع ميتوان گفت كه بخش زيادي از خشونت عليه كودكان در خانواده صورت ميگيرد. با آنكه جوامع رو به پيشرفت است اما خشونتهاي خانوادگي همچنان دامنگير خانوادهها است. در كشورهايي مانند افغانستان كه هنوز فرهنگ حاكم بر جامعه همان فرهنگ اقتدار و مردسالاري است؛ اين خشونتها بيشتر قابل مشاهده است. كودكاني كه در خانوادهها هستند يا مورد تهديد والدين قرار ميگيرند و يا مورد تهديد برادران و خواهران بزرگتر. البته از آنجايي كه خانوادهها در افغانستان بيشتر خانوادههاي گسترده است؛ اين خشونتها ميتواند جنبههاي گستردهتري داشته باشد. در اين خانوادهها خشونت عليه كودكان ميتواند از طرف والدين و ديگر اعضاي خانواده صورت بگيرد كه به دليل فرهنگ حاكم در جامعه، ممكن است هيچ اعتراضي از طرف والدين صورت نگيرد. يا باعث كشمكشهاي بيشتر در خانواده گردد.
در واقع ميشود گفت كه احتمال اينكه كودكان توسط اعضاي خانواده به قتل برسند، آسيب جسمي ببينند، مورد آزار قرار بگيرند، خيلي بيشتر است از آنكه توسط افراد بيگانه اين خطرات براي كودكان ايجاد شود. در همین چند ماه اخیر چندین واقعهای که کودکان مورد آزار قرار گرفته بود، خبرساز شده است. از جمله دختری کوچکی که در هرات توسط پدرش به صورت وحشتناکی به قتل رسید یا اتفاقی که برای پسر دوساله در کشور ایران افتاد و منجر به قتل آن کودک شد و مورد آخر نیز خبر سربریدهشدن یک کودک دهماهه و مادرش توسط پدر این کودک در ولایت نیمروز است. اینها و صدها واقعه و خشونتی که ممکن است اصلاً صدایی از آن بلند نشود و به گوش کسی نرسد؛ هرروزه در این جامعه به وقوع میپیوندد که در بسیاری موارد مقصر اصلی خانوادهها و خویشاوندان هستند.
ميتوان گفت كه خشونت عليه كودكان انواع و اقسام زيادي دارد كه با توجه به ميزان آسيبرساني آن، ميتواند بر روان و شخصيت كودك تأثيرات مخربي داشته باشد. حد و حدود كودك آزاري در خانواده را ميتوان از محرومساختن كودك از مواردي مانند غذا، لباس و سرپناه و يا محبت والدين گرفته تا آزارهايي كه كودك از نظر جسمي توسط يك فرد بالغ آسيب ميبيند و گاهي ممكن است كه باعث نقص عضو و يا منجر به مرگ كودك شود. گرچه موارد كودك آزاري ميتواند طيف وسيعي را در بر بگيرد اما همۀ موارد در چهار دسته جاي ميگيرند: آزارهاي جسمي، جنسي، غفلت و آزارهاي رواني كودكان شامل است. خشونت جسمي يكي از آشكارترين نوع خشونت عليه كودكان است. تعداد كمي از افراد در جامعه هستند كه ممكن است خاطرهاي از تنبيهشدن توسط والدين را نداشته باشند. اين تنبيهها بيشتر از نظر والدين براي كنترل كودك انجام ميشود. اما غافل از آنكه اين تنبيهها در كودكان حالت مقاومت ايجاد كرده و براي دفعههاي بعدي بايد از خشونت بيشتري استفاده شود. شايد هريك از افراد جامعۀ ما با اين موارد برخورد كرده باشند، كودكاني كه بيشتر مورد تنبيه جسمي قرار ميگيرند كمتر از اين نوع تنبيه ميترسند و كمتر باعث بازداشتن كودك از كارهايي كه از نظر والدين ناپسند است، ميشود. در اين صورت والدين دست به اقدام شديدتر ميزنند. در بسياري از موارد ممكن است والدين به خاطر عصبانيت بيش از حد و عدم كنترل بر رفتار خويش باعث آسيبرساندن جدي به كودك شوند.
