صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۳۱ سنبله ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

آنگ سان سوچی؛ نوبلیست نسل‌ زدا

-

آنگ سان سوچی؛ نوبلیست نسل‌ زدا

مقدمه
آنگ سان سوچی در سال 1991 بهعنوان برنده جایزه صلح نوبل، کشور ناوری شناخته شد؛ اما این جایزه را پس 21 سال تأخیر در اسلو پایتخت ناوری دریافت نموده است و دلیل تأخیر مبنی بر دریافت جایزه صلح نوبل در حصر بودن وی بوده است. آنگ سان سوچی پس از آزادی از حبس و متخفر شدن به جایزه صلح نوبل با شعار دفاع از دموکراسی و حقوق اقلیتهای مذهبی وارد کارزار انتخابات گردید و پس از پیروزی رهبری میانمار (برمه) را بهعهده گرفت. این درحالی است که پس از پیروزی خانم آنگ سان سوچی تعدی به حقوق اقلیتها بویژه اقلیت قومی روهنیگیایی که عمدتاٌ مسلمان اند، تشدید یافته و جرایم سهگانه چون؛ تجاوز،؛ قتل افرار اجباری که مصداق بارز نسلزدایی است بر آنان بصورت هدفمند و سیستماتیک اعمال میگردد، تاجایی که گفته میشود در دور جدید خشونتها علیه اقلیت قومی روهینگیایی یعنی از اوایل اسد سال روان بیش از 3500 نفر از آنان کشته شده و 340000 تن دیگر به کشورهای همسایه بویژه بنگلادیش و هندوستان گریختهاند.(1) براساس برخی از رسانههای معتبر و مدارک و شواهد روی زمین نیروهای ارتش میانمار بازگشت این آوراگان به کشور را مینگذاری نموده، تا امکان بازگشت را به آنان ناممکن سازد. با توجه اخبارهای منتشره از سوی رسانههای معتبر ملی و بینالمللی، شواهد و مدارک موجود در ساحه جنگی روهینگیا و اسناد بینالمللی به جرئت میتواند ادعا کرد که آنگ سان سوچی نوبلیست نسلزدا میباشد. در پی اثبات ادعای پیش گفته ناگزیر از بررسی و تحلیل وضعیت مسلمانان روهینگیا و عملکرد حکومت تحت رهبری آنگ سان سوچی میباشیم.

1.تاریخچه و وضعیت مسلمانان میانمار
اقلیت قومی روهینگیا، مسلمانانی هستند که ریشههای نژادی و پیوندهای فرهنگی آنها در ایالت آراکان (راخین) میانمار در امتداد مزرهای میانمار و بنگلادیش قرار دارد (2). براساس منابع معتبر مسلمانان روهینگیا پیش از استقلال کشور میانمار از انگلستان، در سال 1948 میلادی و حتی پیش از دورهی استعمار انگلیس در ایالت راخین بوده است. لیکن این ادعای همیشه و همواره از سوی بودائیان افراطی و دولتهای قبلی و فعلی میانمار رد گریده و مسلمانان روهینگیا را مهاجران غیر قانونی میدانند که در میان سالهای 1947 و 1948 و یا بعد از جدایی بنگلادیش از پاکستان به این کشور آمدهاند. آمار جمعیت مسلمانان روهینگیایی نیز مورد اختلاف بوده و از 2 تا 6 میلیون گفته شدهاست. با این حال روهینگیایی ها  4% جمعیت میانمار را تشکیل میدهند و بیشتر در ایالت راخین در سواحل غربی میانمار ساکن هستند.(3) 
ایالت راخین یکی از محرومترین ایالتهای میانمار است و اغلب مسلمانان روهینگیا در اردوگاهها زندگی میکنند و بدون اجازه دولت مرکزی اجازه خروج از ناحیه راخین و سفر را ندارند. مذهب مردم روهینگیا اسلام سنی بوده مشرب صوفیانه دارند. در توصیف وضعیت مسلمانان روهینگیا همین بس که سازمان ملل متحد و همچنین اغلب رسانههای بینالمللی و سازمانهای حقوق بشری، مردم روهینگیا را جزو تحت ستمترین اقلیتها در جهان توصیف میکنند! در1962 نظامیان از طریق یک کودتا قدرت را در میانمار به دست گرفتند. همه شهروندان ملزم به داشتن کارت شناسایی ملی شدند اما به روهینگیاییها فقط کارت هویتی داده شد که آنان را «خارجی» معرفی می کرد و در نتیجه امکان تحصیل و کار آنان را محدود می کرد. قانون شهروندی جدیدی در 1982این وضعیت را اسفبار تر کرد و روهینگیاییها حتی جزو 135 گروه قومی میانمار به رسمیت شناخته نشدند که این وضعیت بدتر از گذشته تا به امروز نیز ادامه داشته است.(4) 
در 8 دهه اخیر ظلم و ستم علیه مردم روهینگیا در جریان بوده است به طوری که سالانه 1942.150 نفر از مسلمانان کشته شدند. در دهه 60 میلادی نیز بیش از 20000 هزار نفر از مسلمانان به دنبال جنایتهای ارتش میانمار کشته شدند. به دنبال این جنایت ها در سال 1992.200 نفر از مسلمانان میانمار به بنگلادش پناهنده شدند.

