صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۳ میزان ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

بازتاب های مثبت و منفی حاشیه نشینی در افغانستان

-

بازتاب های مثبت و منفی حاشیه نشینی در افغانستان

براي بيش از نيم قرن اخير، بسياري از کشورهاي در حال توسعه رشد سريع نفوس را تجربه کرده اند؛ اگر چه در افغانستان 75فيصد نفوس در روستاها قرار دارند وليکن با مهاجرت گسترده به شهرها پيش بيني مي شود اين رقم بزودي تا 50 درصد کاهش پيدا خواهد کرد. کابل پنجمين شهر دنيا به لحاظ رشد جمعيت شهري است.
يکي از پديده هايي که در بيشتر شهرهاي کشورهاي توسعه نيافته ديده مي شود زاغه هاي حاشيه شهراست. از آنجا که مهاجرت به شهر در کشورهاي توسعه نيافته به سرعت انجام مي گيرد و مهاجرين به شهر اغلب افرادي هستند که به خاطر اضمحلال شيوه توليد روستايي و بازده پايين آن به شهرها آمده اند، فاقد مهارت هاي شهري مي باشند. اما به اميد يک زندگي بهتر به شهر آمده اند، ولي اين گروه در شهر در موقعيت حاشيه اي قرار مي گيرند. (ممتاز، 1392).
گذار از جمعيت روستايي به شهري، پيامدهاي اجتماعي و اقتصادي وسيعي در بر دارد که داراي جنبه هاي مثبت و منفي است. اسکان سريع شهري هم يک فرصت است هم يک چالش. نقش مثبت شهرهاي بزرگ در توسعه بسياري از کشورها(اعم از توسعه يافته و درحال توسعه) چشمگير است. شهرها بخاطر کارکردهاي مهم توليدي و خدماتي کمک مهمي به رشد اقتصادي کشورهاي در حال به توسعه مي کنند. در بسياري از کشورها دو سوم توليد ملي بر عهده شهرهاست. ارائه فرصت هاي جديد اشتغال، افزايش سطح تحصيلات و آگاهي و ايجاد نيروي کار متخصص از فايده هاي ديگر شهر است که شرط لازم رشد و توسعه در آينده است. (چيما،1379).
از سويي ديگر رشد بي سابقه شهري، افزايش فراوان جمعيت؛ شهرها را در تامين مسکن، خدمات، بهداشت و اشتغال دچار چالش مي نمايد. گسترش بخش غيررسمي ثبت نشده، سازمان نيافته و غيرمنظم در بسياري از شهرهاي جهان سوم نتيجه شهرنشيني سريع معاصر است. برچي منزوي ترين نقطه کابل است، اين سکونتگاه سيماي زيبايي ندارد، خدمات ناکافي و ساکنان کم توان و مشاغل نامطمئن اند. مردم نه تنها بلحاظ توسعه از بقيه شهر فاصله دارند بلکه از نظر جغرافياي هم از محل کار و خريد و تفريح خود دور اند.   بنا به گزارش گروه هابيتات 2 افغانستان در سال 2014قريب به يک سوم شهرنشينان افغانستان در فقر مطلق زندگي مي کنند، به آب آشاميدني سالم دسترسي ندارند و در معرض بيماري هاي مسري و عفوني هستند. 60 في صد ساکنين کابل در مساکن غير استاندارد و روي تپه ها زندگي مي کنند و خطرپذيري بالايي در برابر سوانح طبيعي دارند.  بخشي از مردم حتي قادر به ساختن سرپناه نيستند در کنار خيابان شب را به روز مي گذرانند، تراکم مسکوني بسيار نامنظم و بي هدف ايجاد برنامه ترانسپورت عمومي را دچار چالش نموده است در اين محيط فقر بازتوليد مي شود و  ناملايمات اجتماعي بروز مي نمايد.
شهرنشيني فرصتي براي توسعه افغانستان
درست است که مهاجرت گسترده از روستا به شهر کابل سبب گسترش حاشيه نشيني شده است، ولي اغلب مهاجران افراد شايسته، جوان و باانگيزه اي هستند که براي پيشرفت مهاجرت کرده اند. مردم به شهر مهاجرت نموده اند چون دولت در ارائه خدمات ناتوان بوده است. ساکنان بخش غيررسمي شهر بيش از آنکه از طرف حکومت خدمت دريافت کنند به اقتصاد شهر کمک مي کنند، هر چه شهر بزرگتر شود فرصت رقابت پذيري با ديگر شهرهاي منطقه و دنيا بيشتر مي شود و اکثر ساکنين در بيغوله ها پيشگام اند در وطن دوستي و احساسات ملي گرايي.
