صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۳ میزان ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

برخوردهای کهنه و متعارف با فاجعه میرزا اولنگ

-

برخوردهای کهنه و متعارف با فاجعه میرزا اولنگ

فاجعه ميرزااولنگ در ولسوالي صياد ولايت سرپل و سلاخي شدن شماري زيادي از باشندگان آن منطقه، در نوع خود، بي سابقه است. آنچه تاکنون از روايت هاي پراکنده ي مسؤلان اداره محلي و شبکه هاي خبر رساني بدست آمده است اين است که گروه هاي تروريستي با قساوت و بي رحمي تمام جوي خون به راه انداخته و جمع کثيري از مردم بي گناه و «بي دفاع» منطقه ميرزااولنگرا به کام مرگ کشيده اند.
گزارش هاي رسانه ها و اظهارات مسؤلان محلي اما نمي تواند عمق اين فاجعه را بدرستي و آنچنانکه نمود يافته است، به تصوير بکشد. براساس گزارش رسانه ها، حدود پنجا تن که عمده تا غير نظامي هستند، به گونه بسيار فجيع و بي رحمانه سلاخي شده اند.
آنچه در روايت رسانه ها و مسؤلان محلي ولايت سرپل از منطقه ميرزااولنگروايت مي شود اين است که گروه هاي تروريستي در ميرزااولنگفاجعه آفريده اند. اظهارات مسؤلان محلي ولايت سرپل و گزارش رسانه حاکي از آن است که گفته مي شود گروهاي تروريستي پس از ورود به اين منطقه، «غيرنظاميان را از خانهها بيرون کردند، برخي را سلاخي کردند، شماري را سربريدند، تعدادي را از کوهها به زير انداختند و عدهاي ديگر را به گلوله بستند».
همين يک تکه کوتاه از گزارش رسانه ها و روايت مسؤلان محلي ولايت سرپل، به وضوح مي رساند که فاجعه ميرزااولنگدر نوع خود، حد اقل در بيشتر از پانزده سال گذشته، يک رخداد بي پيشينه بوده است.
اين تنها ولايت سرپل نيست که مخالفان مسلح دولت و گروهاي تروريستي با دولت و نيروهاي امنيتي در جنگ اند، هم اکنون براساس آماري که ارگان هاي امنيتي ارائه مي کنند، دراکثريت قريب به اتفاق ولايات، جنگ بين نيروهاي امنيتي دولت و افراد وابسته به گروهاي تروريستي جريان دارد؛ اما آنچه در منطقه ميرزااولنگبه وقوع پيوست يک چهره متفاوت از جنگ و خشونت به نمايش گذاشته شد.
اگرچه گروها طالبان مدعي اند که در جنگ ميرزااولنگ فقط نيروهاي خيزش مردمي را به رگبار بسته اند؛ ولي آن عده از خانواده هاي که از معرکه جان به سلامت برده اند، روايت هاي بسيار درد ناک از فاجعه ميرزااولنگدارند و هيچ شکي وجود ندارد که با دسترسي مردم و يا ادارات محلي به منطقه ميرزاولنگ، گستردگي ابعاد فاجعه در مقياسي به مراتب بيشتر از آنچه که گزارش شده است، گزارش شود.
يکم؛ نخستين تفاوت در جنگ ميرزااولنگ براساس اظهارات مسؤلان محلي ولايت سرپل و مردم محل، همدستي و تباني جنگ جويان وابسته به دو گروه طالبان و داعش است که در گذشته چنين موردي به چشم نخورده است. نه تنها اين دو گروه در برابر نيروهاي امنيتي و باشندگان محل تباني نداشته اند که بيشتر در برابر هم قرار داشته و بايکديگر جنگيده اند. همدستي گروه هاي تروريستي در فاجعه ميرزااولنگ اما بايد به مثابه يک زنگ خطر، هم از جانب دولت و نيروهاي امنيتي و هم از طرف مردم جدي گرفته شود، چه اينکه تباني و همدستي گروهاي تروريستي مي تواند لبة تيغ ترور و خشونت را برنده تر از قبل نموده، دولت و مردم را در يک موضوع کاملا انفعالي قرا دهد.
تا حالا حد اقل تصور براين بود که گروهاي تروريستي به خصوص افراد وابسته به گروه طالبان و جنگجويان داعش، بين خود مشکل دارند و درجنگ با نيروهاي امنيتي و دولت افغانستان، در کنار هم قرار نخواهند گرفت؛ ولي در فاجعه ميرزااولنگ از يک حقيقت تلخ پرده برداشته شد و آن اينکه زمينه تباني و همدستي بين گروهاي تروريستي بسيار بيشتر از اختلاف و دوگانگي بين آنهاست. بايد هم همين طور باشد، ماهيت و خواستگاه اين دو گروه به لحاظ طرز ديد و انديشه يا تفاوت ندارد ويا تفاوت اندک دارد. هردو گروه بنياد گرا و افراطي اند، هردو گروه توسط حلقات بيروني تقويت مي شوند، هردو گروه پيشقراولان تأمين منافع کشورهاي اند که خوشبختي خود را در ويراني ديگران جستجو مي کنند. از اين رو، آيندة جنگ و مبارزه با افراط گرايي وگروه هاي تروريستي، بايد به گونه ديگري نگرسته شود.
