صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۲۳ قوس ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

تغییرات اقلیمی چگونه برای مناطق مرتفع مرکزی افغانستان حکم مرگ را دارد

-

تغییرات اقلیمی چگونه برای مناطق مرتفع مرکزی افغانستان حکم مرگ را دارد

مناطق مرتفع افغانستان دنیای کاملاً متفاوت از شهرهای فرورفته در هرج و مرج این کشور است. از دل این مناطق وسیعی خالی از سکنۀ محصور در کوههای پوشیده از برف، قلهها و تپهها سر بسوی آسمان آبی بلند کردهاند؛ آسمانی که آفتاب سوزان بر این مناطق نازل میکند. در منطقۀ چنین زیبا؛ اما دشوارگذر و خشن، میتوان تا حدودی مشخص کرد که کجا سکنی گزیدن و زیستن برای انسان غیرممکن میشود: در ارتفاع 3000 متری از سطح دریا!
خانوادة «عزیزه» در چنین جایی در روستای بورغاسون زندگی میکند. در سالیکه از همه جهات خوب
باشد، خانواده عزیزه تنها قادر است که خود را با کشت گندم و کچالو از گرسنگی نجات دهد و درآمد ناچیزی داشته باشد. اما وضعیت همیشه بدینسان باقی نمیماند. از میزان بارندگی بطور روز افزون کاسته میشود. وقتی باران به اندازه کافی نمیبارد، این خانواده غرق در قرض و بدهکاری میشود و توان پرداختن پول بذر آن سال را به تاجران ندارد. عزیزه میگوید: «سال گذشته باید از بازار پول قرض میگرفتیم»
دیری نخواهد گذشت که شرایط دشوارتر از این خواهد شد. بیثباتیِ زندگی در بامیان، یکی از فقیرترین ولایتهای افغانستان، سرنوشت روستاهای؛ چون بورغاسون را به دستان تغییرات اقلیمی میسپارد.
روزنامة گاردین دربازدید اخیرش از بامیان، سفری داشت از دریاچههای مملوء از آب تازه در ارتفاع 4500 متری از سطح دریا که ساختارهای سنگی اطرافشان را احاطه کرده تا به روستاهای پایین دست که در معرض آب و هوای بیثبات و غیرقابل پیش بینی قرار دارند؛ وضعیت آب و هوایی یی که پیامد عمومی گرم شدن کره زمین است. در این مناطق درجه حرارت بیشتر باعث آب شدن زود هنگام برف کوهها میشود که نتیجۀ آن جریان آب بیشتر قبل از زمان ضرورت آن برای دهاقین است. این بینظمیها در وضعیت آب و هوا برای دهاقینی که در مرز ثبات و بیثباتی اقتصادی زندگی میکنند، قابل تحمل نیست. اندرو اسکانلون رئیس برنامة محیط زیست سازمان ملل متحد (UNEP ) در افغانستان میگوید: «مردم قادر به حفظ بقایشان هستند، اما تواناییشان برای رونق بخشیدن دوباره به زندگی [بعد از یک سالِ کم حاصل] صفر است.»
دهاقین بگونۀ متفق القول میگویند که در طول دهههای گذشته درجة حرارت بالا رفته است. بارش نادر و غیرقابل پیش بینی شده است. فاطمه اکبری، معاون برنامه محیط زیست ملل متحد میگوید: «مردم متوجه تغییرات اقلیمی هستند حتی اگر از این پدیده با این نام یاد نکنند. آنها از همه چیز دربارة تغییرات در اقلیم و آب و هوا آگاهاند.»