افغانستان در شاخص هاي توسعه همرده کشورهاي ضعيف افريقايي مثل نامبيا و بوتسوانا قرار دارد. ولي بلحاظ جواني جمعيت، جوانترين کشور دنياست. با برنامه هاي کنترل جمعيت مي توانيم از پاداش جمعيتي برخوردار شويم. تقريبا همه کشورهاي اروپايي و همينطور کشورهايي مثل چين، کره جنوبي، سنگاپور براي صنعتي شدن ازين موهبت استفاده کردند. بطوري که جمعيت فعال در اقتصاد در برهه اي از زمان بيش از جمعيت کودک و ناتوان مي شود در اين صورت بهره وري افزايش خواهد داشت و رشد اقتصادي سرعت مي گيرد. البته اين مدت گذراست و تبعات خاص خود را دارد ولي پتانسيل کافي براي صنعتي شدن يک کشور را خواهد داشت.
شهرنشيني و جمعيت فعال جوان به تنهايي سبب صنعتي شدن کشور ما نمي شود. اين مهم نيازمند برنامه جامع و دقيق در سطح ملي است که بايد در سياست ها و راهبردهاي دولت محترم وحدت ملي قرار بگيرد.  اقداماتي از قبيل بستر سازي براي سکونتگاه شهري بايستي در تمامي شهرهاي بزرگ کشور ترويج شود.
رعد هميزند دهل زنده شدست جزو و کل     در دل شاخ و مغز گل بوي بهار ميکشد. (مولوي بلخي)
هرچند تاکنون موانع عمده سياسي، اقتصادي و ساختاري مانع حرکت شهرهاي ما به سمت توسعه شده است. صداهاي نسيم تغيير مثبتي وزيدن گرفته است، امروز برنامه بهسازي دشت برچي کابل به عنوان اولين برنامه ملي بهسازي شهري در دستورکار رياست محترم جمهور و همچين معاونت دوم رياست جمهوري جلالتماب دکتر سرور دانش قرار دارد. ايشان ابتکار عمل را در دست گرفته و با اتخاذ ديدگاهي نو درباره زندگي شهري زمينه ساز اين دگرگوني شده اند. خوشبختانه حالا که فرصتي فراهم شده بياييم با همدلي براي انکشاف اين سرزمين يک گام برداريم، نه از براي پيشرفت اقتصادي و توسعه اجتماعي و صنعتي شدن بلکه از براي انسانيت و مسوليت انساني که نسبت به مردم مظلوم، محروم رنج ديده کشورمان داريم. مردم ما به دليل سال ها جنگ تحميلي و دخالت بيگانگان طعم انکشاف و توسعه را درک نکرده اند.  براي برون رفت از اين شرايط بغرنج دست در دست يکديگر تلاش نماييم.
راهکار
1-ارائه تجربيات عملي
در افغانستان بلحاظ دسترسي به جمع آوري ارقام و تحليل داده هاي ساحات شهري  معلومات اساسي وجود ندارد، در اين مورد يا معلومات کهنه بوده و يا اين که ديتابيس جامعي براي بهره گيري سازمان هاي مرتبط وجود ندارد. آخرين سرشماري در سال 1379 برگزار شد و حتا تکميل نشده است. در شهرسازي يک دانش جهاني داريم که متعلق به همه ماست ولي يک نسخه واحد براي همه جهان نداريم. براي هر شهر متناسب با فرهنگ و ويژگي هايش بايستي طرح ريزي نماييم، مخصوصا در مورد سکونتگاه هاي غيررسمي که هدف قشر خاصي از جامعه است. لذا تجربيات مديران و متخصصان در حوزه هاي مرتبط مديريت شهري در کشور که به صورت مطالعه يا تجارت عملي روي داده است مخصوصا در مورد سکونتگاه هاي غيررسمي که هدف قشر خاصي از جامعه است در اجراي طرح هاي توسعه شهري بسيار حائز اهميت است. دست اندر کاران بايستي در يک نظام مديريتي يکپارچه  اين اطلاعات ارزشمند را در قالب مجموعه نقشه، متون مکتوب و دياگرام را در اختيار محققين، نهادها و ساير ارگانهاي محلي قرار دهند.
2-طرح ريزي دوباره حمل و نقل
