صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۲ قوس ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

وجدان‌های بیدار و دل‌های ناآرام

-

وجدان‌های بیدار و دل‌های ناآرام

در انسان شناسى (Anthropology ) هنگامی که به مطالعه انسان یا صفات انسانى پرداخته میشود، موضوع گرایشهای مختلف انسان مطرح میگردد. گرایشه های خوب و گرایشهای بد. یکی از گرایشهای مثبت و خوب که از منظر انسانشناسی عرفانی- اسلامی مورد تاکید و توجه است «مهرورزی» است. دوست داشتن و عشق ورزی یکی از مفاهیم اساسی و زیرسازههای وجودی انسان است. عشق؛ لذّتی مثبت است که موضوع آن زیبایی است، همچنین احساسی عمیق، علاقهای لطیف و یا جاذبهای شدید است که محدودیتی در موجودات و مفاهیم ندارد و میتواند در حوزههایی غیرقابل تصور ظهور کند. گاهی عشق بیش از حد میتواند شکلی تند و سخت و غیرعادی به خود بگیرد که گاه زیانآور و خطرناک است و گاه موجب احساس شادی و خوشبختی میشود. حقیقی ترین عشق در جهان هستی عشق به خدا ست. عاشق اصلی و واقعی به معنای واقعی ترین و صحیح ترین مفهوم آن شیدایی و شیفتگی و دلدادگی خداوند است. قرآن کریم در آیه‌‌ای به این حقیقت اشاره کرده میفرماید: و کسانی که ایمان آورده اند، خدا را سخت دوست می دارند و بالاتر از هر چیز بدو عشق میورزند. ( بقره :165) در طول همین گرایش خدا دوستی، انسان دوستی نیز مطرح میشود؛ زیرا عشق به خالق، عشق به مخلوقات خالق نیز در امتداد آن عشق ناب جای میگیرد. در منظومه هستنی شناسی عرفانی، همه هستی متعلق عشق ناب میتواند قرار گیرد؛ چون مخلوق خالق است و هرخالقی مخلوق خود را دوست میدارد و محبوب حبیب نیز محبوب است.
در ساختار وجودی انسان این تمایل و گرایش نهاده شده است که میتواند به انسان دیگر و به همنوع خویش مهر بورزد و برای رسیدن به آسایش و یا خیری به همنوع خویش از خود گذشتگی داشته باشد؛ یعنی حاضر است در راه جلب رضایت موجود مورد علاقه اش رنج و مشقت بسیار تحمل نماید. کافی است که در اشعار و نقاشیها و موسیقیها توجه اندکی داشته باشیم که به نحوی این تمایلات به صورتهای مختلف خود را نشان میدهد. در تفسیر همین تمایل است که حس مسؤلیت معنا مییابد. حبیب نسبت به آن چه را که دوست دارد در قبال محبوب مسئولیت پذیر است و برای جلب رضایت او تلاش بی وقفه مینماید. تنها در چنین معنایابی و حس است که انسان به همنوع خویش حرمت مینهد. فرد عاشق نسبت به همنوع خویش نگاه محترمانه پیدا میکند. در برابر او فروتن و متواضع میگردد. نسبت به او بی احترامی نمیکند. سعی دارد با هر وسیله جلب رضایت او را فراهم سازد. تبتین
از زاویه مهرورزی است که اعتماد و اطمینان برای او حاصل میگردد، فرد عاشق نسبت به و در تمام وقتها و کارها او را امین خود می بپندارد. نگاه مهروری است که برای او حس مراقبت و دلسوزی ایجاد میکند. و در درون خویش این حس عمیق را در یافت کرده و میل دارد که برای محبت کردن به دیگری، از لذتهایی بگذرد و ازاینکه می تواند توجهی به او داشته باشد، احساس رضایت مندی پیدا میکند. بسیاری از مفاهیم اخلاقی در مورد رفتارهای انسان برمبنای همین گرایش قابل ارزیابی است. در چنین فرضی است که صداقت میتواند در رفتار او تجلی یابد؛ زیرا فرد مهرورز و شیدا نقش بازی نمی کند بلکه ظاهر و باطنش یکی بوده و همواره خودش است، به دنبال دروغ نیست بلکه حقیقت را بازگو می کند. انسان عاشق بر رفتارهای نامطلوب با دیده اغماز میبیند و از کارهای آسیب زننده و ناخوشایند چشم پوشی میکند. به راحتی از بدیها میگذرد. دلیلی برای نفرت و دشمنی نمیبیند. انسان های دلداده نسبت به همنوع خویش امیدواری و خوشبینی دارد. به جنبه مثبت یک واقعیت توجه دارد. نا امید و مایوس نمیشود. به عبارتی، نیمه پر ظرف را می بیند. او دلمرده و ناامید نیست بلکه شور و هیجان