صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۲۰ قوس ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

بایدها و نبایدهای حقوق بین الملل بشر دوستانه

-

بایدها و نبایدهای حقوق بین الملل بشر دوستانه

حقوق بين الملل بشر دوستانه، که روابط ميان دولت ها، سازمان هاي بين المللي و موضوعات مربوط به حقوق بين الملل را تنظيم مي کند، يکي از مباحث جدي به شمار مي آيد. به عبارت ديگر، اين حقوق از قربانيان منازعات مسلحانه مانند افراد نظامي که ديگر در جنگ سهيم نيستند و افراد ملکي که فعالانه در خصومت ها شرکت نمي کنند حمايت مي نمايد.
طرفين درگير منازعه بايد هميشه ميان افراد ملکي و جنگجويان تفکيک نمايند تا حيات جمعي ملکي و دارايي آنها محفوظ باشند. حملات بايد عليه اهداف نظامي صورت گيرد و همچنين محدوديت ها در استفاده از شيوه ها و وسايل جنگي که باعث جراحات و آلام غيرضروري مي شوند بايد مورد توجه قرار گيرند. براساس حقوق بين الملل بشر دوستانه، شکنجه نمودن، مجروح ساختن و يا کشتن دشمن تسليم شده يا اشخاص غير درگير در مخاصمه ها ممنوع اند و بايد به حيات و سلامتي جسمي و روحي شان احترام شوند. همچنان، با جنگجويان اسير شده و افراد ملکي ساکن در ساحات تحت تصرف دشمن بايد رفتار بشري صورت گيرد و حقوق و کرامت آن ها نقض نشوند. 
حقوق بين الملل بشر دوستانه فقط در حالات منازعات مسلحانه قابل تطبيق است. اين حقوق دو نوع حمايت را عرضه ميدارد: يکي براي منازعات مسلحانه بين المللي و ديگري براي منازعات مسلحانه غير بين المللي. منازعات مسلحانه بين المللي زماني رخ مي دهد که يک يا چند دولت عليه دولت ديگر و يا سازمان بين المللي از سلاح استفاده نمايد. جنگ هاي آزادي خواهانه ملي که در آن مردم عليه سلطه استعماري و متحدان آن و رژيم هاي نژاد پرست براي احقاق حقوق و خود مختاري خود مي جنگند، به اساس شرايط خاص منازعات مسلحانه بين المللي خوانده مي شوند.
منازعات مسلحانه غيربين المللي  شامل درگيري ميان نيروي هاي نظامي يک دولت و گروه هاي مسلح سازمان يافته غير دولتي يا فقط ميان گروه هاي منظم غير دولتي مي شود.
حقوق بين الملل بشر دوستانه داراي 7 اصل مي باشد که عبارتند از: اصل رفتار انساني بدون تبعيض، اصل ضرورت نظامي، اصل تحديد تسليحات، اصل تفکيک، اصل تناسب، اصل عدم تقابل و اصل احتياط.
از آنجا که هدف اصلي حقوق بين الملل بشر دوستانه محدود ساختن و يا کاستن رنج و درد ناشي از جنگ و تا حد امکان حمايت و کمک به قربانيان آن مي باشد، بايد اصول فوق براساس کنوانسيون ژنيو که در سال 1864 به تصويب رسيد در منازعات مسلحانه رعايت شوند. 
قابل تذکر است که وقتي جنگجويان به دست دشمن مي افتند، خواه به دليل گرفتاري يا تسليمي، از حالت اسير جنگي برخوردار مي گردند. در اين صورت آنها به خاطر سهمگيري فعال در مخاصمه نبايد مورد تعقيب عدلي قرار گيرند و يا مجازات شوند. در واقع، جنگجويان حق دارند که مستقيما در منازعه ها سهم بگيرند و از وضعيت مصوونيت قضايي برخوردار گردند. فقط در صورتي که آنها مرتکب جرايم جنگي شده باشند مسوول پنداشته مي شوند و مورد تعقيب عدلي قرار خواهند گرفت. به عبارت ديگر، توقيف اسيران جنگي شکلي از جزا نيست؛ بلکه وسيله اي است تا از سهم بيشتر آنها در منازعه جلوگيري شود. بعد از پايان منازعات مسلحانه فعال، آنها بايد آزاد و دوباره به وطن خويش برگردانده شوند. با اسراي جنگي بايد برخورد بشري صورت گيرد و هر نوع اعمال خشونت آميز، ارعاب و توهين در برابر آن ها ممنوع مي باشد.