قسمت اعظم کشاورزی افغانستان، علیرغم اینکه این کشور در طول 15 سال گذشته بیشترین کمکهای بین المللی را دریافت کرده،  بطور غمانگیزی انکشاف نیافته باقیمانده و در مقابل حوادث طبیعی بیدفاع. اسکانلون میگوید «کمک کنندگان غربی پولهایشان راعمدتاً برای برنامههای کوتاه مدت به مصرف رساندند، برنامههای؛ مانند فعالیتهای سنگین انجنیری و برنامه پول در بدل کار که برای ایجاد تأثیرات سریع طراحی شده بودند.» او میافزاید: «سربازان و انجنیران دارای قراردادهای شش ماهه بودند و میبایست هرچه سریعتر در قلوب و اذهان مردم نفوذ میکردند.» دولتها و انجنیران با برنامههای کوتاه مدت خو گرفتند. این در حالی بود که در راستای ایجاد توانایی و قابلیت مقاومت مردم محلات، کاری اندکی صورت گرفته است. قلب و ذهن مردم را از آن خود کردن به معنای پیروزی در جنگ بود، اما تغییرات اقلیمی این پیروزی شکننده را در معرض خطر قرار داده است.
علیرغم مبارزه در جنگ رو به تشدید علیه شورشیان، به نظر میرسد که حکومت افغانستان تا حدودی از این مشکل و ضرورت دفع خطرات ناشی از گرم شدن کره زمین آگاه است. هرچند که پژوهشها در مورد تغییرات اقلیمی و رابطۀ آن با امنیت در افغانستان به تحلیلهای محدود انسانشناسی خلاصه میشود، اما تحقیقات صورت گرفته در عراق و سایر مناطق از وجود رابطه بین گرم شدن کره زمین و امنیت حکایت میکند. براساس اطلاعات برنامه محیط زیست ملل متحد، در حدود 80% منازعات در افغانستان در منابع چون زمین و آب- و نیز در عدم امنیت غذایی که پیامد آنی گرم شدن کره زمین است- ریشه دارد.
بر بنیاد گزارش برنامة محیط زیست، برنامه غذایی جهان و اداره ملی حفاظت از محیط زیست امریکا، بزرگترین خطرات اقلیمی برای معیشت افغانها خشکسالی و سیلابها است که عامل آن آب شدن غیرمنظم و نابهنگام برف یا بارانهای این چنینی است.
بامیان مرکز این تغییرات اقلیمی است. کوههای شاه فولادی، یکی از چهار پارک ملی اعلان شده از سوی حکومت، هم آب کابل و هم آب دریای هلمند را که به طول 1126 کیلومتر به سمت جنوب حرکت میکند، تأمین میکند. آب در هلمند برای چندین دهه عامل منازعه بوده و از دلایل اصلی مداخلات خارجی از دوران جنگ سرد به این سو که امریکا در پروژههای آبیاری نقش گرفت،  بوده است. شاهزاده مصطفی ظاهر رئیس ادارة ملی حفاظت از محیط زیست افغانستان میگوید: «در منطقه، افغانستان آسیبپذیرترین کشور در مقابل خطرات تغییرات اقلیمی است.»
آقای ظاهر که خود یک مایکروبیولوژیست آموزش دیده است، از سال 2005 بدینسو افغانستان را به 14 میثاق زیست محیطی بینالمللی ملحق نموده است. اما هنوز به نظر میرسد که اولویتهای حکومت مطابق با اهداف بلند پروازانۀ او نیست. ظاهر اداره تحت ریاستش را «یک ادارۀ تازه تأسیس با بودجه ناکافی معرفی میکند.» او در رأس تلاشهای مربوط به حفاظت از تنوع فوقالعادۀ زیستی افغانستان بوده است. در اثر این تلاشها چهار منطقه تبدیل به پارکهای ملی شده است. در ماه جون هنگام تجلیل از روز جهانی محیط زیست، منطقة کول حشمت خان در شهر کابل آخرین موردی بود که به لیست مناطق حفاظت شده اضافه شد. کول حشمت خان محلی برای توقف پرندههای مهاجر است که از اهمیت جهانی برخوردارند. بر اساس اطلاعات برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد، سالانه 150 نوع پرنده به این تالاب سر میزند.
