صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۲۹ عقرب ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

جامعه ای درغیاب کرامت انسانی

-

جامعه ای درغیاب کرامت انسانی

(بخش دوم)
انديشه کرامت انساني به عنوان مباني حقوق بشر، گذشتة به اندازه تاريخ اجتماعي بشر دارد اما اين که اين بحث شکل علمي به خود گرفت به قرن هجدهم بر مي گردد که براي اولين بار امانوئل کانت با نظريه خود مختاي اخلاقي انسان و استقلال ذاتي آن و اصل غايت بودن انسان کرامت انساني را به شکل عقلاني تبيين نمود. و بعدها ديگر متفکران آمدند براي توجيه حقوق بشر نظريه مبتني بر کرامت انسان را مطرح کردند. اما از نظر عملي سابقة چنداني ندارد که در سطح ملي و بين المللي به آن اذعان و اعتراف شده است.
اصل طرح اين انديشه به صورت نظري و عملي معلول علت هاي مختلفي بوده است که مهمترين آن ها عبارتند از نقض گستره حقوق اوليه بشري افراد مخصوصا حق حيات و آزادي در طول تاريخ بشر و مخصوصا در جريان جنگ جهاني دوم و به کار بردن مفاهيم چون انسان نا تمام، موجودات پست، اصلاح نژاد بشر و استفاده ابزاري از انسان.( اسمعيل رحيمي نژاد، کرامت انساني در حقوق کيفري، صص 63-64)
اما در مورد اين که کرامت نساني چه هست و چرا انسان در ميان ديگر مخلوقات از آن برخوردار است يکي از مباحث بسيار عمده حوزة انسان شناسي است که فکر انسان شناسان را به خود مشغول ساخته است. کرامت در لغت به معنا هاي مختلفي چون حرمت، بزرگواري، حيثيت، شرافت، عزت، انسانيت، مقام، موقعيت، رتبه، درجه، جايگاه، منزلت، پاک بودن از آلودگي ها، دور بودن از فرومايگي،احسان، بخشش، جوانمردي و سخاوت مي آيد.
اما در مورد تعريف اصطلاحي کرامت انساني متفکران و مکاتب فلسفي اختلاف نظر دارند و هر کدام از يک زاويه به آن نگاه کرده و براي آن تعريفي ارايه نموده است. با توجه به معناي لغوي کرامت و تعريف هاي که ديگران براي کرامت انساني ارايه کرده است کرامت انساني را مي توان اين گونه تعريف نمود: کرامت انساني عبارت از مقام ذاتي است که انسان به مجرد انسان بودن به طور يکسان آن را دارا مي باشند که به عقل، تفکر، انديشه، اعتقاد و هيچ چيز ديگر بستگي ندارد، به هيچ وجه قابل زوال نيست و سرچشمة ديگر ارزش ها و امتيازات بشري مي باشد.
همان گونه که در مورد اصل تعريف کرامت انساني ميان متفکران و مکاتب فکري توافق نظر وجود ندارد در مورد مبنا و خواستگاه کرامت انساني نيز نظريه واحد نيست قرآئت هاي متفاوت از آن وجود دارد  که از حوصله اين نوشتار بيرون است. اما در اصل موجوديت کرامت ذاتي انسان دو گروه عمده وجود دارد يک
گروه بدون در نظرات داشت مباني نظري شان، انسان را به مجرد انسان بودنش داراي کرامت ذاتي مي دانند که هيچ قيد و شرطي را برنمي تابد و همه افراد انسان به دور از هر نوع گرايش ديني مذهبي و وابستگي هاي قومي، نژادي، زباني، سياسي و اجتماعي از اين کرامت برخوردار است و اين کرامت را منشأ حقوق شهروندي انسان ها مي دانند که هيچ نقشي در تقرب انسان به خداوند ندارد. اين نگرش با آيات قرآن کريم و سيره پيشوايان دين مقدس اسلام همخواني دارد. «لقد کرمنا بني آدم...» (قرآن