صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۲ قوس ۱۳۹۶

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

حقوق شهروندی معتادان

-

حقوق شهروندی  معتادان

معتاد فردی است که در اثر استعمال مکرر و مداوم متکی به مواد مخدر یا ادویه یا سایر مواد است و دارای مشخصات و علایم ویژه می باشد. اعتیاد به موادمخدر یکی از معضلات مهم کشورهای جهان بخصوص برای کشور ما به حساب می آید این بلای خانمانسوز در سالهای اخیر به صورت عریان چهره گشوده است، سلامتی جسم و جان جامعه و برخی خانواده ها را به چالش جدی مواجه ساخته است. مافیای مواد مخدر و باندهای تبهکار پول و ثروت، انواع مواد مخدر را در اختیار مشتریان خود قرار می دهند. امروزه انواع مواد مخدر در دسته های سه گانه سستی زا، توهم زا و نیرو زا بازار مصرف معتادان را اشباع کرده است برخی مواد سستی زا است مانند تریاک، سوخته تریاک، شیره مطبوخ تریاک، مورفین وهروئین و دسته دیگر مواد توهم زا است که به شکل طبیعی مانند حشیش، مسکالین و میکالین است یا به شکل مصنوعی است مانند ال اس دی و دسته سوم مواد توان افزا است مانند کوکائین، خات، امفتامین ها و سایر مواد مخدر خطرناک مانند شیشه و کریستال و کراک که به راحتی قابل دسترس است و نیرو و ایمان جوانان منطقه و از جمله مردم ما را هدف قرار داده است.
غفلت و ساده اندیشی جوانان و مشکلات زندگی باعث شده که به راحتی جوانان در دام این مواد افیونی و ویرانگر قرار بگیرد بدین ترتیب سایه شوم اعتیاد بر زندگی خیلی از خانواده ها گسترده شده و کانون گرم زندگی خانواده ها را به سردی کشانده و چه بسا پیوند های عمیق زناشویی را پاره کرده و دردهای بی درمانی را متوجه  همشهریان ساخته است که اگر مهار نگردد ممکن است این فاجعه دامن خیلی از جوانان و خانواده های دیگر را آلوده سازد.

پل سوخته نمایش تراژدی انسانیت :
اگر چهره زشت اعتیاد در جاهای دیگر ملموس نباشد درپل سوخته کابل به راحتی می توان چهره مخوف و زشت آن را مشاهده کرد. پل سوخته در واقع نمایش تراژدی انسانهای سوخته است که خود یک نمایشگاه تمام عیار از ورشکستگی انسانیت و خرد انسانی است. جایی که انسانیت در آنجا رنگ می بازد و آدمیت از اوج عزت تا حضیض ذلت سقوط می کند. در این جا معتادان تبدیل به مجسمه های متحرکی شده است که در یک دور باطل به اطراف خود می چرخد و برای لقمه نانی تمام شرف و حیثیت  خود را به حراج می گذارد و در برزخ مرگ و زندگی برای زنده ماندن تقلا می کند. وضعیت رقتبار آنان به گونه¬ای است که روح و عواطف هر انسانی را جریحه دار می سازد؛ گرچه که ممکن است عده ای برداشت دیگر از این وضعیت داشته باشد و با نگاه تحقیرآمیز به آنها بنگرند و دردل زمزمه کند که «خود کرده را تدبیر نیست.» ولی عده ای دیگر نگاه ترحم آمیز شان را بر وضعیت  آنان مرور کرده و به حال زار شان دل می سوزانند، اگرعابران بی صدا از کنا ر این نسل سوخته بی تفاوت می گذرند و برای شان فقط یک تماشا به حساب می آید، شاید به شکلی قابل توجیه باشد؛ ولی بی تفاوت گذشتن مقامات و رهبران جامعه از کنار این حادثه و رها کردن معتادان بحال خود شان در برزخ مرگ و زندگی از سوی دولت به هیچ وجه پذیرفتنی نیست .
بهر حال اعتیاد فعلاً یک چالش جدی برای جامعه  و بخصوص دولتمردان است. حقوق شهروندی ایجاب می کند که افراد طرد شده از سوی خانواده های شان باید مورد حمایت دولت قرار گیرد و دولت آنها را در کمپ ها و مکانهای باز پروری و اصلاح جذب کند، تا بدن بیمار گونه آنها سم زدایی شده و سپس براساس روش و متدهای علمی تحت مداوا و معالجه قرار گیرد. دولت باید تلاش کند تا افراد معتاد دوباره باز پروری شده و به آغوش خانواده و جامعه برگردند، درصورتی که  دولت به این وظیفه قانونی و انسانی خود توجه نکند، بدون شک جمعیت معتادان رو به افزایش خواهد گذاشت و معتادانی که از نظر جسمی تا هنوز تحت تاثیر کامل مواد اعتیاد زا قرار نگرفته  در جمع معتادان خطرناک اضافه خواهد شد.

