صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۲۷ میزان ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

جهانی شدنتروریسم وراهبرد مقابله با آن

-

جهانی شدنتروریسم وراهبرد مقابله با آن

هر چند که افغانستان از پدیده ترور و دهشت آسیب های فراوان دیده است، اما خطر تروریسم، چیزی نیست که در دنیای اکنون به جغرافیایی خاص خلاصه شود. واقعیت آشکار ساخته است که تروریسم، هر روز شیوع بیشتری مییابد و نواحی بیشتر را حتی در سرزمین های اروپا و آمریکا تحت تأثیر قرار می دهد. این خود می رساند که اندیشه و ظرفیتهای تروریستها بـرای تـحمیل خـسارت، حد و مرزی نمیشناسد و اگر کنترل نشود جهانی خواهد شد.  از دیگر جانب آنچه که میزان نگرانی ها را افزایش می دهد اینست که موانع علمی و فنی موجود بر سر راه دستیابی به سـلاحهای کـشتار جـمعی در اثر جهانی شدن و تکثیر این گونه سلاحها، بسیار کاهش یافتهاند.
امکانات فنی و فناوری های دنیای مدرن، هم اکنون غیر قابل کنترل است و بیم آن می رود که تروریستها حتی بدون حمایت دولتها، نیز به اینگونه سلاحها دسترسی پیدا کند.  امکان دسترسی به فناوری های روز، تهدید های نا متقارن را افزایش داده است و در این تهدید های نا متقارن، مـحدودۀ سرعت و دقت عمل در حال تحول است و بیشتر به نفع حملهکننده است. نفوذ تروریست ها حتی در محیط های امن کشور های اروپایی چون ایستگاه های مترو و محیط های حفاظت شده با فناوری روز، این واقعیت را غیر قابل انکار می سازد.
سایه تروریسم هم اکنون آرامش را از کشور های فراتر از کانون های بحران نیز فراگرفته است. بنا بر این از آنجایی که تروریسم یک پدیـده بـین المـللی است نیازمند واکنش همه ملت ها می باشد. چه آنکه هم اکنون، تروریسم را نمی توان به مثابه یک کشور مشخص یا یک نـیروی نـظامی قابل تعریف، شناسایی کرد. بلکه تروریسم شبکه ای از اشخاص و گروههای هستند که در کشورهای متعدد و در میان ملت های مختلف استقرار دارنـد. حضور شهروندان برخی کشور های اروپای در شبکه داعش، ذهن تحلیل گران را به یک سایه مبهم و هراس انگیز متوجه می سازد.
تروریسم هر چند که به شکل گروه های غیر دولتی چون داعش و طالب مطرح هستند ولی این بدان معنا نیست که ریشه در میان مردم نداشته باشند و از کمک های دولتی بهره مند نشوند. تجهیزات و مدیریت جنگ های پارتیزانی این گروه ها نشان می دهند که از یک فکر مهندسی شده استخباراتی قوی و تجهیزات مدرن دولتی برخور دارند.
هرچند که برخی کشور ها منافع زود گذر شان را در حمایت از گروه های دهشت افکن تعریف کرده اند، ولی جامعه جهانی باید این کشور ها را ناگزیر بسازند که سیاست های شان را تغییر بدهند و اصول پذیرفته شده حقوق بین الملل را رعایت کنند.
اگـر جـامعه بین المللی این خواست را به صورت مشترک داشته باشند، تروریسم و حامیان آن را خیلی راحت وادار خوهند ساخت. اما مشکل در این جاست که این اراده مشترک تا هنوز شکل نگرفته است.
اما آنچه که ذهن ملت ها را در این مورد متوجه می سازد اینست که جامعه جهانی باید نقش مهمتر و شاخصتری به سـازمان مـلل بـرای طراحی و اجرای ‌‌مبارزه ضد تروریستی بدهد. زیرا در غیر این صورت هر کشوری که این مسؤلیت را بر عهده بگیرد از منافع و سیاست های حاکم در وضعیت موجود متأثر خواهد بود. به همین دلیل است که  بسیاری از کشورها خواهان آن هستند که اقتدار بیشتر و مسئولیت فـرایندهتری بـه سـازمان ملل متحد داده شود و شورای امنیت با قدرت بیشتری به اتخاذ واکنشهای لازم و اقـدامات نـظامی علیه تروریسم بپردازد.
