صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۴ قوس ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

بنیاد گرایی؛ پیامدهاوراهکارهای مقابله باآن

-

بنیاد گرایی؛ پیامدهاوراهکارهای مقابله باآن

بنياد گرايي متقارن با رشد بي سابقه تروريزم در قرن 21، و رشد فزاينده خشونت به يکدغدغه در حوزه بين الملل و روابط سياسي کشورها  مبدل شده است. با گذشت هر سال ديده مي شود که فعاليت هاي بنياد گرايي،  نه تنها افول نداشته، بلکه وسعت تهديد از ناحيه بنياد گرايي و تروريزم بيشتر از هر زمان ديگر ملموس است. ظهور پديده داعش در خاورميانه و گسترش دامنه ي فعاليتهاي تروريستي اين گروه اکنون مرزهاي بين المللي را عبور داده و  به عنوان يک تهديد بالقوه از شرق تا غرب جهان مطرح است. خلافت اسلامي(داعش) گرچند در خاورميانه رو به زوال است؛ اما بيم آن مي رود که اين گروه با جلب مساعدت از همپيمانان فرامرزي و ارتباطات و شـبکههاي مـالي، بتوانند به نفوذ خود در سائر کشور ها تمرکز کند. افغانستان يکي از اين حوزه هاي جغرافيايي در منطقه است که زمينه افراط گرايي ديني در آن مهيا و فراهم است.  مردم نگران اند که داعش پس از شکست در خاور ميانه از افغانستان به عنوان تخته خيز فعاليت هاي تروريستي خود استفاده نکند.
افغانستان کشورياست که از چند دهه به اين طرف درگير جنگ با تروريزم است و خود سالهاست که يکي از قربانيان بزرگ تروريزم در جهان محسوب ميشود،  از اين روي بيشتر در محراق توجه گروههاي تروريستي قرار دارد. حضور عناصر داعش در کنار گروه طالبان در افغانستان نه تنها از رهگذر امنيتي و نظامي ماية نگراني شدهاست؛ بلکه دغدغه هايي را در درون حلقه هاي سياسي و فرهنگي کشور نيز ايجاد کرده است. پديده داعش با توجه عملکرد آن در خاورميانه هيچ نوع سنخيت و همخواني با فرهنگ و ارزش هاي ملي مردم افغانستان ندارد؛ اما با آنهم عضوگيري داعش در بخشهاي از افغانستان و چندين حمله تروريستي از جمله به جنبش روشنايي، قتل عام در اچين ننگرهار، حمله بر خانههاي مردم در ولايت لوگر، حمله بر مسجد باقر العلوم، زيارت سخي، مسجد الزهرا و مسجد جواديه هرات رد پاي اين گروه در کشور را بيشتر از گذشته ملموس ساختهاست.
اما آنچه در ميان اين همة نگرانيها و واهمه ها مطرح است نقش حکومت در مهار توليد و گسترش روز افزون تفکر افراط گرايي در کشور است. دولت با چه راهبرد و سياستي مي تواند زمينة همگرايي را مساعد و از افراط گرايي ديني جلوگيري کند. يکي از اين راهکار ها تحول و تغيير در برداشتهاي ديني مذهبي است. بسيج عالمان و مبلغان ديني براي تبليغ اعتدال و ميانهروي، تعقيب و دستگيري عاملان، حاميان و مشوقان فعاليتهاي تروريستي از سوي نهادهاي امنيتي، تغيير در محتواي مضامين ثقافت اسلامي در دانشگاهها نظارت و کنترول از خطبه هاي نماز جمعه ملا امامان مساجد، براي مهار تهديدهاي ناشي از افراطگرايي ديني؛ اقدام هاي باز دارنده و پيش دستانه در حوزه نفوذ و گسترش تفکر خشونت و ترور خواهد بود.