نگاه انسانی به معتادان:
قبل از انجام هرکاری نسبت به معتادان باید مردم و دولتمردان نگاه شان را نسبت به اعتیاد و معتاد تغییر و تعدیل نمایند به معتاد به عنوان یک فرد بیمار نگاه کنند، نه به عنوان یک مجرم . اگر قبلا نگاه مردم به معتاد نگاه مجرمانه بوده است، ولی امروزه نگاه واقع بینانه و مصلحت جویانه آن است که نگاه ما باید نسبت به آنها مانند نگاه به افراد مریض باشد تا هم نگاه انسانی ما به آنها بیشتر معطوف شود و هم از واقعیت دور نیافتیم . با توجه به مطالعات و شنیدنی هایی که از زندگی تلخ معتادان بدست آوردم به این جمع بندی رسیده ام که نمی شود همه معتادان را به  یک چوب راند و همه را مقصر در اعتیاد دانست. درست است که تعداد زیادی آنان تحت تأثیر القائات و وسوسه های رفیقان ناباب قرار گرفته و به راحتی در دام اعتیاد خود را گرفتار ساخته اند؛ ولی هستند تعداد دیگری که شرایط زندگی و غم سنگین غربت و آوارگی و بیکاری و مشکلات متعدد روزگار آنها را به راهی کشانده است که به اعتیاد ختم شده است. در این میان هستند کسانی که ناخواسته در چنگ اعتیاد گرفتار شده و بعد از اعتیاد متوجه شدند که کار از کار گذشته و راه بازگشتی وجود ندارد. گرچند این دسته نیز می توانستند در آوان اعتیاد با تصمیم قاطع خود را از مهلکه برهاند؛ ولی بدخلقی های خانواده و اطرافیان و برچسب اعتیاد زدن به آنان و نبود انسانهای دلسوز و راهنماهای ورزیده و نبود مکان مناسب ترک اعتیاد همه دست بدست هم دادند تا این جوانان مسیری را که ناخواسته شروع کرده اند ادامه دهند. برایند آنچه گفته شد این خواهد شد که برخی از معتادان بخاطر امتحان یا بخاطر پیشرفت کار و کسب انرژی بیشتر و یا در بعضی مواقع مواد را بخورد شان داده اند، بدون این که خود شخص نقشی در این مسئله داشته باشند. این دسته قابل ترحم و دلسوزی است و مقصر به نظر نمی رسند.
برایند آنچه گفته آمدیم این است که وضعیت اسفناک معتادان به گونه¬ی است که وجدان هر انسانی را به واکنش وا می دارد و عواطف انسانی را جریحه دار می سازد. معتادان تحت عناوین مختلف شایسته توجه است، اولا به عنوان یک موجود زنده ثانیا به عنوان یک انسان ثالثا به عنوان یک مسلمان رابعا به عنوان یک شهروند این حق را دارند که دولت و مقامات ذیربط حق شهروندی شان را پاس دارند. از جمله حقوق شهروندی شان امکانات صحی و تداوی و سرپناه مناسب و باز پروری است. علاوه بر دولت خانواده های معتادان نیز باید وظیفه خود شان را در قبال آنها انجام دهند و دست حمایتی شان را از سر معتادان بر ندارند، در غیر این صورت معتادان در وادی حیرت و بی کسی رها شده و سرنوشت شوم و خطرناکی در انتظار شان خواهد بود.

دیدگاه شما