شهرهاي بزرگ افغانستان در آينده اي نزديک رشد تصاعدي خواهد داشت اين مساوي است با افزايش استفاده از وسايل نقليه موتوري و در نتيجه اين امر شهرها با طيف وسيعي از پيامدهاي زيست محيطي، اجتماعي و اقتصادي روبرو خواهند شد. حمل ونقل شهري منبع اصلي انتشار گازهاي گلخانه اي، دليل آلودگي هوا و آلودگي صوتي و علت بسياري از بيماري هاست. ترافيک غير قابل تحمل توسط سيستم هاي حمل و نقل، مسئول هزينه هاي قابل توجه اقتصادي و بهره وري چه براي مسافران و چه حمل و نقل کالا مي باشد. ساخت سرک ها به تنهايي براي مساله «جابه جايي»  کافي نيست ، بلکه حمل و نقل شهري مرکزيت توسعه پايدار است. ارائه سيستم هاي مناسب تر و کار آمد که عادلانه در خدمت عموم مردم باشد هدف نهايي است. اين شامل تشويق فرهنگ انتقال استفاده از خودرو، قطار، اتوبوس، دوچرخه و آوردن پياده بيشتر به پياده راه هاست. مردم بايد با سرعت و خيال راحت قادر به رسيدن به محل کار ، مدرسه، بيمارستان و مکان هاي تفريحي باشند. مردم اين کارها را باسرعت و خيال راحت انجام دهند. جابجايي شهري مناسب مي تواند موجب بازسازي مراکز شهري، افزايش بهره وري و ايجاد يک شهر جذاب براي همه کاربران از سرمايه گذاران تا ساکنان و بازديدکنندگان باشد.
3-  توسعه يعني بهسازي در کنار توامند سازي.
اکنون طرح بهسازي به عنوان يک طرح ساماندهي کالبدي شامل بهسازي معابر و ايجاد زيربناهاي عمومي در دستور کار است، نبايد از حوزه توانمندسازي اجتماعي، اقتصادي و .. در رفع معضلات اجتماعي غفلت نمود. بهسازي يک فرصت خوب براي توانمند سازي است. توانمندسازي بطور خلاصه يعني آموزش؛ آموزشي که به ظرفيت سازي، جلب اعتماد و آگاه سازي مردم کمک کند. ارتقاي اجتماعي ساکنين از مهمترين اهداف برنامه ريزي است. برنامه ريزي با مردم و برنامه ريزي مردم بر مردم.  وقتي يک معبر بهسازي مي شود ارزش ملک بالا مي رود ولي همچنان افراد ساکن فقير و بي سوادند، ساکنين درامد چنداني ندارند تا سکونتگاه جديد خودشان را حفظ کنند اينگونه مهاجرت ثانويه به حاشيه اتفاق مي افتد و مردم دوباره به حاشيه رانده مي شوند.
4-شهرهاي بزرگ موتور اقتصادي کشور هستند
کشور ما کم تر توسعه يافته و فقير است بنابراين منابع را بايستي کارآمد و موثر مديريت کنيم،  از حداقل فرصت و منابع بيشترين بهره را بگيريم؛ بايستي به تأمين مالي به روشهاي نوين روي آورد و عدالت اجتماعي را مد نظر قرار داد، توانمندسازي مردم نهاد را پيگيري كرد، شايسته سالاري را بدون تبعيض جنسيتي در دستور كار قرار داد و مردمگرا بود. برنامه ريز موظف به  توامند سازي مردم بعنوان نهاد پيگير حقوق مردم است. طرح بهسازي پروژه هاي فعاليت هاي اقتصادي محله اي نظير تشکل تعاوني هاي مصرف محله اي، تشکيل تعاوني اشتغال خانگي، تعاوني توليد و اشتغال زنان، برگزاري دوره هاي آموزشي کارآفريني، تعاوني اعتبار محله اي، ايجاد بازارچه هاي محلي و تجاري و ايجاد محورهاي تجاري که با همديگر يک زنجيره پروژه هاي فعاليت هاي اقتصادي و ارتقاء را به وجود مي آورند.
5- مديريت شهر؛
حکومت افغانستان با ناديده گرفتن وضع موجود شهرنشيني در 15سال بي توجهي بدون شک مسوول بخش مهمي از مشکلات امروز مردم ساکن کابل است. چون شاروالي يک نهاد مستقل نيست، فقدان صلاحيت، فقدان بروکراسي قوي و فقدان نيروي انساني متخصص مانعي شده براي تهيه و اجراي طرح هاي توسعه شهري. شاروالي در همه جاي دنيا بعنوان نهاد اداره امور محلي شهر که توانايي برنامه ريزي، مديريت و اجراي طرح هاي توسعه شهري را دارد  توسط ميان مردم انتخاب مي شودند. مديريت شهري ما نيازمند ظرفيت سازي است. توجه به رهيافت مديريت مشاركتي و افزايش قدرت تصميم گيري و مداخله نهادهاي محلي در امور محلي شهر ضروري است.

دیدگاه شما