صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۲۰ قوس ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

پـاکستان؛ نه دوست، نه دشمن! (پاکستان و امریکا در جنگ افغانستان)

-

پـاکستان؛ نه دوست، نه دشمن! (پاکستان و امریکا در جنگ افغانستان)

درآمد
وقتی بعد از ده سال تحقیق و تعقیب، نهادهای استخباراتی امریکا بالاخره از محل اقامت اسامه بن لادن آگاه شدند-که وی در شهری که مهم ترین اکادمی نظامی این کشور در آن واقع است، مخفی شده- پرسش های سختی درباره میزان تعهد و قابل اعتماد بودن پاکستان به عنوان یک متحد در مبارزه علیه تروریزم بینالمللی مطرح شد. اولین بار نبود که این پرسشها مطرح شدند؛ بلکه قبلاً نیز به صورت مکرر مطرح شده بود. رئیس جمهور ترامپ در سخنرانی اخیر خود در مورد پالیسی حکومتش برای افغانستان و آسیای جنوبی از شدیدترین لحن و الفاظ درباره پاکستان استفاده کرد. وی گفت: «واشنگتن دیگر در قبال پناه دادن پاکستان به سازمانهای تروریستی سکوت نمیتواند... ما به پاکستان میلیاردها دالر کمک کردهایم، در حالی که پاکستانیها به تروریستانی که ما علیه آنها میجنگیم، پناه دادهاند. این وضعیت باید تغییر یابد.»
علیرغم سرمایهگذاری مالی و جانی قابل توجه از سوی امریکا در افغانستان در طول بیش از یک و نیم دهۀ گذشته که در بهترین حالت منتج به دستاوردهای مختلف شده، به نظر میرسد که ادارۀ رئیس جمهور ترامپ حد اقل حاضر به تداوم این سرمایهگذاری در کوتاه مدت است و شاید تا حدی آن را افزایش نیز دهد. بنابراین، بسیار مهم است که بدانیم و درک کنیم که پاکستان در قبال تداوم سرمایهگذاریهای امریکا در افغانستان چه واکنشی خواهد داشت و در این کار باید توجه داشت که پاکستان هم در حمایت از مداخلۀ امریکا در افغانستان  وهم در حمایت از گروههای که امریکا و متحدانش علیه آنها میرزمند، بخصوص شبکه حقانی که بزرگترین این گروهها است، سابقه دارد.
همچنین، سخنان رئیس جمهور ترامپ منعکس کنندۀ مذاکرات روز افزون در درون کانگرس امریکا پیرامون اعمال تحریمهایی علیه پاکستان به دلیل حمایت آن کشور از تروریستان نه تنها در افغانستان بلکه در سایر کشورها، میباشد. پاکستان بارها به حمایت از خشونتها در هند بهشمول حملات مرگبار سال 2008 و حملات اخیر در پتانکوت در سال 2016 متهم شده است.
برای سیاستگذاران امریکایی و سایر کشورهای غربی، این پرسش هنوز هم به قوت خود باقی است: آیا در راستای مبارزه با تروریزم پاکستان دوست است یا دشمن؟ اگر دشمن است، به چه اقدامی نیاز است تا این موقف پاکستان تغییر کند؟ برای یافتن پاسخ به این پرسشها، مهم است که نخست تفکر و ذهنیت حاکم بر سکتور نظامی پاکستان و افراد و نهادهای کلیدی این سکتور بهشمول مجموعهای از افسران بازنشستۀ ارتش آن کشور را درک کنیم. در طول تاریخ، این کشور، نظامیان پاکستان بودهاند که سیاست خارجی و امنیتی کشور را مدیریت کرده و با در نظرداشت رهبری سیاسی و ملکی پاکستان که غرق در فساد هستند، تغییر این وضعیت به این زودیها غیرمحتمل است.
تحلیل حاضر، نگاه نهادهای نظامی پاکستان و عناصر کلیدی داخل این نهادها، بویژه سازمان استخباراتی این کشور را دربارۀ مبارزه علیه گروههای تروریستی بهشمول گروههای فعال در داخل افغانستان، بررسی میکند. در این تحلیل به برداشت نظامیان پاکستان از سیاست های ایالات متحده امریکا توجه میشود و چنین استدلال می شود که عدم اعتماد نهادهای نظامی پاکستان به سیاست خارجی امریکا موجب اکراه و بیمیلی آنها در امر مبارزه علیه تروریستان میگردد. محتویات این تحلیل بر مبنای مصاحبههای رو در رو با مسوولین بر حال و بازنشسته نهادهای امنیتی اعم از مسئولین نظامی، استخباراتی، بروکراسی و نخبگان سیاسی، تهیه شده است.
دیدگاه نهادهای نظامی و امنیتی پاکستان درباره ایالات متحده امریکا