کريم سورة اسراء آيه 70) ما آدمي ذات را کرامت بخشيديم. در اين آية از قرآن کريم سخن از آدمي ذات است نه انسان مؤمن يا مسلمان به عبارت ديگر نوع انسان را شامل مي شود و اختصاص به گروه خاص ندارد. کرامت ذاتي انسان در سيره و گفتار پيشوايان دين مقدس بارها مورد استناد قرار گرفته و معيار رفتار با انسان دانسته شده است چنانچه پيامبر گرامي اسلام (ص) مي فرمايد « همه مردم مانند دودمان خداوندي هستند و محبوبترين آنان نزد خداوند، سودمندترين آنان بر دودمان خداوندي است» و همچنين حضرت علي (ع) در نامه خود خطاب به مالک اشتر فرمود « در عمق دل خويش مردم را دوست داشته باش. براي مردم چون درنده اي مباش که خوردن آنان را غنيمت شمارد؛ چون آن ها دو صنف اند: يا برادر ديني تو اند يا اگر مسلمان نيستند، در خلقت مانند تو يک انسان هستند» حضرت علي (ع) به مالک اشتر مي فهماند که انسان به محض انسان بودن حرمت و کرامت دارد و از نظر حقوق اجتماعي و شهروندي ميان مسلمان و غير مسلمان فرقي نيست؛ ايمان کمالي است نسبت به رسيدن به خداوند نه نسبت به دست يابي به حقوق شهروندي.  و همچنان در سيره رفتاري پيشوايان ديني در ميدان هاي جهاد نيز نقش کرامت ذاتي انسان بسيار برجسته بوده و هيچگاهي رفتاري را با دشمنان مجاز ندانسته که با کرامت انساني مغايرت داشته است. سليمان بن بريده از پدرش روايت مي کند که گفت: هرگاه رسول خدا (ص) فرمانده  لشکري را به جايي مي فرستاد در مورد خودش به او توصيه مي کرد « اغزوا بسم الله، في سبيل الله، قاتِلوا مَن كفَرَ بالله، اغزوا ولا تغلُّوا، ولا تغدروا، ولا تمثِّلوا، ولا تقتلوا وليدًا» به نام خدا و در راه خدا بجنگيد، با کساني که به خدا کفر مي ورزد بجنگيد، اما به غل و زنجيرش نکشانيد و پيمان شکني و خيانت و مثله نکنيد و نوزادان را نکشيد.
در مقابل کرامت ذاتي متفکران اسلامي نوع ديگر از کرامت را با استناد به آيات قرآني مطرح مي کند که در اثر تلاش، زهد و تقوي به دست مي آيد و اين نوع کرامت است که معيار سنجش ميان انسان خوب و بد، انسان  گنه کار و بي گناه است. چنان خداوند متعال مي فرمايد: « ياايها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثي و جعلناکم شعوبا و قبائلا لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقاکم» (قرآن کريم، سورة حجرات، آيه 13) مفهوم اين آيه اين است که اصل کرامت براي همه گان است و هر کسي بيشتر تلاش کند و تقوا پيشه کند از کرامت بيشتري برخوردار مي شود و در نزد خداوند جايگاه والاتري به دست مي آورد.. چنانچه در عرف جامعه نيز اين گونه است هرکسي که بيشتر از فساد دور باشد و اعمال مفيد انجام دهد به همان اندازه در نزد مردم عزيز است و احترام دارد و هر قدر به فساد آلوده شود و مضر براي جامعه باشد به همان اندازه منفور است و مردم از آن بيزار اند.
به طور کل طرفداران اين تئوري (اصل کرامت ذاتي انسان) بر اين باورند که در غياب کرامت انساني در جامعه انساني هيچ رفتاري انساني نخواهد بود و کرامت اکتسابي که مطرح شده نيز در صورتي به دستي مي آيد که با در نظرداشت کرامت ذاتي انسان ها حريم خدا و خلق خدا را پاسداري.

دیدگاه شما