منشور سازمان ملل متحد نیز فلسفه وجودی این سازمان را حمایت از اصـول بـنیادین حقوق بشر،کرامت و ارزش انسان ها و تحقق صلح پایدار جهانی مطرح کرده است.
سازمان ملل متحد برا ی اولین بار از طریق مجمع عمومی،کمیته موقت تروریسم را در سـال 1972 ایـجاد کرد.
پس از یازده سپتامبر نیز، شورای امنیت دو قطعنامه 8631 و 3731 را  در همین زمینه صادر کرده است.
در این  قـطعنامه ها ضـمن محکوم کردن حملات تروریستی به آمریکا، تروریسم را تهدیدی علیه صلح و امـنیت بـینالمللی دانسته و دفاع فردی و جمعی از خود را برای آمریکا به رسمیت میشناسد.
سازمان ملل از  تمامی دولتها در خواست کرده است که با هـمکاری یـکدیگر عاملان ، سازمان دهندگان و حامیان این حملات را تسلیم عدالت نمایند. نکته حایز اهمیت اینکه در بند سوم قطعنامه تـأکید شـده،  تمام کسانی که به عاملان، سازمان دهـندگان و حـامیان ایـنگونه اقدامات کمک مالی و از آنها حمایت‌‌ کرده بـاشند نـیز مسؤل شناخته خواهند شد.
سازمان ملل متحد در همین قطعنامه ها، از جامعه بینالمللی درخواست کرده  تا بر تـلاشهای خـود برای پیشگیری از اقدامات تروریستی بـا هـمکاری و اجرای کـامل کـنوانسیونهای بـینالمللی ضد تروریستی شورای امنیت بیافزایند.
در قـطعنامه 3731، نیز به مبارزه علیه اقدامات تروریستی که صـلح و امـنیت بینالمللی را به هر طریقی و بـا هـر وسیلهای به خطر میاندازد، تأکید بیشتر شده است.
اما سخن اینجاست که سازمان ملل متحد تا هنوز این تأکیدات را بر برخی کشور های که حمایت آن از گروه های تروریستی محرز است، اعمال نکرده است. سازمان ملل متحد وظیفه و مسؤلیت اش را در قبال حمایت پاکستان از گروه های حقانی و دیگر شبکه های هراس افکن آن گونه که باید، انجام نداده است. از این رو، به نظر می رسد که سازمان ملل متحد و شورای امنیت تنها با صدور قطع نامه نمی تواند، مسؤلیت قانونی خود را ایفا کند و صلح پایدار را در سطح بین الملل نهادینه سازد. بنا بر این، سازمان ملل متحد باید یک تلاش جدی جهانی  را برای تعقیب و دستگیری تروریستان و فشار بر حامیان آن ها، راه اندازی نماید.
در کنار اعمال فشار بر حامیان مشخص گروه های تروریستی، دعوت و برنامهریزی برای مشارکت و حمایت کشورهای عرب و مسلمان در مبارزه جـهانی عـلیه تروریسم نیز از جمله اقداماتی بنیادین است که تا هنوز صورت نگرفته است.
تجربه دوران جنگ سرد نشان داده است که هرنوع مبارزه رهای سازی،  باید با کمکهای پولی و اقتصادی به جوامع فقیر و عقبمانده همراه باشد. برای مبارزه با تروریسم در کشور مانند افغانستان باید تلاش شود تا برای ایـجاد رژیم سیاسی با ثـبات، کـمکهای اقتصادی نیز مد نظر قرار گیرد. چه آنکه دولت های ضعیف و ورشکسته همیشه در معرض بحران و هزینه مضاعف جامعه بین المللی قرار دارد. جنگ افغانستان و بهخصوص عـراق ثـابت نموده است که  ضعف دولت های پس از بحران،  به‌‌ سازمانهای تروریستی این امکان مجدد را میدهد که از هرجومرج به وجود آمده در جهت عضوگیری و آموزش نیروهای خود عمل نمایند و دست به اقـدامات تـروریستی بیشتر بزنند.

دیدگاه شما