صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۲۷ میزان ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

سلب آرامش شهروندان باآلودگی صوتی شبانه‌روزی

-

سلب آرامش شهروندان  باآلودگی صوتی شبانه‌روزی

علاقه مندي به شهر نشيني سبب شده است دامنه شهرها روز به روز گسترش يابد. شهرکهاي جديد مثل قارچ هر روز از زمين سر بر مي آورد و خانههاي بلند منزل هرماه بر بلندي اش افزود ميشود. جمعيت در شهرها به صورت سرسام آوري سير صعودي را طي ميکند.  هر مقدار که خانههاي بلند ساخته ميشود باز کمبود مسکن احساس ميشود. شهرهاي کوچک به سرعت به «کلان شهر» تبديل ميگردد. رسيدن به شهر آرزوي همه کساني است که هنوز موفق به آن نشده است و شايد در تلاش است که زمينه تحقق اين آمال را هرچه زودتر فراهم نموده، به سيل عظيم کساني ملحق گردد که به اصطلاح در زير آسمان شهر نفس ميکشند!
اما شهر نشيني جداي از تعميرات سخت افزاري، اگر زيرساختهاي فرهنگي آن درست بنا نشده باشد، نه تنها لذت بخش نيست که چه بسا مايه رنج و عذاب باشد. گردهم آمدن انسانهاي مختلف از هر ده و روستا و با گرايشها و آداب رفتاري مختلف در کنار مزايايي که ممکن است داشته باشد، چالشهاي زيادي را بوجود ميآورد.
در کنار بسياري از مشکلات شهر نشيني، يکي از چيزهاي که زندگي در شهر را به شدت دچار مشکل نموده است«آلودگي صوتي» است. آلودگي صوتي در شهر از پيامدهاي طبيعي است و شايد نتوان شهري را در جهان پيدا نمود که کاملا آرام و ساکت باشد، اما اين پديده وقتي مشکلساز مي شود که هم سطح و هم ميزان سروصدا از حد عادي خارج گرديده و بيش از حد مجاز شود که در اين صورت تحمل آن براي شهروندان طاقت فرسا مي شود.

آلودگي صوتي روزانه
روزها انواع آلودگي صوتي در کوچهها و پس کوچههاي شهر در مناطق مسکوني توسط افراد با انواع و ابزار مختلف توليد ميشود. کساني که نان خشک و يا آهن پاره و به طور کلي ضايعات جمع مينمايند با نصب لاسپيکر و گردش در کوچهها آرامش را از ساکنان محله سلب مي نمايند، هنوز آنها از کوچه نگذشته است که سوداگر پياز و کچالو و بادمجان رومي و ... از راه ميرسد و باصداي ممتد لاسپيکرش روح و روان مردم را مي آزارد، اين چرخه در طول روز همينگونه ادامه مييابد. اين صداها وقتي مانند پتک به معز آدم اصابت ميکند که از سرکار، خسته و کفته به خانه ميآيد و نان ظهر را خورده ميخواهد دمي بيارامد که نوبت «آيسکريم فروشها» ميرسد. اين بار اين گروه گوي سبقت را از ديگران ربوده و پشت سرهم با صداي خشنتر و بلند تر از راه ميرسند. گويا در کوچه آتش سوزي اتفاق افتاده است و گروه اطفاي حريق وارد مي شوند و با آژير ممتد شان سکوت کوچهها را مي شکند. هنوز صداي يکي از فضاي خانه ها محو نشده است که صداي دومي از دور نزديکتر و نزديکتر مي شود و با صداي آمبولانسگونه خويش بي وقفه و ممتد، زندگي آرام را براي ساکنان خانهها تلخ ميکند و خواب را براي کساني که نيازمند استراحت است حرام مي نمايند.

