صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۲۵ میزان ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

عمل بدتر از کردار داعش توسط سارقان علم

-

عمل بدتر از کردار داعش توسط سارقان علم

دين، اخلاق و قانون نگهباناني اند که انسان ها را مراقبه مي کنند در موقعيت هاي مختلف. هرچند هرکدام از اين مقوله ها، زمينه هاي خيلي گسترده و قابل بحث دارد. گاهي از چشم ديدهاي گوناگوني مورد نقد و واکاوي قرار مي گيرند. به هر صورت اين سه گزينه اند که بر خواسته هاي بي حد و مرز انسان سد ايجاد مي نمايد. اين ها اند که انسان را نمي گذارند که هرچه دلش بخواهد، انجام دهد. داشتن اين سه پديده در جوامع مختلف بشري در طول تاريخ کارکردهاي زيادي داشته اند. در اين جا منظور کارکردهاي خوب و ارزشمند اين سه پديده مورد نظر است.
مردم افغانستان نيز در زندگي شان با اين پديده ها روبرو است. به صورت کلي دين اسلام، اخلاقي که برآيند ايدلوژي اسلامي است و نگهبان دروني که «وجدان» مي ناميم، به پيمانه هاي مختلفي در زندگي ما حضور دارند. افراد اين سرزمين خودشان را در مدار دين، اخلاق و وجدان مي بينند. در موقعيت هاي مختلف رفتار، کردار و کنش هاي شان را با اين مفاهيم دروني هماهنگ مي کنند. يعني طور رفتار و کردارشان را عيار مي کنند که منافات با دين ، اخلاق و وجدان نداشته باشند. اما در اين ميان هستند کساني که فقط و فقط تظاهر به اين ارزش ها دارند نه عمل. کردار و رفتارشان با هيچ يک از اين سه پديده جمع بسته نمي شود، ولي در همه جا جار مي زنند با نقاب دين، اکت و اداهاي اخلاق و نمايش هاي پوچ و بي روح وجداني. اين دسته در بخش هاي متفاوت اجتماع حضور دارند: در دانشگاه، در مکتب، در ادارات دولتي و خصوصي، در کارهاي خصوصي، در شرکت ها و...
در اين جا فقط به يک دسته ي از اين افراد که با تظاهر به اين سه پديده بزرگترين خيانت را مرتکب مي شوند اشاره مي شود. اين دسته افراد کساني اند که با خيانت شان علم را نابود مي کنند يا به عبارت ديگر «دزدان علم» اند. به صورت مشخص تر، تجاران پايان نامه (منوگراف) مورد نظر است. تجاران منوگراف کساني اند که با سرقت علم و فروش پايان نامه مي خواهند به نان برسند. به نظر بنده اين دسته ي از افراد بدترين افراد جامعه اند که بيشترين خيانت را در حق مردم مرتکب مي شوند. اين رفتار بي شرمانه و ننگين هم با دين جمع بسته نمي شود، هم با اخلاق جور در نمي آيد و هم پاگذاشتن روي وجدان است. دزديدن علم يعني خيانت کردن به علم و بي صداقتي و فريب در عرصه ي علم؛ پس چنين افرادي اولين کاري که مي کند کشتن وجدان بيدار انساني اند. آدم هاي با وجدان به خودشان اجازه نمي دهد که با سرقت علم، به معيشت برسد. دومين گام شان هم زيرپا گذاشتن اخلاق انساني است؛ کسي که زندگي اخلاقي دارد، پايان نامه فروشي نمي کند چون اين کار رذيلت اخلاقي است و انسان صاحب اخلاق آن را لکه ي ننگي بردامن رفتار انسان مي داند. سومين مسأله نارواي اين رفتار پشت پا زدن به خدا و دين است. نمي شود هم به معناي واقعي، دين دار بود و هم دزدي کرد. نمي شود هم بنده ي صالح خدا بود و هم سرقت علمي نمود. چون خود عمل سرقت با دين در تعارض است، پس دزد علم نمي تواند يک ديندار صادق باشد. کساني که اين عمل ناروا را مرتکب مي شوند در ظاهر امر خودشان را دين مدار، اخلاقي و با وجدان قلمداد مي کنند، در صورتيکه عملکردشان با هرسه مورد در تعارض است. مگر مي شود که هم دزدي و سرقت علمي کرد و هم اخلاقي بود؟ مگر مي شود که هم حق دانشجو را غصب کرد و هم دين مدار زيست؟ مگر مي شود که با سرقت علمي و فروختن فکر و انديشه ي ديگران باوجدان بود؟
