صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

یکشنبه ۲۹ اسد ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

کتاب خانه های خیالی دارالمعلمین های خصوصی

-

کتاب خانه های خیالی دارالمعلمین های خصوصی

کتاب، بنیاد تحولات زندگی بشر در طول تاریخ بوده و هست. داده¬ها  و اطلاعات درمسیر تاریخ به وسیله همین پدیده ثبت و ضبط شده و تا روزگار ما رسیده است. کتاب در تغییر معادلات جهان و مسیردادن یک ملت به سمت و سوی زندگی و آینده ی دقیق تر و روشن تر، نقش سخت برجسته و اساسی دارد. اساس بسیار از دست¬آوردهای بشر کتاب و اطلاعات بوده که در درون این کتاب ها ماندگار شده. کتاب در جامعه چنان نقش و قدرت دارد که بسیار از انقلاب های بزرگ جهان را سروسامان داده و به اوج رسانیده. چنانچه کشور روسیه از آثار گران سنگ تولستوی که درونمایه ی حماسی و احساسی داشته چندین بار به عنوان نیروی تحرک و پویایی مردم استفاده کرده و با آن شعارها مردم را به مصاف بزم و نبرد با دشمن کشانیده و در هدف دفاع از سرزمین و خاک شان سود جسته. شاید جایی دیده و خوانده باشیم که هنگام چاپ و نشر کتاب «بینوایان» وکتور هوگو دولت فرانسه در خیابان ها و مراکز کتاب فروشی گارد ویژه بسیج کردند تا از هجوم سرسام آور مردم، کنترول و نظارت صورت بگیرد. صدها اثر فوق العاده و شگفت آور دیگر از دیگر نویسندگان دنیا موج از تحول و تغییر را در جهان ایجاد کردند. اندیشه ی آنان چنان به سرعت جهان را در نوردیدند و در خون و گوشت و پوست مردم جهان جا گرفتند که تصورش حتا سخت است. این است قدرت، جایگاه و نقش و فایده ی کتاب در زندگی انسان. روزگاری با متن از علی شریعتی روبرو شده بودم که در آنجا یاد آور شده بود که: دلیل آوردن برای اهمیت کتاب، شبیه دلیل آوردن برای اهمیت خورشید است. این جمله شاید لفظ به لفظ یادم نمانده باشد؛ ولی مفهومش همین بود. خیلی عمیق و جالب است، یعنی خورشید اهمیتش پیداست و حتا نیاز به دلیل و برهان ندارد. کتاب نیز همین طور است.
دارالمعلمین های خصوصی یکی از شرایط فعالیت شان، داشتن کتابخانه است. کتابخانه با کتاب های مورد نیاز در رشته های که آغاز به فعالیت می نمایند. یعنی اگر یک دارالمعلمین در چهار، پنج یا شش  رشته دانشجو می پذیرد و درس می دهد باید در تمام همین شش یا پنچ رشته کتاب های گوناگون و معتبر علمی آماده کند، تا دانشجوان در جریان تحصیل از آن کتاب ها، بهره برده در غنامندی و رشد دانش و آگاهی شان کمک بگیرند. به همین دلیل، داشتن کتاب خانه یکی از اصلی ترین نیاز همه نهادهای آموزشی و به ویژه دارالمعلمین ها است. دارالمعلمین¬ها مطابق قانون باید کتابخانه داشته باشند. بدون کتابخانه قانون جواز فعالیت برای شان نداده است. البته داشتن کتابخانه یکی از شرایط دارالمعلمین ها است، در کنار این شرط ، چندین شرط دیگر نیز وجود دارد که ذکر آن در این جا مورد ندارد. مسوولان دارالمعلمین های خصوصی هنگام ثبت و راجستر و گرفتن جواز با هزار نیرنگ و ترفند بدون مهیا کردن کتابخانه جواز فعالیت دارالمعلمین را به دست می آورند. شوربختانه باید یاد آور شوم که در این قسمت کاملا ریاست تربیه معلم مسوول و مقصر است.