نويسنده بر اين باور است که راهکار هاي مبارزه با افراط گرايي ديني تنها با مبارزه مسلحانه و بيشتر ساختن فشار هاي نظامي بر گروههاي تروريستي نظير داعش و طالبان کافي به نظر نميرسد. بايد ريشه هاي افراطيت و بنيادگرايي به تحليل گرفته شود و با عوامل و زمينههاي آن مبارزه اساسي شود. تاکيد بيشتر در جهت مبارزه با گروههاي تروريستي در حوزه عضو گيري و ترويج بنياد گرايي، نقش نهاد هاي آموزشي و تحصيلي، در ترويج اعتدال گرايي و ميانه روي چه در حوزه دروس دانشگاهي و چه در حوزه آموزه هاي ديني خصوصا در مناطقي که نفوذ سازمان هاي تروريستي برجسته است، پر رنگ و متمرکزشود.
چرا که جوانان و نوجوانان درصورت قرارگيري در معرض آموزشهاي صحيح که باعث بالا رفتن قدرت تشخيص و بصيرت افراد مي گردد ميتوانند به راحتي ردپاي انحراف و التقاط را در تبليغات رسانهاي يا غير رسانهاي اين گروه ها تشخيص داده و اين موضوع در نهايت سبب عدم موفقيت اين گروهها در جذب و عضوگيري افراد خواهند شد.
چون هدف اصلي در فرآيند عضوگيري اينگونه سازمانها ، نوجوانان و جوانان عموما کم سواد، بي سواد و يا کم اطلاع هستند و اين بدان جهت است که افراد در سنين پايين تر و با سطح سواد کمتر نه تنها راحت تر تحت تاثير القائات ذهني و انحرافي گروهاي تروريستي قرار ميگيرند بلکه به دليل بهرهگيري از نيروي جواني ميتوانند در اجراي خواسته ها و فرامين تروريستي مؤثر تمام شوند.  نمونه هاي اين موضوع را مي توان آموزش نوجوانان در پاکستان توسط طالبان عنوان نمود که پس از جذب، همزمان هم تحت آموزشهاي نظامي و هم القائات انحرافي با محورهاي به ظاهر ديني قرار مي گيرند.
علماي ديني رسالت دارند تا در تبليغات خطبههاي نماز جمعه به مستمعين بفهماند که دين به صورت عام و اسلام به صورت خاص، مشوق يا عامل ترور و وحشت نيست، برخلاف آنچه که سازمان هاي تروريستي از آن استفاده سوء ميکند. زيرا اديان الهي، پيام آوران صلح و آرامش اند و حتي در موضوعاتي نظير جهاد در اسلام، هدف دين مقابله جهت پيشگيري از بروز جنگ و نيز دعوت و صلح بوده است. گرچند که هيچ يک از اديان الهي و به ويژه اسلام آنچه که امروز در افغانستان، عراق، سوريه، و جاي جاي ديگر جهان رخ مي دهد را توصيه نکردهاند. بد بختانه مهمترين ويژگي اين پديده، بهره برداري حاميان يا عاملان آن از نمادهاي ديني به ويژه در مناطق اسلامي است.
اما آنچه به نگراني مردم در کشور مي افزايد، رويکرد و سياست علما و متواليان ديني است، که متأسفانه در جريان يک و نيم دهه گذشته آنچه بر توجيه عملکرد گروههاي تکفيري و تروريستي صورت گرفته از جديت کافي برخوردار نبوده است.  سکوت معنا دار برخي از علماي ديني در مذمت و محکوميت عملکرد تروريستان بيشتر اين گروه را جسور ساخته است. سر بر آوردن شعار هاي راديکاليستي از مهمترين نهادهاي علمي مثل دانشگاه ها، بالا شدن صداي حمايت در توجيه عملکرد طالبان از بلندگوهاي مساجد و منابر تحت حاکميت دولت مشروع ، حمايت بي پرده از طالبان در برخي رسانهها از سوي افراد و حلقات با استفاده از آزادي بيان، بر استمرار کشتار و وحشت سازمان هاي تروريستي افزوده است.

دیدگاه شما