ساحة کول حشمت خان نه تنها در معرض خطرات تغییرات اقلیمی قرار دارد؛ بلکه از سوی انسانها نیز در خطر است. در حاشیه و لبههای این تالاب تودههای از کثافات و اشغال به چشم میخورد. یک چهارم این ساحه معادل حدوداً 200 هکتار از سوی زورمندان غصب شده است. آنان نیزارها را آتش زده و در محل آن ویلاهای رنگارنگ را ساختهاند. اسکالون میگوید: «افغانستان یکی از کشورهای است که بیشترین تنوع زیستی را در جهان دارد.» وی میافزاید که این کشور در حدود 3000 گیاه بومی دارد که تقریباً چهار برابر بیشتر از گیاهان بومی اروپا است.
تنوع زیستی در این کشور قربانی دیگری کمک کنندگان بینالمللی؛ مانند ادارۀ انکشاف بینالمللی امریکا است که کودهای کیمیاوی و مواد آفتکش را به قیمت پایینتر از نرخ بازار آزاد در اختیار دهاقین افغان قرار میدهد و از مواد آفتکش برای محو کشت تریاک نیز استفاده کرده است. اسکالون میگوید: نهادهای بینالمللی عموماً درک بسیار پایین از منابع و سرمایههای طبیعی افغانستان دارند. او در ادامه میگوید: «من هنوزهم وقتی با مقامات بلند رتبه بانک جهانی، اتحادیه اروپا و نهادهای سازمان ملل صحبت میکنم، آنها فکر میکنند که افغانستان یک کشور واقع شده در بیابان است که هیچ گونه ارزش ایکولوژیکی ندارد.»
برنامه محیط زیست سازمان ملل در بامیان زراعت پایدار را ترویج میکند. دهاقین در «روستای خوشگک» که قبلاً تپهها را میکاشتند تا از امتیاز باران بهره بگیرند، اما این کار آنها را از تمامی عناصر تغذیه محروم میکرد. اکنون، آنان با ذخیره کردن آب در محفظههای کانکریتی که پایپها از زیر زمین به آنها وصل است و آب را به داخل شان منتقل میکند، در این دره زردآلو، جو و کچالو کشت میکنند.
حاجی قادر از بزرگان این قریه از داخل باغ تزیین شدهاش میگوید: «قبلاً این جا هیچ چیز نبود. همه چیز سوخته و نابود شده بود.» او هنوزهم به یاد دارد که در دوران کودکیاش این درة حاصلخیز تر بود. او میگوید: «هوا پاکتر وصافتر بود، نه مثل الان که پر از گرد و خاک است.»
زنان بطور خاص از آب و هوای نامنظم و غیرقابل پیشبینی متأثر میشوند. بانو چمن، زنِ بزرگسال در قریه بورغاسون میگوید: وقتی میزان بارندگی کاهش پیدا میکند، دهاقین به عوض جو گندم میکارند که برای تغذیه دام و مواشی غذای مناسب نیست. در نتیجۀ این تغییر غذا، زنان که وظیفه آوردن آب و نگهداری از حیوانات را دارند، باید فواصل بیشتری را برای سیر آب کردن حیوانات طی کنند.
روستاهای بامیان نمونهای است از این که چگونه تغییرات اقلیمی توانایی خانوادهها را درتداوم بقایشان ضعیف میسازد. به نظر شاهزاده ظاهر، این روستاها و وضعیت زندگی ساکنین آنها به ما میگوید که گرم شدن کره زمین باید همانند مبارزه با شورشیان جدی گرفته شود. به نظر او «تروریزم برای همیشه در اینجا دوام نخواهد آورد، اما تغییرات اقلیمی به مانند حکم مرگی است که از هم اکنون تطبیق آن آغاز شده و ادامه خواهد داشت.»

دیدگاه شما