صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۲۹ عقرب ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

ضرورت جرم انگاري استفاده از ادبيات نفرت

-

ضرورت جرم انگاري استفاده از ادبيات نفرت

ادبیات نفرت یکی از آفتهای اجتماعی است که در زندگی اجتماعی بشر ریشه دارد و متاسفانه در حال گسترش است که نگرانی های زیادی در این خصوص وجود دارد. توسعه این وضعیت پیامدهای بسیار ناگواری در حوزههای امنیتملی،تمامیت ارضی و همبستگی ملی میان ملیت های ساکن در کشور و پیروان مختلف دینی و مذهبی دارد و باید اذعان نمود که خیلی از جرایم ضد بشری که در قلمرو کشورها اتفاق می افتد ناشی از گفتار نفرت انگیز و یا ادبیات نفرت است. کشور افغانستان و انسان افغانستانی نیز در طول تاریخ از این ناحیه رنج برده و قربانی گفتارهای از این قبیل بوده است.
ادبیات نفرت یا گفتار نفرت انگیز به هر نوع رفتار، گفتار یا نوشتاری اطلاق میشود که سعیدارد بخشی از جامعه را علیه بخشی دیگر تحریککرده و به رفتار خشونتآمیز تشویقنماید. این گفتار و نوشتار در میثاق حقوق مدنی و سیاسی  ممنوع اعلان شده است « هرگونه تبلیغ برای جنگ یا هرنوع دفاع از تنفرقومی یا نژادی یا مذهبی که محرک خشونت غیرقانونی علیه شخص یا گروهی از اشخاص به هر بهانه اعم از نژاد، رنگ، مذهب، زبان یا منشأ ملی باشد جرم تلقیشده و مطابق قانون قابلمجازاتاست» و بر اساس قوانین جزایی برخی کشورها نیز این نوع از گفتار و نوشتار از جمله  «آزادی بیان» به شمار نرفته و از آن جای که حیثیت انسانی را مخدوش می کنند، جرم تلقی میشود. در جوامع مختلف نظامهای حقوقی در پی آن شده  تا برای مبارزه با تحریک و حرکت های تحریک آمیز از نوع صنفی، قومی، نژادی و... به تصویب قوانینی بپردازند که جامعه را در مقابل رشد و توسعه این گفتار بیمه کند و راه وقوع جرایم ناشی از این گفتار را مسدود سازد. در قوانین کانادا، فرانسه، ترکیه، چین و ایالات متحده ادبیات نفرت در صورتی که به خشونت فوری منجر شود استفاده از آن را ممنوع و جرم اعلام کرده و ضمانت اجراهایی مانند زندان یا جریمه نقدی یا هر دو را برای آن مشخص کرده است.
هرچند که اندیشمندان جرم شناس در مورد تعریف جرم ناشی از نفرت اتفاق نظر ندارند و هر کدام با نگاه از زاویه خاص به این پدیدۀ نامطلوب اجتماعی تعریفی را ارایه داده است اما به نظر می رسد که این تعریف جامع تر و کامل تر باشد «جرایم ناشی از ادبیات نفرت به جرایمی اطلاق میشود که به دلیل حس تبعیضگرایانه و نفرت بزهکار نسبت به قربانی صورت میگیرد و قربانی به سبب معلولیت، مذهب، ملیت، رنگ پوست یا موقعیت اجتماعی و یا عضویت در گروه های خاص اجتماعی مورد خشونت قرار میگیرد». در این نوع جرایم معمولا مجرم قربانی را نمیشناسد و صرفا به دلیل شرایط طرف مقابل به ارتکاب جرم تحریک میشود و معمولا یک گروه اجتماعی قربانی این نوع جرایم است. و یکی از خصوصیات بارز این نوع جرایم انگیزه های مبتنی بر تعصب در مرتکب است. زیرا انگیزه ارتکاب این نوع از جرایم وجود نفرت های قدیمی یا تعصبات درونی شده ناشی از آموزه های فرهنگی فرد یا افراد مرتکب است همان قسم که قبلا اشاره شد جرم ناشی از ادبیات نفرت سابقه¬ای به سابقه زندگی اجتماعی بشر دارد اما هر قدر از عمر زندگی اجتماعی بشر می گذرد و زندگی اجتماعی آن تحول پیدا می کند و روابط افراد بشر گسترده تر می شود دامنه این نوع جرایم نیز گسترده تر شده و توسعه میابد و عوامل مختلف را می توان یافت که منجر به تحقق این نوع جرایم می گردد این جرائم ابتدا در مورد اختلافات نژادی مطرح بود اما امروز عوامل زیادی هست که میتواند مبنای ارتکاب جرائم مبتنی بر نفرت باشد. عواملی چون مذهب، قومیت، ملیّت، جنسیت اندیشه و تعارض فرهنگی یا مسئله خرده فرهنگها میتواند منجر به ارتکاب این جرائم گردد و قربانیان آن معمولاً اعضاء گروههای اجتماعی، سیاسی، مذهبی یا نژادی و …. بوده همان قسم که گفته شد جرایم ناشی از ادبیات نفرت جهان شمول و عمومیت دارد و به طور بسیار گسترده دامن
گیر افغانستان و انسان افغانستانی بوده است البته در افغانستان قبل از انقلاب تعصبات نژادی و لسانی بوده و سران قومی و مخصوصا حاکمان برای رسیدن به قدرت و حفظ آن با استفاده از ادبیات نفرت به تعصبات قومی و لسانی میان اقوام افغانستان دامن می زدند و زمینه ارتکاب جرایم ناشی از نفرت را فراهم می ساختند اما بعد از انقلاب با روی کار آمدن گروه های مذهبی افراطی تعصبات نژادی جای خود را به تعصبات مذهبی داده و جرایم ناشی از ادبیات نفرت بیشتر علیه گروه های مذهبی انجام می شود و افراد با استفاده از فرصت ها به اختلافات مذهبی دامن می زنند و پیروان یک مذهب را علیه پیروان دیگر مذاهب تحریک می کنند و اتفاقا استفاده از ادبیات نفرت به بهانه آزادی بیان در افغانستان که در خلۀ قانونی قرار دارد آشکارا صورت می گیرد و باعث وقوع فجایع انسانی در کشور می گردد و استفاده از ادبیات نفرت در مدارس دینی، مکاتب، دانشگاه ها، مساجد، رسانه ها و شبکه های اجتماعی آزادانه صورت می گیرد و در صورت عدم موجودیت قانون و عدم جرم انگاری استفاده از ادبیات نفرت، افغانستان به کام گروه های افراطی فرو خواهد رفت و تبدیل به مرکز رشد گروه های افراطی خواهد شد و انسان افغانستانی شاهد فجایع چون زابل، میرزاولنگ و فجایع کابل و هرات و دیگر نقاط این کشور خواهد بود. بنابراین لازم است که قانونگذار افغانستان با توجه به خطرناک بودن این موضوع یک تعریف مشخص از ادبیات نفرت ارایه نموده و استفاده از آن را جرم انگاری نماید و برای اشخاص حقیقی و حقوقی مسؤلیت جزایی تعریف نمایند.

دیدگاه شما