آلودگي صوتي شبانه
ماجراي ناآرامي فقط مربوط به روز نشده، بلکه داستان شب از قصه روزها غم انگيزتر و تلختر ميباشد. شب براي رفع نيازهاي بشر يعني رفع خستگي قرار داده شده است و سبب سکون و آرامش ميگردد. قرآن تصريح ميکند که «ماشب را مايه آرامش و سکون قرار داديم» باخستگي در روز، انسان شديدا نياز به استراحت و تجديد قوا دارد که با يک خواب عميق در شب اين نياز برطرف ميگردد. درشب فروشندگان دوره گرد اگرچه درکوچهها ديده نميشوند؛ اما اين مزاحمت، توسط گروه و موجودات ديگر تعقيب ميشود. اما شور بختانه اين وظيفه «ايجاد آلودگي صوتي» را شيفت شب قويتر از شفت روز به انجام ميرسانند.
آري اکنون نوبت به سگهاي خانگي است که بايد با شنيدن کوچکترين صدا به رسم وظيفه شروع به پارس کردن مي نمايد. عَو بزند و قَو بزند. يکي از بدترين فرهنگ رايج در کشور و مخصوصا در شهر، نگهداري سک در خانه ها، مي باشد. اکثر مردمي که فعلا در شهر کابل زندگي ميکنند، دوست دارند درخانه خويش سک داشته باشند. نگهداري سک در دهات و روستاها و کساني که در بيابان زندگي ميکنند و کوچ نشين هستند ممکن است خوب باشد و يا ضرورت داشته باشد، تا براي نگهداري از باغ و رمه، سگي هم داشته باشند، اما وجود سگ در زندگي شهري به هيچ عنوان با ساختار محيطي سازگار نيست؛ زيرا نزديکي خانهها و فاصله اندک خانهها بايکديگر، کوچکترين سر و صدا براي همسايگان مزاحمت ايجاد ميکند، از اينرو بايد کساني که در شهر زندگي ميکنند، به اين نکته متوجه باشند که وجود سگ در خانه، جدا از خطر بهداشتي و آلودگي براي خانواده و جدا از مسايل شرعي و مسايل بهداشتي و طهارت؛ براي همسايگان که اطراف خانه او زندگي ميکند قابل تحمل نمي باشد. فرهنگ دهاتي با زندگي شهري در بسياري از موارد، از جمله همين مورد، همخواني نداشته و نگهداري هرنوع حيوانات موجب اذيت و آزار کساني ميشود که از شانس بد، همسايه ديوار به ديوار او گرديده است. اين تکليف عقلي و وظايف شهروندي است که شهروندان نسبت به همسايگان خويش، با رفتارهاي ناشايست خويش سلب آسايش ننموده و حق مسلم شان را سلب نکنند. به علاوه الزامات عقلي، تکليف شرعي هم ايجاب ميکند که حقوق همسايه را مراعات نماييم. اين موضوع از ديدگاه ديني بيش از حد مورد توجه و تاکيد بوده است.
«حق جوار» در اسلام به قدرى اهميت دارد كه در وصاياى معروف امير مؤمنان(ع) مى‏خوانيم: «آن قدر پيامبر (ص) در باره آنها سفارش كرد، كه ما فكر كرديم شايد دستور دهد همسايگان از يكديگر ارث ببرند»  اين حديث در منابع معروف اهل تسنن نيز آمده است، در تفسير المنار و تفسير قرطبى از بخارى نيز همين مضمون از پيامبر (ص) نقل شده است. در حديث ديگرى از پيامبر (ص) نقل شده كه در يكى از روزها سه بار فرمود:«به خدا سوگند چنين كسى ايمان ندارد»؛ يعني كسى كه همسايه او از مزاحمت او در امان نيست!
باز مسئله به همين جا پايان نمي پذيرد، بعد از سروصداهاي سگهاي خانه، در طول شب هنوز محله آرامش خود را باز نيافته است که سحر از راه ميرسد و اينک نوبت به لاسپيکرهاي مساجد محله ميرسد، حال اين لاسپيکر مساجد محله است که باتمام قدرت و نهايت درجه روشن ميشود تا سکوت شب را بشکند و خفتگان به خواب راحت را از خواب گران بيدار سازد. البته که «آذان» از شعاير بلند ديني است کسي که معتقد به دين و شعاير اسلامي باشد آن را با جان و دل ميپذيرد و نميتواند آن را انکار کند. از لازمه جامعه ديني، داشتن شعاير اسلامي و مناسک ديني است، اما آنچه آزاردهنده ميشود برخورد سليقهاي ملا امامان مساجد است. اين جنابان پس از آذان و اعلان وقت نماز براي مردم، در سحرها، اداي نماز را هم با صداي بلند از لاسپيکرهاي که در مأذنه به چهار طرف قرار داده شده است و مسلط بر خانه و جان مردم ميباشند اقامه مينمايند. تازه تنها به نماز هم خلاصه نمي شود، سخنراني و نصايح پس از نماز، دعا و تلاوت قرآن نيز بايد از پشت لاسپيکر اجرا شود تا صواب بيشتر کمايي کند. اين  است که از اول شب تا سحر و تا پس از سحر، توسط حيوان و انسان، خواب مردم محله آشفته گشته و رؤياي آنان در طول شب چندين بار ويران ميشود. اين موضوع مخصوصا براي کساني که مريض هستند و تکليف دارند و يا در خانه اطفالي دارند که نياز به آرامش و خواب راحت دارند  بيش از پيش آزاردهنده و غير تحمل ميشود.
زندگي در شهر بدون زيرسازههاي فرهنگي اينگونه به جهنم تبديل ميشود و حتي طبيعي ترين حق مردم يعني خواب آرام از شهروندان سلب ميشود و آرامش مردم شهر با انواع آلايندههاي صوتي با ابزارهاي مختلف و در زمانهاي مختلف توسط بسياري از شهروندان بي انصاف گرفته ميشود و اينچنين رنج دايمي بر رنجهاي بي شمارشان افزوده ميگردد.

دیدگاه شما