دارد. پرشور و با نشاط است. نسبت به اطراف حس تحرک ایجاد میکند و با خود شور وشوق وهیجانی دارد حتی وقتیکه به جمعی وارد میشود با خود آن احساسات مثبت آورده و گرمی وجودش دیگران را هم تحت تاثیر قرار می دهد. همین پدیده است که لذت و رضایت در درون او بوجود میآورد در همه حال احساس رضایت مندی دارد. برای جلب توجه و یا حس درونی خویش به فعالیت و تلاش میپردازد. فرد عاشق تلاشگر و به دنبال خود ساختن است. در حرکت و تکاپو برای شایستگی و جلب توجه محبوب بوده دایما درجستجوی رسیدن به مقام بالاتر و بهتر است.
مدتهای زیادی است که در صنفها با دانشجویان در مباحث انسان شناسی به جنبههای مثبت و تمایلات متعالی که ذکرش به صورت اجمال رفت به بحث مینشینم و سعی میکنم جنبههای مثبت انسان و گرایشهای متعالی در وجود او را بیشتر برجسته نشان دهم، اما با تأسف که حوادث تلخی که توسط انسان در اطراف ما صورت میگیرد رشتهها را پنبه ساخته و نیمه سیاه و شیطانی انسان را بیشتر حس میکنیم. هر روز دها حادثه دلخراش بوقوع میپیوندد که گویا این سخن «هابز» را که گفته بود:«انسانها گرگ همند» بیش از پیش مهر تایید زده و چهره زشت و پلید او را به نمایش میگذارد. چنین پنداشته میشود که انسان ذاتا شر و پلید است و بر تمام اعضای او بدی حکومت میکند.
در کنار این رفتارهای شیطانی و دیو صفتی انسان و وجود انسانهای که جز به خشونت و وحشت نمیاندیشند، اما هزاران انسان وجود دارد که خیر اندیش اند و تلاش میکنند همان چهره زیبای انسانی را به نمایش بگذارند؛ عدهای زیادی در دنیا هستند که فطرت پاک انسانی شان هنوز آلوده به فساد و تباهی نشده و صدای دلنواز درونی در گوش جانش طنین انداز است و هنوز وجدانهای پاک و ناآرامی زیادی وجود دارند که برای انسانهای محروم تلاش مینمایند.
باچشم پوشی از برخی آدمهای که اغراض سیاسی و یا اهداف دیگری دارند، عدهای زیاد از انسان های خیری هستند که صرف برای اهداف بشردوستانه از راحتی و آسایش خویش چشم پوشی نموده برای کمک نمودن به انسانهای محروم و مظلوم شبانه روز تلاش مینمایند و همین امر بدون داشتن یک ضمیر پاک و نهاد باصفای درونی منشا دیگری نمیتوان برای آن پیدا نمود.
وجود هزاران مؤسسه خیریه که در سراسر دنیا تلاش میکنند تا به همنوع خویش کمک نمایند و در شرایط دشوار و روزهای سخت در کنار او باشند و از هیچ کوشش و تلاشی برای کسانی که نیازمند و مستحق هستند دریغ نمیورزند؛ سخنان پیشگفته نگارنده را تأیید می نماید. ما هنوز به سخن خویش پای میفشاریم که انسانیت هنوز نمرده است و وجدانهای زیادی هنوز بیدارند که در هنگام سختی‌‌در کنار ما حضور مییابند و دست مهربانی هنوز وجود دارد که در روزهای سخت صورت ما را مهربانه مینوازد.
از طرف دیگر، در کنار چنین گرایش درونی، مکلفیت و مسؤلیت اخلاقی و دینی ما نیز ایجاب میکند تا در برابر یکدیگر احساس مسؤلیت کرده نسبت به مشکلات همنوعات و همکیشان خویش واکنش نشان داده قدمی برداریم و به اندازه توان خویش در رفع نیازمندی آن ها سهمی داشته باشیم. در گذاره های دینی به این موضوع اشاره شده میفرماید: برای افراد نیازمند و محروم در اموال بی نیازها و پولداران حقی است و این تکلیف وقتی انجام میشود که افراد متمکن در روزهای سخت و دشوار به نیازمندان توجهی نموده دست آنها را گرفته و کمک مالی نموده و دل فقیر و مسکینی را شاد نمایند. در حدیث شریف داریم که کسی که استغاثه و ندای مسلمان مستمندی را میشنود کمک طلب میکند، اما او بی توجه از کنارش میگذرد و به فریاد او گوش نمیدهد، مسلمان نیست.
با توجه به همین حس درونی و مکلفیت دینی، افراد زیادی در جهان اقدام به کارهای نیک و شایسته نموده و برای رفع مشکلات نیازمندان برنامهها و پلانهای را روی دست میگیرند تا به همین ندای فطرت و مکلفیت شریعت پاسخ داده کارهای عملی نمایند.

دیدگاه شما