2 . تحلیل حقوقی وضعیت مسلمانان میانمار
در پرتو تحلیل وضعیت مسلمانان ناگزیر از بیان به بند (1) ماده 2 کنوانسیون منع و مجازات نسلزدایی مصوب 1948 و ماده 6 اساسنامه محکمه جزایی بینالمللی (ICC )که ارتباط مستقیم به پاکسازی قومی و نسلزدایی دارد و نیز نظریات برخی از رسانههای معتبر بینالمللی از جمله نیویارک تایمز، میباشیم.
الف- کنوانسیون منع و مجازات نسلزدایی
ماده (2) کنوانسیون 1948، در مورد تعریف نسلزدایی بیان داشته است که : «نسلزدایی عبارت است از ازتکاب هر یک از اعمال مشروحه زیر، علیه یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی که با قصد نابود کردن کلی یا جزیی آنها به دلیل دارا بودن این اوصاف صورت می گیرد:
1. کشتار اعضای یک گروه؛
2. ایراد آسیب جسمی یا روانی جدّی به اعضای یک گروه؛
3. قرار دادن عمدی یک گروه در معرض شرایط نامساعد زندگی، به انتظار نابودی فیزیکی کلی یا جزیی آن گروه؛
4. تحمیل تدابیری به قصد جلوگیری از زاد و ولد یک گروه؛
5. انتقال اجباری کودکان یک گروه به گروه دیگر».
ب- اساسنامه محکمه جزایی بینالمللی
ماده 6 نسلزدایی به مقصود این اساسنامه:  «عبارت است از ارتکاب هر یک از اعمال ذیل به قصد نابود ساختن کل و یا بخشی از یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی، مانند:
1.  کشتن اعضاء آن گروه؛
2.  وارد آوردن صدمه شدید جسمی یا روانی به اعضاء آن گروه؛
3.  با یک حرکت حساب شده ، عمداً ایجاد شرایط دشوار زندگی برای یک گروه به قصد نابود ساختن کل و یا بخشی از آنان؛
4.  تحمیل اقداماتی به قصد پیشگیری از زاد و ولد در میان آن گروه؛
5.  انتقال اجباری کودکان آن گروه به گروهی دیگر».
ج- نیویورک تایمز
نیکولاس کریستوف ستون نویس این روزنامه با زبان طعنه نوشت: «سوچی برنده دوستداشتنی جایزه صلح نوبل در حال رهبری و ریاست بر یک پاکسازی قومی است که در آن روستاها سوزانده شده، به زنان تجاوز میشود و کودکان سلاخی میشوند». وی تأکید نموده است که: «سوچی عمیقا اعتقاد دارد که روهینگیاییها آدمهای بیگانه و خارجی و دردسرساز هستند، علاوه بر این وی تبدیل به یک سیاستمدار عملگرا شده و میداند هرگونه همدردی با مسلمانان برای حزب وی فاجعهبار خواهد بود».

نتیجه گیری
با اندک تأمل در مواد از پیش گفته میتواند گفت که: کشتار مسلمانان روهینگیا، مصداق بند 1، ماده (2) کنوانسیون 1948 جلوگیری و مجازات نسلزدایی و بند 1 ماده (6) اساسنامه محکمه جزایی بینالمللی، رسانههای بینالمللی از جمله نیویورک تایمز و واقعیتهای موجود درزمین ایالیت رخائین پاک سازی قومی یا همان نسلزدایی است. زیرا؛ مطابق مواد پیش گفته تفاوتی نمیکند که تعداد قربانیان نسل زدایی یک نفر یا بیشتر باشد، به شرط آنکه این افراد به یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی خاص تعلق داشته و مرتکب قصد نابودی کلی یا جزیی گروه مورد نظر را به دلیل برخورداری از این ویژگیها داشته باشد. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که جنایتهای اخیر دولت میانمار بهعنوان مصداق بارز نسلزدایی مطرح بوده و پاکسازی قومی بصورت هدفمند و سیستماتیک در حال جریان است و به جرئت میتوان انگاشت که آنگ سان سوچی نوبلیست نسلزاد میباشد.

پینوشتها:
1. روستایی علیرضا و آرشپور علیرضا (1395). «پاکسازی قومی مسلمانان میانمار؛ جنایت علیه بشریت یا نسلزدایی». پژوهش حقوق کیفری، 73 -45.
2. روستایی، علیرضا (1395)، نسل کشی فرهنگی در نظام حقوق بینالملل معاصر، تهران، انتشارات جنگل.
3. http://tanincenter.com/content/752
4. گریانگ ساک کیتی شیایزری،(1383). «حقوق بینالملل کیفری، ترجمه: بهنام یوسفیان، محمد اسماعیلی». تهران: انتشارات سمت، 137-139.
5. http://kayhan.ir/fa/news/113590
6. http://Fars.ir/fa/news/122650
7. اساسنامه محکمه جزایی بینالمللی مصوب 2000
8. کنوانسیون منع و مجازات نسلزدایی مصوب 1947
9. نیویورک تایمز

دیدگاه شما