تجاران پايان نامه هاي دانشگاهي و ديگر مسايل علمي و مشتريان بي خاصيت شان، بزرگترين جفا را در حق مردم و جامعه ي علمي مي کنند. به دلايل ذيل:
اول، تهيه پايان نامه ي تحصيلي، مسووليت هر دانشجويي است که از يک رشته ي علمي فارغ مي شود؛ پس آن دانشجو، بايد پايان نامه بنويسد تا نشانگر مهارت فراگرفته شده اش باشد. پايان نامه به اين قصد نوشته مي شود که دانشجو نشان بدهد که در رشته ي تخصصي اش مهارت کسب کرده است و حالا مي تواند، در اين رشته فعاليت کند. پس هر دانشجوي که فارغ مي شود، مکلف است که در يک موضوع تخصصي اش پژوهش کند و پايان نامه بنويسد. تا با اين طريق هم مهارتش را به اثبات برساند و هم با کشف و فهم يک موضوع نو، به علم و جامعه ي علمي ياري رساند. ياد دادن فن پژوهش حق مسلم دانشجويان است. لذا اگر کسي بهانه مي آورد که دانشجويان اين مهارت را ندارند که تحقيق کند، اين بهانه اصلا قابل قبول و منطقي نيست. براي دانشجويان اين ظرفيت بايد ايجاد شود. در ضمن اگر دانشجويان مهارت تحقيق را نداشته باشد و به صورت بسيار بي نظم و پراگنده روي يک موضوع خودشان تحقيق کند، به مراتب ارزشمندتر از آن است که پايان نامه ي تهيه شده را خريداري کنند. پس هرکسي که مي آيد حق نوشتن پايان نامه را از دانشجو مي گيرد و برايش پايان نامه آماده مي نمايد، خائن است و خيانت مي کند. حق دانشجو را مي گيرد و نمي گذارد که ذهن دانشجويان با تلاش و پشت کار پويا شوند. در نتيجه ضربه بسيار سنگيني را بر پيکر علم و خرد جمعي وارد مي سازد. ذهن جمعي جامعه را راکد و بي خاصيت نگه ميدارد. دانش و فرزانگي را نابود مي سازد و حماقت و جهل را همه گير مي کند. داعش افراد جامعه را مي کشد، دزدان انديشه و علم، دانش و فرزانگي يک جامعه را نابود مي سازد. تفکر و پويايي را از بين مي برد. در حقيقت ذهن پرسشگر اجتماع را مي کشد.
دوم، پايان نامه هاي تجارتي اکثر قريب به اتفاق شان دزدي و سرقت علمي است. اين نوع پايان نامه ها يک بار نوشته شده و در جايي به کار رفته است. جناب تجار پايان نامه، اين پايان نامه ها را با هر شکل ممکن جمع آوري کرده به فروش مي رساند، درحقيقت فکري کسي ديگري را مي فروشد. فروختن فکر کسي ديگري، بي ذکر از نام و نشان او، دزدي آشکار است که هيچ چون و چرايي ندارد. پايان نامه فروشان هم نام نويسنده يا پژوهشگر اصلي و تمام مشخصات صفحه اول پايان نامه را پاک نموده، مشخصات مشتري اش را دوباره بر آن مي نويسند. اين کار دزدي است. زحمت و خون دل خوردن هاي ديگران را مي دزدد و مي فروشد. عمل پست تر از اين مگر پيدا مي شود؟
سوم، با اين روند، علم، دانش، تحقيق و هرآنچه که به نام علم است به گند کشيده مي شود. دانشگاه ها و مراکز علمي پرمي شود از نوشته ها و پايان نامه هاي تکراري و کاپي شده. در نتيجه پژوهش و تحقيق به انحطاط کامل مي رسد. دانش اندوزي و مهارت يابي سقوط مي کند. مصارف گزافي که براي اين نهادهاي اموزشي در نظر گرفته مي شود، برباد مي رود هيچ مي شود. علم و فرزانگي رخت بر مي بندد  و به جايش مطالب فرسوده، تکراري، به دردنخور، وقت کش و ناکار آمد جابجا مي شود. بالاخره پس از مدتي همه زيربناهاي علمي فرو مي ريزد.
پيشنهادم به افراد و نهادهاي مسوول است که اين موضوع را جدي بگيرند و نگذارند که اين افسارگسيختگي تمام دارايي هاي دانشي ما را نابود کند. برخورد جدي و سخت با متخلفان مي تواند به صورت چشم گيري از اين بي بند و باري دانشي بکاهد. روي ديگري سخنم با تجاران پايان نامه است، و آن اينکه اگر نمي توانيد قانونمند باشيد و خلاف قانون نرويد، لا اقل  پا روي دين، وجدان و اخلاق نگذاريد.
اجازه ندهيد با دزدي علم زندگي شما به لجن کشانيده شود و با خفت زندگي کنيد.

دیدگاه شما