دوم؛ دومين تفاوت در فاجعه ميرزاولنگ، نفس حادثه است، در اين رويداد، گروهاي تروريستي با وحشت تمام عيار دست به جنايت زنده اند، شماري را سربريده اند، عده اي را از کوه به زير انداخته اند، تعدادي را تيرباران کرده اند و برخي را هم سلاخي کرده اند، حتي گزارش هاي تأييد نشده حاکي از آن است که شماري از زنان و کودکان را با خود برده اند.
مردم و دولت افغانستان در بيشتر از شانزده سال گذشته شاهد جنگ وخشونت هاي ناشي از دشمني گروه طالبان بوده اند؛ ولي تاکنون کسي موردي را سراغ ندارد که جنگجويان طالب، با افراد ملکي و باشندگان يک منطقه و قوم خاص، اينگونه وحشيانه و گرگ منشانه برخورد کرده باشد و اگر چنانچه  نمونه هاي ازاين چنين برخورد وجود داشته هم، بسيار اندک بوده است.
«ايزدي شدن وضعيت» در کنار همدستي و تباني گروه هاي تروريستي، در قدم نخست اين پيام را مي رساند که خطري به بحران رفتن افغانستان و تشديد جنگ و نا امني آن هم در ابعاد بسيار گسترده و پيچيده، دور از تصور نيست. هم اکنون رگه هاي از توسعة خشونت هاي داعشي در مناطق مختلف کشور و گسترش جغرافياي جنگ، گمانه زني هاي بحراني شدن کل وضعيت را هشدار مي دهد.
سوم؛ يکي ديگر از تفاوت هاي فاجعه ميرزاولنگ، نحوة برخورد دولت به صورت کل و ارگانهاي امنيتي به صورت خاص است. مقام هاي محلي ولايت سرپل مي گويند آنان چندي روز قبل از حادثه، نسبت به وخامت اوضاع و حمله گروهاي تروريستي بر منطقه ميرزااولنگ هشدار داده و از حکومت مرکزي خواستار کمک شده بودند که ظاهرا هيچ پاسخ مثبتي به جواب درخواست هاي مکرر اداره محلي سرپل داده نشده است.
گذشته از درخواست هاي اوليه، بيشتر از چهار روز مي گذرد که منطقه ميرزااولنگ به دست گروهاي تروريستي سقوط کرده است؛ ولي باوجود درخواست هاي پي هم والي و ديگر مسؤلان محلي ولايت سرپل، هيچ نيروي کمکي براي نجات جان گيرمانده گان حادثه و بيرون کشيدن اجساد، فرستاده نشده است. اينگونه برخورد و سهل انگاري ارگانهاي امنيتي با قضية ميرزااولنگ درحالي صورت مي گيرد که گفته مي شود حدود 150 خانواده در مناطق تحت تلسط گروه هاي تروريستي گير مانده و هيچ راهي براي بيرون رفت از اين باتلاق ندارند.
نهادهاي امنيتي هرتوجيهي که براين سهل انگاري و بي توجهي خود داشته باشند، نخستين پرسش در ذهن و ضمير مردم افغانستان اما اين است که نکند پشت اين قضيه و فاجعه ميرزااولنگ تعمدي در کار باشد. باتوجه به ابعاد غمبار اين حادثه و نحوة برخورد جنگجويان گروه هاي تروريستي با مردم محل، بي جهت نيست که مردم اين پرسش را مطرح کنند. بسيار به جا بود که نيروهاي امنيتي از همان روزهاي نخست که مسؤلان محلي ولايت سرپل نسبت به نازکي وضعيت امنيتي در آن ولايت هشدار داده بودند، تدابيري را روي دست گرفته و از اين فاجعه جلوگيري مي کردند.
چهارم؛ درد ناک ترين تفاوت فاجعه ميرزااولنگ، سکوت ارگانهاي امنيتي است. گروهاي تروريستي در ميرزااولنگ قتل عام به راه انداخته اند؛ اما ارگانهاي امنيتي در بيشتر از چهار روزي که اين فاجعه گذشت، لب پس نکردند که بگويند آنها در کجاي وضعيت قرار دارند و سرنوشت گيرماندگان ميرزاولنگي و گروگان ها چه خواهد شد.
هرگاه فاجعه اي در مقياس و گستردگي ميرزااولنگ با سکوت همراهي شود، نخستين پيامد آن براي حکومت افزايش بد بيني مردم نسبت به سيستم و همة کساني است که مسؤليت دارند امور نا بسامان اين کشور را سامان ببخشند. اين گونه سکوت در برابر فاجعه ميرزااولنگ در حقيقت نظاره گربودن وضعيت و تماشاچي بودن فاجعه است.
کوتاه سخن اينکه؛ آنچه در منطقه ميرزااولنگ رخ داده است، يک رويداد تکان دهندة و کاملا متفاوت از بقيه رخدادهاي امنيتي و تروريستي است، انتظار مردم افغانستان اين است که با اين حادثه نيز به گونه متفاوت برخورد شود؛ زيرا برخورد هاي کهنه و متعارف، پاسخگوي فاجعه ميرزااولنگ نيست.

دیدگاه شما