پرسش اصلی این است که چطور بدون کتابخانه، مسوولان دارالمعلمین ها جواز فعالیت به دست می آورند؟ نداشتن کتابخانه و جواز فعالیت گرفتن برای دارالمعلمین های خصوصی به معنای عدول کردن و زیر پا گذاشتن یکی از شرایط اساسی دارالمعلمین و فعالیت آن است؛ پس چی کسی روی قانون پا می گذارد؟ آیا قانون شکنان کارمندان ریاست تربیه معلم نیست؟ دارالمعلمین های خصوصی جواز فعالیت های شان را از آسمان دریافت نمی کنند، بلکه از طرف ریاست تربیه معلم به دست می آورند. کارمندان این بخش دقیقا در این مسأله نقش دارند. یا این مسآله را جدی نمی گیرند و از دقت بر آن چشم پوشی می کنند و یا هم با معامله و معادله ی پنهانی با متخلفین و قانون شکنان هم دست و هماهنگ اند. اگر این طور نیست این همه دارالمعلمین خصوصی بی کتابخانه چگونه جواز فعالیت به دست آوردند؟
قابل یاد آوری است که شمار اندک از دارالمعلمین ها، کتابخانه دارند، آن هم فقط به نام کتابخانه اند، چند تا جزوه درسی کهنه و فرسوده و چند تا کتاب به درد نخور را در قفسه ها جابجا نموده بر آن نام کتابخانه را گذاشتند. شاید پیدا نشود دارالمعلمین که کتابخانه به مفهوم واقعی  آن مهیا کرده باشد و دانشجویان در کارهای تحقیقی شان از آن استفاده کنند. اگر هست شاید استثنا باشد. و بر صاحبان این نوع دارالمعلمین باید درود و آفرین گفت.
پیامد ناگوار این روند خشک  و سخت ساختار زده ی دارالمعلمین های خصوصی، فقط و فقط شامل حال دانشجویان می شود. دانشجویان که دوسال تمام، عمر، پول، زمان و زندگی شان را سپری می کنند تا از این طریق راهی به هدفی بیابند؛ بی هیچ دست آوردی پس از دوسال از این دارالمعلمین های خصوصی فارغ می شوند. از طرف دیگر، برای بنیانگذاران دارالمعلمین های خصوصی این بی کتابی و زمان هدر دادن واهی و بی دست آورد، به معنای برد اقتصادی است. صاحبان دارالمعلمین خصوصی به جای ایجاد کتابخانه، کارهای تجارتی می کنند. پول و درآمد دارالمعلمین را به غم و درد اقتصادی شان می زنند. دانشجویان حتی نمی توانند برای اندک ترین کارهای تحقیقی و سمینارهای صنفی شان به کمترین کتاب و منابع دسترسی داشته باشند.  اقتصاد ضعیف مردم یاری نمی کنند که همه کتاب های مورد نیاز شان را از بازار خریداری کنند، در نتیجه سیستم و جریان درس و بحث به چالش و موانع بر می خورد. دانشجویان مجبور و ناگزیر است که برای پیدا کردن موضوعات و مطالب مورد نظر شان دست به دامن انترنت شوند و معلومات دقیق و نادقیق، علمی و غیر علمی، سنجیده شده و نا سنجیده شده را از انترنت کاپی کنند؛ چون دیگر راهی ندارند و دست شان از دامن کتاب ها کوتاه است.
با این روند فلج و ناکارآمد ما هرگز صاحب معلمان متخصص، مسلکی، با دانش و با تجربه نمی شویم. بدون خواندن کتاب، بدون پژوهش و تحقیق، بدون دسترسی به منابع معتبر، بدون مواد  و ابزار آموزشی کارشناس شدند و تجربه و تخصص به دست آوردن امر ناممکن است. امیدوارم که ریاست تربیه معلم، کمی خودش را تکان داده، نگاهی و گوشه ی چشمی به دارالمعلمین های خصوصی بیندازد و از نگاه کیفی درس و روند درسی را بررسی و نظارت کند. رسالت ریاست تربیه معلم، تربیه معلمان ورزیده و کارکشته است نه معلمان مدرک به دست و ناپخته و بی دانش.
ادامه ی این وضعیت سخت بی نظم و نا کارآمد در دارالمعلمین های خصوصی، به معنای مرگ کامل دانش و خرد و رشد جهالت و ظاهرزدگی است. بی کتاب، بی تحقیق، بی منابع، بی مطالعه، بی کیفیت، بی نظارت، بی کنترول و .... راهی ما به ترکستان خواهد بود و فردای ما بدتر از امروز ما خواهد شد.

دیدگاه شما