طرف هاي درگير در منازعه مسلحانه، تمام دولت ها و جامعه بين الملل مکلف اند تا به حقوق بين الملل بشر دوستانه احترام نمايند. بنابراين، طرف هاي درگير منازعه فقط مي توانند بالاي جنگجويان و اهداف نظامي حمله کنند و جمعيت ملکي، به ويژه زنان و اطفال، نبايد مورد حمله قرار گيرند. اهداف مخصوص نظامي عبارت است از تاسيسات، ساختمانها و جاهايي که در آنجا جنگجويان دشمن موقعيت دارند. زماني که از اشياي ملکي استفاده نظامي صورت مي گيرد مانند خط آهن ملکي که از آن براي انتقال سلاح ها و جنگجويان استفاده مي شود نيز اهداف نظامي به حساب مي آيد.
متاسفانه امروزه قواعد جنگي در منازعات، کم تر مورد توجه مي باشد و افراد و اشياي ملکي به صورت عمدي و غيرعمدي هدف حملات نظامي قرار مي گيرند. زنان و اطفان آسيب ترين قشر در منازعات مسلحانه بين المللي و غيربين المللي مي باشند.
تروريسم موجب نگراني جدي در مورد نقض حقوق بشردوستانه مي باشد. گروه هاي تروريستي نه از قواعد جنگ چيزي را مي دانند و نه به قوانين بين المللي احترام دارند. آنها در حملات شان از هر وسيله اي ممکن و در هرمکان استفاده مي نمايند. هدف قراردادن افراد ملکي به شمول زنان و کودکان، گروه هاي خدماتي و مذهبي، معلمان، اساتيد دانشگاه ها، مکان هاي مقدس، شفاخانه ها، مکاتب، دانشگاه ها، تاسيسات ملکي، مکان هاي پرجمعيت و... بارها صورت گرفته است و هنوز ادامه دارد. همچنان، گروه هاي تروريستي در سوريه، عراق، افغانستان، نيجريه و... بدترين و خشونت بار ترين رفتار را با اسراي جنگي دارند. آنها حقوق، حيثيت و کرامت انساني آن هارا به صورت آشکارا نقض مي کنند و براي ايجاد رعب و وحشت در منطقه اعمال ضد انساني شان را ضبط و پخش مي نمايند که اکثرا موجب آسيب روحي و رواني افراد مي شود. اعمال مذکور، نه تنها مخالف حقوق بين الملل بشر دوستانه مي باشند؛ بلکه با ارزش هاي ديني و اخلاقي نيز کاملا در تضاد اند و بايد از چنين رفتارهاي ضد بشري پرهيز شود و عاملان آن مورد تعقيب عدلي و قضايي قرار گيرند.
گفتار خودرا به نقل قول از جين جاکويس راسو خلاصه مي کنم، چنانچه وي مي گويد: «منازعه ارتباط بين يک انسان و انسان ديگر نيست بلکه رابطه بين حکومت ها است که افراد تصادفاً در اثر آن باهم دشمن مي شوند؛ نه منحيث انسانها يا حتي باشندگان بلکه منحيث عساکر. چون هدف جنگ ويراني حکومت دشمن است لذا از بين بردن مدافعين آن تا زمانيکه سلاح حمل مي کنند قانوني است؛ اما زمانيکه آنها سلاح خودرا به زمين مي گذارند و تسليم مي شوند، آنها ديگر دشمن يا افراد آنها پنداشته نمي شوند، و يکبار ديگر آنها به افراد ملکي يا عادي تبديل مي شوند و از بين بردن آن ها قانوني پنداشته نمي شود.»

دیدگاه شما