برای درک دیدگاه نهادهای نظامی-امنیتی پاکستان درباره مبارزه علیه گروههای تروریستی، باید در قدم نخست برداشتهای آنها را درباره ایالات متحدۀ امریکا درک کنیم. هِنری کسینجر، وزیر خارجۀ سابق امریکا، گفتۀ معروفی دارد به این شرح که «دشمنی با امریکا خطرناک، اما دوستی با امریکا مرگبار است.» بعد از چندین دهه تعامل و کنشگری با ایالات متحده امریکا، نظامیان پاکستان قطعاً به این سخن باورمند شده اند. رفتار متناقض و متضاد پاکستان با ایالات متحده را دو رویداد تاریخی تقویت کرد: عدم حمایت امریکا از پاکستان در دو جنگ این کشور با هند در سالهای 1965 و 1971، و خروج ناگهانی امریکا از جنوب غرب آسیا بعد از بیرون رفتن اتحاد شوری از افغانستان. بیاعتمادی نظامیان پاکستان نسبت به ایالات متحده در سال 1990 بعد از اعمال تحریمها علیه پاکستان به خاطر برنامه هستهای آن کشور عمیقتر شد.
روابط دو کشور به دلیل ضرورت پیش آمده بعد از حملۀ امریکا به افغانستان در پی حملات 11 سپتامبر، دوباره احیاء گردید. حکومت و نظامیان پاکستان از تلاش ائتلاف تحت رهبری امریکا برای نابودسازی القاعده حمایت کرد، هرچند که مخالف پلانهای امریکا برای برکناری طالبان از قدرت بود. عدم تمایل امریکا به حصول یک توافق سیاسی با طالبان در اوایل جنگ افغانستان بر ناراحتی و عصبانیت نظامیان پاکستان افزود و آنگاه که توجه حکومت رئیس جمهور بوش بر حمله بر عراق متمرکز شد، آن ها احساس کردند که حکومت امریکا رهای شان کرده است. افزون بر این ها، موارد دیگری نیز بودند که روابط دو کشور را پرتنش می کردند. از جمله مواردی که می توان به آن ها اشاره کرد عبارتند از: عدم تمایل ایالات متحدۀ امریکا در تشریک معلومات با پاکستان در مورد عملیات های استخباراتی اش در خاک پاکستان، و فشار بر این کشور از سوی واشنگتن به منظور تطبیق پالیسی های ناخوشایند در داخل پاکستان مانند عملیات نظامی در وزیرستان شمالی؛ منطقه ای که پناهگاه امن شورشیان مسلح فعال در آن سوی مرز در داخل افغانستان است. پاکستان به دلیل هراس از پیامدهای ناگوار در سراسر کشور، تمایل و رغبتی در باز کردن یک جبهۀ جدید در وزیرستان شمالی نداشت.
یک دلیلِ وجودِ دشواری در رابطۀ نهادهای نظامی پاکستان و ایالات متحدۀ امریکا منفعت محور بودن و مقطعی بودن آن است. هیچگاه بین این دو کشور و رهبری ملکی آن ها همکاری و مشارکت استراتیژیک وجود نداشته است. هرچند که پاکستان و امریکا حد اقل بگونۀ صوری در نتیجۀ همکاری در دو جنگ افغانستان روابط نزدیکی با یکدیگر برقرار کردند، اما همچنان فضای ظن و تردید عمیق بر ذهنیت حلقات نظامی و استخباراتی هردو کشور حاکم است.
روابط رو به تعمیق و گسترش پاکستان با چین در سال های پسین، فقدان یک همکاری و مشارکت استرایژیک واقعی میان ایالات متحده و پاکستان را قطعیتر کرده است. چین برای ارتش پاکستان دوستی برای تمام فصل ها به حساب می آید، زیرا چین از پاکستان در مواقع پرتنش و مملوء از آشفتگی از طریق فروش گستردۀ تسلیحات، تشریک فناوری هسته ای و کمک اقتصادی، حمایت کرده است. در تازه ترین مورد، برنامه سرمایه گذاری در دهلیز اقتصادی چین و پاکستان روابط دو کشور را استوارتر از قبل ساخته است. بیش از 35 میلیارد دالر امریکایی برای پروژه های انرژی اختصاص داده شده که باید تا پایان سال 2018 تکمیل گردد و کار بسیاری از پروژه های تولید انرژی از ذغال سنگ و آفتاب آغاز گردیده است. 11 میلیارد دالر دیگر برای پروژه های زیربنایی و مواصلاتی اختصاص یافته است که توسعۀ و گسترش بندر گواتر الی دهانۀ شبه جزیره عرب از آن جمله است. برای کشوری مانند پاکستان که تشنۀ انرژی و محروم از سرمایه-گذاری است، چین به منبع رفاه و ثبات اقتصادی تبدیل شده است.
افزون بر موارد فوق، چین نه در امور داخلی پاکستان مداخله می کند و نه بخاطر حمایت از گروه های مسلح، آن کشور را تحت فشار می گذارد. تا زمانی که ارتش پاکستان از همکاری و مشارکت با ثبات و اطمینانی چین بهره مند است، سیاست های امنیت ملی خود را علی رغم خطر قطع شدن کمک های نظامی و اقتصادی امریکا، آسانتر و راحت تر می تواند به پیش ببرد. به دیگر سخن، از نظر پاکستان، چین همۀ آن چیزهایی است که امریکا نیست- از جمله این که وقتی مسالۀ توازن قوا با هند مطرح است، چین یک همکار و شریک قابل اعتماد محسوب می شود. چین تلاش های هند را در راستای ورود به گروه تامین کنندگان مواد هسته ای به طور مکرر بلاک و درخواست آن کشور را مبنی بر درج نام «مسعود ازهر» رئیس جیش محمد در لیست تروریستان وتو کرده است. مسعود در پاکستان زندگی می کند و گفته می شود که حمایت نهادهای امنیتی پاکستان را با خود دارد.          ادامه دارد...

دیدگاه شما