از ديگر موارد آزار عاطفي كودك است. شايد تعداد زيادي از افراد خاطرهاي از قهركردن والدين داشته باشند و اين را نيز به ياد داشته باشند در آن لحظه چقدر احساس بيپناهي و ترس آنها را فرا ميگیرد. اين ميتواند مثال كوچكي باشد از آزارهاي عاطفي والدين بر كودكان كه ميتواند آسيبهاي جدي بر روان و شخصيت كودك داشته باشد. يا مواردي چون نگرش منفي مدام نسبت به كوكان به شكل كلامي، استفاده از الفاظ زشت و صحبتكردن با كودكان به صورت شوخيهاي منفي كه كودك خود را بيارزش بداند. گفتن الفاظي مانند اينكه از تو متنفر هستم، يا مقايسۀ كودك با كودكان ديگر، كنترل شديد كودك و ترساندن از تنبيه، تهديد و حتي اجازهنداشتن براي اظهار نظر، مواردي است كه كودك را به مشكلات رواني و روحي مواجه ميكند. همچنان طرد عاطفي كودك هم از مواردي است كه كودكان را به شدت تحت تأثير قرار داده و از نظر رواني ميتواند براي كودك اختلالاتي را به بار بياورد.
پيامدهاي تنبيه كودكان:
تنبيه جسماني بسيار زود اثر خود را از دست ميدهد. كودكان سريع در برابر تنبيه جسمي مقاوم شده و ديگر اثر آگاهكننده نخواهد داشت. والدين بالاجبار هر بار بر شدت تنبيه ميافزايند تا در كودك ترس ايجاد كند. اما اين تنبيه اثر خود را از دست خواهد داد و والدين به هدف خود كه كنترل كودك و بازداشتن او از بعضي اعمال است نخواهند رسيد و در بسياري موارد والدين ممكن است اختيار خود را از دست بدهد و دست به عملي بزند كه صدمات جدي بر كودك وارد كند كه قابل جبران نباشد و يا حتي باعث مرگ كودكان شوند.
اثر ديگر كه ممكن است تنبيه بر كودكان بر جاي بگذارد اين است كودك ميآموزد كه منازعه و خشونت راه حل مشكلات است. اين باعث ميشود كه كودك در براي حل مشكلات خود دست به خشونت بزند. او به جاي اينكه از تنبيه، بازدارندگي و عبرت را بياموزد، بلكه انتقام را خواهد آموخت و در مقابل تنبيه والدين دست به كارهايي ميزند كه خشم بيشتر والدين را برميانگيزد. دست به خرابكردن وسايل خانه خواهد زد، برادر يا خواهر كوچكتر را مورد آزار قرار خواهد داد و مواردي از اين دست.
تنبيه ميتواند باعث شود تا كودك اعتماد به نفس خود را از دست بدهد. در جريان تنبيه ممكن است والدين كلماتي را به كار ببرند كه باعث سرخوردگي كودك شود و كودك احساس حقارت و نداشتن توانايي بكند. كودكان در اين موارد خود را پايينتر از ديگران احساس ميكند به خصوص زماني كه مورد مقايسه با كودكان ديگر قرار ميگيرد.
اگر بخواهيم به موارد و عواقب تنبيه در كودكان بپردازيم نه اين مقاله مجالش را دارد و نه ميشود در اين زمان كم به آن پرداخت. عواقب تنبيه كودكان بسيار زياد است حتي اگر به يك مورد آن به طور مفصل پرداخته شود ممكن است زمان زيادي را در بربگيرد. اما سعي شده است در اين مقاله به صورت اجمالي به مواردي از آن پرداخته شود. فرار از منزل، افسردگي، انزوا، رويآوردن به فحشا، و اعتياد در سنين نوجواني و بزرگسالي و... از مواردي است که به عنوان مشتي از خروار قابل بيان است.
راهكارها
والدين كه نقش حساسي را به عهده دارند و در واقع ميشود گفت پايهگذار اصلي شخصيت افرادي است كه فردا قرار است جامعه را بسازند، اگر به صورت درست و اصولي به تربيت كودكان نپردازند در آينده هم خودشان و هم جامعه را دچار مشكل خواهند كرد. والدين قبل از هر چيز بايد روشهاي درست تربيت فرزند را بياموزند. قبل از هر چيز و پيش از به دنيا آمدن كودك بايد بدانند كه آمادگي لازم را براي داشتن فرزند دارند يا خير. والدين بايد براي تربيت فرزند به صورت هماهنگ عمل كنند. زيرا ناهماهنگي در رفتار والدين نيز باعث خواهد شد تا كودكان به تكرار اعمال ناپسند خود اقدام كنند. بسياري از والدين بهترين راه را تنبيه جسمي ميدانند در حالي كه تنبيه بهترين راهحل نيست كه هيچ عواقب خطرناكي را نيز در پي دارد.

دیدگاه شما